برخلاف لافی که عده ای علاف می زنند خانواده های شهدا اغلب برای شمع، پروانه اند و خامنه ای را اگر ماه بدانیم که بر منکرش لعنت، برایش ستاره. از خیل این خانواده بی شمار، چند تایی شان با ما در سفر حج همراه بودند. یکی پدر ۳ شهید بود که سعی صفا و مروه را با ویلچر انجام داد؛ پدر شهیدان عابدی. باز هم بودند. خانواده شهید بروجردی مثلا نماینده ای در “کاروان صبح صادق” داشت اما برای من از همه آموزنده تر و ارزنده تر رفتار و گفتار خانواده شهید صیاد شیرازی بود. همسر عالیقدر صیاد در ادب و معرفت در ولایتمداری و ایستادگی چیزی از صیاد کم نداشت. گاهی دزدکی نگاهی به ادعیه اش در دیار یار می کردم و می دیدم از همه بیشتر برای مولای من و شما برای خامنه ای این رهبر خوبان دعا می کند. دختر محترمه صیاد هم بود که با فرزندش یعنی نوه صیاد آمده بود و برای من از همه جالبتر این بود که چقدر این فرزند سردار شهید متواضع و خاکی است. گاهی اگر فرصتی دست می داد به جای آنکه از پدر خود بگوید می نشست پای درد دل های پدر شهیدان عابدی و محرم راز این پیرمرد و مرهم زخم های او می شد. یکی از پسران صیاد هم با ما همسفر بود و او هم در ظاهر و باطن یاد صیاد را برای آدمی زنده می کرد و می دیدم گاهی همسر صیاد با کمک عصا در دیار یار قدم می زد. این مختصر را نوشتم که بگویم بسیاری از شهدای ما نه حج رفتند و نه کربلا. ۳۰۰ هزار شهید دادیم که اغلب به جای خانه خدا طواف سرخ به جای آوردند و گرد خدای خانه نه در مکه که در فکه گردیدند. معرفت داشته باشیم باید بوسه بر خاک کفش پای همسر صیاد بزنیم و از یاد نبریم این نفسی که می کشیم از صدقه سر سر به دارانی بود که غریبانه سوختند تا ما ایستاده زندگی کنیم. هر “اباالفضل علمدار، خامنه ای نگهدار” که ما می گوییم و اصلا هر بار که می توانیم آقا را ببینیم و چه می گویم همین نعمت ولایت، همه اینها را ما مدیون صیادها هستیم. در روزگاری که صیاد نیست اما همسر صیاد چه خوب برای بچه هایش مادری کرده. همه همسفران ما اذعان داشتند به این موضوع. کامبیز دیرباز مثلا می گفت: چقدر خانم صیاد والامنش است. تمام کنم با این جمله خطاب به خانواده صیاد که یاد صیاد را برای ما زنده کردید در جای جای این حج زیبا. حجکم مقبول، سعیکم مشکور.

قطعه 26