برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت ...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 21 مرداد 1389-05:30 ب.ظ

نویسنده :کاربر

صدای پای فتنه, آمده شوید



نمی دونم دیگه چه فتنه جدیدی در  راه  است  که  حالا اوباما میاد و به مسلمانان تبریک می گوید,یادم میاد که این آقا برای سال 88 تبریک عید رو گفت و اون همه گرفتاری پیش اومد,خدا به خیر بگذرونه که ایشون برای ماه رمضان تبریک گفته ,خدایا خودت  کمک کن.........

پیام تبریک اوباما برای آغاز ماه رمضان



تصویر بزرگ

به نقل از جهان در بیانیه رئیس جمهور آمریکا گفته می شود:"من و میشل از طرف ملت آمریکا بهترین آروزهای خویش را تقدیم مسلمانان آمریکا و سراسر جهان می کنیم."


اوباما خاطرنشان کرد:"آداب رمضان یادآور اصولی که ما را متحد می سازند. همچنین نقش اسلام در دستیابی به عدالت، پیشرفت، میانه روی و اعتدال و زندگی شایسته برای تمام مردم است".

طبق گفته رئیس جمهور آمریکا، اسلام به عنوان دین برابری نژادی و دین متحد کننده انسان های مختلف شهرت دارد.

او گفت:"رمضان در آمریکا همچنین یادآور آن است که اسلام همواره بخشی از آمریکا بوده و مسلمانان آمریکا کارهای زیادی را برای کشور ما انجام داده اند."


نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 21 مرداد 1389-05:13 ب.ظ

نویسنده :کاربر

سخنان علامه حسن زاده آملی درباره رهبر معظم انقلاب

رهبر عظیم‌الشأنتا‌ن را دوست بدارید؛ او دلداری است كه دنیا شكارش نكرده

علامه حسن زاده

حضرت علامه حسن زاده آملی از علمای برجسته وسرشناس حوزه علمیه قم که به جهت مراتب ویژه علمی و عرفانی از استوانه‌های حوزه‌های علمیه به شمار می روند، در انتهای یکی از جلسات سخنرانی خود، عبارات مهمی را در شأن رهبر معظم انقلاب بیان فرموده‌اند. نظر به اهمیت این سخنان، رجانیوز متن کامل سخنان معظم له پیرامون سجایای رهبر معظم انقلاب را به همراه فایل تصویری سخنان ایشان در اختیار کاربران خود قرار می‌دهد:

رهبر عظیم‌الشأنتان را دوست بدارید. عالمی، عادلی،‌ رهبری، مؤمنی، ‌موحدی،‌ سیّاسی، دلداری، رهبری، انسان ربانی، پاك،‌ منزه، كه دنیا شكارش نكرده من جایی [سراغ] ندارم که عرض کنم.

همان که عرض کردم:

نه شكوفه‌ای، نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم / همه حیرتم كه دهقان به چه كار كشت ما را

قدر این نعمت عظمی را كه خدا به شما عطا فرمود، قدر این رهبرِ ولیّ وهمان عبارات كه سرور عزیزم جناب استاد حدادعادل، ارائه دادند؛ رهبری، ولیی، الهی.

الآن این انسجام ما، تكلیف شرعی ماست. مبادا عزیزان! آقایان مبادا! (این "مبادا" را توجه داشته باشید)

مبادا آقایان! اول انقلاب یادتان هست چند فرقه برخاستند كه می‌خواستند كشور را تجزیه كنند؟ حواستان جمع باشد، مبادا این وحدت ما را! مبادا این جمعیت ما را! مبادا این كشور علوی را! مبادا این نعمت ولایت را! از دست شما بگیرند.

الآن این انسجام ما، تكلیف شرعی ماست. مبادا عزیزان! آقایان مبادا! (این "مبادا" را توجه داشته باشید)

خدایا به حق پیغمبر و آل پیغمبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی، حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

و الهی آمین، الهی آمین، الهی آمین. بعدد كلماتت آمین.

تقدیم نامه

علامه حسن زاده آملی به مقام معظم رهبری که در ابتدای کتاب " انسان وعرفان "

همچنین حضرت علامه حسن زاده آملی در پی سفر رهبر معظم انقلاب به شهرستان آمل در سال 1377 کتاب "انسان و عرفان" خود را به ایشان تقدیم کرده‌اند، این متن ادبی و محبت آمیز به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الم تلک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین

با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم،جناب خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- ، این اثر نمونه دوران را اعنی،رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران ، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلدطیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران ، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می دارم، و عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.

یارب دعای خسته دلان مستجاب کن.

20/3/1377 حسن حسن زاده آملی



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 20 مرداد 1389-11:28 ب.ظ

نویسنده :کاربر

دیکتاتور در دیکتاتور



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 20 مرداد 1389-03:11 ق.ظ

نویسنده :کاربر

خامنه ای “ماه خدا”ست؛ رویت می شود

 

ماهی یکی دو شب، ماه غیبت می کند از چشم ما و برای رویتش باید نگاه را از گناه پاک کنیم و چشم به آسمان خدا بدوزیم. خدا می خواهد به ما بگوید؛ قدر ماه را در فراق خورشید بدانید که من می توانستم ماه را هم از چشم شما بگیرم و من چقدر خوشحالم که تا چند ساعت دیگر چشمم به جمال “ماه خدا” روشن می شود. “خامنه ای” ماه خداست و خدا دلش نمی آید در فراق خورشید، غیبت ماه را برای ستاره ها طولانی کند. این چند ساعتی که ما ماه را نمی بینیم، خدا ماه را می بیند. آری؛ خامنه ای ماه خداست و بی ولایت، روزه قبول نیست و نماز با زبان روزه به امامت حضرت ماه در بیت رهبری، بوسیدن روی ماه خداست که خامنه ای ماه خداست؛ رویت می شود. تا اذان ظهور به افق بقیه الله فقط باید به ماه قامت بست. موذن اذان بگو. ماه در آمده است. بخوان خامنه ای نماز ظهر را. تا غروب شب چیزی نمانده. این همه لشکر، ستاره های تو هستند ای ماه خدا. محراب تو تجلی نور است و آینه باید به تو بنگرد تا خود را ببیند. آینه زنگار دارد و تو زلالی. بلال نیست که برایت اذان بگوید اما عمار هست که برایت بمیرد. میثم تمار خرما فروش است، نه یوسف فروش. زبانش را لال کنند، با دلش می گوید؛ علی. ای حضرت ماه! گلوی ما را شاید ببرند اما فریادمان را هرگز. چشممان را شاید کور کنند ولی نگاه مان را نمی توانند. می دانی ای “آقا”ی ما، ای بابای ما! ما دلمان تنگ شده برای نماز به امامت ماه. قامت ببند؛ ما هوس نور کرده ایم؛ الله اکبر، خامنه ای رهبر. مرگ بر ضد ولایت فقیه.


قطعه 26



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 20 مرداد 1389-02:20 ق.ظ

نویسنده :کاربر

استفتایی از مرجع سبز



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 20 مرداد 1389-02:18 ق.ظ

نویسنده :کاربر

ارباب خراسانی

بی شمع تو در صبح غروب دل نورانی خویشم

                                                                  بی روی تو شرمنده هنگامه  بارانی خویشم

در وسعت تو شك ننمودم خبر ای دلبر غافل

                                                                 پهنای وجودت خبر آورد كه زندانی خویشم

قد رعنای تو در محفل آسایش هستی

                                                                 قد رعنای تو نفروشم و سرگرم پریشانی خویشم

در محفل تو شمع اصیل ازلی جای ندارد

                                                                این آیه روشن ده این آیه قرآنی خویشم

تا هست به دستم قلم و هست ز روحم اثری

                                                                عشق تو در بند و نشان دل روحانی خویشم

تا چشم زمین گرم نگیرد ز غم عشق

                                                                 من رهرو ارباب خراسانی خویشم



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 20 مرداد 1389-01:20 ق.ظ

نویسنده :کاربر

زاهد شدن فارسی 1 در ماه رمضان!

 

 روزه‌دارنی که خواب ندارند و بیداری سحرگاهان را به جان خریده‌اند بهتر از هر کس می‌دانند که این اوقات خوش، گاه وصال است و برای خلوت و نجوای بنده و صاحب، خلق شده است نه تماشای فارسی‌وان.



شبکه ماهواره‌‌ای فارسی وان در ادامه سیاست‌هایش در دوبله فارسی سریال‌های موهن و غیراخلاقی، در تازه‌ترین حرکت خود زاهد و عابد شده و قصد دارد سریال‌های "ویژه پخش در سحر‌های ماه مبارک رمضان" آماده پخش کند.

بانی فیلم روزنامه سینمایی کشورمان ضمن درج این خبر در ادامه نوشته است: شبکه ماهواره‌‌ای فارسی وان که از چندی قبل پخش آن با مشکل روبرو شده بود و‌ از برقراری ارتباط با بخش عمده‌ای از مخاطبان فارسی زبان و ادامه نمایش سریال‌های مفسده‌برانگیز خود عاجز شده، در تازه‌ترین آیتم‌های تبلیغاتی‌اش خبر از پخش دو سریال ویژه ساعات سحر ماه رمضان داده است!

این شبکه که در آستانه فرا رسیدن ماه رمضان و به دلیل پخش چهار سریال تولید تلویزیون جمهوری اسلامی از زمان افطار تا پاسی از شب، بینندگان اندک خود را نیز از دست خواهد داد، در این تیزر تبلیغاتی از پخش دو سریال با عناوین "شب به شب" و "ققنوس" در باکس سحرگاهی ماه رمضان خبر می‌دهد. پخش این دو سریال در شرایطی انجام خواهد شد که شبکه‌های داخلی در آن ساعات برنامه نمایشی خاصی ندارند و تنها مناجات و دعا پخش خواهد کرد و احتمالاً همین عامل، دست‌اندرکاران فارسی وان را به فکر انداخته سریال‌های خود را در این ساعات به پخش برسانند.

بانی فیلم در پایان آورده است که این اقدام مطمئناً با واکنش رسانه ملی در گنجاندن یکی- دو برنامه نمایشی در باکس سحر، می‌تواند باز هم خنثی شود.

به گزارش شبکه ایران، اقدامات رسانه ملی در انبوه سازی پخش آثار نمایشی - مطلوب و قابل قبول- برای مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای اصل مهمی است که هیچ خرد‌ه‌‌ای بر آن نمی‌توان گرفت اما نباید این نوع مقابله با تهاجم فرهنگ غربی ما را از توجه به سبک اسلامی زندگی غافل سازد.

در فرهنگ اسلامی برای برخی از زمان‌ها و مکان‌ها اهمیت و ظرفیت خاصی مطرح شده است که می‌تواند بیانگر تفاوت آن بر اثرگذاری در انسان باشد.

در آموزه‌های دینی و در کل فرهنگ اسلامی (در شرایع مختلف) سحرگاهان دارای اعتبار خاصی است و تاکید فراوانی برای خلوت با خداوند متعال شده است و پیشوایان معصوم اسلام (سلام الله علیهم) مسلمانان را به بیداری و تهجّد در آن ترغیب کرده‌اند.

خداوند در قرآن، به زمان طلوع فجر و هنگام عصر یک بار سوگند یاد کرده است ولى به هنگام سحر سه بار. «و الّیل اذا عسعس»(26)، «و الّیل اذ ادبر»(27)، «و الّیل اذا یسر»(28)

در دیوان شاعران نیز می‌توان ابیات بی‌شمار در اهمیت و اثرگذاری آن بر سرنوشت انسان یافت که در مثال خوب این مصداق، می‌توان به بیت زیبایی از شیخ اجل، سعدی شیراز اشاره کرد: به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح / تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست
و یا اشعار زیبای لسان‌الغیب خواجه حافظ شیرازی که به کرات و به صراحت ذکر سحر و درس سحر را مایه سعادت عنوان کرده است. هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ / ازیمن دعای شب و ورد سحری بود، دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند/ وندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند، می صبوح و شکر خواب صبحدم تا چند / به عذر نیم شبی کوش و ناله ی سحری و....

رمضان ماه خودسازی است و روزه‌دارنی که خواب ندارند و بیداری سحرگاهان را به جان خریده‌اند بهتر از هر کس می‌دانند که این اوقات خوش، گاه وصال است و برای خلوت و نجوای بنده و صاحب، خلق شده است نه تماشای فارسی‌وان.

پس آیا بهتر نیست در این رقابت به جای دل‌خوش ساختن خودمان به نمایش آثاری فارغ از جذابیت‌های دروغین شبکه‌های ماهواره‌ای، با دقت و توجه بیشتر در برنامه‌سازی‌های دینی و مهندسی پیام در آثار ارزشی، به نمایان ساختن جلوه‌های ارزش‌های اخلاقی و اعتقادات دینی خود اهتمام کنیم.



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 20 مرداد 1389-12:09 ق.ظ

نویسنده :کاربر

آخرین گامهای شعبان المعظم


اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا


خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته


فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ


----------------------------------------------------------------


اَللّهُمَّ اِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَکَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ

خدایا این ماه مبارکى که قرآن در آن نازل گشته آن قرآنى که

وَ جُعِلَ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنا

راهنماى مردم گردیده و نشانه هاى روشنى از راهبرى و جدا کردن میان حق و باطل است فرا رسیده پس ما را در این ماه

فیهِ وَ سَلِّمْهُ لَنا وَ تَسَلَّمْهُ مِنّا فى یُسْرٍ مِنْکَ وَ عافِیَهٍ یا مَنْ اَخَذَ الْقَلیلَ

سالم بدار و آن را در حال آسانى و تندرستى از ما بگیر اى که بگیرد اندک را

وَ شَکَرَ الْکَثیرَ اِقْبَلْ مِنِّى الْیَسیرَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ لى اِلى

و بسیار قدردانى کند، این طاعت اندک را از من بپذیر خدایا از تو خواهم که براى من بسوى هر

کُلِّ خَیْرٍ سَبیلاً وَ مِنْ کُلِّ ما لا تُحِبُّ مانِعاً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا مَنْ

کار خیرى راهى و از هر چه دوست ندارى سر را هم مانعى قرار دهى اى مهربانترین مهربانان اى که

عَفا عَنّى وَ عَمّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیِّئاتِ یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْنى

گذشتى از من و از آن کارهاى زشتى که در پنهانى کردم اى که مرا به سبب دست زدن

بِارْتِکابِ الْمَعاصى عَفْوَکَ عَفْوَکَ عَفْوَکَ یاکَریمُ اِلهى

به گناهان نگیرى گذشت ، گذشت ، گذشت تو را خواهانم اى بزرگوار خدایا

وَ عَظْتَنى فَلَمْ اَتَّعِظْ وَ زَجَرْتَنى عَنْ مَحارِمِکَ فلَمْ اَنْزَجِرْ فَما عُذْرى

مرا پند دادى ولى من پند نگرفتم و از کارهاى حرام خود بازم داشتى ولى من بازنایستادم پس چه عذرى

فَاعْفُ عَنّى یا کَریمُ عَفْوَکَ عَفْوَکَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الرّاحَهَ عِنْدَ

به درگاهت دارم اى کریم از من گذشت کن که عفوت و گذشتت را خواهانم خدایا از تو درخواست دارم آسودگى هنگام

الْمَوْتِ وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبدِکَ فَلْیَحْسُنِ

مرگ و گذشت در وقت حساب را بزرگ است گناه از بنده ات پس باید گذشت

التَّجاوُزُ مِنْ عِنْدِکَ یااَهْلَ التَّقْوى وَ یا اَهْلَ الْمَغْفِرَهِ عَفْوَکَ عَفْوَکَ

از جانب تو نیز نیکو باشد اى شایسته پرهیزگارى و اى شایسته آمرزش عفوت و گذشتت را خواهانم

اَللّهُمَّ اِنّى عَبْدُکَ بْنُ عَبْدِکَ بْنُ اَمَتِکَ ضَعیْفٌ فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ

خدایا من بنده و فرزند بنده و فرزند کنیز تواءم ناتوان و نیازمند مهر تو هستم

وَ اَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنى والْبَرَکَهِ عَلَى الْعِبادِ قاهِرٌ مُقْتَدِرٌ اَحْصَیْتَ

و تویى که دارایى و برکت بر بندگانت فرو فرستى و تو چیره و توانایى کارهاى بندگانت را

اَعمالَهُمْ وَ قَسَمْتَ اَرْزاقَهُمْ وَ جَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَهً اَلْسِنَتُهُمْ وَ اَلْوانُهُمْ

شماره دارى و روزیشان را قسمت کرده و زبانها و رنگهاشان را متفاوت کردى

خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ وَ لا یَعْلَمُ الْعِبادُ عِلْمَکَ وَ لا یَقْدِرُ الْعِبادُ قَدْرَکَ

آفرینشى پس از آفرینش دیگر و بندگانت دانش تو را ندارند و قدر تو را ندانند

وَکُلُّنا فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ فَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَکَ وَاجْعَلْنى مِنْ

و همه ما نیازمند رحمتت هستیم پس اى خدا رو از من مگردان و مرا در کردار

صالِحى خَلْقِکَ فِى الْعَمَلِ وَالاْمَلِ وَالْقَضاَّءِ وَالْقَدَرِ اَللّهُمَّ اَبْقِنى

و آرزو و امور مربوط به قضا و قدر از شایستگان خلق خویش قرارم ده خدایا زنده ام بدار

خَیْرَ الْبَقاَّءِ وَ اَفْنِنى خَیْرَ الْفَناَّءِ عَلى مُوالاهِ اَوْلِیاَّئِکَ وَ مُعاداهِ اَعْداَّئِکَ

به بهترین وضع زندگى و بمیرانم به بهترین مردن (یعنى ) با دوستى دوستانت و دشمنى با دشمنانت

وَ الرَّغْبَهِ اِلَیْکَ وَ الرَّهْبَهِ مِنْکَ وَالْخُشُوعِ وَالْوَفاءِ وَالتَّسْلیمِ لَکَ

و رغبت به درگاهت و ترس و خشوع از تو و وفادارى و تسلیم بودن در برابرت

وَالتَّصْدیقِ بِکِتابِکَ وَاتِّباعِ سُنَّهِ رَسُولِکَ اَللّهُمَّ ما کانَ فى قَلْبى

و تصدیق کردن کتاب تو (قرآن ) و پیروى از روش پیغمبرت خدایا آنچه در دل دارم

مِنْ شَکٍّ اَوْ رَیْبَهٍ اَوْ جُحُودٍ اَوْ قُنُوطٍ اَوْ فَرَحٍ اَوْ بَذَخٍ اَوْ بَطَرٍ اَوْ

از شک و تردید یا انکار یا ناامیدى یا خوشى یا گردن فرازى یا اسراف در خوشگذرانى یا

خُیَلاَّءَ اَوْ رِیاَّءٍ اَوْ سُمْعَهٍ اَوْ شِقاقٍ اَوْ نِفاقٍ اَوْ کُفْرٍ اَوْ فُسُوقٍ اَوْ

خودبینى یا خودنمایى یا شهرت جویى یا ایجاد دو دستگى یا دورویى یا کفر یا فسق یا

عِصْیانٍ اَوْ عَظَمَهٍ اَوْ شَىءٍ لا تُحِبُّ فَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ اَنْ تُبَدِّلَنى

گناه یا بزرگ طلبى یا چیزهاى دیگرى که تو دوست ندارى پس اى پروردگارا از تو خواهم که آنرا تبدیل کنى

مَکانَهُ ایماناً بِوَعْدِکَ وَ وَفآءً بِعَهْدِکَ وَ رِضاً بِقَضاَّئِکَ وَ زُهْداً فِى

به ایمان به وعده ات و وفادارى به پیمانت و خوشنودى به قضاء و قَدرت و پارسایى در

الدُّنْیا وَ رَغْبَهً فیما عِنْدَکَ وَ اَثَرَهً وَ طُمَاْنینَهً وَ تَوْبَهً نَصُوحاً اَسْئَلُکَ

دنیا و اشتیاق بدانچه نزد تو است و فضیلتى و آرامشى و توبه خالص ، این را از تو خواهم

ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ اِلهى اَنْتَ مِنْ حِلْمِکَ تُعْصى وَ مِنْ کَرَمِکَ

اى پروردگار جهانیان خدایا تو را بخاطر بردباریت نافرمانى کنند و به طمع جود و کرمت

وَ جُودِکَ تُطاعُ فَکَانَّکَ لَمْ تُعْصَ وَ اَنَا وَ مَنْ لَمْ یَعْصِکَ سُکّانُ اَرْضِکَ

اطاعت کنند پس گویا نافرمانیت نکرده اند و من با کسانى که نافرمانیت نکردند همه ساکنان زمین توئیم

فَکُنْ عَلَیْنا بِالْفَضْلِ جَواداً وَ بِالْخَیْرِ عَوّاداً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ صَلَّى

تو بر ما به فضل خویش بخشنده باش و به نیکویى بازگردنده اى مهربانترین مهربانان و درود

اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ صَلوهً داَّئِمَهً لا تُحْصى وَ لا تُعَدُّ وَ لا یَقْدِرُ

خدا بر محمد و آل او درودى همیشگى که به شماره و عدد درنیاید و اندازه اش

قَدْرَها غَیْرُکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

نتواند جز تو اى مهربانترین مهربانان


ما را نیامرزیده اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان











نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 19 مرداد 1389-11:18 ب.ظ

نویسنده :کاربر

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

پیشاپیش آغاز ماه مبارک رمضان را به همه ی مسلمانان تبریک عرض می کنم و امیدوارم که بتوانید از فرصت های این ماه پر برکت به خوبی استفاده کنید.این ویژه نامه هم به مناسبت ماه رمضان تدوین شده است و تا آخر ماه مبارک رمضان با مطالب جدید به روز رسانی می شود،از همه ی وبلاگ نویسان می خواهم که این ویژه نامه رو کپی کنند و در وبلاگشان قرار دهند تا همه بتوانند از این ویژه نامه به خوبی استفاده کنند.التماس دعا

ماه رمضان در کلام خدا

ماه رمضان در کلام حضرت آیت الله خامنه ای

اس ام اس تبریک ماه رمضان

ماه رمضان به روایت تصویر

دانلود ربنای شجریان؛رَبَّنا لاتُزغ قُلوبَنا بَعدَ

فیض آنلاین:

متن کامل قرآن کریم همراه با سه تفسیر و دو ترجمه

متن کامل نهج البلاغه همراه با دو تفسیر و چهار ترجمه

متن کامل صحیفه ی سجادیه همراه با دو تفسیر و چهار ترجمه

بنر ماه رمضان برای وبلاگ

منبع این مطلب:



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 19 مرداد 1389-11:15 ب.ظ

نویسنده :کاربر

سید! تو همان خامنه ای هستی؛ چند سال جوانتر


  تو را که می بینم یاد جوانی های رهبرم می افتم ای شاگرد احمد متوسلیان که حالا برای خودت یک پا مرد شده ای. آن روزها “آقا”ی ما هم مثل تو زیر عبای قهوه ای لباده آبی می پوشید و وقتی سخن می گفت دستانش را به تناسب کلمات تکان می داد و گاه که می خواست به نکته ای اشاره کند از انگشت اشاره مدد می گرفت و تو هم دقیقا به “آقا”ی ما رفته ای و از زیر عمامه ات چند تار مو بیرون زده بر بلندای پیشانی. سید! حالا مولای ما قبا می پوشد و ما با دیدن لباده تو یاد جوانی های رهبرمان می افتیم. چقدر شبیه “آقا”ی مایی و چه محکم چون مولای ما ایستاده ای. سید! تو داری با معاویه می جنگی و ما با طلحه و خامنه ای فرمانده همه ماست. تویی که با دشمن امروز می جنگی و مایی که با دوست دیروز، مقتدای هر دوی مان خامنه ای است. من کاری با شناسنامه تو ندارم. برای من مهم ضربان قلب توست. تو اگر حتی ایرانی نباشی اما داری به جای ما می جنگی و اگر اسلحه را زمین بگذاری، اسرائیل برای از نیل تا فرات خواب بدی دیده است. سید! پریشان کن خواب شب را. چشم ستاره ها به دستان توست. ظهور نزدیک است و خدا تو را به مولای ما داده تا خیالش بابت جبهه صفین راحت باشد. ما چه مذاکره ای با معاویه می توانیم داشته باشیم، وقتی علیه تو شمشیر کشیده و دست تو خالی است. اسلحه ای که ما تقدیمت می کنیم دعاست و چون تو لابد ایرانی نیستی، در “مکتب ایران” جایی نداری. سید! ای رهبر عربی! در “مکتب خامنه ای” تو سردار ارشد سپاه ماهی و بی آنکه ایرانی باشی، داری به جای ما می جنگی. تو درس خارج را داخل سنگرهای جنوب خوانده ای و در حوزه علقمه به درجه اجتهاد رسیده ای. من به تو حق می دهم خامنه ای را امام صدا کنی و مرجع تقلیدت مولای ما باشد. من به تو حق می دهم ببوسی شانه های ماه را. من به تو حق می دهم جنگ ۳۳ روزه را بنویسی به حساب علی. من به تو حق می دهم عاشق مولای ما باشی. من به تو حق می دهم که رنگ پرده پشت سرت را با لباده ای که می پوشی، همانطور تنظیم کنی، که پرده بیت رهبری با قبای مولای ما تنظیم است. من به تو حق می دهم که در ریزه کاریها هم از علی تقلید کنی. تو مرا یاد جوانی های “آقا” می اندازی و انگار خامنه ای، جوان شده، وقتی تو سخن می گویی. سید! از راه دور چه خوب شاگردی می کنی ماه را. نمی دانم تو را سرباز ماه بخوانم یا فرمانده ستاره ها اما هر چه باشد تو را حاج احمد پرورش داده و وقتی سن و سالی نداشتی چمران به تو یاد داد چگونه بایستی در برابر باد. سید! طوفان هم از پس تو بر نمی آید و فقط کافی است هر جا که احساس کردی دستت خالی است به آسمان نگاه کنی و ماه را ببینی. سید! تو با همین چشمهای خودت خواهی دید که شب محو خواهد شد. تا سحر راهی نمانده. بگذار تاریکی آخرین زور خود را هم بزند. چشم خورشید و ماه به توست و قبه الصخره، قدس، غزه، کرانه باختری، چشم امید به تو دوخته اند. سید! به جای مجسمه داوود، از جگر تو باید طلا ساخت و آن را نصب کرد در گوشه دل دخترک آواره فلسطینی. تو حالا برایش شده ای اسطوره، بی آنکه شناسنامه ات فلسطینی باشد. تو از ما ایرانی تری و از قدس، مقدس تر. شناسنامه تو را باید جهانی کنند. مهم نیست تو در کجا به دنیا آمده باشی. مهم مادر توست که فاطمه است. مهم ملیت تو نیست. حریت توست. من روزی به تو رای خواهم داد، حتی اگر ایرانی نباشی. آن روز همه از یک نژادیم و داریم برای دنیا برای کل دنیا، دنبال یک رئیس جمهور مکتبی می گردیم. آن روز امام ما خورشید است و ماه هم سفیر نور است در سفینه نجات. آن روز عجب دنیای قشنگی است

قطعه26





نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 19 مرداد 1389-07:52 ب.ظ

نویسنده :کاربر

امام و شهدا

امام و شهیدان ، شاخ غولان را شکستند

 

اما شک نکردند

 

امام و شهیدان بر شانه شهان نشستند

 

 اما مغرور نگشتند



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 19 مرداد 1389-05:15 ب.ظ

نویسنده :کاربر

بیانات منتشر نشده رهبرمعظم انقلاب به‌مناسبت پایان شعبان و آغاز رمضان

 

تالار مهمانی خدا

 ماه رمضان تالار ضیافت الهى است؛ یك تالار عظیم كه اگر كسى وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت كرد كه از آنچه در آن‌جا خداى متعال آماده كرده، به خودش بهره‌ای برساند، بهره فراوانى خواهد برد كه آن بهره در ماه شوال و ماه‌هاى دیگرِ سال نیست.


اشاره:
به مناسبت پایان شعبان‌المعظم و در آستانه ورود به ماه مبارك رمضان، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بخشی از بیانات ایشان را در جمع كاركنان وزارت اطلاعات در تاریخ 13/07/1383، منتشر می‌كند:

الآن ماه شعبان متأسفانه دارد تمام مى‌شود. ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است. در همین صلواتى كه در مفاتیح مقرر است: «الّذى كان رسول الله (صلّى‌الله علیه‌وآله) یدأب فى صیامه و قیامه فى لیالیه و ایّامه بخوعا لك فى اكرامه واعظامه الى محلّ حمامه»؛ پیغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ مى‌داشت و در مقابل ماه شعبان خضوع مى‌كرد و عادت داده بود خودش را به صیام و قیام در ماه شعبان. در دنباله این صلوات هست كه: «اللّهم فاعنّا على الاستنان بسنّته فیه»؛ از خدا مى‌خواهد كه ما را هم موفق بدار كه همان سنت پیغمبر را در ماه شعبان رعایت كنیم. این ماه شعبان - حتماً مى‌دانید دیگر - دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهى است؛ یك تالار عظیم كه اگر كسى وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت كرد كه از آنچه در آن‌جا خداى متعال آماده كرده، به خودش بهره‌ای برساند، بهره فراوانى خواهد برد كه آن بهره در ماه شوال و ماه‌هاى دیگرِ سال نیست؛ فقط مخصوص ماه رمضان است. انواع و اقسام ضیافتهاى الهى: رحمت الهى، عزت الهى، توفیق الهى، قرب الهى، استغناى ناشى از تفضل الهى، رزق مادى، رزق معنوى، همه در ماه رمضان است؛ اینها را سر سفره ماه رمضان گذاشته‌اند. بعضى‌ها مى‌آیند و به این سفره نگاه نمى‌كنند و از وسط این سفره و اشیای آن عبور مى‌كنند و مى‌روند و هیچى هم گیرشان نمى‌آید؛ بعضى‌ها یك چیز مختصرى برمى‌دارند؛ یك روزه‏ا‌ی مى‌گیریم ما؛ یك مختصركى، یك چیزى؛ اما بعضى‌ها نه، حسابى مى‌نشینند سر این سفره و از رحمت الهى كیسه خودشان را پُر مى‌كنند؛ عزت مى‌خواهند، دنیا مى‌خواهند، آخرت مى‌خواهند؛ رفع گرفتارى مى‌خواهند، گشایش در زندگى مى‌خواهند، استغناى طبع مى‌خواهند، صفات و خُلق حسنه مى‌خواهند؛ هرچه مى‌خواهند، براى خودشان و براى دیگران برمى‌دارند.

براى این‌كه انسان بتواند وقتى وارد این تالار شد، چشمش باز باشد، غافل نشود، دچار گیجى و گولى نشود كه سرش را بیندازد پایین و از این در وارد شود و از آن در بیرون برود؛ نگاهى به دوروبر كند واستفاده‎ای ببرد و براى این‌كه این آمادگى در من و شما پیدا شود، این ماه رجب و شعبان را قرار داده‌اند؛ رجب یك‌جور، شعبان یك‌جور دیگر. رجب، بیشتر ماه نماز است؛ شعبان، بیشتر ماه دعا و روزه است؛ این مناجات شعبانیه را ببینید. من یك وقتى از امام (رضوان‌الله‌علیه) پرسیدم در این دعاهاى مأثورى كه وجود دارد، شما كدام دعا را بیشتر از همه خوشتان مى‌آید و دوست دارید. فرمودند: دعاى كمیل و مناجات شعبانیه. اتفاقاً هر دو دعا هم مال ماه شعبان است؛ دعاى كمیل كه مى‌دانید اصلاً ورود اصلى‌اش مال شب نیمه شعبان است، مناجات شعبانیه هم كه از ائمه نقل شده، متعلق به ماه شعبان است. لحن این دو دعا به هم نزدیك است؛ هر دو عاشقانه است. در مناجات شعبانیه: «و ان ادخلتنى النّار اعملت اهلها انّى احبّك»؛ جهنم هم كه من را ببرى، فریاد مى‌كشم تو را دوست دارم. و در دعاى كمیل: «لان تركتنى ناطقا لاضجّن الیك بین اهلها ضجیج الاملین و لاصرخنّ الیك صراخ المستصرخین و لابكینّ بكاء الفاقدین»؛ اگر به من در جهنم اجازه بدهى و نطق را از من نگیرى، فریاد مى‌كشم؛ فریادِ امیدواران، فریادِ دلدادگان و فریادِ دلباختگان را.

باید با اینها مأنوس بشویم و قدرى دلمان را نرم كنیم. این دل چیز عجیبى است؛ گاهى اوقات به وسیله‌اى كه انسان را به اوج آسمانها و اوج معنویت مى‌برد، تبدیل مى‌شود؛ گاهى هم به‏عكس، به سنگ سنگینى تبدیل مى‌شود كه بسته شده به پاى انسان و انسان را تا اعماق آب، تا اعماق دره فرو مى‌برد؛ غرق مى‌كند؛ پدر انسان را درمى‌آورد. اگر دل را به پول و به شهوت جنسى و به مقام و به این چیزها دادید، این همان سنگ سنگین است؛ دل دیگر نیست. در آن صورت:

ده بود آن، نه دل كه اندر وى
گاو و خر بینى و ضیاع و عقار

آن دلى كه انسان در آن عشق اتومبیل فلان‌جور دارد، آن دل نیست، گاراژ است! بنگاه معاملاتى است! آن دلى كه همه‌اش در آن میل جنسى موج مى‌زند، دیگر دل نیست، آن عشرتخانه است. شاعر، آن زمان كه ضیاع و عقار و زمین و ملك و گاو و خر در زندگى نقش داشته، از اینها نام برده و مى‌گوید دلى كه اینها در آن باشد، آن‌جا طویله است! ده است! دل، نیست؛ دل جاى خداست؛ جاى نور است.

منبع: khamenei.ir

نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1389-11:36 ب.ظ

نویسنده :کاربر

بنویس برای روز فتنه

مفضل می گوید امام صادق به من گقت:

بنویس و علمت را میان  دوستانت منتشر کن و چون مرگت رسید آن را به پسرانت میراث بده زیرا که برای مردم  زمان فتنه  و آشوب میرسد ودر آن زمان جز با کتاب انس نگیرند...



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1389-11:25 ب.ظ

نویسنده :کاربر

فاصله ها



هرچه که می کشیم از این فاصله هاست...........




نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1389-11:22 ب.ظ

نویسنده :کاربر

حقیقت


اگر حقیقت را مگویی


حقیقت تو را محاکمه خواهد کرد.


نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1389-04:43 ب.ظ

نویسنده :کاربر

راز ماندگاری ایران، ماموریت ایران است


   
 همة كسانی كه طیّ سال جاری توفیق سفر به مكّه و مدینه و انجام اعمال عبادی و زیارت را یافتند، شاهد بودند كه گرداگرد حرمین را مبلّغان جوان، اعمّ از دختر و پسر و مسلّط به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و اردو گرفته بودند. آنها با شیوه‌هایی نو و منظّم، به طور شبانه روزی، برنامه‌های دیكته شده را كه بر محور انذار شیعیان و نشر آموزه‌های سلفی و وهّابی استوار بود به اجرا می‌گذارند.

جز این، وعّاظ و خطبای صحن«مسجدالحرام» و «مسجدالنّبی» نیز مطابق معمول بر كرسی خطابه تكیه زده و از شرك مشركان می‌گفتند. پر واضح بود كه آنها مخاطب خود را برای طرد و نفی شیعیان و باورهای شیعی مهیّا می‌ساختند. شاید در نزد خود این تصوّر را داشتند كه اگر به تكلیف شرعی خود عمل نكنند، «مردم همه می‌فهمیدند». از این مزاح سرایندة منظومه‌های طنز عصر مشروطیت كه بگذریم، آیا هیچ به گسترة فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری مبلّغان مذهبی مسلمان و غیر مسلمان طیّ سال‌های اخیر اندیشیده‌اید؟
آیا آماری از كمیّت و كیفیت این مبلّغان در جهان حاضر در اختیار دارید؟

از نیمة دوم قرن بیستم، بروز سلسله‌ای از وقایع و رخدادها، موج بزرگی از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری را در غرب و جهان مسیحی به راه انداخت. كاتولیك‌ها و پروتستان‌های مسیحی از سویی و فرق مختلف مذهبی مسلمان از دیگر سو، پای در میدان گذاشته و در ابعادی بزرگ و با استفاده از جدیدترین وسایل، شروع به تبلیغ و تبشیر و جذب مخاطبان در سراسر جهان كردند.

موج بنیادگرایی مبلّغان اوانجلیك وابسته به كلیسای پروتستانی «ایالات متّحدة آمریكا» و «انگلستان» نه تنها تمامی پهنة «آمریكای شمالی»، «آمریكای لاتین» و بخش‌هایی از «اروپا» را درنوردیدند، بلكه با مدد جستن از رسانه‌های نو پدید مانند: تلویزیون، ماهواره و شبكه‌های اینترنتی از مرزهای غرب گذشتند و پای در «آسیا» و «شبه قارّة هند» گذاشتند و در جست‌وجوی مخاطب و جذب آنها از هیچ اقدام فرهنگی و مادّی دریغ نورزیدند. به جرئت می‌توان گفت كه : كمیّت و كیفیّت فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری این عصر به هیچ روی قابل مقایسه با قرون ماضی نبوده است.

ورود به شرایط تاریخی جدید و آشكار شدن زمینه‌های اقبال عمومی برای استماع گفت‌و‌گوهای مذهبی و معنوی، حرص و ولع ویژه‌ای را برای گسترده ساختن دامنة فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری مذهبی را فراهم آورد.

ظهور نشانه‌های بحران در دیوارهای فرهنگ و تمدّن غربی و بن‌بست‌های حاصل از ایدئولوژی‌های دست‌ساز انسانِ بریده از آسمان و بالأخره نزدیك شدن هزارة سوم میلادی در بروز رویكردی عمومی به معنا و مذهب در جهان غرب بی‌تأثیر نبوده است. چنانكه؛ واقعة شریف انقلاب اسلامی ایران در سال 57، نقطه عطفی را باعث شد كه طیّ سی سال اخیر نه تنها تمامی حوزة فرهنگی و تمدّنی غربی را به چالش كشیده بلكه، بروز انتظار جدیدی را در میان آسیا و شرق اسلامی برای تجربة «حكومت مبتنی بر آموزه‌های دینی» و نفی سكولاریزم (جدایی دین از سیاست) باعث بوده است.

اجازه دهید دفتر آمار و اطّلاعاتی را بگشایم كه حسب همة آنچه عرض كردم طوفانی از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری را در میان مسیحیان، مسلمانان و سایر فرق به راه انداخته است.

از احیای اوانجلیسم كلیساهای پروتستانی ایالات متّحده شروع می‌كنم. شایان ذكر است كه جمعیّت حدّاكثری ساكن در ایالات متّحدة آمریكا و انگلستان پروتستانند و ملكة انگلستان خود رئیس كلیسای پروتستانی نیز هست.

فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری مبلّغان ابتدا موجی از حملات را در آخرین دهه از قرن، (بین سال‌های 1993 ـ 1994) علیه مراكز سقط جنین و همجنس‌بازان به راه انداخت. آنها حتّی با تأسیس سازمانی به نام «عملیات نجات» با رهبری مردانی چون راندل نزی، عملیات فراوانی را برای هدف قرار دادن پزشكان طرّاحی كردند.

نباید فراموش كرد كه اوانجلیك‌ها، موضوع ظهور مجدّد حضرت مسیح و آماده شدن برای ظهور ایشان را به عنوان یكی از محورهای اصلی تبلیغ و تبشیر فراگیر می‌شناسند. طبق نظرسنجی «مؤسسة گالوپ»، در دهة آخر از قرن بیستم، 70 میلیون  نفر در ایالات متّحدة آمریكا بینندة شبكه‌های تلویزیونی یا همان كلیساهای دیداری مذهبی بودند. راه‌اندازی قریب به 1700 شبكه و ایستگاه رادیویی و تلویزیونی، 1300 دفتر انتشاراتی، 7000 كتابفروشی در سراسر آمریكا با فروش سالیانه سه میلیارد دلار و بالأخره تأسیس 20000 مدرسة ابتدایی، راهنمایی و متوسّطه و بالأخره 257 كالج و دانشگاه تنها بخشی از فعّالیت‌ها و سرمایه‌گزاری‌های مبلّغان اوانجلیك در ایالات متّحدة آمریكا بوده است.

فروش و هدیة سالیانه انجیل در آمریكا 425 تا 650 میلیون دلار است. آمریكایی‌ها سالانه 20 میلیون انجیل جدید خریداری می‌كنند تا به چهار انجیلی كه در خانه دارند، بیفزایند. اوانجلیك‌ها، در فضای بیرون از آمریكا، توجّه خود را بر جایی متمركز كرده‌اند كه آن را پنجرة 10/40 می‌خوانند و منظورشان نواری از جهان اسلام در آفریقا و آسیاست كه بین خط‌های استوایی 10 و 40 قرار دارد.

برخی از اوانجلیك‌‌ها قرآن‌های ساختگی درست كرده‌اند تا در فكر مسلمانان تردید ایجاد كنند. در حال حاضر، از انجیل 900 ترجمة انگلیسی در دست است و جز آن، انجیل به 2426 زبان ترجمه شده است و 95% جمعیّت جهان را زیر پوشش خود می‌آورد.
به گزارش «اكونومیست»، اكنون پر بركت‌ترین تولید كنندة مسیونرهای مسیحی به نسبت هر نفر یك مسیونر، «كرة جنوبی» است. «برزیل» و كرة جنوبی، بزرگ‌ترین تولید كنندة انجیل هستند. یك شبكة به هم پیوسته، مركّب از 40 مجموعة ملّی و محلّی به نام جوامع انجیلی bible societies  برای این هدف مشترك كه «در دست هر مرد، زن و كودك روی سیارة زمین یك انجیل» بگذارند، منبع فراهم می‌كنند.

این همه، تنها سهم اوانجلیك‌های وابسته به كلیساهای پروتستانی ایالات متّحده را برای شكار مستضعفان غرب و شرق جهان بود. سهم كلیسای كاتولیك با محوریّت «واتیكان» را جدا محاسبه می‌كنیم.

سخنگوی واتیكان، آقای جوسكین نفارد والز، در گزارش خود در سال 1995م. دربارة فعّالیت‌‌های تبشیری در آفریقا می‌نویسد: «به درستی كه شأن آفریقا، شأن آمریكای جنوبی است و این قارّه، در آینده محلّ تجمّع و خزانة كاتولیك‌ها خواهد بود.» 

او با ذكر پاره‌ای از آمار و اطّلاعات می‌نویسد: «در سال 1901م.، آغاز قرن بیستم، در كلّ آفریقا 1/1 میلیون كاتولیك وجود داشت. یعنی یك درصد جمعیّت آفریقا، امّا، امروزه ما در هر سال دو میلیون كاتولیك به عدد قبلی اضافه می‌كنیم. در حال حاضر 65 میلیون نفر یا به عبارتی 16% از جمعیّت كلّ آفریقا كاتولیك هستند و ما انتظار داریم كه تعداد آنها تا پایان قرن حاضر به یكصد میلیون نفر برسد.»

نباید فراموش كنید كه جمعیّت حدّاكثری آفریقای سیاه را، مسلمانان تشكیل می‌دادند. كلیسای كاتولیك 32 میلیارد دلار در طرح‌های تبلیغی مسیحی هزینه كرده است. همچنین آنها، انجیل را به 625  زبان و لهجة آفریقایی ترجمه كرده‌اند و حتّی برای بی‌سوادان نیز از طریق سیستم‌های صوتی، انجیل تدارك دیده‌اند.

در گزارش اكونومیست آمده بود كه، افزایش جمعیّت مسیحیان از طریق مسیحی كردن كشورهای در حال توسعه صورت می‌گیرد. در سال 1900م.، حدود 80% مسیحیان در كشورهای اروپایی و آمریكایی زندگی می‌كردند ولی، در حال حاضر، 60% مسیحیان در كشورهای در حال توسعه زندگی می‌كنند.

سخنان پاپ قبلی، یعنی آقای ژان پل دوم، كه به مناسبت سالگرد میلاد حضرت مسیح(ع) در رم و در سال 1993م. ایراد شد هر وجدان خفته‌ای را برمی‌انگیزد ، او اعلام كرد: «ای اسقف‌ها! بر دوش شما مسئولیت بزرگی قرار دارد و آن مسیحی كردن كلّ آفریقا در سال 2000م. است.»

مطابق گزارش سخنگوی واتیكان، تعداد 2340 ایستگاه رادیویی و تلویزیونی به طور شبانه‌روزی تعالیم انجیل را در مناطق مسلمان نشین آفریقا، منتشر می‌كنند؛ اگر مطّلع شوید كه كلیسا در این نقطه از جهان بر فعّالیت‌های 11000 مهد كودك اشراف كامل داشته و به جان كودكان سیاه، مسیحیت را القا می‌نماید، می‌توانید حدیث مفصّلی از این مجمل بخوانید.

اینك اگر در ازدحام روزان و شبان خیابان‌ها كمی آهسته و با تأمّل به اطراف خود بنگرید درمی‌یابید كه بیش از یكصد رادیو به صورت بیست و چهار ساعته برنامه‌های مسیحیت را به زبان فارسی و حتّی با لهجه‌های ایرانی همچون لری، اصفهانی و یزدی تبلیغ  می‌نمایند. چنانكه بیش از 2000 سایت اینترنتی هماره در كار شبهه افكنی اعتقادی میان جوانان ایرانی‌اند.

این همه كه برشمردم تنها بخش‌هایی از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری عصر ما هستند. استراتژی كلیسا در هزارة سوم كه اینك در آن دست و پا می‌زنیم مسیحی كردن ساكنان آسیاست. آیا هیچ می‌دانید كه دیگر «فلیپین» به عنوان كشوری كه حدّاكثر جمعیّت آن را مسلمانان تشكیل می‌دادند، قابل شناسایی نیست؟

متأسّفانه، پیرامون ما، بیش از یكصد رادیو، به صورت بیست و چهار ساعته برنامة مسیحیت را به زبان فارسی و حتّی با لهجه‌های ایرانی همچون لری، اصفهانی و یزدی تبلیغ می‌كنند.
به این مجموعه، توزیع میلیون‌ها لوح فشرده به زبان فارسی و انجیل را كه در میادین اصلی شهر توزیع می‌شود، اضافه كنید و مجموعه‌ای از كتب مذهبی مسیحی كه شبانه در خانه‌ها ریخته می‌شود.
در میان خیابان‌های شهر ما، مسافربرهایی را می‌توان یافت كه همچون یك كلیسای سیّار به تبلیغ و تبشیر و دعوت مشغولند و در كمین بیماران، معتادان، زنان و گروه‌های اجتماعی ضعیف و درمانده می‌نشینند تا آنان را شكار و جذب نمایند.
این از سنّت‌های ثابت و لایتغیّر خداوندی است كه هر فرد و گروهی میوة همّت، تلاش و برنامه‌ریزی دقیق خود را خواهد چید.

واقعة انقلاب اسلامی در سال 1357، به ناگهان جهان اسلام و ساكنان آسیا را به خود آورد. موج بیداری مستضعفان فراگیر شد و نوعی طلب و تشنگی ویژه را برای مقابله با استعمار، پس زدن مظاهر غرب‌زدگی و احیای سنّت‌های اسلامی در میان معاملات و مناسبات فرهنگی و مادّی باعث شد. شتاب این نهضت و قیام خون‌بار مردان این دیار به زودی ایران و ایرانیان را مبدّل به اسوة مقاومت و اسلامخواهی ساخت، امّا، ...

هیهات كه احساس امنیّت، كسب قدرت و راندن بازمانده‌های طاغوت، ما را از مأموریت اصلی و جدّی غافل ساخت. از همة آنچه برای حفاظت از حقوق مستضعفان، نشر معارف اسلامی، شكار فرصت‌ها و انجام امر تبلیغ در عهده گرفته بودیم، در همین فرصت‌ها كه جملگی حاصل مجاهدت‌های ساكنان این مرز و بوم بودند با چراغ سبز غرب، سلفی‌ها و وهابیون وابسته به دستگاه قدرت مملكت عربی سعودی به بهره‌برداری مشغول آمدند و با باز كردن چتر تبلیغی در میادین فراهم آمده و میان مردمان تشنة اسلام و آزادی، بخش بزرگی از میوه‌های درخت انقلاب اسلامی را از دست ما، از دست شیعیان و از دست حجّت حیّ خداوند ربوده و مصادره به مطلوب كردند.

آنان، برای مقابله با ایران اسلامی و مبارزه با شیعیان از همة فرصت‌ها بهره جستند و در میان صفوف مسلمانان تفرقه افكندند.

بد نیست به سرفصل‌های فعّالیت یك سالة آنها نگاهی بیندازیم تا بدانیم در كجای زمین سیر می‌كنیم:
. اعزام 2000 مبلّغ در یك سال و انجام 290000 فعّالیت تبلیغی؛
. انجام 5200000 فعّالیت تبلیغی در سال 1418ق. در عربستان؛
. برگزاری 1418 جلسه سخنرانی در «قطر»، 6000 برنامة تبلیغی در «فجیرة امارات»، 165296 مورد برنامه و فعّالیت تبلیغی در «پاكستان» در سال 1417ق.؛
. انجام 13290 فعّالیت تبلیغی و از جمله برگزاری 10800 درس علمی در مدارس، زندان‌ها و بیمارستان‌های بریتانیا؛
. ساخت صدها مسجد در«بوسنی»، فلیپین، «بلژیك»، «چچن» و از جمله سهیم شدن در ساخت 1359 مسجد در سایر نقاط جهان؛

بد نیست بدانید كه تنها تعداد 3891 دانش‌آموخته، از دانشسرای علوم اسلامی و عربی «اندونزی» فارغ‌التحصیل شده‌اند.

اجازه می‌خواهم از ذكر سایر نمونه‌ها خودداری كنم. اطّلاع از وجود قریب به 40000 سایت ضدّ شیعه پشت هر انسانی را می‌لرزاند.

به گزارش «شیعه نیوز»، در پی اجرای طرح هجرت، قریب به 4000 مبلّغ وهابی كه در مراكز آموزشی چچن آموزش دینی و چریكی دیده بودند، وارد ایران شدند. آنها برای بیست هزار پایگاه تبلیغاتی روستایی برنامه‌ریزی كرده‌اند.
جز اینها، به گزارش «آتی نیوز»، در حال حاضر سه میلیون طلبه آموزش دیده در پاكستان، حضور دارند.

وهابیون در سال 1383، یازده هزار مدرسه در افغانستان تأسیس كرده و به آموزش كودكان و نوجوانان مشغول شده‌اند.

تنوّع و تكثّر شبكه‌های تلویزیونی و سایت‌های اینترنتی كه رقم آنها به بیش از چهل هزار می‌رسد، پرده از گسترة كمّی و كیفی فعّالیت‌های تبلیغی سلفی‌ها برمی‌دارد.

وجود هزاران نسخه كتاب شبهه افكن و ضدّ شیعی این شبكه‌های اینترنتی بلافاصله ما را به همان جوانان دختر و پسری پیوند می‌دهد كه به زبان‌های فارسی، انگلیسی و اردو پیرامون حرمین شریفین در تردد و در حال تبلیغ و انذارند.
شبكة ماهواره‌ای mbc، برای مخاطبان ایرانی و ضدّیت با شیعه و تبلیغ مفاهیم طالبانی به طور مرتّب فیلم پخش می‌كند. این شبكه را سرمایه‌داری سعودی و وابسته به خاندان سلطنتی سعودی تأسیس كرده است.
سخن خود را با طرح چند سئوال پایان می‌دهم، سازمان‌های فرهنگی رسمی، حوزه‌های علمیّة «قم»، «مشهد»، «شیراز» و سایر بلاد را مخاطب خود می‌سازم و همگان را به تأمّل دربارة این سؤالات فرا می‌خوانم.

. فعّالیت‌های تبلیغی و آموزش‌های مذهبی ما بر اركان كدام استراتژی استوار است؟
. به شرط وجود استراتژی، چه تعریفی از جغرافیای فرهنگی، ارضی، تحصیلی، مخاطبان محلّی، منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای ارائه كرده‌ایم؟
. چه ارزیابی مشّخصی از تاكتیك‌ها و روش‌های تبلیغی تجربه شده به صورت رسمی در داخل و خارج كشور وجود دارد؟
. چه آماری از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری ارائه شده به صورت رسمی و غیررسمی سازمان‌ها و نهادهای حقوقی و شخصیت‌های حقیقی می‌توان ارائه كرد؟
. مبلّغان مبتنی بر كدام دیدگاه و برداشت از شرق و غرب و كدامین خاستگاه مخاطبان و مطالبات و نیازهای مردم آموزش دیده‌اند؟
. چه ارزیابی مشخّصی از فعّالیت‌های مبلّغان اعزامی و كمیّت و كیفیت آنان صورت پذیرفته است؟
. خارج از نظام آموزش طولانی حوزوی كه به تربیت مجتهدان عالی مقام می‌انجامد، چه تعدادی مركز تربیت مبلّغ برای رویارویی با شرایط حاضر و پاسخ‌گویی به شبهات و سؤالات جاری و روز تأسیس شده است؟
. چه نوع شناختی از میزان، كیفیت، پراكندگی شبهات مذهبی جاری در میان مردم داریم؟ و چه تعداد از مبلّغان ما قادر به پاسخ‌گویی به این شبهات هستند؟ در حالی كه تنها در حوزة معارف مهدوی بیش از پنج هزار سؤال و شبهه را می‌توان دسته‌بندی كرد.
. رسانه‌های مدرن مانند رادیو، تلویزیون، ماهواره و شبكه‌های اینترنتی موجود ما، چه گستره‌ای از ساكنان جهان اسلام را پوشش می‌دهند؟
. مبلّغان جوان ما از چه میزان آشنایی با ادوات روز، ادبیات روز و اطّلاعات روز برخوردارند و كدام نهاد وظیفة به روز نگه‌داشتن اطّلاعات و اخبار آنان را عهده‌دار است؟
. آیا هیچ گاه به راه‌اندازی شبكه‌های فیلم ایرانی با زیرنویس عربی و ... به صورت گسترده اندیشیده‌ایم؟
. آیا هیچ به ظرفیت موجود در میان اشخاص حقیقی و حقوقی و مردمی كه قادر به تأسیس رادیو، تلویزیون، شبكه‌های اینترنتی و ماهواره‌ای در امر تبلیغ مذهبی هستند، اندیشیده‌ایم یا همچنان میل به حفظ انحصارات ویژة رسانه‌های بزرگ در دستان خود، ما را از این ظرفیت‌ها دور نگه داشته است؟

تجربه نشان داده است كه نهادهای مردمی در امر تبلیغ و تبشیر به مراتب موفّق‌تر از سازمان‌های رسمی هستند. سازمان‌هایی كه مبتلای بیماری مزمن كارمندزدگی هستند. مگر جز این است كه امروزه موفّق‌ترین نشریات مذهبی و قوی‌ترین محصولات مكتوب و غیر مكتوب دینی، توسط ناشران و مدیران غیردولتی اداره می‌شوند؟

آن هنگام كه دشمنان شما در ابعاد جهانی علیه شما وارد نبرد می‌شوند، شما نمی‌توانید در ظرفیت شهری و محلّی خود با آنها به مقابله بپردازید. اجازه دهید در همین حد بسنده كنم.
خداوند هیچ عهد و پیمانی برای یاری و مساعدت تنبلان، كاهلان، بی‌نظمان و بی‌خبران امضا نكرده است و دشمن نیز، برای سلطه، هیچ امكان و لحظه‌ای را از دست نمی‌دهد.

و بالأخره آنكه:
قبل از فوت شدن همة فرصت‌ها باید به راه افتاد. ضرورت دارد دیدگاه خود را وسعت بخشیم و از افراط و تفریط بپرهیزیم. بی شك هیچ چوپانی راضی به از دست دادن حتّی یك بزغالة كوچك وامانده از گله نیست .
چگونه است كه گاه هفته‌ها و ماه‌های طولانی را صرف گفت‌وگو و حتّی اعتراض و تحصّن دربارة موضوعی كوچك می‌سازیم امّا در وجهی دیگر در برابر حوادثی بزرگ و وقایعی در ابعاد جهانی كه تمامیت دین و مذهب را به خطر می‌اندازد، لب فرو می‌بندیم و آن همه را ندیده می‌گیریم.

در قرون وسطا، علمای مسیحی، در حالی كه مسیحیت از ریشه دچار بحران شده بود، ساعت‌های متوالی را صرف گفت‌وگو از امكان نشست و برخاست تعداد زیادی ملك و فرشته بر سر یك سوزن می‌كردند.

اسماعیل شفیعی سروستانی
رادیو معارف 1/5/1389 


نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1389-01:09 ق.ظ

نویسنده :کاربر

آوای وحش

 



 



باز هم موسوی این پیر منافق برای خوش خدمتی اربابان غربیش پارس کرد !!!


اگر ما کاملا دین و اعتقادات را کنار بگذاریم و بعنوان یک انسان لائیک به این مسئله نگاه کنیم باز هم نتیجه خواهیم گرفتم که اینها از حیوان نیز پست تر می باشند ...شما اگر از این منظر به فتنه ?? و موضع گیریهای سران منافق فتنه نگاه کنید خواهید دید که در فرهنگ هیچ انسانی این کارهای کثیف جایی ندارد....کسانی که به اموال مردم حمله کرده و آنان را به آتش میکشند و چادر از سر زنان و دختران بر میدارند و اینهمه جنایت میکنند آیا باید آنان را آزادمرد نامید ؟در کدام فرهنگ اغتشاشات ?? قابل توجیه است ؟


چیز حسین موسوی در پیامی به زندانیان منافق و اغتشاشگر مجرم گفت :آزاد مردان! به اعتصاب خود پایان دهید!!!!!!!!!
اگر اینطوره و آزادمردی به هلهله کردن در عاشورا و شعار بر علیه ولایت فقیه و آتش زدن اموال مردم و دروغ پردازی و شایعه و کشته سازی و خوش خدمتی به اربابان آمریکایی و اروپایی و ........می باشد..


نتیجه میگیریم که از نگاه موسوی شمر و یزید بهترین آزادمردان جهانند!!!!!!!!!!!!!!


در جای دیگری این پیر منافق بیعقل و دیوانه میگوید :


((آزاد مردان زندانی! همه آزادی خواهان و حق طلبان پیام شمارا شنیدند و استواری شما را بر سر مطالبات انسانی و مشروع مشاهده کردند. درود بر شما! ایستادگی شما گواه بر آن است که می توان بدن ها را به محبس کشید، اما نمی توان بر جان آن ها چیره شد.))


آهای پیر لا یعقل : از کدام جان سخن میگویی ؟ این مجرمین فریب خورده که امواال مردم را به آتش کشیدند اگر جانی داشتند که الان اینطور مانند خود شماها درمانده و بی همه کس نمیشدند !!!!


آنانی در کارهایشان جان دارند و محبس برایشان گلستان است که هدفی والا و الهی و ارزشی داشته باشند نه شیطانی .....شماها که هدفتان حکومت سکولار و یارانتان بهاییها و غربیها و فاسدان و هوس پرستان هستند آیا از جان سخن میگویید ؟


به من بگو ببینم خودت چند روز زندانی کشیدی ؟ الان که این حرفها را میزنی با زهره خانم کاظمی در کدام ویلای شمال مشغول عشق و حال هستید ؟ کدام آزادی ؟ کدام ایستادگی ؟ اون بدبختهای فریب خورده را که پول دادید تا اغتشاش کننند الان حاضرند هر چی دارند بدهند تا آزاد شوند و دیگه هم فریب سخنان منافقانه شماها را نخواهند خورد...


میخواهم بگویم که آهای پیرحسین منافق : در کجای تاریخ جهان دیدی که سران اغتشاشگر بعنوان رهبر در بیرون در ویلاهای خود آزادانه زندگی کنند و اما چندتا بدبخت بیچاره فریب خورده در زندان باشند ؟ واقعا رو که نیست و خجالت هم اصلا در کار نیست .....


تو که در دوران انقلاب حتی یک سیلی هم نخوردی.....اگه راست میگی خودتم برو اون تو یه چند صباحی با زندانیان زندگی کن و چند سیلی بخور  تا بفهمی یک من ماست چقدر کره دارد؟


  لازم بذکر می باشد چیز حسین موسوی وزهره کاظمی یا همون رهنوردد !! در سالهای 1356 و 1357، بدون قصد تحصیل و دانشجویی، یک سال و نیم در آمریکا زندگی کرده اند. کشوری که مهد فراماسونری و سازمانهای شبه ماسونی است و از جمعیت نزدیک به 240 میلیونی آن در سال 1980، حدود 4 میلیون نفر، ‌عضو لژهای فراماسونری بوده اند.....


انصارکلیپ



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 17 مرداد 1389-03:59 ق.ظ

نویسنده :کاربر

تازه ترین اظهارات مشایی و پاسخ كیهان

 

 
اسفندیار مشایی با لحنی عصبانی تلاش كرد آلودگی های فراوان موجود در همایش ایرانیان مقیم خارج را بپوشاند.
مشایی كه چند روز پس از آغاز انتقادات روزنامه كیهان از این همایش و با لحنی كاملاً پریشان و عصبانی در جمع خبرنگاران سخن می گفت، با متهم كردن كیهان به دروغ گویی، دعوت از هوشنگ امیراحمدی به همایش ایرانیان مقیم خارج را تكذیب كرد. مشایی گفت: «اگر امیراحمدی، به این همایش دعوت شده بود حتماً در آن شركت می كرد. دعوت نامه ای كه در روزنامه كیهان منتشر شد جعل و دروغ بزرگ است. این روزنامه قبلاً هم به من اتهامی زده بود و حالا به زور می خواهد اتهام قبلی خود را تایید كند. این روزنامه تا حالا اگر جمع بزنیم حدود 30 دروغ آشكار به من نسبت داده كه البته اهمیتی ندارد و ما توجهی به آن نمی كنیم.»
مشایی ادامه داد: همه مردم می دانند من به اندازه كافی شجاع هستم. من وقتی بخواهم اثبات كنم كه بار قبل هم او را دعوت نكرده ام و حتی علیه روزنامه كیهان شكایت كرده ام آیا این بار از امیراحمدی دعوت می كنم تا شكایت خود را نقض كنم؟ مشایی با بیان این كه مسئولان كیهان بدون فكر كردن حرف می زنند افزود: اگر من قبلاً آقای امیراحمدی را دعوت كرده بودم دیگر از روزنامه كیهان شكایت نمی كردم و حال كه شكایت كرده ایم می گویم كه كیهان به من دروغ بسته است.
مشایی با بیان این كه كسی این حرف ها را از روزنامه كیهان باور نمی كند تصریح كرد: متن دعوت نامه ای كه روزنامه كیهان منتشر كرد واقعیت ندارد زیرا فرمت دعوت نامه این همایش چیز دیگری بود و این كه بخواهیم عنوانی را تایپ و متن را به عنوان دعوت نامه جا بزنیم صحیح نیست.
مشایی با بیان اینكه اگر امیراحمدی به این همایش دعوت شده بود پس چرا در جلسات آن شركت نكرد؟ گفت: من افسوس می خورم كه در كشور ما كسانی هستند كه هنوز به ظرفیت های ایرانیان عزیز ما آگاه نیستند.
اگر چه ادامه بحث با مردی چون مشایی خصوصاً بعد از اظهارات گهربارشان در تجلیل از اوباما و جایگزین كردن مكتب ایران با مكتب اسلام برای كیهان هیچ جذابیتی ندارد و همه آنها كه باید حقیقت موضوع را دریابند مدت هاست به نتیجه رسیده اند لیكن فقط از باب روشن شدن این موضوع كه «آدم وقتی عصبانی است نباید حرف بزند» چند نكته را به اطلاع خوانندگان محترم می رسانیم:
1- مشایی خود خوب می داند كه ایمیلی شبیه آنچه كیهان به عنوان دعوت نامه اولیه مشایی منتشر كرده برای تمامی میهمانان همایش قبل از ورود به ایران ارسال شده و اصل انجام چنین اقدامی مطلقاً قابل انكار نیست. چند تن از مهمانان همایش كه شدیداً از تركیب دعوت شدگان و اقدامات ضد اخلاقی صورت گرفته از جانب آنها در مدت حضور در ایران گله مند بوده اند و آن را «باور نكردنی»توصیف می كردند ایمیل های دریافتی خود را در اختیار كیهان گذاشته اند. مهم تر از این، IP كامپیوترهایی در تهران كه این ایمیل ها از آن ارسال شده موجود است و یك مقایسه ساده نشان می دهد ایمیل ارسالی به امیراحمدی از همان كامپیوترهایی است كه بقیه ایمیل ها از آن ارسال شده است.
2- آقای مشایی در حین افشای دروغ های كیهان- بدون تردید سهواً(!!)- یك موضوع ساده را فراموش كرده اند و آن هم این است كه كیهان از شكایت قبلی وی در مورد باز كردن راه ورود هوشنگ امیراحمدی به كشور تبرئه شد و در حالی كه وی قبلاً اعلام كرده بود مسلمانی خود را در گرو این موضوع می گذارد و گفته بود اگر كیهان را محكوم نكنم مسلمان نیستم!! و البته همان هنگام نیز نظر كیهان این بود كه ایشان نباید مسلمانی خود را در گرو محكومیت كیهان بگذارد!
3- درباره حضور امیراحمدی در تهران هم اگر ضرورت پیدا كند كیهان اطلاعات جزئی ارائه خواهد كرد كه وی چگونه صبح روز اول همایش جلوی درب هتل استقلال حضور داشت و در حالی كه بقیه میهمانان با اتوبوس به محل همایش منتقل شدند، یك زانتیای مشكی به سراغ او آمد و... چیزهایی هم می توان گفت درباره شركای تجاری آقای امیراحمدی در كیش و خواندنی است اظهاراتی كه خود او در این باره داشته و... كه فعلاً بماند تا بعد.
4- مهم ترین نكته اما این است كه مشایی اصرار دارد خطاها و مشكلات عجیب و غریب همایش ایرانیان را در موضوع خاص هوشنگ امیراحمدی خلاصه كند در حالی كه حقیقت مسئله بسیار فراتر از اینهاست. كیهان در این زمینه چند درخواست ساده از آقای مشایی دارد كه اگر اجابت شود بسیاری چیزها روشن خواهد شد.
اولاً خوب است آقای مشایی لیست كامل میهمانان همایش را منتشر كند تا مردم خود قضاوت كنند كه خانم پ- س همسر یك بهایی شناخته شده، آقای ر-د متهم به جاسوسی یا فلان مقام مسئول رژیم پهلوی و... در میان آنها چه می كرده اند؟ ثانیاً آقای مشایی خوب است توضیحی در این باره بدهد كه چگونه به وزارت اطلاعات و بقیه نهادهای مسئول اجازه نداد حتی گذرنامه این افراد را كه پس از 30سال به ایران می آمدند نگاه كند؟! ثالثاً آقای مشایی این را هم خوب است به مردم بفرمایند كه كل هزینه این مراسم- كه ظاهراً جز دو سخنرانی ایشان هدف دیگری نداشته- چقدر بوده است؟ فقط یك عدد به مردم بگویند، چیز دیگری لازم نیست! و رابعاً این هم موضوع مهمی است كه اعلام شود افرادی كه در همایش دو سال قبل به ایران آمدند و به طور میلیاردی از آنها پذیرایی شد، چند دلار در ایران سرمایه گذاری كردند، چقدر از ایران در جامعه جهانی دفاع نمودند و تا چه حد چهره ایران را بهبود بخشیدند؟!
5- فقط برای احترام به وقت خوانندگان ادامه این بحث و خصوصاً پرداختن به این نكته را كه اساساً تیم منحرف اسفندیار مشایی نهایتاً در پی چه اهدافی است را به زمانی دیگر وا می نهیم.

 

نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 17 مرداد 1389-03:54 ق.ظ

نویسنده :کاربر

آقای مشایی ! باز هم انكار می كنید ؟! اسناد جدید در كیهان امروز


آقای مشایی ! باز هم انكار می كنید ؟!
اسناد جدید در كیهان امروز

در پی انتشار متن دعوتنامه شورای عالی ایرانیان مقیم خارج كشور از هوشنگ امیراحمدی برای شركت در دومین همایش این شورا كه نشان می داد ادعای آقای مشایی مبنی بر این كه نامبرده به همایش دعوت نشده كذب محض است، روابط عمومی شورای یاد شده جوابیه ای برای كیهان ارسال كرده و كوشیده است دعوت از عنصر ضد انقلاب یاد شده را انكار كند، متن كامل جوابیه شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از كشور و توضیحات كیهان از نظرتان می گذرد.
جناب آقای حسین شریعتمداری
مدیرمسئول محترم روزنامه كیهان
با سلام
با عنایت به مطلب مندرج در آن روزنامه به تاریخ 14/5/89 با عنوان «مشایی: امیراحمدی را دعوت نكرده ایم، متن دعوت نامه در كیهان امروز»، مستند به تصویر یك سند جعلی، بدینوسیله پاسخ مربوط ایفاد می گردد. شایسته است برای تنویر افكار عمومی و حسب قانون مطبوعات، نسبت به چاپ در نخستین شماره آن روزنامه دستور اقدام فرمایند:
1- كلیه مدعوین محترم همایش بزرگ ایرانیان خارج از كشور كارت دعوت (تصویر پیوست1) راكه با امضای دبیركل محترم شورای عالی امور ایرانیان خارج از كشور و رئیس همایش صادر شده است دریافت نموده اند، بنابراین هرگونه دعوتنامه دیگری برای شركت در این همایش سندیت ندارد. ضمن آنكه میهمانان محترم كارت رسمی و تأیید شده حضور در همایش را نیز اخذ نموده اند (تصویر پیوست2)، لذا براساس قاعده فقهی «البینه علی المدعی» ارایه اسناد مربوطه برای اثبات مدعای آن روزنامه و صحت سند منتشره ضرورت دارد.
2- حضور نامبرده در هتل استقلال براساس اقدام شخصی بوده است كه در این خصوص توجه مخاطبان محترم را به نامه شماره 2601/101 مورخ 14/5/89 مدیریت محترم هتل مزبور (تصویر پیوست3) در پاسخ به استعلام این شورا جلب می نماید. ضمن آنكه در فهرست اعلام شده به هتل استقلال جهت رزرو اتاق میهمانان همایش نامی از شخص مورد نظر وجود ندارد.
3- كلیه برنامه های همایش، اعم از افتتاحیه، سخنرانی ها، پنل های تخصصی، اختتامیه و... با پوشش تصویری مدعوین و حضار محترم، همراه بوده و اسناد صوتی- تصویری آنها موجود است كه در روز پایان همایش در یك لوح فشرده به حاضران تقدیم شده است. این اسناد، مدعای آن روزنامه را در خصوص حضور فرد موصوف در همایش مردود می داند. چنانچه آن روزنامه محترم سند دیگری در اثبات مدعای خود در اختیار دارد، در اسرع وقت نسبت به انتشار آن مبادرت ورزد.
4- مخاطبان محترم در قبال ادعای حضور فرد مورد نظر در همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج از كشور كه با قید «قابل انكار نبودن» بدان اشاره شده، به طور منطقی خواهان ارایه اسناد در این خصوص هستند كه با عنایت به قطعیت عدم شركت نامبرده در این همایش، ادعای روزنامه كیهان كذب محض است. در همین راستا ارایه اسناد مربوطه برای تنویر افكار عمومی از سوی آن روزنامه موكداً مورد تقاضاست.
در پایان ضمن یادآوری اهمیت و نتایج پربار و غیرقابل انكار همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج از كشور در تامین منافع ملی، رعایت اخلاق اسلامی و حرفه ای در انتشار مطالبی از این دست كه از مصادیق بارز نشر اكاذیب منجر به تشویش اذهان عمومی است، توصیه می شود.
حسن بوشهریان
سرپرست اداره كل روابط عمومی
كیهان: اگر چه اصرار آقای مشایی بر تكرار یك دروغ بزرگ سؤال برانگیز است و البته با اسنادی كه در اختیار داریم، نگرانی ایشان برای ما قابل درك است ولی باید از ارسال جوابیه شورای عالی امور ایرانیان خارج از كشور - بخوانید آقای مشایی- تشكر كنیم چرا كه این جوابیه فرصتی برای بازگو كردن برخی دیگر از ابعاد ماجرا در اختیارمان می گذارد و امیدواریم چنانچه همتی در میان مسئولان و مراكز مربوطه وجود داشته باشد- كه به یقین وجود دارد- از تكرار موارد مشابه جلوگیری شود.
و اما درباره جوابیه شورای یاد شده اگر چه گفتنی های بسیاری هست ولی تنها به چند نمونه از آن بسیارها اشاره می كنیم؛
1- ادعا كرده اند سند دعوت از هوشنگ امیراحمدی كه در كیهان منتشر شده است، «جعلی»! است و توضیح نداده اند كه چرا؟! این سند متن دقیق و بی كم و كاست «ایمیل» شورای ایرانیان خارج از كشور است كه خطاب به هوشنگ امیراحمدی ارسال شده و از وی برای شركت در دومین همایش ایرانیان خارج از كشور دعوت به عمل آمده است. در جوابیه نوشته اند «كلیه مدعوین محترم همایش بزرگ ایرانیان خارج از كشور كارت دعوت را كه با امضای دبیركل محترم شورا و رئیس همایش صادر شده است دریافت نموده اند» كه در آن تردیدی نیست ولی آقایان عمداً توضیح نداده اند كه كارت مورد اشاره در تهران به شركت كنندگان داده می شود و تمامی آنها ابتدا از طریق «ایمیل» به همایش دعوت می شوند و بعد از انجام امور مقدماتی نظیر تهیه بلیط، رزرو هتل، تعیین تاریخ پرواز و... وارد كشور شده و به محض ورود كارت شركت در همایش را دریافت می كنند. و سند منتشر شده در كیهان نشان می دهد كه «ایمیل» مورد اشاره برای هوشنگ امیراحمدی نیز ارسال شده است. گفتنی است كه سایر دعوت شدگان نیز ابتدا ایمیلی دقیقا با همان متن را دریافت كرده اند و سپس مقدمات ورود آنها انجام پذیرفته است. بنابراین آقای مشایی چگونه ایمیل یاد شده را جعلی! می نامد و مسیر مورد اشاره برای دعوت از میهمانان همایش را دروغ!! معرفی می كند؟!
2- تعداد دیگری از میهمانان دعوت شده نیز كه نسبت به هویت ضد انقلابی شماری از دعوت شدگان و مواردی از فساد پیرامونی همایش اعتراض جدی داشته اند، ایمیل های دعوت خود را در اختیار كیهان قرار داده اند و نكته درخور توجه كه تیم آقای مشایی از آن غفلت كرده اند این كه «IP» همه ایمیل ها یكسان است و نشان می دهد از یك سیستم كامپیوتری واحد برای میهمانان ارسال شده است.
3- در جوابیه با بهره گیری ناشیانه از قاعده فقهی «البینه علی المدعی» یعنی ارائه دلیل برعهده ادعاكننده است، از كیهان خواسته اند برای اثبات ادعای خود دلیل و سند ارائه كند كه باید گفت؛ كیهان متن سند خود- یعنی ایمیل دعوت از امیراحمدی- را ارائه كرده و اسناد دیگری نیز در همین آورده است و مطابق قاعده فقهی یاد شده، آقای مشایی كه ادعا می كند این سند جعلی است باید برای ادعای خود دلیل و سند ارائه كند. به بیان دیگر كیهان سند ارائه می كند و آقای مشایی فقط به حرف خود استناد می كند!
ما در این زمینه به آقای مشایی كمك می كنیم و راه كار نشان می دهیم. ایشان برای اثبات ادعای خود مبنی بر جعلی بودن سند كیهان می تواند- البته اگر جرأت داشته باشد- متن چند ایمیل دیگر كه برای سایر دعوت شدگان ارسال كرده است را منتشر كند تا مردم با مقایسه آن ایمیل ها و ایمیل منتشر شده در كیهان دروغگو را بشناسند.
خوانندگان عزیز نگران نباشند كه مبادا شورای یاد شده ایمیل های جعلی منتشر كند، چرا كه كیهان متن چند ایمیل دیگر را در اختیار دارد و جعل احتمالی ایمیل از جانب آنها شبیه جعل اسكناس 32 تومانی خواهد بود! كه به آسانی قابل تشخیص است.
4- اگر آقای مشایی هنوز هم اصرار دارد كه از هوشنگ امیراحمدی دعوت نكرده است می تواند به «ایمیل» زیر كه امیراحمدی در همان روز دعوت از وی برای مسئولان همایش ارسال نموده و در آن ثبت نام خود را تایید كرده است توجه كند؛
«ضمن سلام و تشكر از پذیرش درخواست بنده برای شركت در همایش بزرگ ایرانیان خارج از كشور، اطلاعات داده شده در فرم ثبت نام صحیح می باشد. اینجانب بلیط خود را شخصا خریداری نموده ام و اطلاعات آن را هم به پیوست این ایمیل دوباره می فرستم. برابر مقررات شما هزینه بلیط را در ایران دریافت خواهم كرد.
ارادتمند
هوشنگ امیراحمدی»
5- و اما، علاوه بر موارد یاد شده، تصویر «فرم ثبت نام متقاضیان شركت در همایش» كه هوشنگ امیراحمدی بعد از دریافت ایمیل دعوتنامه، آن را پر كرده و برای مسئولان همایش ارسال كرده است نیز در دست است كه كلیشه آن را در همین صفحه ملاحظه می فرمائید. نام، مشخصات، عكس، شماره پرواز، شركت هواپیمایی، تاریخ و ساعت ورود به فرودگاه امام خمینی و....
اكنون باید از آقای مشایی پرسید؛ باز هم دعوت از این عنصر ضد انقلاب را انكار می فرمائید؟!
6- ادعا كرده اند كه برای هوشنگ امیراحمدی در هتل استقلال یعنی محل اسكان میهمانان جا رزرو نشده است! كه باید گفت؛ ایشان در هتل استقلال ساكن بوده و بعد از انتشار یادداشت كیهان با عنوان «آنجا چه خبر است؟!» كه روز دوشنبه 11 مرداد ماه، همزمان با آغاز همایش منتشر شده بود، از ایشان خواسته می شود در همایش آفتابی نشود كه البته می شود و پس از این توصیه با عصبانیت اعلام می كند اگر دعوت از وی را انكار كنند، متن دعوتنامه را منتشر خواهد كرد. وی با خبرنگار یكی از خبرگزاری ها در لابی هتل استقلال مصاحبه می كند كه ضبط و دوربین خبرنگار مصاحبه كننده را توقیف می كنند. ولی مصاحبه دیگری از سوی یك خبرنگار دیگر انجام شده كه متن آن موجود است و البته كیهان با توجه به اسناد غیرقابل انكاری كه در اختیار دارد از استناد به این مصاحبه بی نیاز است.
ضمناً گفتنی است كه هوشنگ امیراحمدی در ضیافت باشگاه وزارت امور خارجه كشورمان كه به افتخار ایرانیان دعوت شده برپا شده بود، حضور داشته است و...
7- آقای مشایی نمی تواند دعوت از هوشنگ امیراحمدی را انكار كند و نهایتاً این كه می تواند اعتراف كند كه بعد از دعوت وی به این نتیجه رسیده است كه حضور آشكار او در همایش با توجه به هویت شناخته شده نامبرده می تواند برخی از اهداف این همایش را زیر سوال ببرد و به این علت دعوت علنی از وی را پس گرفته و به حضور غیرعلنی وی بسنده كرده اند. این نكته اگرچه از ناپسندی و زشتی دعوت وی نمی كاهد ولی دستكم نشان می دهد كه دست اندركاران همایش هنوز برای روح بلند مردم ایران اندك احترامی قائل هستند. اما چرا چنین نمی كنند؟! شاید به این علت كه ماجرای همایش و برخی از موارد سوال برانگیز آن منحصر به دعوت از هوشنگ امیراحمدی نیست ... بخوانید.
8- در این همایش از برخی چهره های ایرانی و خارجی كه مرتكب جرایم قابل پیگیری قضایی شده و به محض ورود بایستی بازداشت و تحت پیگرد قرار می گرفتند نیز دعوت شده است كه معلوم نیست مراكز اطلاعاتی و امنیتی كشور چگونه و با كدام توصیه احتمالی از انجام وظیفه قانونی خود درباره آنها سر باز زده اند؟!
در این باره اگرچه گفتنی هایی هست ولی فقط به عنوان مثال باید پرسید، چرا از آقای «وحید-گ» كه در سال 88 تظاهرات عوامل ضد انقلاب در مقابل سفارت ایران در استرالیا را به حمایت از سران فتنه سازماندهی كرده بود برای شركت در همایش دعوت شده و یا «محمد-پ»، «عباس-ع» و... با چه انگیزه ای دعوت شده اند؟! و...
9- سوال اساسی تر آن كه چرا باید در شرایط كنونی با هزینه نجومی و هنگفتی بالغ بر 80 میلیارد ایرانیان خارج از كشور را برای شنیدن سخنان شرك آلود آقای مشایی گردهم آورد؟! و این اظهارات شرم آور و ضد انقلابی را در پوشش دیدگاه جمهوری اسلامی ایران به خورد آنان داد؟! چه كسی به آقای مشایی اجازه داده است كه 80 و چند میلیارد پول بی زبان بیت المال را از حلقوم محرومان و مستضعفان بیرون بكشد و برای سخنان آمریكا و اسرائیل پسند خود مستمع جمع كند؟! راستی! وزارت اطلاعات، وزارت امور خارجه، دستگاه قضایی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مخصوصا شخص ریاست محترم جمهوری چه پاسخی برای این پلشتی آشكار دارند؟!
درباره سخنرانی آقای مشایی در همایش یاد شده گفتنی های جداگانه ای هست كه به آن خواهیم پرداخت ولی فقط در این اظهارنظرها دقت كنید؛
«از مكتب اسلام دریافت های متنوعی وجود دارد و من بر مكتب ایران اصرار دارم»! آیا این، همان دیدگاهی نیست كه طی 32 سال گذشته آمریكا و اسرائیل برای قبولاندن آن همه توان خود را به كار گرفته اند؟ تقابل ایران و اسلام!، دست كشیدن از اسلام در پوشش رویكرد به مكتب ایران! اساسا چرا نفی اسلام؟! و عجیب آن كه در قالب ایران دوستی مطرح می شود!
و یا این كه «اندیشه آقای احمدی نژاد حذف رژیم صهیونیستی از نقشه جغرافیایی نیست، بلكه ما معتقدیم آمدن اسرائیل مبنا ندارد، این رژیم زوركی آمده و موقت است»... آیا این دقیقا همان شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»! نیست؟! یعنی اسرائیل خودش رفتنی است و نباید در پی مقابله با آن بود! صهیونیست ها مگر چه می خواهند؟! آیا آقای احمدی نژاد با محو اسرائیل كه دیدگاه قطعی امام راحل(ره) است مخالفند؟! به یقین پاسخ منفی است. پس ادعای آقای مشایی چیست؟!
10- و بالاخره؛ آقای مشایی اصرار دارد كه خود را ترجمان آقای احمدی نژاد معرفی كند و با این ترفند انتقاد و اعتراض به خود را نشانه مخالفت با ریاست محترم جمهوری قلمداد كند! ایشان بارها این ترفند را به كار گرفته و از جمله انتقادات كیهان به خود را نشانه مخالفت با ریاست محترم جمهوری جا زده است و حال آن كه كیهان بیشترین حمایت ها را به حق از آقای دكتر احمدی نژاد داشته است و در بسیاری از موارد كه رسانه های وابسته به دولت از حمایت ایشان دریغ كرده اند یك تنه به مقابله با بدخواهان و حمایت از دولت شتافته است و البته، انتقادها را نیز در جای خود مطرح كرده است. سران و عوامل فتنه از این ترفند باخبرند ولی دوستان خودی باید به این نكته توجه داشته باشند و فریب این ترفندها را كه برای بدنام كردن رئیس جمهور تدارك شده است، نخورند.



نظرات() 

تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-11:39 ق.ظ

نویسنده :کاربر

عنصر غیر قابل هضم دولت


مشایی: مکتب ایران باید به جای مکتب اسلام تبلیغ شود
این جمله ایست که رئیس دفتر رئیس جمهور در همایش ایرانیان مقیم خارج بر زبان آورد. این دومین جمله ی حیرت آور بعد اعلام دوستی ما با مردم اسرائیل است که از این نابغه و متفکر بزرگ قرن می شنویم! جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از کشور، جملاتی عجیب رو بیان کرده که من به نقل از کیهان (پنج شنبه 14 مرداد) براتون می نویسم:
«در برخی جاها انسان برای خدا نفی می شود که به نظر من این انحراف است و در مکتب ایران وجود دارد چرا که در مکتب ایران انسان برای خدا هضم نمی شود» 
زیاد فکر نکنید چون ما بی سوادتر از آن هستیم که قادر به درک این جمله ی فیلسوفانه باشیم...! اما شاهکار دیگر این عالم دهر این است که عنصری ضدانقلاب و اسلام را جهت شرکت در همایش مذکور با احترام فراوان آن هم به خرج من و شما دعوت کرده اند. حال این سئوال مطرح است که علت دعوت هوشنگ امیر احمدی که بخشی از سوابق آن رابطه وی با سیا و اهانت های مکرر او به اسلام، انقلاب و امام و تبلیغات گسترده بر علیه جمهوری اسلامی می باشد چه بوده؟
از آن مهمتر حالا ما مسلمانیتان را باور کنیم یا وطن پرستیتان را؟ (حکایت همان قسمو ، خروس و دم)
در پایان سجده شکری بر ما واجب است که امام حکیم و با بصیرتمان، ما را از داشتن چنین معاون اولی محروم کرد...



نظرات() 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic