برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت ...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 27 تیر 1389-06:53 ب.ظ

نویسنده :کاربر

پذیرش جام زهر ؛ نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی

پذیرش جام زهر

پذیرش پایان جنگ از سوی رهبری انقلاب اسلامی همانگونه که از سوی ایشان به نوشیدن جام زهر تعبیر شد، نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی نیز هست. امام خمینی(ره) شخصاً مسئولیت پذیرش قطعنامه 598 را بر عهده گرفت. پذیرشی که به واسطه گزارش های اکبر هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، محسن رضایی و نهادهای مختلف درگیر اداره جنگ و کشور از جانب امام صورت گرفت.

سال 1367 در حالی آغاز شد که رژیم بعث عراق با استفاده از بازسازی توان نظامی توانست بخش‌هایی از سرزمین‌های آزاد شده در 8 سال دفاع مقدس را دوباره اشغال کند. فاو، جزایر مجنون، مهران و شلمچه در مدت کوتاهی به اشغال درآمد و کار تا جایی پیش رفت که منافقین با پشتیبانی رژیم بعث، قصد فتح تهران را کردند. در تهران مقامات سیاسی و نظامی بر پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس توافق داشتند. محسن رضایی فرمانده سپاه‌ پاسداران اگر چه در نامه معروفش از ادامه جنگ سخن می‌گوید که همه می‌دانستند که او تعارف می‌کند. دولت موسوی نیز که در شش ماه پایان دفاع مقدس مسئولیت پشتیبانی و تبلیغات جنگ را بر عهده داشت.
موسوی نخست‌وزیر و بهزاد نبوی وزیر صنایع سنگین در حالی که در سه سال آخر حتی به استان‌های درگیر جنگ هم سفر نکرده بودند، از عدم توان دولت برای پشتیبانی رزمندگان سخن می‌گفتند. محمد خاتمی وزیر ارشاد وقت و رئیس ستاد تبلیغات جنگ نیز که در 8 سال دفاع مقدس، یکبار هم به 100 کیلومتری جبهه‌ها نرفته بود، در نامه‌های مفصل از عدم حضور رزمندگان در جبهه‌ها سخن می‌گفت و هاشمی رفسنجانی نیز که عنوان جانشین فرماندهی کل قوا را داشت با جمع‌بندی گزارش‌ها فشار بر امام را بیشتر می‌کرد و این گونه ضعف نظامی، سیاسی و تبلیغاتی دولتمردان سبب شد تا امام مجبور به پذیرش قطعنامه و نوشیدن جام زهر شود. برای اثبات نادرستی فرضیه هاشمی، موسوی، خاتمی و رضایی فقط چند روز کافی بود و سیل هجوم رزمندگان به جبهه‌‌ها و عقب راندن دشمن بعثی، پایانی بر 8 سال دفاع مقدس بود. 
پذیرش پایان جنگ از سوی رهبری انقلاب اسلامی همانگونه که از سوی ایشان به نوشیدن جام زهر تعبیر شد، نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی نیز هست. امام خمینی(ره) شخصاً مسئولیت پذیرش قطعنامه 598 را بر عهده گرفت. پذیرشی که به واسطه گزارش های اکبر هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، محسن رضایی و نهادهای مختلف درگیر اداره جنگ و کشور از جانب امام صورت گرفت. امام در پیامی که به مناسبت سالگرد کشتار مکه صادر فرمودند، به پذیرش قطعنامه اشاره کردند و نکاتی را مورد توجه قرار دادند.
ایشان فرمودند: «اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می‌کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم و خدا می‌داند که اگر نبود انگیزه‌ای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‌بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلّم، ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود.
من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه‌های آتش و خون که از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و کوشش نموده‌اند، تشکر و قدردانی می‌کنم و همه ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می‌کنم.» عباراتی که امام در مورد پذیرش قطعنامه به کار می‌برند، حاکی از این است که ایشان علی رغم میل باطنی و تصمیم شخصی خود، مجبور به پذیرش قطعنامه شده‌اند.
ایشان می‌فرمایند: «خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‏ام و در برابر عظمت و فداکارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏کنم.» ایشان همچنین می‌افزایند: «... قبول این مسئله برای من، از زهر کشنده ‏تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آن چه موجب این امر شد، تکلیف الهی‏ام بود.
شما می‏دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او، از هر آن چه گفتم، گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله کرده‌‏ام» امام همه را به صبر دعوت می‌کردند و از اینکه خود نیز تشنه و شیفته شهادت هستند، سخن به میان می‌آوردند: «فرزندان انقلابى‏ام، اى کسانى که لحظه‏اى حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى‏گذرد. مى‏دانم که به شما سخت مى‏گذرد؛ ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى‏گذرد؟ مى‏دانم که‏ شهادت شیرین‌تر از عسل در پیش شماست؛ مگر براى این خادمتان اینگونه نیست؟ ولى تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابى‏تان را در سینه‏ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانید که پیروزى از آن شماست.»

20 سال جنجال برای یک نامه
مهرماه سال 1385 بود که هاشمی رفسنجانی به مناسبت هفته دفاع مقدس در مصاحبه مطبوعاتی مسائل مربوط به ماه‌های منتهی به پذیرش قطعنامه را بازگو کرد و تصریح نمود: «وضع اقتصادی ما بد شده بود و دنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ اجازه بدهد صدام هر کاری می‌خواهد، انجام دهد... ما نگذاشتیم این شرایط حاد به وجود بیاید و با پذیرش قطعنامه و تحمیل شرایط، ما جنگ را به پایان رساندیم».
هاشمی رفسنجانی همچنین با اشاره‌ای گذرا به اختلافات سپاه و ارتش در آن مقطع و با ذکر این نکته که «دولت مهندس میرحسین موسوی در آن موقع اعلام کرد دیگر قادر به تدارک مالی نیست، از لحاظ ابزار جنگ هم آقای محسن رضایی نامه‌ای به امام نوشت و تجهیزات متعددی از جمله چند صد هواپیما و تعداد زیادی توپ و تانک خواست» تأکید کرد: مجموعه این عوامل ما را به این نتیجه رساند که ادامه جنگ بیش از آن درست نیست.
در واقع هاشمی رفسنجانی تلویحاً اعتراف کرد که پس از جمع بندی، گزارش‌های رضایی و موسوی، امام خمینی را به نتیجه رسانده است که باید جنگ به پایان رسد. اما مصاحبه هاشمی رفسنجانی و نحوه بیان او یک اتهام را نیز متوجه محسن رضایی کرده بود: توقعات بیجای فرمانده سپاه برای تأمین تدارکات جنگ!
اتهامی که از سوی محسن رضایی بی‌پاسخ نماند. فرمانده وقت سپاه پاسداران که جانشین هاشمی در ستاد کل فرماندهی قوا هم بود، در مصاحبه‌ای که خود تنظیم کرده بود، اول بخشی از نقل قول هاشمی مبنی بر این که «آقای هاشمی رفسنجانی پذیرش قطعنامه را به دلایلی همچون خستگی نیروهای نظامی، نامه وزرای اقتصاد و رئیس بانک مرکزی مبنی بر ناتوانی تأمین هزینه‌های جنگ و نامه شما به عنوان فرمانده سپاه مبنی بر ضرورت تأمین تدارکات برای ادامه جنگ و سه سال وقت برای بازسازی نیروها مربوط کرده، البته آقای هاشمی گفته‌اند مردم حاضر بودند اگر امام می‌خواست ریاضت بکشند ولی نامه آقای رضایی پذیرش قطعنامه را قطعی کرد در حالی که شما در مطالبی که گفتید، نگارش این نامه را با تغییر استراتژی‌ها مربوط دانستید نه پذیرش قطعنامه 598» آورد و سپس با بیان مقدمه طولانی برای دو استراتژی پایان جنگ، یعنی استراتژی سیاسی هاشمی رفسنجانی و نظامی محسن رضایی از پایان عملیات خیبر، گفت: به هر حال نمی‌دانم برداشت آقای هاشمی چه بوده است اما این بحث معروفی بین فرماندهان و آقای هاشمی بود. فرماندهان بویژه پس از عملیات خیبر، می‌گفتند استراتژی سیاسی نتیجه‌ای ندارد و اجازه بدهید برنامه‌ای برای استراتژی نظامی تهیه و جنگ را تمام کنیم. هیچگاه مسئولان سیاسی و آقای هاشمی این را نپذیرفتند.
محسن رضایی با اشاره به این که یک روز آقای هاشمی می‌گفت که ما حتی نمی‌توانیم بند پوتین سربازان و بسیجی‌ها را فراهم کنیم، افزود: این تعبیر بیانگر این بود که هیچگاه به استراتژی نظامی فرماندهان نظامی توجهی نشد و همیشه می‌گفتند توان اقتصادی حمایت از این استراتژی را نداریم و اقتصاد کشور تحمل این استراتژی را ندارد.
فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس اضافه کرد: بعد از عملیات رمضان همیشه پیشنهادات فرماندهان را اگرچه برای انجام یک عملیات می‌پذیرفتند، ولی برای پایان دادن به جنگ رد می‌کردند. تنها موقعی که راضی شدند، در اواخر جنگ بود؛ زمانی که دیدند استراتژی سیاسی با شکست مواجه شده است ولو قطعنامه 598 هم دستاورد عملیات فاو و کربلای 5 بود. ولی آنها احساس می‌کردند همین 598 هم عملی نباشد.
رضایی با بیان این که در این موقع از ما پرسیدند برای پایان دادن جنگ چه می‌خواهید، خاطرنشان کرد: آن زمان سپاه نامه‌ای را برای آقای هاشمی‌رفسنجانی ـ نه امام ـ تنظیم کرد. زیرا امکانات کشور در اختیار مسئولان سیاسی کشور بود. در این نامه برای پیروزی در جنگ امکاناتی خواسته شده بود. آقای هاشمی هم این نامه و هم چند نامه دیگر از جمله نامه آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت، نامه میرحسین موسوی به عنوان مسئول دولت و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد و گفته بود که نظامیان این گونه می‌گویند و مسئولان سیاسی و اقتصادی هم می‌گویند پول نداریم. شما تکلیف را روشن کنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند.
محسن رضایی در این مصاحبه با پاسخ منفی به این سؤال که آیا پیشنهاد پایان جنگ را به حضرت امام داده بودید؟ و با تأکید بر اینکه در حقیقت، آن نامه‌ای که من نوشته بودم، ارائه یک برنامه بلندمدت برای جنگ بود، خاطرنشان کرد: من در نامه‌ام نوشته بودم که ما جنگ را نباید برای یک عملیات برنامه‌ریزی کنیم، چرا که با این کار، جنگ به پایان نمی‌رسد. ما باید استراتژی داشته باشیم و یک مجموعه عملیات‌ها را برنامه‌ریزی کنیم و برای پنج سال آینده برنامه داشته باشیم.
بعد آمدم برنامه‌ای را که برای این پنج سال می‌خواهیم، نوشتم و در حدود چهار و نیم میلیارد دلار نیز پیش‌بینی ارزی کرده بودیم که می‌بایست طی پنج سال به ما بدهند. رضایی با بیان اینکه این مبلغ با توجه به درآمد 10 میلیارد دلاری کشور در سال 1366، کمتر از 20 درصد درآمد ما در پنج سال محسوب می‌شد، تصریح کرد: صدام چند برابر این درصد را به ارتشش تزریق می‌کرد. با این کار یک برنامه‌ریزی درازمدت کرده بودیم که جنگ را با پیروزی قطعی به پایان ببریم.
قبلاً گفته بودیم که حتی اگر همه امکانات را هم به ما ندهید، ما بالاخره می‌توانیم در جنگ پیروز شویم، ولی خسارت این پیروزی بالاست. وی در پاسخ به این سؤال که بقیه نامه‌ها هم چنین ماهیتی داشت که حضرت امام به جمع‌بندی خاصی برسند یا درواقع، پیشنهاد صلح یا پایان جنگ و پذیرش قطعنامه هم در بین این پیشنهادها وجود داشت؟ گفت: نه، بیشتر نامه‌ها از جنبه دیگری بود. مثلاً نامه آقای خاتمی، حکایت از آن داشت که بسیجی‌ها و مردم به جبهه نمی‌روند و ما در جبهه نیرو کم داریم. صحبت آقای میرحسین درباره این بود که اقتصاد کشور نمی‌تواند جنگ را تحمل کند.
فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس با بیان اینکه پیشنهاد صلح را خود شورای عالی دفاع به امام داد، افزود: مسئولان سیاسی به خدمت امام رفتند و حتی قبل از این‌که امام صلح را بپذیرد، به امام گفته بودند که شما اگر معذوریت در پذیرش صلح دارید، مثلاً ما صلح را می‌پذیریم، بعد که پذیرفتیم، شما ما را کنار بگذارید و بگویید اینها بدون اجازه من این کار را کردند، ولی حالا چون این کار را کردند، من هم قبول دارم. در این جا محسن رضایی به نقل از موسوی اردبیلی ‌می‌گوید: آنجا برخی دوستان پیش امام گریه کرده بودند که ارتش عراق آمده و ممکن است بیاید خرم‌آباد و آنجا را بگیرد و بیاید داخل عمق ایران و امام مقاومت می‌کرد. وی افزود: امام پس از جلسه ‌با سیاسیون فرموده بودند چرا شما بپذیرید. اگر قرار شد، خودم می‌پذیرم. یعنی بعد از این‌که امام این را به سیاسیون گفتند، امام نامه‌ای نوشت به سران کشور و پذیرش صلح را خودشان تقبل کردند.

انتشار نامه محرمانه امام خمینی‌(ره)
در پاسخ به این اظهارات محسن رضایی، اکبر هاشمی رفسنجانی چند روز بعد نامه محرمانه‌ای از امام خمینی درباره پایان جنگ منتشر کرد.
در این نامه که از برخی واقعیات جنگ حکایت داشت و از سوی امام خطاب به مسئولین کشور نوشته شده بود، دلایل پذیرفتن قطعنامه مورد توجه قرار می‌گرفت و به گزارش های سه نفر اشاره می‌شد: اول فرمانده وقت سپاه محسن رضایی، دوم نخست‌وزیر میرحسین موسوی و سوم مسئول وقت تبلیغات جنگ سید محمد خاتمی. امام(ره) در خصوص نقش نامه محسن رضایی می‌فرمایند: «با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شیمیایی و نبود وسایل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ 2/4/67 نگاشته است، اشاره می‌شود.»
محسن رضایی در نامه خود آورده بود: «تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانک و 3000 توپ و 300هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح داشته باشیم، می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.»
امام(ره) در خصوص نامه میرحسین موسوی نیز می‌فرمایند: «آقای نخست‌وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را که در شکست‌های اخیر از دست داده‌ایم، به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.» و نوبت به سیاسیون و مسئولین تبلیغات جنگ می‌رسد. امام با اشاره به سایر گزارش‌ها و نامه‌ها می‌فرمایند: «مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است.»  متن کامل این نامه بدین شرح بود:

بسم الله الرحمن الرحیم
با یاری خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبیای بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات ا... علیهم اجمعین حال که مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می‌باشند، صریحاً اعتراف می‌کنند که ارتش اسلام به این زودی‌ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی‌دانند و با قاطعیت می‌گویند که یک دهم سلاح‌هایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده‌اند به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی‌شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شیمیایی و نبود وسایل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ 2/4/67 نگاشته است اشاره می‌شود.
فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانک و 3000 توپ و 300هواپیمای جنگی و 300 هلی‌کوپتر ... که از ضرورت‌های جنگ در آن موقع است، داشته باشیم می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم. وی می‌گوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند، او آورده است البته امریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود.
این فرمانده مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته است و آورده است که بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد عمل کنند. البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست. آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را که در شکست‌های اخیر از دست داده‌ایم به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است.
شما عزیزان از هر کس بهتر می‌دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم خرج می‌کنم، خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول می‌کنیم.  خداوندا تو خود شاهدی که ما لحظه‌ای با امریکا و شوروی و تمام قدرت‌های جهان سرسازش نداریم و سازش با ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها را پشت کردن به اصول اسلامی خود می‌دانیم. خداوندا در جهان شرک و کفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حیله و دورویی ما غریبیم، تو خود یاریمان کن. خداوندا در همیشه تاریخ وقتی انبیا و اولیا و علما تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را درهم آمیزند و جامعه‌ای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند با مخالفت‌های ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌‌های زمان خود مواجه شده‌اند.
خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی کردیم غیر از تو هیچ کس را نداریم ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما، خداوندا از تو می‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصیبم فرمایی. گفتم جلسه‌ای تشکیل گردد آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند، صریحاً می‌گویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس العمل می‌شود. شما می‌دانید که مسئولان رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی‌مان چنین تصمیمی گرفته‌اند خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق می‌افتد از دوست بدانید.
و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.
روح‌الله الموسوی الخمینی
شنبه 25 تیر67

دلایل نظامی پذیرش قطعنامه
از اوایل فروردین 1367 و در یک برهه سه ماهه ارتش عراق با پشتوانه اطلاعاتی نیروهای امریکایی توانست در چند رشته عملیات فاو، شلمچه، جزایر مجنون و مهران را از دست نیروهای ایرانی باز پس گیرد. محسن رضایی درباره این شکست های نظامی می‌گوید: علت اصلی در حقیقت به هم خوردن موازنه قوا بود. موازنه قوا ترکیبی از نیرو و جغرافیاست یعنی اگر شما در هر واحد سطح، حجم معینی از نیرو داشته باشید و دشمن در همان واحد سطح حجم کمتری نیرو، موازنه قوا به نفع شما رقم می‌خورد چون در واحد سطح معین، نیرو و امکانات بیشتری دارید.
اما اگر در همان واحد سطح نیروهای شما نصف نیروهای دشمن بشوند موازنه قوا بالعکس خواهد شد و اتفاقی که در سال‌های پایانی جنگ افتاد همین بود. از عملیات فاو به بعد سرزمین‌های جدید و وسیعی به دست ما می‌آمد که باید در آنجا پدافند می‌کردیم و نیرو قرار می‌دادیم لذا نیروی عملیاتی آماده ما روز به روز تقلیل پیدا می‌کرد در حالی که عامل برتری ما در جنگ نیروی آزاد و هجومی بود که از سال 1365 به بعد این نیرو روز به روز کوچکتر می‌شد چرا که مجبور بودیم خطوط پدافندی تشکیل دهیم.
تا قبل از عملیات فاو و حتی در عملیات خیبر و بدر هرجا که حمله می‌کردیم، ارتش را در خط پدافندی قرار می‌دادیم و نیروهای سپاه آزاد می‌شدند تا همراه با بقیه ارتش هجوم بعدی را سازماندهی کنند اما از عملیات خیبر به بعد هر جا عملیات شکل می گرفت، سپاه هم ناچاراً باید یک خط پدافندی شکل می‌داد لذا برخی از لشکرهای ما یک تیپ در فاو داشتند، یک تیپ در شلمچه و یک خط هم در غرب و در سال‌های پایانی جنگ که عراق هجوم می‌آورد این‌ها چند تکه بودند. نکته دوم این است که حتی آن زمانی که ما چنین وضعی داشتیم اگر عراق تدبیر عملیاتی درستی به کار می‌گرفت، می‌توانست فاو را از ما پس بگیرد ولیکن ارتش عراق تدبیر عملیاتی درستی نداشت. نکته‌ای که ارتش عراق دیر متوجه آن شد این بود که باید حمله تثبیت کننده و حمله باز پس‌گیری را با هم انجام می‌داد.
اگر ارتش عراق بعد از یک هفته اول که ما در منطقه فاو تثبیت شده بودیم دیگر نمی‌جنگید یعنی اگر 68 روز دیگر با ما نمی‌جنگید، این همه تلفات نمی‌داد در حالی که اگر این حمله را به سه ماه بعد موکول می‌کرد که بسیجی‌ها به شهرهای خود باز می‌گشتند و منطقه خلوت می‌شد، حتماً آنجا را تصرف می‌کرد، منتهی ارتش عراق دیر متوجه این مسئله شد. بعد از عملیات والفجر10 ژنرال‌های مصری و امریکایی تیم‌هایی به جبهه عراق فرستادند و متوجه شدند که اگرچه امکانات و تجهیزات ارتش عراق بسیار بیشتر است اما نمی‌تواند صحنه جنگ را خوب اداره کند و چندین اشکال اساسی دیگر در استراتژی و مدیریت عراق به دست آوردند. لذا در والفجر10 ارتش عراق فقط در هفته اول با ما جنگید و هنگامی که در منطقه تثبیت شدیم دیگر عملیات باز پس‌گیری را انجام نداد بلکه به سمت عملیات آفندی رفت بنابراین موازنه قوا به هم خورده بود.
سوالی که ممکن است ایجاد شود این است که آیا می‌شود موازنه قوا بر هم نخورد؟ بله، به واسطه همان کاری که ارتش عراق کرد و تمام کشور خود را وارد جنگ کرد ما هم می‌توانستیم از به هم خوردن موازنه قوا جلوگیری کنیم. ما چون فقط با توان سپاه و ارتش می‌جنگیدیم لذا توانایی نظامی ایران از رشد فزاینده سال‌های اول جنگ باز ماند و در ایران مردم زندگی خود را داشتند. اما در عراق اینگونه نبود بلکه همه اول می‌جنگیدند، بعد زندگی می‌کردند اما در ایران ابتدا زندگی می‌کردند و بعد می‌جنگیدند.
لذا اینکه می‌گوییم کل هزینه‌های ارزی جنگ 22 میلیارد دلار بیشتر نبوده است، کسی غیر از این نمی‌تواند جواب ما را بدهد. ایران در سال 62 فقط 25 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است در حالی که هر یک سال از جنگ تنها کمتر از 3 میلیارد دلار از کل هزینه‌های ارزی کشور را مصرف می‌کرده است یعنی از حدود 100 میلیارد دلار درآمد ارزی 8 ساله کشور، تنها 22 میلیارد دلار خرج جنگ شده است و این یعنی کمتر از 20 درصد و با80 درصد دیگر کشور اداره می‌شد. درست است که جنگ بعد از آزادی خرمشهر ادامه پیدا کرد اما نه جنگی که مثل قبل از خرمشهر باشد.
جنگ بعد از آزادی خرمشهر ادامه یافت اما نه با هدف و برنامه‌ریزی برای سقوط صدام و گرفتن عراق و آن اهدافی که در شعارها می دادیم و هیچگاه کشور برای تحقق آن برنامه ریزی نکرد و لذا مسئولان برای آن امکانات لازم را به صحنه جنگ نیاوردند و این مطلب با اعداد و ارقام مشخص است. محسن رضایی در بیانی صریح ضعف برنامه‌ریزی دولت وقت را در مسئله جنگ دلیل اصلی شکست‌های ابتدای سال 1367 می‌داند و جالب اینجاست که در
6 ماهه آخر جنگ بنا به تصویب شورای‌عالی دفاع، دولت موسوی مسئولیت اداره جنگ را به صورت مستقیم عهده دار شد و اشخاصی مانند محمد خاتمی به عنوان مسئول تبلیغات جنگ و بهزاد نبوی به عنوان مسئول پشتیبانی منصوب شدند اما ضعف مفرط آنها که برخی گمانه‌زنی‌ها را به سمت عامدانه بودن اشتباهات سوق می‌داد سبب شد تا جمهوری اسلامی در چند ماه آخر جنگ دچار سختی‌های فراوانی گردد.

جمع بندی
به هر روی به نظری می‌رسد تأمل در چهار فاز تبلیغات و نیروی انسانی، اقتصاد و پشتیبانی جبهه‌ها، دیپلماسی و سیاست خارجی و  مسائل نظامی دلایل اصلی قطعنامه 598 را مشخص می‌کند. در بعد تبلیغات ستاد تبلیغات جنگ با اشاره هاشمی رفسنجانی تصمیم به کاهش فعالیت‌ها گرفت. در اقتصادجنگ و پشتیبانی جبهه‌ها ضعف‌ها مشهود بود و نخست وزیر وقت به صراحت اعلام کرد که نمی‌تواند جنگ را اداره کند و این در حالی بود که محمد جواد ایروانی وزیر اقتصاد وقت چنین نظری نداشت.
در سیاست خارجی اختلاف نظرهای جواد لاریجانی معاون وزیر و مسئول مذاکرات قطعنامه 598 پیش از پذیرش و علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه وقت، مسئله‌ای نبود که پنهان بماند و در نهایت در بعد نظامی،  گفته می‌شود در حالی عراق فاو را پس گرفت که فرماندهان سپاه و ارتش در کرمانشاه یعنی نزدیک به هزار کیلومتر آن طرف‌تر مشغول بحث و تبادل نظر بودند و زمانی که آخرین رزمندگان از اروند گذشتند فرماندهان به عمق فاجعه پی بردند.
همه این مسائل وقتی با سیاسی کاری چپ‌های تندرو در انتخابات مجلس سوم مانند اعلام کردن تعداد رزمندگان مستقر در فاو توسط محسن میردامادی استاندار وقت خوزستان به بهانه اعلام تعداد شرکت کنندگان، بی‌عرضگی‌ها و گعده‌های آنچنانی یکی از فرماندهان ارشد جنگ که زیرنظر هاشمی رفسنجانی فعالیت می‌کرد و دیگر مسائلی که هنوز محرمانه باقی مانده است، سبب شد تا امام خمینی با پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس جام زهر را بنوشد و رئوفانه و بزرگ دلانه بگوید که به فرماندهان و مسئولان جنگ اعتماد دارم و این در حالی بود که برخی ناجوانمردانه به امام می‌گفتند که ما جنگ را تمام می‌کنیم و شما ما را محاکمه کنید!



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 27 تیر 1389-01:13 ب.ظ

نویسنده :کاربر

فتنه 88 نتایج 20 سال عقده‌گشایی علیه ارزش‌های انقلاب اسلامی بو

آیت‌الله خاتمی در همایش امنیت ملی و انضباط اجتماعی؛
فتنه 88 نتایج 20 سال عقده‌گشایی علیه ارزش‌های انقلاب اسلامی بود

خبرگزاری فارس: عضو مجلس خبرگان با بیان اینكه مهاجمان جنگ نرم در انتخابات 88 در پی آن بودند كه به هر چیزی كه می‌خواستند برسند، افزود: ما فتنه 88 را معلول یك انتخابات نمی‌بینیم چرا كه فتنه اخیر نتایج 20 سال عقده‌گشایی علیه ارزش‌های انقلاب اسلامی بود.


به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، آیت‌الله سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران و عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری كه در همایش امنیت ملی و انضباط اجتماعی سخن می‌گفت، به پیروزی انقلاب اسلامی اشاره كرد و اظهار داشت: هنوز 2 ماه از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود كه دشمنان انقلاب جنگ سخت بر علیه ملت ایران آغاز كردند.
وی با بیان اینكه شروع جنگ علیه ملت ایران از سال 59 آغاز نشده بود بلكه آغاز سال 58 بود، افزود: دشمن علاوه بر جنگ تحمیلی 6 كودتا را علیه انقلاب اسلامی به پا كرد و زمانی كه با هوشیاری مردم كودتاهای آنها ناكام ماند دشمنان تصمیم گرفتند جنگ نرم را علیه ملت ایران آغاز كنند.
خاتمی در ادامه گفت: بعد از ارتحال امام(ره) دشمنان جنگ نرم را علیه ملت ایران آغاز كردند و بطور آرام حركت كرده و به قدرت دست یافتند.
عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با بیان اینكه دشمنان در جنگ نرم پیامبر مكرم اسلام را خشونت خوانده، امر به معروف و نهی از منكر را زیر سؤال برده و به مهدویت و ارزش‌های انقلاب اسلامی اهانت كرده‌اند، گفت: دشمنان می‌خواستند امام را به موزه تاریخ بسپارند تا ارزش‌های انقلاب اسلامی به موزه سپرده شود و از آن سخنی دیگر مطرح نباشد.
وی با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری سال 84، گفت: در مقطع انتخابات سال 84 مسئله، بحث انتخاب یك رئیس جمهور نبود بلكه همه مردم آمدند و به كسی كه تمسك به ارزش‌های انقلاب اسلامی می‌كرد، رای دادند تا مهاجمان جنگ نرم عقده به دل بگیرند.
خاتمی با بیان اینكه مهاجمان جنگ نرم در انتخابات 88 در پی آن بودند كه به هر چیزی كه می‌خواستند برسند، خاطرنشان كرد: ما فتنه 88 را معلول یك انتخابات نمی‌بینیم چرا كه فتنه اخیر نتایج 20 سال عقده‌گشایی علیه ارزش‌های انقلاب اسلامی بود كه البته با تدبیر مقام معظم رهبری و همراهی مردم خنثی شد و اكنون نفس‌‌های آخر خود را می‌كشد.
امام جمعه موقت تهران افزود: فتنه‌گران تلاش می‌كردند تا در 22 خرداد امسال جمعیت كثیری را به خیابان بیاورند اما علی‌رغم تمامی تلاش‌ها، آنها نتوانستند چنین كاری را بكنند تا اینكه وزرای خارجه آمریكا و فرانسه اظهار تاسف كنند.
وی مهمترین هدف فتنه‌گران را حذف نظام ولایی دانست و با بیان اینكه حذف ولایت‌ فقیه هدف كلیدی و استراتژیك جریان فتنه بود، گفت:‌ فتنه‌گران می‌خواستند با ناامن كردن جامعه استفاده لازم را از یك جامعه ناامن ببرند.
خاتمی در ادامه به امنیت اشاره كرد و با بیان اینكه نگاه ما به امنیت باید بسترساز رشد و تعالی كشور باشد، گفت: رشد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و صنعتی كشور تنها با امنیت جامعه محقق شدنی است.
عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با اشاره به آیه 112 سوره نحل، گفت: قرآن كریم، امنیت، آرامش و رفاه را سه ویژگی جامعه امن معرفی كرده است.
وی با بیان اینكه جامعه مهدوی در قرآن جامعه‌ای امن تعریف شده است، خاطرنشان كرد: امام سجاد(ع) در دعاهای خود، امنیت را یك نعمت بزرگ توصیف كرده است.
خاتمی با بیان اینكه امنیت نعمت است و طبق فرمایش خداوند اگر ناسپاسی نعمت صورت گیرد خداوند آنرا از انسان و جامعه خواهد گرفت، اظهار داشت: اگر می‌خواهیم از نعمت امنیت پاسداری كنیم باید 3 عنصر دین، رهبری و وحدت را بعنوان عناصر امنیت بشناسیم و از آن حراست كنیم.
وی با بیان اینكه اكنون امنیت در جامعه حاكم است و اگر شب‌های تهران را ببینیم به بركت دین شاهد امنیت خواهیم بود، تاكید كرد: البته نباید فراموش كرد كه عده‌ای بودند، هستند و تا ظهور امام زمان(عج) خواهند بود كه به مسائل دینی بی‌توجهی می‌كنند.
امام جمعه موقت تهران با بیان اینكه دشمن برای مقابله با دین مردم مسلم‌ترین اعتقادات آنها را شبهه‌باران می‌كند، گفت: امنیت امروز ما به بركت احكام اسلام و دین‌داری ماست و اگر ما حافظ دین باشیم، حافظ امنیت خود خواهیم بود. بی‌حجابی موجب ناامنی اجتماعی و فروپاشی خانواده‌ها می‌شود و این مسئله امروز برای همه مسئولان ما پذیرفته شده است.
خاتمی با بیان اینكه برخی باند‌ها در حال دامن زدن به ناامنی هستند، گفت: خوشبختانه دولت در حال برخورد با این باندها است.
وی با اشاره به عنصر رهبری گفت: نفس حضور رهبری در جامعه موجب انضباط و امنیت است و ما باید به این مسئله بیشتر توجه كنیم و قدر امنیت را بدانیم.
امام جمعه موقت تهران با بیان اینكه برخی‌ها 13 ماه است كه نهاد عزت و عظمت كشور یعنی ولایت فقیه را تخریب می‌كنند، گفت: فتنه‌گران داخلی همراه با وابستگان خارجی‌شان تلاش مداومی برای تخریب ولایت فقیه كرده‌اند.
خاتمی وحدت را سومین عنصر امنیت دانست و گفت: وحدت تنها با همدلی همه مسئولان و مردم شكل می‌گیرد كه باید راه‌های حفظ وحدت را بررسی كرد.

نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 27 تیر 1389-01:10 ق.ظ

نویسنده :کاربر

فراماسونری و تصویر آخرالزمان

فراماسونری و تصویر آخرالزمان


یك تحلیلگر مسائل آخرالزمانی درباره گسترش تفكر آرماگدونی در سینمای غرب معتقد است : ظهور تمام قد بحران ها و فراگیری اش در موضوعات و مناسبات گوناگون، در اواخر قرن بیستم و در آستانه قرن بیست و یكم، فراماسونری جهانی را ناگزیر به استفاده از آخرین تیر تركش یعنی به كارگیری استراتژی آتش فشان آپوكالیپس و آخرالزمانی ساخت.
اسماعیل شفیعی سروستانی ، رئیس موسسه موعود در یادداشتی با عنوان «استراتژی آتشفشانی آخرالزمان و پایان دنیا» نوشت : طی سال های اخیر، عموم آثاری كه با موضوع و محتوای آپوكالیپس - آخرالزمان و پایان دنیا به نمایش درآمده بحران های سخت، تهدیدكننده و دهشتناك را محور اصلی گفت وگوی خود ساخته اند.
اگرچه تولید این آثار به دلیل وجود عنصر گره و جاذبه در داستان فیلم و رویكرد سینمای یهودی به فردا، عمری به درازای تاریخ سینما دارد، لیكن آرایش آخرالزمانی هالیوود وجه دیگری از این آثار را بیان می كند.
جان هیلكوت، كارگردان فیلم جاده كه در ماه نوامبر گذشته (2009م.) به نمایش درآمده درباره تفاوت این آثار می گوید: فرق بزرگ بین فیلم های آخرالزمانی جدید با محصولات قدیمی در این است كه فیلم های جدید، مجموعه ای از مشكلات را به نمایش می گذارند و تنها به بحث درباره یك مساله نمی پردازند.
تماشا و مقایسه آثار متقدم و متاخر آپوكالیپتیك سخن این كارگردان را تایید می كند.
در آثار متقدم مانند آثاری كه با عنوان آرماگدون ساخته شده اند، یك عامل تهدیدكننده مثل شهاب های مهاجم آسمانی یا سفینه های بیگانه، زمین را تهدید می كنند و تمام مبارزه و تلاش منجی زمینی مصروف حذف یك عامل تهدید كننده می شود. گرهی كه دستان توانای مردان چشم آبی و مهندسان قهرمان آمریكایی آن را می گشاید و همه را مبهوت هنرمندی خود می كند، اما در آثار جدید، تهدیدها چند وجهی اند. همزمان با هم، چند بحران جهان را تهدید می كنند. سونامی، آتش فشان، زلزله و گرم شدن زمین، چنان به یك باره هجوم می آورند كه هیچ كس قادر به كنترل بحران نیست و پیامد آن، این است كه زمین نابودی كامل را تجربه می كند.
دونالد آمریخ آلمانی تبار كه به عنوان كارگردان آثارش در هر دو فصل فیلم های آخرالزمان گرا حضور دارد، در فیلم روز استقلال حمله سفینه های مهاجم بیگانه را كه از كرات دوردست آسمان حمله آورده اند به عنوان تهدید معرفی می كند؛ تهدیدی كه اگر كنترل نشود بشر را به سوی آخرالزمان و نابودی سوق می دهد. اما، در این اثر، تكنسین های یانكی، با سفر قهرمانانه به فضا، عامل تهدید را نابود می كنند تا آمریكا و به تبع آنان مردم جهان، حیات دوباره را در سالروز اعلام استقلال ایالات متحده آمریكا تجربه كنند. در همه آثار، تهدید ایالات متحده به منزله تهدید كل جهان است و وقوع بحران به مثابه ابتلای همه جهان به بحران است.
این مدرس دانشگاه در بخش دیگری از این یادداشت آورده است : كارگردان روز استقلال در آخرین اثرش با نام 2012 همه مردم جهان را درگیر، مبتلا و البته محكوم به تجربه مرگی تلخ می شناسد. آتش فشان ها، زلزله ها، بالا آمدن آب دریا و سایر بلاها، چنان هجوم می آورند كه تمامی مربع مسكونی و كره خاكی را كن فیكون
می كند. گوئیا كه عذاب بلای آوار شده بر قوم نوح، پس از قرن ها دیگر بار فرو آمده تا همه ساكنان زمین نابود شوند و تنها ساكنان كشتی نوح به سلامت جان بدر برند. این آثار سینمایی، جمله ساكنان شرق و غرب عالم را مهیای حوادث شوم و بحران اپوكالیپتیك می كنند و در لابه لای اثر همه را متذكر می شوند كه اولا در این فاجعه جهانی دیار البشری دخالت ندارد و ثانیا؟ این فاجعه جهانی محتوم است و گریزی از آن نمی توان داشت و ثالثا، ابعاد فاجعه جهانی است.
شفیعی سروستانی در ادامه یادآور شده : بحران سازی در سایر مناطق جهان، یكی از روش های شناخته شده سران نظام استكباری برای انتقال بحران از جغرافیای غرب به سایر نقاط بوده و هست. با این همه، ظهور تمام قد بحران ها و فراگیری اش در موضوعات و مناسبات گوناگون، در اواخر قرن بیستم و در آستانه قرن بیست و یكم، فراماسونری جهانی را ناگزیر به استفاده از آخرین تیر تركش یعنی به كارگیری استراتژی آتش فشان آپوكالیپس و آخرالزمانی ساخت. چنانكه از مضامین پروتكل های دانشوران صهیون و همچنین عملكرد تجربه شده فراماسونرها و كانون توطئه جهانی برمی آید، استفاده از این استراتژی تنها به عنوان آخرالدوا شناخته می شد چه، همه مطالعات و برنامه های كلان اجرا شده طی سده های گذشته در حوزه های مختلف و بسط تمدن سكولار در سراسر گیتی ، حاكی از آن بود كه تزریق تدریجی سم (امانیسم، سكولاریزم، لیبرالیسم و هیدرونیسم) در پیكر فرهنگ ها و تمدن های غیر غربی چنان صید گرفتار در دام فرهنگ و تمدن غربی را، آلوده و بی جان می سازد كه تاسیس و اعلام حكومت جهانی اشرار یهود بی هیچ مقاومتی حادث خواهد شد. همه قراین نیز حاكی از آن بود كه این سم تركیبی در ساحت های فكری، فرهنگی و تمدنی، بازماندگان همه فرهنگ ها و تمدن های غیرغربی و از جمله شرق اسلامی را خلع سلاح ساخته است. بر هیچ كس پوشیده نبود كه مسیحیان فاسد، مسیحیت سكولاریزه، ادیان حقیقی مهجور و جوامع مسلمانان مبتلای تفرقه و فقر شده بودند.
در بخشی دیگر از مقاله این صاحب نظر نوشته شده : همزمان با بروز موج
بحران های ائیدولوژیك، اقتصادی، سیاسی و اخلاقی كه توام با هم همه
ساحت های حیات فرهنگی و تمدنی غرب را در سال های پایانی قرن بیستم با چالش روبه رو ساخته بود، به ناگهان، موج بازگشت به دین و معنویت در غرب و سایر نقاط جهان، چونان صاعقه ای همه تدبیرهای عقل مكار و شیطانی را درهم ریخت. ظهور نهضت های دین گرا و ضد غرب در شرق اسلامی و قدرت یافتن اهل دیانت حقیقی در ایران اسلامی و ورود دین به عرصه مدیریت كلان اجتماعی سیاسی، به سان بازی دومینو، مهره های ساخته و پرداخته شده فراماسونری جهانی و بنی اسرائیلی را در ایران، عراق و سایر كشورها سرنگون ساخت. این واقعه بنی اسرائیل را كه سودای اعلام حكومت جهانی را در سر می پروراند و داشت با سرعت تمام و به قصد مقابله با این وضع و تغییر مسیر تاریخ به نفع خود، دست به اقدام همه جانبه بود و استراتژی آتش فشان آخرالزمانی در دستور كار (كانون توطئه جهانی) وارد سازند. در بخشی از پروتكل های دانشوران صهیون آمده است: افراد با آرمان ها و عقاید مختلف مانند سلطنت طلب، عوام فریب، سوسیالیست و ایده آلیست به خدمت ما درخواهند آمد و بنا به اغوای ما، می كوشند تا هر نوع آرامش و نظمی را برهم بزنند و همه جا را به آشوب بكشانند. وجود چنین طغیان هایی دولت ها را دچار دگرگونی می كند و مردم حاضر می شوند برای برقراری صلح و آرامش همه چیز را فدا كنند. تا زمانی كه به قدرت جهانی ما اعتراف نكنند و تا زمانی كه تسلیم ما نشوند صلح را به سرزمینشان باز نخواهیم گرداند ... بدیهی است كه همه پول ها نزد ما ذخیره شده و پیروزی از آن ما خواهد بود. از اینجا، بحران حاصله از پایان یافتن تاریخ غربی كه حاصل دوری گزیدن قریب به 400سال از سنت های دینی و نوامیس قدسی جاری در هستی بود، از سوی كانون توطئه جهانی تبدیل به بحرانی بزرگ و جهانی شد. در واقع، بحران های اولیه و پراكنده حاصل گزار غرب و فرهنگ و تمدنش از مراحل نزولی فروپاشی و انحطاط بود و دومی كه در ابعاد جهانی بروز كرد، حاصل پروژه بنی اسرائیل بود كه توسط فرماسونری جهانی هدایت می شود. پروژه ای كه مرحله به مرحله اجرا می شود تا شاید این آتشفشان جهانی قادر به خاموش كردن بحران ها و كنترل شرایط به نفع بنی اسرائیل و تاسیس حكومت جهانی شود. اخیرا در سرتیتر خبرها آمده بود كه حمله نظامی و جریان بحران ساز در عراق و افغانستان، تاكنون مبلغ 968میلیارد و 970میلیون و 800هزار دلار هزینه كرده است و این رقم تا پایان سال2010م. به عدد یك تریلیون دلار خواهد رسید.
در این جریان هولناك، سینمای هالیوود، ضمن به تصویر كشیدن مراحل اجرای این پروژه، پروژه را در ابعاد جهانی به نمایش می گذارد، مقاومت در برابر بحران ها را غیر ممكن می شناسد، سم انفعال را به كالبد خلق جهان تزریق می كند و بالاخره از لابه لای آثار، مقصد نهایی را هم اعلام می كند. پروژه آرماگدونیسم یا همان، جنگ نهایی و آخرالزمانی نیروهای خیر و شر در سرزمین فلسطین (البته به روایت كانون توطئه جهانی) و تسلط یك هزار ساله بنی اسرائیل بر مقدورات و مقدرات جهان، جان و روح آثار سینمایی به عنوان خیر محض و بنی اسماعیل شر محض و رفیق ابلیس معرفی شدند. نگاهی سریع به آثاری چون مردی كه آینده را می دانست، امگا كد و نظایر آن این معنی را واضح می سازد.
آثار هالیوود، همه را می فریبد. ساده لوحان ساكن ایالات متحده آمریكا در این گمان خام می مانند كه این واقعه، پیش گویی شده كتب مقدس است كه به منظور زمینه سازی ظهور دوم حضرت مسیح(ع) فراهم آمده تا آنها، بحران های دست ساز كانون توطئه را، پیش بینی شده و محتوم می شناسد در حالی كه پنهانی، بنی اسرائیل آن همه را در هیئت یك پروژه به قصد سرعت بخشیدن به ایده مجهول حكومت جهانی بنی اسرائیل به اجرا گزارده است.


نظرات() 

تاریخ:شنبه 26 تیر 1389-11:40 ق.ظ

نویسنده :کاربر

ویژه های کیهان

سایت موسوی: سبز باش دین نداشتی ، نداشته باش! 

سایت كلمه ماهیت ضد دین فتنه سبز را آشكار كرد.
این سایت كه مواضع رسمی میرحسین موسوی را منعكس می كند، با انتشار مقاله ای با عنوان «جایگاه دین در جنبش سبز» به قلم فرزاد كمانگیر و بهزاد راد به تخطئه باورهای دینی پرداخت و به صراحت نوشت كه بدنه جریان سبز به چنین اموری باور ندارد.
در این مقاله آمده است: «طرح منشور چارچوبی است جهت یافتن حداقل های مشترك تمام كسانی كه برای «نیل به آزادی، عدالت اجتماعی، استقرار موازین حقوق بشر و تحقق حاكمیت ملی» مبارزه می كنند. تنها حول محور این اصول اساسی است كه گروه های مختلف می توانند اتفاق نظر داشته باشند. مهم التزام نظری و عملی به چنین اصولی است. اینكه جریان های مختلف درون جنبش این اصول اساسی یك نظام دموكراتیك را از چه متونی استخراج می كنند و چگونه توجیه می كنند اهمیت چندانی ندارد. شاید آقای موسوی از متون دینی به این استخراج برسد و دیگر گروه ها از سایر متون، از جمله «منشور بین المللی حقوق بشر». مهم این است كه جریانهای مختلف درون جنبش بر سر این اصول اساسی به عنوان یك مخرج مشترك به توافق برسند».
این مقاله ادامه می دهد: «خواسته جدایی دین از سیاست در سطح كلان در برگیرنده استقلال متقابل نهادهای دینی و روحانی از حكومت است و نه به معنی عدم حضور دین در جامعه».
نویسنده در بخش دیگری از مقاله اش به صراحت اسلام سیاسی را زیر سؤال برده و می نویسد: «با در نظر گرفتن تكثر گرایی جنبش سبز نمی توان از «اسلام سیاسی جنبش سبز» سخن گفت چرا كه این تنها اعتقاد بخشی از جنبش است، هر چند كه این بخش بزرگ باشد. این بخش می تواند در نهایت عملاً در «حوزه عمومی» با تشكیل احزاب دموكراتیك اسلامی شركت كند و مبلغ چنین اسلام سیاسی ای باشد. ولی به هیچ وجه خواسته های این بخش نمی توانند جزء حداقل های مورد توافق تمام اعضای جنبش سبز قرار گیرند».
كلمه به دلایلی كه حدس زدن آن سخت نیست، نگفته است كه موضع موسوی در مقابل چنین ایده هایی چیست؟!
گفتنی است كه ائتلاف اپوزیسیون روی یك نقطه، پیشنهاد «ریچارد هاس» مسئول شورای روابط خارجی آمریكا به سران فتنه و سایر گروههای ضد انقلاب بوده است. ریچارد هاس از این طرح خود با عنوان «ائتلاف سفید» یاد می كرد و معتقد بود نقطه ائتلاف باید براندازی جمهوری اسلامی ایران باشد تا همه گروههای مخالف جمهوری اسلامی ایران بتوانند در آن حضور داشته باشند. این طرح پیشنهاد جرج سوروس نیز بوده است كه با موافقت سران فتنه و گروههای مدعی اصلاحات روبرو شد و در پی آن ائتلاف مدعیان اصلاحات با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلبان و نیز همراهی و دنباله روی جریان فتنه از مدیریت بیرونی شكل گرفت.

 

نظرات() 

تاریخ:شنبه 26 تیر 1389-11:36 ق.ظ

نویسنده :کاربر

ویژه های کیهان


سه گمانه عوامل فتنه درباره محمدرضا خاتمی (خبر ویژه)

یك عضو حزب مشاركت سعی كرد نشان دهد غیب گویی هم به دیگر هنرهای جریان فتنه اضافه شده است.
محمدرضا خاتمی كه با روزنامه شرق گفت وگو می كرد با اطمینان تاكید كرد كه 95 درصد مردم ایران مخالف و معترض هستند ولی جرأت بیان اعتراض خود را ندارند. برادر همكار جرج سوروس در ایران بی آن كه توجه كند در حال توهین به هواداران ادعایی خود است، گفت: «به جرأت می توان گفت 95 درصد جریان محافظه كار(!!) ناراضی است و پنج درصد هستند كه گرفتاری ها را برای مملكت ایجاد می كنند اما آن 95 درصد قدرت و شهامت آنكه آن پنج درصد را مهار كنند ندارند و همه امور مملكت در دست آن پنج درصد افتاده است».
خاتمی در این باره چیزی نگفت كه اولا چگونه چنین برآوردی را به دست آورده و آیا شیوه محاسبه ایشان به شیوه نبوغ آمیز پیرزن اصلاحات در استدلال برای پیروزی همسرش در انتخابات ربطی دارد یا نه و ثانیا چگونه امكان دارد كه یك جمع 95 درصدی قادر به غلبه بر حریفان 5 درصدی خود نباشند؟!
گفتنی است كه محمدرضا خاتمی و تاجزاده در میان گروه های اصلاح طلب به «گنده گو» شهرت دارند و بارها برخی از عوامل فتنه از آنها خواسته اند در مصاحبه ها و اظهارنظرهای خود حرفی نزنند كه به سوژه ای برای تمسخر اصلاح طلبان تبدیل شود.
اظهارات كودكانه و مضحك محمدرضا خاتمی به احتمال زیاد با برخورد شدید برخی از عوامل فتنه روبرو خواهد شد. مخصوصا آن كه در میان گروه های مدعی اصلاحات، خودداری نظام از بازداشت محمدرضا خاتمی به یك معمای سؤال برانگیز تبدیل شده است. برخی با كنایه های گزنده معتقدند كه وی برای نظام ارزش دستگیری و بازداشت نداشته است و استدلال می كنند كه چگونه افراد دیگری كه در حزب مشاركت جایگاه بسیار پایین تر و كم اهمیت تری از محمدرضا خاتمی داشته اند در جریان فتنه بازداشت شده اند ولی محمدرضا خاتمی كه از ابتدای تشكیل این حزب برای چند سال متوالی دبیركل آن بوده است بازداشت نشده است؟! شماری از مدعیان اصلاحات نیز در این توهم به سر می برند كه محمدرضا خاتمی با دستگاه های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران همكاری پنهان دارد و اینگونه اظهارات وی با اشاره وزارت اطلاعات و برای بدنام كردن(!!) حزب مشاركت صورت می پذیرد! در میان مدعیان اصلاحات یك نظر دیگر نیز درباره وی وجود دارد و آن، این كه مراكز اطلاعاتی نظام با آگاهی از بی تجربگی و خام بودن محمدرضا خاتمی در امور سیاسی، عمداً وی را آزاد گذاشته اند تا از طریق او به لایه های پنهان و روابط پشت پرده اصلاح طلبان با كانون های بیرونی پی ببرند!
این گمانه ها در حالی است كه گفته می شود محمدرضا خاتمی به علت گنده گویی های رسواكننده اساسا در چرخه پنهان حزب مشاركت چندان به كار گرفته نمی شد كه عضو بااهمیتی تلقی شود.



نظرات() 

تاریخ:شنبه 26 تیر 1389-11:25 ق.ظ

نویسنده :کاربر

ویژه های کیهان



نظرات() 

تاریخ:شنبه 26 تیر 1389-07:53 ق.ظ

نویسنده :کاربر

فتنه شدیدتر از دجال در او دیدم

فتنه شدیدتر از دجال در او دیدم


من وقتی در نخستین مناظره دیدم که آن بنده خدا دارد عزت ایران اسلامی را زیر سوال می‌برد یا برخورد‌های قوی رئیس‌جمهور در عرصه سیاست خارجی! بنده در جمعی از دانشجوها بودم و بعد از مناظره گفتم به نظر من آقای فلانی موجود خطرناکی است، هر کس هر کاری که از دستش بر می‌آید و می‌تواند انجام بدهد؛ گفتند: چرا خطرناک؟ گفتم من تمایل به دشمن را در ایشان می‌بینم، من عداوت نسبت به دوستان در او دیدم، فتنه شدیدتر از دجال در او دیدم


حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه در شهریورماه گذشته، طی سخنانی از 3 زاویه به تحلیل حوادث جاری کشور پرداخت. بازخوانی این سخنرانی در شرایطی که قبل از وقوع حوادث 13آبان، 16آذر، درگذشت آقای منتظری، ظهر عاشورای تهران و نامه آقای رضایی و... ایراد شده، جالب و تامل‌انگیز است. متن پیاده شده این سخنرانی با اندکی تلخیص به این شرح است: 3 تحلیل درباره حوادث پس از انتخابات
ما درباره سیر انقلاب و تکامل انقلاب و جامعه انقلابی از زوایای مختلف می‌توانیم تحلیل‌های گوناگونی داشته باشیم که بنده این تحلیل‌ها را خدمتتان عرض می‌کنم؛ و هم می‌توانیم فراتر از حوادث اخیر به تحلیل روند انقلاب بپردازیم و هم می‌توانیم با توجه به حوادث اخیر به این تحلیل‌ها اقدام کنیم و هم می‌توانیم با توجه به آینده‌ای که در پیش داریم، یعنی ظهور حضرت، تحلیل‌های مختلفی ارائه بدهیم. من سعی می‌کنم از همه جهات این مباحث را تحلیل کنم البته باید عرض کنم مباحثی که من مطرح می‌کنم مباحثی نوعا دینی- سیاسی هستند نه مباحثی سیاسی– دینی و من سعی می‌کنم از منظر دین به عرصه سیاست نگاه ‌کنم.


تحلیل اول: جریان سازشکاری


یک روایت از آقا امام رضا(ع) می‌خوانم که هم کلاممان متبرک به بیان شریف ایشان بشود و هم از زاویه نگاه به مهدویت، امروز خودمان را تحلیل کنیم، یعنی از آینده آغاز کنیم و به تحلیل امروز برسیم. شما در مفاهیم آخرالزمان با کلمه دجال آشنا هستید؛ در حدیثی در «وسایل الشیعه» امام رضا(ع) می‌فرمایند: در آخرالزمان میان شیعیان ما خطری پیش می‌آید که این خطر فتنه‌اش از دجال شدید‌تر است. حال شما بروید روایات مربوط به دجال را ببینید که چطور مردم را فریب می‌دهد، دجالی که با ظهور حضرت سقوط خواهد کرد، دجالی که به عنوان یکی از دشمنان جدی حضرت و یکی از موانع ظهور حضرت مطرح است، دجالی که عبور از فریب‌های او تنها راه رسیدن به فرج است؛ امام رضا(ع) خیلی صریح می‌فرمایند خطر این فتنه از فتنه دجال برای شیعیان بالاتر است. طبق روایت، این فتنه در درون جامعه شیعی است و توسط کسانی که شیعه و دوستان اهل بیت(ع) هستند اجرا می‌شود، ظاهرا دجال عموم مردم را فریب می‌دهد اما این فتنه جامعه شیعی را می‌خواهد فریب بدهد. مهم‌ترین مشخصه این فتنه، دوستی کردن با دشمنان اهل بیت(ع) و دشمنی کردن با دوستان اهل بیت است و اما نتیجه این فتنه آن است که حق و باطل به هم آمیخته می‌شود و مومن و منافق از هم شناخته نمی‌شوند. نمی‌شود ادعا کرد فلان کس منافق است چون دوست اهل بیت(ع) است، تنها مومن را در میانه آن دشمن‌هایی که ایجاد شده، می‌شود از بقیه جدا کرد و این کار خیلی دشواری خواهد بود. امام رضا(ع) می‌فرمایند: «از کسانی که راه مودت ما اهل بیت را برگزیدند، کسانی هستند که فتنه آنها از دجال شدیدتر است».


راوی حدیث می‌گوید: پرسیدم چگونه فتنه می‌کنند؟ امام(ع) می‌فرمایند به‌واسطه دوستی کردن با دشمنان ما اهل بیت(ع) و به‌واسطه دشمنی کردن با دوستان اهل بیت(ع). زمانی که این اتفاق افتاد حق با باطل در هم آمیخته می‌شود و امر مشتبه می‌شود- معمولا در روایات منظور از امر «ولایت» است یعنی یک کاری می‌کنند که در ولایت تشکیک بکنند - و مومن از منافق شناخته نمی‌شود. این حدیث را من به چند مقصود عرض می‌کنم، یکی اینکه در آخرالزمان فتنه‌ها و امتحانات بسیار سهمگینی از مردم جهان، مسلمان‌ها و بویژه شیعیان گرفته می‌شود؛ در فتنه‌های آخرالزمان گروه‌های زیادی از شیعیان ریزش می‌کنند. جای این سوال است که من و شما چرا باید جزو دسته ریزشی‌ها باشیم؟ برای عبور از فتنه‌های آخرالزمان خیلی هوشیاری و تقوا و پاکی دل لازم است. امیرالمومنین امام علی(ع) می‌فرماید: در آخرالزمان شیعیان ما اینطور می‌شوند، همانند یک انبار آرد یا گندم یا جو که این انبار را آفت بزند؛ صاحب انبار اینها را بیرون می‌آورد و آن قسمت‌هایش را که آفت‌زده دور می‌ریزد و بقیه را داخل انبار قرار می‌دهد و این کار آنقدر ادامه پیدا می‌کند و استمرار پیدا می‌کند تا جایی که به اندازه چند لقمه غذا بیشتر از آن باقی نمی‌ماند. ریزش در زمان ظهور یک مساله جدی است و جز با بصیرت و از خودگذشتگی فوق‌العاده نمی‌توان از فتنه‌های آخرالزمان عبور و برای نایب امام زمان(عج) سربازی کرد. نتیجه این فتنه این است که دوست و دشمن گم می‌شوند. حضرت امام (ره) در سخنرانی‌های خودشان یک کلمه کلیدی به ما داده بودند، این کلید یک کلید راهبردی تا ظهور حضرت است؛ این کلید یک سخن ژورنالیستی و مقطعی نیست، در فتنه سخت‌تر از فتنه دجال هم می‌بینید که امام رضا(ع) به این کلمه کلیدی اشاره می‌کند. آن کلید همان‌طور که امام در این جمله می‌فرمایند «هر زمان دشمن ما را تایید کرد معلوم می‌شود اوضاع نابسامان است». هر موقع ما نسبت به دشمن تمایلی نشان دادیم، معلوم می‌شود وضع فکری- سیاسی ما خراب است تایید ما از سوی دشمن است. اخیرا شبهه کرده‌اند شاید آمریکا که دشمنی می‌کند با خط رهبری و دوستی می‌کند با خط دیگران، این شاید یک فریب باشد و آن دشمن اصیل ما نیست! همان طور که یک صهیونیست گفت: «خدمتی که آقای احمدی‌نژاد به ما کرد هیچ کس نتوانست در این سال‌ها بکند». این یک بلوف است، یک دروغ محض است؛ شما بدانید واقعا این طور نیست، سخت ایستادن‌های آقای احمدی‌نژاد در این بخش موجب عزت اسلام نه فقط در ایران بلکه در کل جهان شده است و ضربه‌های بسیار محکمی به آنها وارد کرده است و کاخ پوشالی آنها را به هم ریخته است؛ من وقتی در نخستین مناظره دیدم که آن بنده خدا دارد عزت ایران اسلامی را زیر سوال می‌برد یا برخورد‌های قوی رئیس‌جمهور در عرصه سیاست خارجی! بنده در جمعی از دانشجوها بودم و بعد از مناظره گفتم به نظر من آقای فلانی موجود خطرناکی است، هر کس هر کاری که از دستش بر می‌آید و می‌تواند انجام بدهد؛ گفتند: چرا خطرناک؟ گفتم من تمایل به دشمن را در ایشان می‌بینم، من عداوت نسبت به دوستان در او دیدم، فتنه شدیدتر از دجال در او دیدم.


من به حاشیه‌ها اصلا کاری ندارم مثلا به اینکه در روایت هم هست که دجال در آخرالزمان رنگ سبز را برای خود بر‌می‌گزیند و حتی شایعه‌ای هم هست که همین آقا در زمانی که در دولت بودند گرایش به ماسون‌ها دارند و بین نخبگان مطرح بود که او فراماسون است. من به این بحث‌ها کاری ندارم، اینها بحث‌های حاشیه‌ای است ولی غیر از این بحث‌ها چیزی که خیلی روشن است این است که به حدی که در 14 خرداد هیچ وقت حضرت مقام معظم رهبری صحبت فرعی مطرح نکردند، کلیدی‌ترین بحث‌ها را مطرح کردند و 14 خرداد تمام صحبت‌های مقام معظم رهبری پاسخی بود به آن حرفی که گفته شد که با محکم ایستادن شما عزت ایرانیان لکه‌دار شد؛ آقا فرمودند من به هیچ‌وجه این حرف را قبول ندارم من معتقدم که با محکم ایستادن سر ارزش‌ها، عزت ما پایدار شده است. بوی تمایل به دشمن می‌آید، تازه الان که مساله حل شده، الان که فلانی توی بغل صهیونیست‌ها می‌رقصد، آنها امیدشان یک چنین وضعی شده و یک جور فتنه شدید‌تر از دجال، بعید هم هست این فتنه به سهولت خاموش بشود. ریشه این فتنه در مباحث سیاسی حضرت امام(ره) همان سخن است که فرمودند مواظب باشید دشمن ما را تایید نکند. این یک ملاک عمده است. الان هر کس می‌خواهد بالا و پایین بکند، بکند همین که مورد تایید دشمن باشد، یعنی تمام! یعنی فتنه شدیدتر از دجال. هر کس در این مساله تردید داشته باشد فقط خودش را گول زده و بیمار است؛ «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا...» و اصراری برای اصلاحش نداشته باشید. ریشه قرآنی بحث تمایل به کفار را عرض می‌کنم که خیلی بحث جالبی دارد. در تفسیر سوره مائده در المیزان شریف از آیه 51 بحثی شروع می‌شود؛ دقت بفرمایید. قرآن می‌فرماید: «یا ایها الذین امنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین؛ ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید یهود و نصاری را تکیه‌گاه خود قرار ندهید، آنها تکیه گاه یکدیگرند و کسانی که از شما به آنها تکیه کنند از آنها هستند، خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی‌کند». چرا شما به سمت یهود و نصارا می‌روید؛ اگر کسی به آنها علاقه پیدا کند جزو آنهاست و در آیه بعد می‌فرماید: «فتری الذین فی قلوبهم مرض یسرعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبنا دائره فعسی الله ان یاتی بالفتح او امر من عنده فیصبحوا علی ما اسروا فی انفسهم ندمین؛ گروهی منافق را که دل‌هایشان ناپاک است خواهی دید که در راه دوستی ایشان می‌شتابند و می‌گویند: ما از آن می‌ترسیم که در گردش روزگار مبادا آسیبی از آنها به ما رسد؛ باشد که خدا فتحی پیش آورد یا امر دیگر از طرف خود، تا منافقان از آنچه به نفاق در دل نهان کردند سخت پشیمان شوند». کسی که در دلش یک مرض دارد، یک تمایلی به سمت آنها دارد، سازشکارانه برخورد می‌کند؛ کلیدی‌ترین اختلاف مقام معظم رهبری در این 20 سال اخیر و حتی 4-3 سال آخر زندگی امام(ره) با اصلی‌ترین مسؤولان نظام صرفا سر همین مفهوم بود. حتی بنده «جام زهر» را در ارتباط با این موضوع تحلیل می‌کنم، آن برخورد بسیار محکم حضرت امام (ره) با سخنان آقای منتظری را هم در همین راستا تحلیل می‌کنم و از شما تقاضا می‌کنم به سخنان امام(ره) 10 روز قبل از پذیرش قطعنامه و بعد از پذیرش قطعنامه توجه کنید؛ چرا 10 روز قبل از پذیرش قطعنامه امام(ره) این همه از جنگ تقدیر کردند چون کسانی بودند که داشتند جنگ را می‌بستند.


امام (ره) اطلاعیه دادند که جلوگیری بکنند از بستن جنگ، ولی این اطلاعیه امام(ره) کارساز نبود. امام (ره) اطلاعیه که دادند در آن اطلاعیه فرمودند: «امروز باید در جبهه‌ها تحول ایجاد کنیم؛ امروز کوتاهی کردن در جنگ خیانت به رسول الله است.» چطور است یک مرد با آن همه هوش سیاسی که چنین حرفی را می‌زند و در 10 روز بعد همه چیز را قبول می‌کند. بعد از اینکه امام(ره) قبول کردند قطعنامه را یک اطلاعیه‌ای دادند آنجا را هم نگاه کنید. در صحیفه امام(ره) هم هست؛ در این اطلاعیه نیمی از اطلاعیه از دشمنی با استکبار صحبت می‌شود. چرا امام(ره) از دشمنی پایان‌ناپذیر و گسترده حتی بعد از پذیرش قطعنامه صحبت می‌کند؟ چون ایشان می‌بیند مساله‌ای که کشور به‌واسطه آن در معرض خطر است، کوتاه آمدن در مقابل دشمن است. 3 یا 4 سال مقام معظم رهبری در سالگرد‌های حضرت امام(ره) مدام تاکیدشان بر این یک ویژگی حضرت امام(ره) و آن شجاعت حضرت امام(ره) بود؛ آقا با چه مساله‌ای درگیر است چه کسی مورد خطاب ایشان است؟ این مساله خیلی بالاتر از مساله لیبرال مسلکی در اقتصاد سرمایه‌داری، لیبرال مسلکی در مسائل فرهنگی و... است. قرآن می‌فرماید کسانی که قلوبشان مرضی دارد، یک سرعتی به سمت آنها دارند، خواهش می‌کنم این کلمه قرآن را تحلیل سیاسی بکنید. «... یقولون نخشی ان تصیبنا دائره...» وقتی به اینها گفته می‌شود که چرا سازشکارانه با کفر با دشمن برخورد می‌کنی، چه استدلالی می‌آورند؟ معقول‌ترین استدلالی که یک انسان انقلابی در خط امام(ره)، یک حزب اللهی می‌تواند در زبان سازشکاری بیاورد، چیست؟ مصلحت!


چرا مصلحت باشد؟ «... یقولون نخشی ان تصیبنا دائره...» می‌گویند که ما می‌ترسیم که آنها ما را اذیت کنند! چرا باید هزینه‌های خودمان را الکی بالا ببریم! یک کمی در مقابل آنها سازش کنیم تا آنها ما را اذیت نکنند! دوستان من در انقلاب 25 سال بود این قصه حاکمیت داشت؛ 4 سال جلوی این قضیه گرفته شد. این 25 سال از آن مصاحبه سخیف آقای منتظری که درباره جنگ شد را در نظر می‌گیرم تا پذیرش قطعنامه تا آخرین تحمیل‌ها سر قصه هسته‌ای. مهم‌ترین امری که در جریان این نبرد - نبردی که بین شجاعت حضرت امام(ره)، دشمن ستیزی حضرت امام(ره)؛ نبرد بین کسانی که مقابل دشمن یک ذره کوتاه نمی‌آید با جریان سازشکاری- باید به آن توجه شود چیست؟ ما باید به تقویت بنیان‌های ولایت توجه کنیم. در جریان نبرد ما یک چیز بیشتر نمی‌خواهیم آن هم قدرت ولایت است. هر کلامی که برود توی شبکه BBC فارسی خیانت به اسلام است؛ الان نبرد اصلی این نقطه است. خط سازشکاری در سوره مائده مشخص شده است: «... نخشی ان تصیبنا دائره...» و در ادامه سرانجام این گروه را می‌فرماید: «یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلک فضل الله یوتیه من یشاء و الله واسع علیم؛ ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید هر کس از شما از آیین خود بازگردد (به خدا زیانی نمی‌رساند) خداوند در آینده جمعیتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند، در برابر کافران نیرومندند، آنها در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش‌کنندگان هراسی ندارند. این فضل خدا وسیع و خداوند داناست».(مائده آیه 54) اگر شما مرتد بشوید من کس دیگری را جایگزین شما می‌آورم، معنای مرتد شدن در این آیه تمایل سازشکارانه به کفار است، اینها را خدا اسمشان را مرتد می‌گذارد. سرنوشت این گروه چیست؟ این سنت خداست که خدا می‌فرماید: من این گروه سازشکار را برمی‌دارم و گروه دیگر را جایگزین شما می‌کنم که ویژگی گروه بعدی این است که: «... اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم...» آن گروه از سرزنش سرزنش‌کنندگان نمی‌ترسند. اگر همین رئیس جمهور، همین مجلس، همین دولتمرد‌ها هم روحیه سازشکارانه به خودشان بگیرند خدا عوض می‌کند، خدا اینها را بر می‌دارد، یک گروه دیگر جای آنها می‌آورد.
حال اینکه می‌گویند خدا بر می‌دارد، چگونه بر می‌دارد؟ خداوند خودش بهانه‌اش را درست می‌کند، پسر یکی را خراب می‌کند، همکار یکی را خراب می‌کند و بالاخره بالا پایین می‌کند و برمی‌دارد. پس ما اگر با یک نگاه به ظهور حضرت و فتنه‌های آخرالزمان به داستان خودمان برگردیم و نگاه کنیم؛ امام رضا (ع) فرمودند فتنه بدتر از دجال چیست؟ آن فتنه‌ای که در آن موالات با اعداء است و معادات الاولیاء است. همان‌طور که می‌بینید سر پشت‌بام‌‌ها حرف‌های رکیکی در کنار الله‌اکبر گفته می‌شود که مصداق معادات الاولیاست. این فتنه توانسته یک آثاری از خودش به جا بگذارد. این فتنه می‌خواهد این خط را جلو ببرد؛ این فتنه بدتر از فتنه دجال است. این فتنه آخرش یک روحیه سازشکارانه است و اگر به مبانی نظری سیاسیون در قرآن نگاه کنیم، می‌بینیم این یک مساله مقطعی نیست این یک منش و تفکری است که همیشه وجود داشته. ای کاش آن محاصره برای حضرت امام(ره) صورت نمی‌گرفت! کلام کلیدی حضرت امام(ره) هم فراموش نشود که فرمودند: هر موقع دشمن ما را تایید کرد، آن روز روز بدبختی ماست. در روایت داریم: خدا بزرگ‌ترین نصرتی که برای مومنان و بندگان خودش فرستاده «وجود دشمن» است. مساله دشمن را بشدت جدی بگیرید.


تحلیل دوم: جریان تحمیلگری


باز می‌گردیم به گذشته تاریخ و از شهر کوفه شروع می‌کنیم و به دوران انقلاب خودمان می‌رسیم. در شهر کوفه که شهر نخبگان جامعه بود، مهم‌ترین مساله‌ای که امیرالمومنین علی(ع) را اذیت کرد و همین مساله و دقیقا همین مساله منجر به شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به دست پارکابی‌ها و سربازان علی(ع) شد، جریان تحمیلگری بود. امیرالمومنین(ع) از جریان تحمیلگری چنین سخن می‌فرمایند: «لقد کنت امسا امیرا فاصبحت مامورا لقد کنت امسا ناهیا فاصبحت منهیا». من امیر بودم اما الان مامور شدم، از بس که شما حرف‌های خودتان را تحمیل می‌کنید، شما نهی می‌کنید، شما دارید تحمیل می‌کنید. جریان تحمیل‌هایی که رسول گرامی اسلام(ص) و علی(ع) پذیرفت، جریان تحمیلگری که توسط نخبگان بر ایشان انجام می‌گرفت، جریان تحمیلی که بر امام حسن مجتبی(ع) شد، به جایی رسید که امام حسین(ع) تصمیم گرفت دیگر تحمیل نپذیرد و سیدالشهدا(ع) را قطعه قطعه کردند. نبرد سیدالشهدا(ع) به این دلیل بود که ایشان تحمیل از جانب دوستان! را نپذیرفت و قطعه قطعه شد.
دوستان یا دشمنان؟ دوستان! چون تحمیل از جانب دوستان را نپذیرفت کار بدانجا کشید. شمر و عمرسعد جزو خوارج نبودند، اینها دوستان امام حسین(ع) محسوب می‌شدند. شمر جزو مجروحان پای رکاب امیرالمومنین(ع) بوده است. عمرسعد در جوانی خطاب به امام حسین(ع) می‌گفت: «این مردم دیوانه‌اند! به من می‌گویند بر اساس برخی اخبار و روایات، تو قاتل حسین خواهی شد.» امام حسین(ع) به عمرسعد می‌فرمود: «من کاری ندارم مردم چه می‌گویند ولی عمرسعد! من هر موقع که از دنیا بروم، تو بعد از من زیاد زندگی نمی‌کنی.» و حضرت این سخنان را در روز عاشورا به وی یادآور شد.
تمام عظمت قطعه قطعه شدن حضرت امام حسین(ع) برای لو دادن دوستانی است که ظرفیت قتل دارند. آقا جان! این یارو ظرفیت دارد حسین تکه تکه بکند! چرا ما شعورمان نمی‌رسد؟ چرا باید شهید دیالمه 27 سال پیش این ظرفیت‌ها را در بعضی‌ها تشخیص بدهد اما ما این ظرفیت‌ها را در جلوی چشم‌مان ببینیم و تشخیص ندهیم؟! کربلای امام حسین(ع) که نمی‌خواهد یزید را به ما معرفی کند. خواسته دوستان امیرالمومنین(ع) را به ما معرفی کند! و بگوید، ببینید اینها چه ظرفیت‌هایی دارند. اما مگر اینها چه ویژگی‌ای داشتند؟ مهم‌ترین ویژگی اینها تحمیلگری بود.
عمرسعد تا چند روز قبل از عاشورا می‌گفت من می‌ترسم آخر، شمر مرا وادار به کشتن حسین کند! عمرسعد می‌خواست بیعت با یزید را هم به حسین(ع) تحمیل کند. خب، در انقلاب ما در چه تاریخی آقا فرمان دادند به دوستان خودش که جوان‌ها را جمع کنید، می‌خواهم با آنها صحبت کنم؟ که در آنجا یک جوان به علت ازدحام جمعیت شهید شد-که خواب هم دیده بود که شهید می‌شود، غسل شهادت هم کرده بود- که از آنجا بود آقا چفیه انداختند گردنشان و دیگر برنداشتند و گفتند پس از این اگر کسی بخواهد صلح امام حسن(ع) را تحمیل کند، دیگر تحمیل را نمی‌پذیریم و ما برخورد حسینی خواهیم کرد. از آنجا آقا به مرور مقابل تحمیلگری‌ها ایستادند، تحمیلگری‌هایی که امام(ره) هم بعضا مجبور به پذیرش بود. تحمیلگر‌ها هم مشخص هستند چه کسانی‌اند؛ داریم، فلان شخص در خاطراتش می‌نویسد به امام(ره) گفتیم این؛ امام مخالفت کردند، اصرار کردیم، وادار شدند، پذیرفتند. جریان تحمیلگری از ابتدای انقلاب بوده؛ سخنان امام(ره) رابطه با اینکه چه چیزهایی به ایشان تحمیل شده در نامه 6/1 را به خاطر بیاورید. «والله من از اول به بنی‌صدر راضی نبودم، والله از اول با آقای منتظری راضی نبودم.» شما در خاطرات آقای ری‌شهری می‌خوانید قبل از اینکه آقای منتظری مطرح بشود، به بعضی از دوستان خودش فرمود قصه آقای منتظری را مطرح نکنید ولی آنها ایستادند جلوی امام(ره) و گفتند ما مطرح می‌کنیم و مطرح کردند. جریان تحمیلگری نسبت به ولایت چرا صورت می‌گیرد؟


و حالا 2 حالت بیشتر ندارد؛ یا اینقدر تحمیلگری می‌شود که روزگار همانند زمان سیدالشهدا (ع) می‌شود یا ایستادگی می‌کنید و فرج آقا امام زمان (عج) فرامی‌رسد، لذا زمانی که مقام معظم رهبری تحمیلگری را نمی‌پذیرد و بنا شده سفت و محکم بایستد، حتی برای کسانی که در خط آقا هم حرکت می‌کنند و یک اشتباهی می‌کنند آقا محکم می‌ایستد. بعضی‌ها همش می‌خواهند مدام آقا را قانع کنند که ایشان کوتاه بیاید! امیرالمومنین (ع) به ابن‌عباس می‌فرمایند: «تو می‌توانی به من مشورت بدهی و من آنوقت نگاه می‌کنم، ببینم مشورت تو چگونه بوده و اگر من تو را اطاعت نکردم تو باید مرا اطاعت بکنی. ابن‌عباس! تو باید بگویی چشم!» اوج جریان تحمیلگری در این 4 سال بود و آنها تمام تلاش خود را کردند، دشمنان تقلا کردند و در این جریان تحمیلگری مشارکت کردند و الحمدلله مقام معظم رهبری ایستادگی کردند. ایستادگی در مقابل این تحمیل، یکی از دلایل ظهور نزدیک آقا امام زمان(عج) است که این اعتقاد شخصی بنده است. این جریان تحمیلگری را هر چه ما محکم‌تر و بی‌هزینه‌تر در مقابلش بایستیم، جامعه ما کمتر آسیب خواهد دید و هرچه پرهزینه‌تر بخواهیم در مقابل جریان تحمیلگر بایستیم، ضربه‌های بیشتری خواهیم خورد. چاره‌ای نیست؛ ما برای اینکه جلوی جریان تحمیلگری را بگیریم، باید شخصیت‌ها را افشا کنیم. باید تحمیلگری‌ها را افشا کنیم. باید خط تحمیلگری را برملا کنیم و این خط را کاملا توضیح بدهیم.
تحلیل سوم: رفتن به سمت حقیقت، نه مصلحت


هر جامعه اسلامی که تشکیل می‌شود، مجبور است بعضی مصلحت‌ها را تحمل کند، ولی جامعه اسلامی بعد از گذشت زمان، از مصلحت‌ها فاصله می‌گیرد و به حقیقت‌ها رو می‌آورد. جامعه‌ای که پیامبر گرامی اسلام (ص) در آن هست و آن جامعه را تاسیس کرده؛ چقدر مصلحت‌ها را پیامبر گرامی(ص) اسلام پذیرفتند؟ از ازدواج‌های ایشان تا نزدیک کردن خیلی‌ها به خودشان، تا تحمل کردن آن تروریست‌هایی که می‌خواستند پیامبر را ترور کنند، تا آنجایی که می‌خواهد وصیتنامه بنویسد و ننوشتن را تحمیل می‌کنند و ایشان این مصلحت را می‌پذیرد. این مصلحت‌پذیری‌ها در دوران امیرالمومنین(ع) و 25 سال خانه‌نشینی ایشان و دوران 5 ساله حکومت ایشان ادامه دارد که حضرت می‌فرماید:« اگر من می‌خواستم تمام احکام اسلامی را به حقیقت عمل و اجرا کنم، همین 4 نفری که در کنار من بودند هم از بین می‌رفتند». لاجرم مصلحت‌ها را می‌پذیرد. جامعه تا صلح امام حسن(ع)، تا قیام امام حسین(ع) پیش می‌رود. قیام امام حسین(ع) نقطه‌ای است که جریان مصلحت به حقیقت، به نقطه نهایی خود می‌رسد و امام حسین در شرایطی قرار می‌گیرد که به حقیقت عمل می‌کند. اما دوباره در یک دوران تاریخی به این نقطه می‌رسیم. روی داستان خوارج کمی فکر کنید که این می‌تواند جزو تحلیل چهارم قرار بگیرد. در روضه‌ها همیشه از نمکدان‌شکنی کوفیان می‌گویند که چه کردند و چه‌ها کردند با اباعبدالله الحسین(ع) چه کردند؛ با امیرالمومنین(ع) چه کردند. خب درست است دیگر کارهای امیرالمومنین(ع) اثری نداشت، مردم به طعنه به امیرالمومنین(ع) می‌گفتند: مردان ما را کشته‌ای و حالا می‌آیی به یتیمان ما غذا می‌دهی؟ ببینید فضا تا چه حد می‌تواند تاریک بشود. ببینید اگر شما با زبان روشنگری نکنید، باید1400 سال بگذرد تا بشود این حرف‌ها را زد. همین امروز هم نمی‌توان به سادگی رفت وسط شهر و قصه و ماجرای خوارج را شفاف گفت. قبول دارید اگر بخواهیم داستان خوارج را رک و پوست کنده بگوییم، یک عده‌ای با امیرالمومنین(ع) بد می‌شوند؟ ما که قتل‌عامی نکرده‌ایم. قبول دارید در آن صورت امیرالمومنین(ع) را به ضایع کردن حقوق بشر محکوم می‌کنند؟ این علی که اسوه ازلی و ابدی تاریخ است، ببینید چقدر در فشار و منگنه است؟ از شما می‌پرسم... خون کوفیان که از ما رنگین‌تر نیست؟ ما چرا نباید این امتحان‌ها را پس ندهیم؟ چرا نباید بین ما خوارج تولید شود؟ تا ملتی نشان ندهد که مثل مردم کوفه نیست! امام زمان(عج) خواهد آمد؟ من فقط یک پیشنهاد دارم برای اینکه این آزمایش سهمگین از ما گرفته نشود؛ روشنگری کنید تا کار به خوارج نکشد. در زمان امیرالمومنین(ع) که صحنه اینقدر تیره و تار شد، چه رسد به زمان نایب امام زمان(ع) یعنی مقام معظم رهبری. همان شیطان الان هم هست، همان تجربه را هم دارد! همان مومنین ضعیف هم الان هستند! شما دلیلی دارید آن کسانی که در مردم کوفه بودند و نمک امیرالمونین(ع) را خوردند، سر سفره ایشان نشستند و آخر نمکدان شکستند؛ آیا دلیلی دارید که الان چنین اشخاصی نباشند؟! چه دلیلی هست؟! چرا آن نفاق و آن ضعف ایمان در جامعه ما نباشد؟! پس روشنگری کنید.


امتحان خوارج یکی از امتحان‌های سهمگینی بود که امیرالمومنین(ع) مجبور شد به حقیقت بیشتر عمل بکند. جنگ شد. امان از آن وقتی که نوبت به انجام حقیقت باشد و تحمل کردن مصلحت دیگر مصلحت نباشد! آن وقت چه فتنه‌ها و آشوب‌های سهمگینی ایجاد می‌شود. کدام‌یک از پیامبران و اولیای الهی را بالای منابر لعن کردند، غیر از علی‌بن‌ابیطالب(ع)، چرا؟ چرا لعن کردند؟ آن وقت مقام معظم رهبری در مقابل امیرالمومنین (ع) چه چیزی دارد که امیرالمومنین(ع) بخواهد اینقدر متهم و مظلوم بشود و ایشان نشود؟ خب، طبیعی است که آقا هم مظلوم خواهد شد. شما و روشنگری نباشد ایشان مظلوم‌تر هم خواهد شد. آن امیرالمومنین(ع) که پیامبر(ص) دستشان را به عنوان ولی بالا برد، «من کنت مولا فهذا علی مولا» را داشت، این‌طور مظلوم می‌شود. مقام معظم رهبری که یک نامه از آقا امام زمان(عج) ندارد که بگوید من نایب ایشانم. خب، اگر من و تو بیدار نباشیم ایشان هم مظلوم می‌شود! چرا بعضی وقت‌ها باید به مماشات رفتار کرد؟ جان دادن در راه خدا خیلی آسان‌تر از آبرو دادن در راه خداست و الان نوبت آن است که خواص و نخبگان مملکتی آبرو در راه خدا بدهند؛ اما بهترین‌ها خساست می‌کنند. مثل کسی که در خط مقدم جبهه، فرار کند.


چرا شما این نخبگانی را که می‌شناسید محاصره و دوره‌شان نمی‌کنید؟! چرا به ایشان نمی‌گویید که خجالت بکشند از سکوتشان؟ ای کسانی که نان ولایت فقیه را می‌خورید! ‌ای کسانی که نان حزب‌اللهی بودن و اصولگرا بودن را می‌خورید! این‌طور آدم اصولگرا می‌شود؟ تو زنده‌ای؟ تو نفس می‌کشی؟ تو زبان در کامت هست؟ و عوامل فتنه محاکمه نمی‌شوند فقط به‌خاطر اینکه آقایان ترسو هستند. جگر ندارید؟ چرا آنها را به دادگاه نمی‌کشید؟ مگر کم فتنه کرده‌اند؟ مگر حکم امام نیست؟ مگر حکم‌شان اعدام نیست؟ چرا مصلحت‌اندیشی می‌کنید؟ نتیجه مصلحت‌اندیشی تو چیزی جز گمراهی مردم نخواهد بود. اصولگراهایی که با رای مردم بالا آمدند، خوابند؟ کجا رفتند؟ پیک‌نیک رفتند؟ جایشان گرم و نرم شده؟ چرا از آبروی خود نمی‌گذرند؟ آن قوم آخرالزمانی که در سوره مائده توصیف شده و برای شما خواندم، فرموده که «لا یخافون لومه لائم» از سرزنش نمی‌ترسند، از آبرو دادن نمی‌ترسند.
امام زمان(عج) نمی‌آید چون 313 نفر که از آبرو دادن نترسند، نداریم. با کی بیاید؟! از نمایندگان اصولگرای خود بخواهید جواب بدهند که چرا روشنگری نکردند؟ چرا شکایت نکردند؟ چرا به دادستانی، به قوه قضائیه فشار نیاوردید که بعضی‌ها را به دادگاه بکشد؟ چرا شوخی می‌کنید، چرا بازی می‌کنید با خون مملکت؟ با خون شهدا؟ کی باید این حرف‌ها را بزند؟ به من می‌گویند حاج‌آقا! شما وجهه خودتان را خراب نکنید! سیاسی حرف نزنید! خاک بر سر آن وجهه‌ای که بخواهد ما را از انجام وظیفه دور کند. من با سکوت در برابر این دجال‌های کثیف که استعداد قتل اباعبدالله الحسین(ع) از شراره‌های چشم‌های کثیفشان می‌بارد، خیانت به فرج امام زمان(عج) بکنم؟ من دوست و دشمن را قاطی نمی‌کنم ولی دوستان حسین را کشتند. داریم همه مسائل را ماستمالیزیشن می‌کنیم!


ما باید جریان رسیدن از مصلحت به حقیقت را دنبال بکنیم و به جایی می‌رسد که فرج آقا امام زمان(عج) رخ دهد. علامت اینکه کمتر به مصلحت عمل شود در خطبه‌های نماز جمعه آقا چه بود؟ فرمودند این مناظره‌ها خوب بود، فقط احساساتی نشوند. یعنی چی؟ یعنی همان حقایق را بگویند اما بدون احساساتی شدن. و بعد فرمودند باید ادامه پیدا کند. اما می‌دانید که ما الان جرات نداریم ادامه بدهیم؟ می‌دانید اگر بنا بود همان مناظره‌ها ادامه پیدا می‌کرد، الان باید چه حرف‌هایی در تلویزیون مطرح می‌شد؟ حداقل باید این بحث مطرح بشود که چرا آنهایی که می‌خواستند شکایت کنند، شکایت نکردند؟ ولی خواص جامعه جا زدند؟ آنقدر حقیقت‌گرا نیستند؟ در به سمت حقیقت رفتن چه اتفاقی می‌افتد؟ ریزش‌ها و رویش‌هایی رخ می‌دهد؛ اگر من و تو ساکت نمانیم، این رویش‌ها بر ریزش‌ها غلبه خواهد کرد



نظرات() 

تاریخ:شنبه 26 تیر 1389-07:42 ق.ظ

نویسنده :کاربر

توجه!

پس کی این لحظه میرسد؟

توجه! و هشدار!

به آنهایی که در اجرایی شدن این



امر تعلل می کنند (به هر شکلی و در هر



لباسی)






نظرات() 

تاریخ:شنبه 26 تیر 1389-07:37 ق.ظ

نویسنده :کاربر

گناه کبیره خواص



گناه کبیره خواص    =    بی بصیرتی



نظرات() 

تاریخ:شنبه 26 تیر 1389-07:34 ق.ظ

نویسنده :کاربر

آقا

http://www.irane1404.com/UserFiles/armand/weblog/eshgh-alayhesalam.jpg


نظرات() 

تاریخ:جمعه 25 تیر 1389-04:55 ق.ظ

نویسنده :عمار

یادداشت رهبرانقلاب درباره مناجات شعبانیه

و اینک شعبان المعظم، آغاز ماهی با یادمان‌هایی عظیم! آکنده از عطر نام‌هایی شریف، سرشار از ساعاتی عاشقانه و لبریز از دقایقی عارفانه! شعبان؛ ماه نور، ماه فجر، ماه انتظار! شعبان، شکوه شکوفایی امامت! شعبان، بهار همیشه سبز ولایت! شعبان، ماه عشق، ماه شور، ماه دعا!

به گزارش رجانیوز، حضرت آیت‌الله‌ العظمی‌ خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در یادداشتی به تاثیرات مناجات شعبانیه پرداخته‌اند كه متن این یادداشت در پی می‌آید:

"بسم‌الله الرحمن‌الرحیم"

« دعا، وسیله‌ى مؤمن و ملجأ مضطر و رابطه‌ى انسان ضعیف و جاهل با منبع فیاض علم و قدرت است، و بشر بى‌رابطه‌ى روحى با خدا و بدون عرض نیاز به غنى بالذات، در عرصه‌ى زندگى سرگشته و درمانده و هدر رفته است؛ " قل ما یعبؤا بكم ربىّ لولا دعاؤكم"»

« بهترین دعا آن است كه از سرمعرفتى عاشقانه به خدا و بصیرتى عارفانه به نیازهاى انسان انشا شده باشد، و این را فقط در مكتب پیامبر خدا (صلّى‌اللَّه‌علیه واله‌وسلّم) و اهل‌بیت طاهرین او - كه اوعیه‌ى علم پیامبر(ص) و وراث حكمت و معرفت اویند - مى‌توان جست. ما بحمداللَّه ذخیره‌یى بى‌پایان از ادعیه‌ى مأثوره‌ى از اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) داریم كه انس با آن، صفا و معرفت و كمال و محبت مى‌بخشد و بشر را از آلایشها پاكیزه مى‌سازد.»

« مناجات مأثوره‌ى ماه شعبان - كه روایت شده اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) بر آن مداومت داشتند - یكى از دعاهایى است كه لحن عارفانه و زبان شیواى آن، با مضامین بسیار والا و سرشار از معارف عالى‌یى همراه است كه نظیر آن را در زبانهاى معمولى و محاورات عادى نمى‌توان یافت و اساساً با آن زبان قابل ادا نیست. این مناجات، نمونه‌ى كاملى از تضرع و وصف حال برگزیده‌ترین بندگان صالح خدا با معبود و محبوب خود و ذات مقدس ربوبى است. هم درس معارف است، هم اسوه و الگوى عرض حال و درخواست انسان مؤمن از خدا.»

« مناجاتهاى پانزده‌گانه كه از امام زین‌العابدین حضرت على‌بن‌الحسین(علیه‌السّلام) نقل شده، گذشته از خصوصیت بارز دعایى مأثور از اهل‌بیت(علیهم‌السّلام)، این مزیت را داراست كه به مناسبت حالات مختلف مؤمن، مناجاتها را انشا فرموده است.»

« خداوند به همه توفیق استفاضه و خودسازى به بركت این كلمات مبارك را عنایت فرماید.»



نظرات() 

تاریخ:جمعه 25 تیر 1389-04:24 ق.ظ

نویسنده :عمار

ماجرای رد قائم مقامی منتظری توسط آیت الله بهاءالدینی

تا آنجا كه خود آقای منتظری شخصاً خدمت ایشان می‌رسد و تمام كتاب‌هایی را كه درباره ولایت فقیه نوشته است، جلوی روی آقای بهاءالدینی می‌چیند.آیت‌الله بهاءالدینی تمام كتب را جمع می‌كنند و به آقای منتظری می‌گویند:...

زمانی برای امضای قائم مقامی رهبری، خدمت حضرت آیت‌الله بهاءالدینی می‌رسند، ایشان امضا نمی‌كنند.
هر چه از فرستادگان آقای منتظری اصرار از ایشان انكار،
تا آنجا كه خود آقای منتظری شخصاً خدمت ایشان می‌رسد و تمام كتاب‌هایی را كه درباره ولایت فقیه نوشته است، جلوی روی آقای بهاءالدینی می‌چیند.
به گزارش جهان آیت‌الله بهاءالدینی تمام كتب را جمع می‌كنند و به آقای منتظری می‌گویند:
ولایت‌فقیه نوشتنی نیست، فهمیدنی است.

بعد كه از ایشان می‌پرسند:
آقا چرا ایشان را تأیید نكردید، مگر شخص دیگری هم می‌تواند؟
می‌فرمایند:
نظر ما سیدعلی خامنه‌ای است.
آقای بهاءالدینی فرموده است:
البته هیچ كس حاج‌آقا روح‌الله نمی‌شود،
ولی آقا سیدعلی خامنه‌ای حقیقت ولایت‌فقیه هستند و رهبر.
از همه به امام نزدیك‌تر است.
كسی كه ما به او امیدواریم، آقای خامنه‌ای است.
شما از ما قبول نمی‌كنید، ولی این دید ماست،
نزد ما محرز است آقا سیدعلی خامنه‌ای رهبر آینده هستند.

قبل از ریاست جمهوری آقای خامنه ای،
روزی آقای خامنه ای به بیت حضرت آیت‌الله العظمی بهاءالدینی می‌روند.
آقای بهاءالدینی می‌فرماید:
خورشید لحظه‌ای تابید و رفت.



نظرات() 

تاریخ:جمعه 25 تیر 1389-02:23 ق.ظ

نویسنده :عمار

آیا فتنه‌گران می‌توانند تز وحدت بدهند؟

بیان مواضعی همچون «حمایت از توافق با اصولگرایان» از سوی یکی از اعضای تندترین حزب اصلاح‌طلب و یا بیانیه هفته گذشته مجمع روحانیون مبارز در جهت حفظ وحدت و یکپارچگی چه معنایی غیر از دست و پا زدن برای پاک کردن ذهن تاریخی مردم از رفتارهای نفاق آلود و ساختارشکنانه را می‌رساند؟
  

روزنامه شرق دوشنبه هفته جاری در صفحه اول خود با چاپ عکس رضا خاتمی عضو حزب منحله مشارکت و برادر رئیس‌جمهور سابق گفت‌وگو با وی را به چاپ رسانیده بود. در تیتر این مصاحبه «حمایت از توافق با اصولگرایان» از زبان رضا خاتمی به چاپ رسیده بود. در قسمت‌هایی از این گفت‌وگو جملاتی از جمله «تنها راه نجات کشور اصلاح‌طلبی است»، «باور امروزه این شده که آن چیزی که می‌تواند به مردم عظمت ببخشد، بحران را حل کند، امکان ارتقا را به وجود بیاورد فقط و فقط اصلاحات است» مندرج شده است.
به گزارش روزنامه جوان، رضا خاتمی ویژگی مهم اصلاحات را نفوذ در تمامی لایه‌های اجتماعی ذکر کرده است و آن را نهادینه در بین مردم جامعه دانسته است و تنها راه رسیدن به آرمان‌ها را اصلاحات خوانده است. وی در این گفت‌وگو مدعی شده است اصلاح‌‌طلبان هیچ تریبون، رسانه و یا امکانات مرتبطی در اختیار ندارند و به همین دلیل هم نمی‌توانند بین اصولگرایان تفرقه‌افکنی کنند. وی تفاوت مهم اصلاح‌طلبان و اصولگرایان را در این دانسته که در گروه اصولگرایان بخش افراطی بر طیف معتدل حاکم است ولی در جریان اصلاح‌طلبان وضع کاملاً برعکس است.

آنچه مشخص است این موضوع است که شخصیت‌ها و گروه‌های اصلاح‌طلب که با کمک همه جانبه رسانه‌ها و شخصیت‌های دول غربی نتوانستند به اهداف از پیش تعیین شده که همان سپردن نظام متکی به ولایت فقیه به دست اربابان خود بود، برسند و با توجه به آرامش مطلق تهران در سالروز 22 خرداد و 18 تیر، پایگاه اجتماعی خود را از دست رفته دیدند به صرافت افتاده‌اند تا بلکه خود را از چاهی که خود کنده‌اند نجات بدهند و از طرق مختلف شکست و سرخوردگی ناشی از انتخابات سال گذشته را هر چند به صورت مقطعی جبران کنند و نهایتاً به درون حاکمیت و به قدرت برسند. آنچه که اصلاح‌طلبان به آن دل‌خوش کرده‌اند تا برخلاف انتخابات چند سال اخیر مورد استقبال قرار بگیرند و از انزوای سیاسی رهایی پیدا کنند برنامه‌های کوتاه مدتی از جمله سردادن شعارهای عوام‌فریبانه، سیاه‌نمایی از وضع موجود، ایجاد اختلاف و شکاف بین اصولگرایان، القای وجود بحران در کشور، نابسامان جلوه دادن وضعیت معیشت مردم و مظلوم‌نمایی (که مصداق بارز از آن سخنان رضا خاتمی در روزنامه شرق است) در کنار برنامه‌های بلند مدت است.
جای سؤال است که رضا خاتمی در مصاحبه خود به صورت کنایه‌دار وضع موجود را نابسامان توصیف کرده است و تنها راه نجات کشور و رسیدن به آرمان‌های جامعه را اصلاح‌طلبی می‌داند، در صورتی که جریان متبوع وی نه تنها در حاکمیت هشت ساله خود نتوانستند راه نجات و دستیابی به اهداف و آرمان‌ها را هموار کنند بلکه در سال گذشته کشور را با چالشی اساسی در حوزه داخلی و بین‌المللی مواجه ساختند.
آقای خاتمی چگونه راه نجات کشور و جامعه را اصلاح طلبی معرفی کرده است در صورتی که در زمان حاکمیت آنان بر کشور جامعه با وقایع تلخی مانند غائله 18 تیر و قتل‌های زنجیره‌ای و نامه نمایندگان به رهبر انقلاب و تحصن نمایندگان در مجلس به بن بست خورد. وی سعی کرده است با القای فراگیر بودن اصلاح‌طلبان در جامعه حامیان اندک خودی را از سرخوردگی و یأس و ناامیدی نسبت به آینده جریان مذکور نجات دهد و با ادعای اینکه ویژگی مهم اصلاحات نفوذ در تمامی لایه‌های اجتماعی است آن را در بین مردم نهادینه فرض کرده است، در حالی که مردم پاسخ این ادعاها را در انتخابات چند سال اخیر خصوصاً در انتخابات سال گذشته و اتفاقات تلخ پس از آن به درستی داده‌اند که حنای اصلاح‌طلبان برای آنها رنگ ندارد. آنچه که برخی از چهره‌های این جریان سیاسی (از جمله کروبی در سال 84) به آن معترض بوده است نفوذ و نقش محوری افراطیون و تندروها در جریان اصلاح‌طلبان است؛ موضوعی که از دید و نگاه آقای خاتمی که خود عضو افراطی مشارکت نیز هست به راحتی قابل اغماض است. به راستی در زمانی که اصلاح‌طلبان در چند دوره انتخابات شکست را متحمل شده‌اند و پایگاه اجتماعی خود را به شدت از دست داده‌اند و در حالت انزوا و سکون به سر می‌برند و خشم و نفرت مردم را از رفتار و عملکرد خود می‌بینند بیان مواضعی همچون «حمایت از توافق با اصولگرایان» از سوی یکی از اعضای تندترین حزب اصلاح‌طلب و یا بیانیه هفته گذشته مجمع روحانیون مبارز در جهت حفظ وحدت و یکپارچگی چه معنایی غیر از دست و پا زدن برای پاک کردن ذهن تاریخی مردم از رفتارهای نفاق آلود و ساختارشکنانه را می‌رساند؟

آیا کسانی که در طول یک سال گذشته کشور و نظام را با انواع تهمت‌ها، افتراها و شایعه‌پراکنی‌ها دچار چالش اساسی کرده‌اند می‌توانند تز وحدت، انسجام، نجات، حل بحران و ... را بدهند؟



نظرات() 

تاریخ:جمعه 25 تیر 1389-12:22 ق.ظ

نویسنده :عمار

بیش از 120 شهید و مجروح نتیجه دو انفجار در زاهدان


تازه ترین جنایت تروریستها
بیش از 120 شهید و مجروح نتیجه دو انفجار در زاهدان
تهران- دو انفجار مهیب پنجشنبه شب مقابل در ورودی مسجد جامع زاهدان بیش از 20 شهید و یکصد مجروح برجای گذاشت.

 انفجار نخست حدود ساعت 21:30 دقیقه مقابل مسجد جامع زاهدان که به مناسبت ولادت حضرت امام حسین(ع) مراسمی در آن برگزارشده بود صورت گرفت .
با وقوع این انفجار مردم سراسیمه خود را به مسجد رساندند اما انفجار دوم که به فاصله چند دقیقه بعد از آن به وقوع پیوست ده ها نفر دیگر را شهید و مجروح ساخت .
مقامات محلی دو انفجار صورت گرفته را حملات انتحاری و توسط عوامل ضد انقلاب به قصد تفرقه بین مردم شیعه و سنی سیستان و بلوجستان اعلام کردند .
شاهدان عینی تعداد شهدا را بیش از 20 نفر و مجروحان را بالغ بر 150 نفر می دانند اما مقامات محلی گفتند که در حال حاضر آمار 20شهید و 100مجروح را در اختیار دارند .
کار پاکسازی محل و انتقال و درمان مجروحان این حادثه با جدیت در مراکز درمانی و بیمارستان‌های زاهدان در حال انجام است.
علی عبدالهی معاون امنیتی وزارت کشور در این باره گفت: بعد از دستگیری ریگی شاهد شرایط خوبی در این منطقه بودیم که مردم نیز از آن رضایت داشتند اما این امر هرگز نمی تواند مطلوب گروه‌های تروریستی و افراد شرور که از جانب دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران مخصوصا آمریکا حمایت می‌شوند، باشد .
رسانه های خارجی به نقل از بازماندگان گروهک نروریستی جند الله گفتند که این گروهک مسئولیت عملیات انتحاری را برعهده گرفته اما تاکنون مقامات مسئول در ابن باره اظهار نظری نکرده اند.
پبشتر معاون وزیر کشور و نماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی با توجه به حمایت امریکا از گروهک تروریستی ریگی احتمال داده بودند این گروهک و جریانات دیگری که تحت حمایت آمریکا قرار گرفته‌اند به این گونه عملیات‌ تروریستی اقدام کرده باشند.
در همین حال استاندار سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان با دعوت مردم به آرامش از آنان خواستند هوشیاری خود را حفظ کنند و از آنچه که موجب تفرقه بین امت اسلامی می شود اجتناب ورزند .


نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1389-11:24 ب.ظ

نویسنده :کاربر

بینات امام به منظور ماه شعبان

 بسم اللَّه الرحمن الرحیم.

عید سعید پر بركت سوم شعبان المعظم، ولادت با سعادت سید مظلومان، بر مظلومان جهان مبارك باد ..

این روز شریف كه طلیعه ادامه بعثت خاتم الانبیا- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- بوده است مبارك بوده و خواهد بود. اگر عاشورا و فداكارى خاندان پیامبر نبود، بعثت و زحمات جانفرساى نبى اكرم را طاغوتیان آن زمان به نابودى كشانده بودند ..

و اگر عاشورا نبود، منطق جاهلیت ابوسفیانیان كه مى‏خواستند قلم سرخ بر وحى و كتاب بكشند و یزید یادگار عصر تاریك بت پرستى كه به گمان خود با كشتن و به شهادت كشیدن فرزندان وحى امید داشت اساس اسلام را برچیند و با صراحت و اعلام «لاخبر جاء ولا وحى نزل»  بنیاد حكومت الهى را بركند. نمى‏دانستیم به سر قرآن كریم و اسلام عزیز چه مى‏آمد. لكن اراده خداوند متعال بر آن بوده و هست كه اسلام رهایى بخش و قرآن هدایت افروز را جاوید نگه دارد و با خون شهیدانى چون فرزندان وحى احیا و پشتیبانى فرماید و از آسیب دهر نگه دارد و حسین بن على آن عصاره نبوت و یادگار ولایت را برانگیزد، تا جان خود و عزیزانش را فداى عقیدت خویش و امت معظم پیامبر اكرم نماید، تا در امتداد تاریخ، خون پاك او بجوشد و دین خدا را آبیارى فرماید و از وحى و از رهاوردهاى آن پاسدارى نماید ..

و اینك كه پاسداران از سپاه و كمیته‏هاى عصر حاضر، این روز بزرگ پر بركت جاوید را روز پاسدار اعلام نموده‏اند، مسئولیتى بس بزرگ و تكلیفى بس عظیم را عهده‏دار شده‏اند، گویى آنان به یاد پاسداران عاشورا و انگیزه جانفشانیها و فداكاریهاى كربلا این روز را انتخاب نمودند و نیكو انتخابى است و بزرگ مسئولیتى. نیكوست كه ادامه خون سرخ تشیع را تداعى مى‏كند و پر مسئولیت است كه انگیزه آن فداكارى و جانبازى آنچنان لطیفه الهى دارد كه آن خون را «ثاراللَّه» و از مرزهاى حجب نور و ظلمت فراتر برده و از خودیها و خودبینیها پیراسته و به مرز «العبودیةُ جوهرةُ كنهها الرّبوبیة»  رسانده و آراسته و دست ما از آن كوتاه است. لكن مأیوس نشوید و كوشش كنید تا به كوشش خویش رنگ اسلامى- الهى بیشترى دهید و به فداكارى خویش اخلاصمندتر باشید كه بحمداللَّه هستید ..

شما عزیزان كه از بدو انقلاب از متن جامعه اسلامى جوشیدید و در جهاد حق علیه باطل و رژیم شاهنشاهى كوشیدید و اكنون در جهاد اسلامى مقابل كفر صدامیان یعنى امریكاى خونخوار همدوش با برادران ارتشى و سایر قواى مسلح از بسیج گرفته تا عشایر برومند در رزم و جهاد مقدس جانبازى مى‏كنید و افتخارات بزرگ براى ملت و اسلام مى‏آفرینید، باید بدانید كه خدا پشتیبان لشكریان خویش است و همیشه در نهایت حق پیروز است ..

امریكاى جهانخوار باید بداند كه ملت عزیز و خمینى تا نابودى كامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت و تا قطع هر دو دست آن به مبارزه خدایى خود ادامه خواهند داد. ملت ما همان گونه كه نشان داده‏اند، تحمل تمام كمبودها را براى حفظ شرف و آبروى خویش خواهد نمود. ملت مقاوم ما از روز اول مبارزه‏اش مى‏دانست كه با تمام قدرتها و ابرقدرتها دست به گریبان است و باید بداند كه تمام ایادى داخلى و خارجى قدرتها و ابرقدرتها خصوصاً امریكاى جنایتكار براى شكست ما از تمام امكاناتش استفاده خواهد نمود، ولى چاره چیست كه كوه مصیبتها در مقابل حیثیت اسلامى- ایرانى ما چون كاهى است و مردم ما باید خود را آماده این درگیرى حسینى تا پیروزى كامل بنمایند، كه مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگى سیاه است ..

و ما امروز به انتظار شهادت نشسته ‏ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بایستند و بار مسئولیت استقلال واقعى را در تمامى ابعادش به دوش كشند و با افتخار پیام رهایى مستضعفین را در جهان سر دهند. شما دلاوران سلحشور و شما سپاهیان انقلاب اسلامى مردم ایران، شما از همان روزهاى اول هدف ناجوانمردانه گروهها و گروهكهاى منحرف واقع شدید و این خود فخرى بر افتخارات شما افزود، و اكنون نیز آن كس كه از اسلام بیشتر گریزان است، دشمن سرسخت‏تر شما عزیزان است.

بكوشید كه نفاق افكنان در شما رخنه نكنند و میان شما و برادران رزمنده دیگرتان جایى نیفكند؛ كه اكنون قواى نظامى و انتظامى همچون شما و سایر قواى مسلح مردمى لشكریان اسلامید و برادران ایمانى ..

بهوش باشید كه از تفاله‏هاى رژیم طاغوتى و مكتبهاى انحرافى آسیب نبینید كه دشمنان اسلام در كمینند و قلمهاى زهرآگین از هر سو از غلافها كشیده شده تا جمهورى اسلامى را از صحنه به در كنند و بجز جمهورى اسلامى به هرچه باشد گردن نهند. اینان همانها هستند كه از اول از اسم جمهورى اسلامى وحشت داشتند و اكنون نیز وحشت دارند و با قلم و قدم هرچه بیشتر در هَدْم آن و دولت مردمى شما مى‏كوشند؛ لكن باید بدانند كه سیل خروشان ملت آنان را چون خسى بر كنار خواهد زد و قدرت الهى اسلام فوق آن است كه در مغزهاى بى‏محتواى آنان بگنجد. و شما مطمئن باشید كه هر گاه تكلیف شرعى احساس شود، به راهى كه خداوند قاهر پیشاروى ملت گذاشته است هدایت خواهند شد. اینجانب روز مبارك پاسدار را به شما دوستان و سایر قشرهاى ملت، بلكه به مستضعفان جهان تبریك مى‏گویم و سعادت آنان و عظمت اسلام و مسلمین را خواهانم ..

درود بر رزمندگان مجاهد، درود بر سپاه پاسداران، درود بر كمیته‏هاى انقلابى، درود بر شهداى راه اسلام، درود بر بازماندگان شهدا و درود بر آسیب دیدگان جنگ تحمیلى و درود بر ملت ایران

- روح اللَّه الموسوى الخمینى



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1389-07:47 ب.ظ

نویسنده :کاربر

میلادت مبارک

تولد ۷۱ سالگی امام خامنه ای رهبر عزیزمون را بر ملت ایران مبارک باد

سایز بزرگ پوستر بالا

کلیپ صوتی شعرخوانی حاج مجید بنی فاطمه در مورد تقارن ولادت امام حسین (ع) و امام خامنه ای

با فرمت mp3 , با حجم ۱٫۷۳ مگابایت

لینک دانلود مستقیم

هفت آسمون دنیا باید که غرق نور شه / یه جور دیگه خدا خواست چشم حسودا کور شه

دلای دشمنامون امسال جه بد میسوزه / تولد حسین و خامنه ای یه روزه

زمان مراسم چهارشنبه ۲۳ تیر ۸۹ چیذر – امامزاده علی اکبر (ع)



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1389-07:22 ب.ظ

نویسنده :کاربر

ماه شعبان, ماه توبه و خودسازی

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


توبه چیست ؟

برای توبه هیچ گاه دیر نیست .

الهی العفو

تعریف توبه را از زبان بسیار شیرین سید احمد دارستانی بشنوید


توبه 1

توبه 2


توبه 3




نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1389-07:20 ب.ظ

نویسنده :کاربر

میلادیه



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1389-01:22 ب.ظ

نویسنده :کاربر

مناجات شعبانیه درکلام امام‌خمینی(ره)

مناجات شعبانیه درکلام امام‌خمینی(ره)

به گزارش باشگاه جوانی برنا، نوشتار زیر به بحث اهمیت خواندن دعا در ماه شعبان و مناجات شعبانیه از دیدگاه امام خمینی(ره) می‏پردازد:

اهمیت خواندن دعا در ماه شعبان

«این دعاهایى که در ماهها هست، در روزها هست، خصوصاً، در ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان، اینها انسان را همچو تقویت روحى مى‏کند- اگر کسى اهلش باشد، ماها که نیستیم- همچو تقویت روحى مى‏کند و همچو راه را براى انسان باز مى‏کند و نور افکن است براى اینکه، این بشر را از این ظلمتها بیرون بیاورد و وارد نور بکند که معجزه آساست.

به این دعاها عنایت بکنید. گول بعض از نویسنده‏ها و امثال کسروى(2) را نخورید که ادعیه را تضعیف مى‏کردند؛ این تضعیف، تضعیف اسلام است، نمى‏فهمند اینها، بیچاره‏اند. نمى‏دانند در این کتاب چه چیزها هست، همان مسائل قرآن است با لسان دیگرى که لسان ائمه باشد.

لسان قرآن یکجور زبان است، زبان دعا یکجور زبان است، زبان علما و عرفا و اینها هم یک زبان دیگر است.

آنکه سبکبار مى‏کند انسان را و از این ظلمتکده مى‏کِشد او را بیرون و نفْس را از آن گرفتاریها و سرگشتگیهایى که دارد خارج مى‏کند این ادعیه‏اى است که از ائمه ما وارد شده‌اند.

ائمه ما- علیهم صلوات اللَّه- که تقریباً همه‏شان گرفتار به یک ابرقدرتهایى بودند که نمى‏توانستند یک کارى را انجام بدهند شاخص، علاوه بر آن هدایتهاى زیرزمینى که مى‌کردند این ادعیه‏شان براى تجهیز مردم بود، برخلاف آن دولتهاى قاهرى که بودند.
همین ادعیه بودند که اشخاص وقتى که ادعیه را مى‏خواندند قوّت روحى پیدا مى‏کردند و سبکبار مى‏شدند و شهادت براى آنها هَیِّن و آسان مى‏شد.

این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان اینها مقدمه و آرایشى است که انسان به حسب قلب خودش مى‏کند براى اینکه مهیا بشود برود مهمانى؛ مهمانى خدا، مهمانى‏اى که در آنجا سفره‏اى که پهن کرده است قرآن مجید است و محلى که در آنجا ضیافت مى‏کند مهمش «لیلة القدر» است و ضیافتى که مى‏کند ضیافت تنزیهى و ضیافت اثباتى و تعلیمى [است‏]».(3)

و در جای دیگر می گوید: « ادعیه‏اى [را] که در این ماه مبارک؛ ماه معظم شعبان وارد شده است و پس از آن در ماه مبارک رمضان وارد شده است بخوانیم و درش تدبر کنیم».(4)

مناجات شعبانیه

آن عارف زاهد و عاشق، آن واصل کامل در جای جای سخنانش از مناجات شعبانیه می گوید، و مردم و مسؤولان را به خواندن و تدبر در فراز های این دعای پر بها دعوت و سفارش می کند: «من ندیده‏ام در ادعیه، دعایى را که گفته شده باشد همه امامها این دعا را مى‏خواندند، در دعاى شعبانیه این هست؛ اما من یادم نیست که در یک دعاى دیگرى دیده باشم که همه ائمه این را مى‏خواندند. این مناجات شعبانیه براى این است که شما را، همه را مهیا کند براى «ضیافة اللَّه».»(5)

ایشان در جای دیگر می فرماید: «مناجات شعبانیه از مناجاتهایى است که کم نظیر است؛ مثل دعاى ابو حمزه که از حضرت سجاد وارد شده است، آن هم کم نظیر است و این هم کم نظیر است. دعاى کمیل در شعبان وارد شده است و یکى از ادعیه‏اى است که در پانزده شعبان، شب پانزده شعبان خوانده مى‏شود، مشتمل بر اسرارى است که دست ما از آن کوتاه است. از ائمه هدى‏ ادعیه‏اى وارد شده است که مضامین آنها را باید تأمل کرد، و آنهایى که اهل نظر هستند، اهل معرفت هستند بر آنها شرح کنند؛ آنها را به مردم ارائه بدهند، اگرچه هیچ کس نمى‏تواند آن چیزى [را] که به حسب واقع هست، شرح کند»(6)

آن عارف وارسته در مورد عظمت مناجات شعبانیه این گونه می‌گوید: « مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیمترین معارف الهى و از بزرگترین امورى است که آنهایى که اهلش هستند مى‏توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند.»(7)

یا می‌فرماید: « اگر نبود در ادعیه الّا دعاى مناجات شعبانیه، کافى بود براى اینکه امامان ما، امامان بحقند؛ آنهایى که این دعا را انشا کردند و تعقیب کردند.

تمام این مسائلى که عرفا در طول کتابهاى طولانى خودشان یا خودشان مى‏گویند در چند کلمه مناجات شعبانیه هست، بلکه عرفاى اسلام از همین ادعیه و از همین دعاهایى که در اسلام وارد شده است از اینها استفاده کرده‏اند.

این دعاهاست که به تعبیر بعض از مشایخ ما (8) مى‏فرمودند که «قرآن، قرآن نازل است، آمده است به طرف پایین و دعا از پایین به بالا مى‏رود، این قرآن صاعد است.»
معنویات در این ادعیه- آنى که انسان را مى‏خواهد آدم کند، آنى که این افرادى که اگر سر خود باشند از همه حیوانات درنده‏تر هستند- این ادعیه با یک زبان خاصى که در دعاها هست اینها این انسان را دستش را مى‏گیرد و مى‏بردش به بالا، آن بالایى که من و شما نمى‏توانیم بفهمیم، اهلش هستند.»(9)

همچنین: « مناجات شعبانیه از مناجات‏هایى است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایى مى‏رساند. آن کسى که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت مى‏خواندند، اینها، آنهایى بودند که وارسته از همه چیز بودند، مع ذلک آن‏طور مناجات مى‏کردند، براى اینکه خودبین نبودند. هرچه بودند این‏طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق‏ام دیگر، نه، امام صادق مثل آن آدمى که در معصیت غرق است مناجات مى‏کند، براى اینکه مى‏بیند خودش هیچ نیست و هرچه هست نقص است و هرچه هست از اوست. هرچه کمال است از اوست، خودش چیزى ندارد. هیچ یک چیزى ندارند، انبیا هم هیچى نداشتند. همه هیچ‏اند و اوست فقط، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت‏ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمى‏فهمیم که ما دنبال او هستیم؛ آنهایى که مى‏فهمند، آنها وارسته مى‏شوند و مى‏روند سراغ همان معنا. این کمال انقطاعى که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایى که هستش، اصلش به کنار باشند.»(10)

«مناجاتى که در ماه شعبان هست و من در نظر ندارم که در هیچ یک از ادعیه گفته شده باشد که ادعیه مال همه ائمه است. این دعاى شعبان، مناجات شعبان، مناجات همه ائمه است و در این، مسائل بسیار هست، معارف بسیار هست و ادب اینکه انسان چه جور باید با خداى تبارک و تعالى مناجات کند. ما غافلیم از این معانى که وضع چى است. شاید بعضى از جُهّال ما هم اینطور اعتقاد دارند که این ادعیه وارد شده و این چیزهایى که از ائمه وارد شده است اینها تشریفات است. مى‏خواهند ما را یاد بدهند و حال اینکه مسئله این نیست، مسئله این است که در مقابل خدا ایستادند آنها، آنها مى‏دانند که در مقابل چه عظمتى ایستادند، آنها معرفت دارند به خداى تبارک و تعالى و مى‏دانند چه کنند و مناجات شعبانیه از مناجاتهایى است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته- نه از این عارفهاى لفظى- بخواهد این را شرح کند و شرح کند از براى دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است، چنانچه همه ادعیه ائمه- علیهم السلام .»(11)

امید است با یاری جستن از خداوند متعال، در ماه شعبان، ماه پیامبر(ص)، انس با دعا در دل های ما ایجاد شده و با خواندن دعاهای وارده از ائمه اطهار(ص)، و تدبر در آن ها، آمادگی، سعادت و توفیق حضور در مهمانی عظیم الهی را بیابیم.

—————————————
(1) ـ عالم جلیل القدر، على بن طاووس این دعا را در اعمال ماه شعبان از حسین بن محمد «ابن خالویه» نقل مى‏کند و مى‏نویسد امیرالمؤمنین و فرزندانش(ع)، همیشه این دعا را در ماه شعبان مى‏خواندند. (اقبال الاعمال، ص 685)، (مفاتیح الجنان، اعمال ماه شعبان).
(2) ـ احمد کسروى تبریزى از نویسندگان و تاریخ نگاران معروف با پنجاه اثر که در آثار خود از استعمال واژه‏هاى عربى پرهیز داشت. او با آنکه در جوانى لباس روحانیت بر تن داشت بعدها به عنصرى ضد دین و ضد روحانى مبدل شد و پیشنهاد کرد تمام کتابهایى که به زبان عربى و درباره دین نوشته شده است از جمله، قرآن کریم و مفاتیح الجنان را آتش زنند. وى سرانجام هنگام مراجعه به دادگسترى توسط یکى از فدائیان اسلام ترور شد.
(3) ـ صحیفه امام، ج‏13، ص32 و 33
(4) ـ صحیفه امام، ج‏20، ص249 و250
(5) ـ صحیفه امام، ج‏13، ص31
(6) ـ صحیفه امام، ج‏20، ص250
(7) ـ صحیفه امام، ج‏17، ص456
(8) ـ آقاى محمدعلى شاه آبادى، استاد عرفان امام.
(9) ـ صحیفه امام، ج‏13، ص31 و 32
(10) ـ صحیفه امام، ج‏19، ص253
(11) ـ صحیفه امام، ج‏17، ص527

منبع



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1389-01:20 ب.ظ

نویسنده :کاربر

فتنه بزرگتر در راه است

فتنه بزرگتر در راه است

از شواهد امر پیداست فتنه ای خطرناک و پیچیده در حال شکل گیری است . اما این فتنه رنگ نخواهد داشت .اگر سفارش امیر المومنین را در مورد شناخت حق و سپس سنجیدن آدمها به آن را عملی نکنیم در این فتنه پای خیلی ها روی مین خواهد رفت.

گذشت زمانی که عده ای روی مین می رفتند تا راه باز شود. امروز خود آقا علمدار معبر است.اگر کسی پایش را از این معبر  بیرون که هیچ پایش را در جای پای آقا نگذارد نفله خواهد شد.

فتنه ای که عالم و  استاد و طلبه و دانشجو امیر و سردار و سرباز باید  در آن امتحانی سخت دهند.هر چه امروز در کشور می گذرد معلول  حرام خواری و زراندوزی آقازاده هایی است که به نام دین به کام خود بردند. سکوت خواص و عوام در آن دوران تاوان دارد و امروز که لقمه های حرام دل حضرات را سنگ کرده دیگر حق را از باطل تشخیص نمی دهند و  به خاطر همین  است که خواص عقب تر از عوام حرکت می کنند.

فتنه ای که  بسان جنگ جمل همرزمان دیروز را در مقابل هم قرار می دهد .وقتی رسول الله برای عمار از دوران فتنه می گفت عمار شگفت زده پرسید یا رسول الله در آن دوران چه کنیم؟رسول الله فرمود آن روز فقط ببین علی چه می گوید.

اگر فردا دیدید به جای بی بی سی فتنه  گران جدید قرآن سر نیزه کردند راه را گم نکنید .اگر دیدید فتنه گران جدید به جای کاکل بر  پیشانیشان پینه سجده  داشتند  فریب  نخورید.معمارانقلاب فقط  خمینی کبیر است  و او گفت پشتیبان ولایت باشید تا آسیبی به این کشور نرسد.نگذارید معماران قلابی خودشان را به نام دین و انقلاب جا بزنند.

ثقلین امام وصیت نامه و خانواده اش خانواده انقلابند  هر پرجم دیگری ولو به نام دین در براب اندیشه ولایی  و امام بایستد مصداق اسلام آمریکایی است .عدالت بی تعالیم اسلام و ولایت مصداق  اسلام  من درآوردی است که از اعلائم آخرالزمان است که به نام دین  تیشه به ریشه دین می زنند.

سخت ترین بخش تاریخ انقلاب در حال شکل گیری است .خواص آلوده خوش سابقه و لی بد آتیه در یک سو از چپ و راست با هم  پیمان شده اند اما علی در دل سپاه خود اشعث هائی  دارد بس خطرناک . آن ها را دست کم نگیرید... 

 

من به در گفتم ولیکن بشنود این نکته را دیوارها!!!!!!!!!

منبع : http://dehnamaki.blogfa.com



نظرات() 



  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات