برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت ...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:چهارشنبه 13 مرداد 1389-01:12 ق.ظ

نویسنده :کاربر

شیخ و مریدانش

آورده اند که : هدفمندی یارانه ها تاثیر چندانی بر قیمت مسکن ندارد. شیخ را گفتند این تاثیر “نه چندان زیاد” چقدر است؟ شیخ فرمود پنجاه شصت میلیون ! و مریدان گریستند و یقه را پاره کردند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی شیخ در اینترنت به صفحات فیلتر شده می نگریست و می فرمود : در اینجا چیزی می بینم که شما نمی بینید.
گفتند چه چیز می بینی یا شیخ؟
فرمود : آزادی مطلق !
و مریدان گریستند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
شیخ را گفتند نیاز به مسکن کم شده.
شیخ بگفت : و نیاز به قبر زیاد !
و مریدان گریستندی.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی شیخ را گفتند چرا هواشناسی دمای هوا را کم اعلام همی کردندی ؟
گفت : از برای اینکه مردمان خنک تر گردند.
و مریدان نعره زدند و از هوش رفتند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
گفتند قیمت زرد آلو آذربایجان ۵۵۰۰ است.
گفت خب نخرید.
مریدان سر به دیوار کوفتندی.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی پرسیدند فزودن قیمت گاز از برای چیست ؟
فرمود از برای رونق نساجی و هاکوپیان.
و مریدان همی گریستند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی شیخ از بازار گذر کردی ، گوسفند مذبوحی را دید در قصابی آویزان و مردمان هیچ یک توان و یارای خرید نداشت. شیخ فرمود : عمر این گوسفند بعد از مرگ درازتر است از عمرش قبل مرگ.
و مریدان مدهوش گشتند و نعره ها زدند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
شیخ روزی با مریدان از بازار میوه فروشان گذر کرد و گیلاسی دید که کرمی در آن لولیده و به ولع تمام گیلاس همی خورد.
شیخ گریست و فرمود : خوشا به آن کرم و توانگریش . عمری زیستم و نتوانستم چارکی گیلاس بخرم.
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
آسمان و زمین بر ما شده بخیل

و مریدان رم کرده و سر به بیابان گذاشتند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی از شیخ پرسیدند اگر زنان همه چادری و تمام حجاب شوند دیگر چه چیز مردان را فاسد کند ؟
گفت : دماغ زنان !
و مریدان فغان کردند و نعره ها زدند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
در ظهر تابستانی شیخ فرمود : هوا بس ناجوانمردانه گرم است.
و مریدان گریستند.
شیخ گفت : زقنبوت ! هرچه که من می گویم که نباید بگریید !
و مریدان غش غش خندیدند !

نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 13 مرداد 1389-12:55 ق.ظ

نویسنده :کاربر

مقصر مالک نبود، تقصیر عمار بود!


 

چند روزی است “آقا” سخن نگفته با ما. چند روزی است با ما سخن نگفته بابا. هوایی شده این دل. دل ما هوس نور کرده است. ما گناهی نداریم؛ آخر بابای ماست خامنه ای. نه، من یتیم نیستم. “آقا” دارم بالای سرم. سایه اش مستدام. عمرش مدام که تا خامنه ای هست مرا غم بی پدری نیست. من یک بسیجی ام. دانیال میدان شوش و معتقدم؛ در شرایطی که شب پرستی تبدیل به مد روز شده، همان بهتر که ماه را مدح کنی. آری، من یک بسیجی ام؛ فلافل خور کوچه کثیف مسجد ارک. فلافلی که ارزان ترین ساندویچ این دنیاست. با نوشابه ۱۰۰۰ تومان. البته اگر فلافل از نوع مخصوص باشد و درون ساندویچ، “ابو حیدر” فلافل فروش ۵ عدد قرص فلافل گذاشته باشد می شود ۱۵۰۰ تومان. ما ایرانی های غیرتی صبح تا شب فلافل بخوریم، شرف دارد کشور را به دست اصلاح طلبان بسپریم که مثلا آمریکا دست از سر تحریم ما بر دارد. با اصلاح طلبان بود، ایران الان در اشغال آمریکا بود و اگر خامنه ای نبود، خاتمی آنقدر بزدل و ترسو بود که به چکمه یانکی ها برای پرپر کردن گل های اطلسی چراغ سبز نشان دهد. خاتمی استعداد این کار را داشت اما “آقا” نگذاشت و آن زمان هنوز نه خبری از “خادم ملت” بود و نه راستش عمارها شکوفه زده بودند. کوفه کرده بودند اینجا را اگر خامنه ای نبود. بگذریم که اصلا اگر خامنه ای نبود دلتنگی غروب آدینه می کشت ما را. یک بار نوشتم؛ “عبای رهبر ما بیرق علمدار است” و بر منکرش لعنت که؛ “خیمه حسین در زمانه ما بیت رهبری است”. ولایت شرح عاشقی است و ولایتمدار نه این است که فقط باید از دشمن فحش بشنود. تیغ نقد دوست را هم باید تحمل کرد و این شرط زلال شدن مالک اشتر نخعی است که؛ فتنه خوارج اصلا تقصیر تو بود مالک، که جلوتر از علی و تندتر از علی و با افراط، خودت را رساندی به در خیمه معاویه. مگر نباید پشت سر مولا قدم برداشت؟ ما که خوارج هستیم، یا ما که ساکت نشسته ایم، یا ما که پشت سر علی گام برداشته ایم، یا ما که سرما را بهانه کردیم و جنگ را بی خیال شدیم، یا ما که گرما را، یا ما که با علی عکس داشته ایم، علی از ما از همه ما راضی است ولی از دست تو ناراضی است. تو ظلم کردی به سران قاسطین و تو ای عمار این روزهای واپسین! تو هم مگر “آقا” نگفت؛ “به احدی ظلم نکنید؟” تو از گل نازک تر گفتی به خار و به موازات فحش خواهر و مادر دشمن به تو، من هم تو را نقد می کنم تا علی تنها نماند! و من بنازم پیچیدگی فتنه را حتی در خیمه ارباب، که؛ ابن فلان! مگر حسین دیشب در شب عاشورا نگفت؛ بروید و از گرد من رها شوید. من قول می دهم تا همین جا هم که شما آمدید، بهشت را تضمین تان کنم؟”، پس منتظر چه هستی؟ اینجا با حسین بمانی، دنیایت را می دهی و جنت نصیبت می شود اما اگر از کربلا بیرون بروی، هم این دنیا و هم آن دنیایت تضمین می شود. هم فال و هم تماشا. در ثانی، حسین گفت؛ برگردید. خودش گفت. مگر اطاعت از امر امام واجب نیست؟ مگر حسین، امام مفترض الطاعه نیست؟ نکند اگر از گرد حسین دور نشویم، یک راست برویم جهنم؟ بیا به امر مولا گوش کنیم و او را در میان این گرگان گرسنه تنها رها کنیم!! و تو ای عمار این روزهای واپسین! مگر “آقا” نگفت؛ “وحدت را حفظ کنید؟”، پس چرا قلم برداشته ای و هنوز داری نقد می کنی، خواص بی بصیرت را؟ تو الان مصداق بارز خوارج و یک ضد ولایت فقیه بالفعل شده ای! بدتر از سران فتنه. جذب حداکثری شاید شامل حال سران فتنه هم بشود، اما تو ای عمار بی بصیرت! برو بیرون از کشتی انقلاب! که درست بر خلاف لافی که می زنی دل ولایت را شکسته ای!

آری برادر! ولایت پذیری شرح عاشقی است و بی خون دل خوردن، صفایی ندارد. همه باید تو را بکوبند همه. بیگانه جدا، دوست جدا، منتقد جدا، دشمن جدا، سران فتنه جدا، خواص بی بصیرت جدا، همه باید در شکستن دل تو سهیم باشند. سر تو با سنگهای مختلف باید بشکند و بغض تو با اشک های مختلف و حتی از بسیجی سنگر ندیده هم نباید بپرسی، که دوست چرا می شکند. اتفاقا بهترین بسیجی شاید آن بسیجی است که در خانه بنشیند و هر وقت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به موبایلش زنگ زد که الان شما را دعوت می کنیم به ۴ خط مطلب نوشتن در حمایت از ولایت، آن وقت بگوید؛ سمعا و طاعتا، که دمم گرم، الان شدم خود عمار!

آری برادرم عمار یاسر! مقصر مالک نبود، تقصیر روشن گری های تو بود! و خوب شد تو همان زمان به شهادت رسیدی. اینجا برای هر پروانه ای که گرد شمع ولایت می گردد، یک حرف در می آورند اما جناب عمار! این را بدان که ما داعیه نداریم عماریم اما ما هم جز علی کسی را نداریم. ما فقط یک ماه می شناسیم و آن خامنه ای است و ولایت پذیری ما عاشقانه است. ما عقل را تعطیل نکرده ایم، مقصر گوش ماست که بدهکار اراجیف نیست. ما با هیچ زخم زبانی، چه از طرف دوست، چه از ناحیه دشمن، این نماد “زیارت ناحیه” را رها نمی کنیم. این حضرت سید علی را رها نمی کنیم. بدبختی، “دشمن” هم این روزها برای ما موحد شده! و به ما می گوید؛ چرا خامنه ای را با خدا اشتباه گرفته اید؟!

روزی یکی از همین سران فتنه یا شاید با تخفیف یکی از این خواص بی بصیرت، در نماز جمعه تهران که عده ای دعا می کردند تا “پاینده” بماند، گفت؛ “غربی ها  مثل گاو تحلیل می کنند”. من فکر می کنم ایشان آن زمان هم اشتباه کرده بود. غربی ها مثل گاو تحلیل نمی کنند. این اهانت به گاو است. گاو حیوان ارزشمندی است که بر ۲ نوع است؛ گاومیش و خود گاو و من در این تقسیم بندی، گوساله را گذاشتم بزرگ شود تا در آینده ای نزدیک گاو صدایش کنم و الکی بر تعدد قرائت ها درباره گاو اضافه نکنم. گاو و گاومیش شیر می دهند اما غربی ها در “گوانتانامو”، در “ابو غریب”، در “غزه غریب”، در “افغانستان بی نوا”و در “عراق پر از داغ” شیره جان آدمی را، خون آدمی را مثل زالو می مکند. گاو پوستش مفید به حال آدمی است اما غربی ها پوست شان کلفت تر از این حرفهاست که به کار آدمی بیاید. گاو شاخ دارد اما شاخ نمی زند ولی غربی ها بدون شاخ دارند به این و آن شاخ می زنند. گاو فقط “ما ما” می کند و این نشان می دهد گاو و به خصوص گاومیش، نه مثل غربی ها هستند که اهل “من من” کردن و منیت سنتی و بربریت مدرن باشند. بگذریم که از شیر گاو می توان فراورده های لبنی فراوانی نظیر سرشیر، خود شیر، ماست، پنیر، کره، خامه، خامه شکلاتی و دوغ به دست آورد. اینها حالا جدای از شیرموز، شیرهویج، شیرپسته، شیرقهوه، شیرکاکائو، شیرکوفت، شیرزهرمار، شیر بی خورشید و شیرین عسل می باشد. من که گمان دارم مدفوع گاو هم برای زمین های کشاورزی آدمی مفید است اما کود پر فایده کجا، مدفوع غربی ها کجا؟ حالا اگر وقت ضرورت، رعایت نجس و پاکی را می کردند، باز می شد مدفوع غربی ها را با کود گاو قیاسی ولو مع الفارق کرد که بی شک خود غربی ها را با گاو مقایسه کردن، توهینی بزرگ به همه گاوهاست.

گاو حتی وقتی می خواهد از عرض خیابان رد شود به سمت چپ و راستش نگاه می کند اما غربی ها مثل خر وقتی می خواهند از عرض خیابان انقلاب اسلامی رد شوند، سرشان را عین گاو می اندازند پایین و به خاطر همین است که ما غربی ها را چه خر باشند و چه گاو، در فتنه اخیر فقط گذاشتیم که در همان چمن های کاخ سفید بچرند و برای همدیگر جفتک بیاندازند اما با علم به این جمله آخر من معتقدم غربی ها که مرادم از غربی ها در اینجا دشمنان ما و نه ساکنین مغرب زمین است، عین خر تحلیل می کنند. به “عرعر” خر اگر بتوان نام تحلیل نهاد به تحلیل غربی ها هم می توان.

آری، دشمن جمهوری اسلامی، خر است و یا با ارفاق اگر بخواهیم بگوییم، خودش را زده به خریت و نمی داند که الگوی ما در پرستش خدا، در حریت، در عبادت، خامنه ای است. دشمن، خر است و تهدید کرده ما را به جنگ. چند روز خامنه ای با ما سخن نگفته، زبان دشمن دراز شده. دشمن که همچین ۵ روز روی مولای ما را دور می بیند، دور برش می دارد. از بس که آمریکا و اسراییل مثل سگ از رهبر ما می ترسد. خامنه ای اما حکیم است و تهدید دشمن هم هارت و پورت. دشمن جگرش را داشت چرا تا الان به ما حمله نکرده است؟ عرضه اش را ندارد. آخر کدام خری به جنگ شیر می رود؟ نه، خامنه ای تا خدا را دارد غم ندارد. خامنه ای اما همان دست خداست که دقیقا بر سر ما مشغول نوازش است. ما ستاره ها مردانه ایستادن را از حضرت ماه به ارث برده ایم. ما ملت به امام خود رفته ایم. ایستادگی را از مولای خود آموخته ایم. ما هم با اینکه ستاره ایم اما شده ایم شبیه ماه. خامنه ای خوب نسلی پرورش داده. مثل خمینی. اگر زمان امام، بسیجیان خمینی از عرض اروند وحشی رد شدند که روزی ۲ بار جزر و مد داشت، ما هم دست رد زدیم به سینه سایت هایی که در فضای سایبر دقیقه ای ۲ بار و وحشتناک “آپ” می شدند. پدران ما خرمشهر را آزاد کردند، در جنگی که دشمن را می دیدند و ما ایران مان را باز هم خرم نگه داشتیم در جنگی که دشمن را نمی دیدیم و هر چه می دیدیم دوست بود و دشمن در لباس دوست فرو رفته بود. آی قصه قصه قصه، نون و پنیر و پسته؛ آمریکا و اسرائیل ما را تهدید به جنگ کرده. عیبی ندارد. ما می گوییم؛ آخ جون، جنگ! خرخره آمریکا را می جویم و اجازه نمی دهیم یک مو فقط یک مو ز سر علی کم گردد. قصه تمام! کلا همین دو سه خط بود؛ کلاغ بی بی سی نرسید به خانه اش! حالا یک قصه دیگر؛ یکی بود، یکی نبود؛ غیر از خدای مهربون هیچکی نبود. روزی دشمن برای کشوری به نام جمهوری اسلامی هارت و پورت زیادی کرد و ما هم چون اصلا سرمان درد می کرد برای دعوا به دشمن گفتیم اگر مردی بیا جلو و اسرائیل دید که زورش به ما نمی رسد، رفت تا به کودکان شیر خوار غزه حمله کند. قصه ما به سر رسید اما آمریکا که زورش به ما نمی رسید، این بار دم از تحریم زد.

عمو زنجیرباف! بگذار برایت قصه بگویم؛ قصه های واقعی. داستان راستان: سجده بر اشرف مخلوقات را شیطان تحریم کرد. پیامبر ما در همین تحریم بود که دین اش را جهانی کرد. آدم در تحریم بود که در عرفات حوا را شناخت. یونس در شکم ماهی در تحریم بود. موسی در خانه فرعون. یعقوب در کنعان. یوسف در قصر زلیخا. نوح را پسرش تحریم کرده بود. ابراهیم را حب اسماعیل. عیسی را بغض اسرائیل. محمد را کینه ابوسفیان. آمریکا عددی نیست. بهتر است با “سفیانی” بیاید. ما عادت کرده ایم به “شعب ابوطالب” و خرما خوردن های ۴۰ نفری. خمینی در تحریم بود، اصلا تبعید بود، که انقلاب به ثمر نشست. خامنه ای در همین تحریم بود که گفت: من هم به دشمن باج نمی دهم. پدران ما در تحریم حتی در تحریم سیم خاردار پوزه دشمن را به خاک مالیدند و یک تفنگ را چهل نفری استفاده می کردند. در “جزیره شمالی” ۴۰ بسیجی که در محاصره و تحریم بودند از یک قمقمه ۴۰ نفری آب خوردند و چند نفری هم با لب تشنه شهید شدند. ما هم راستش آخر سر نفهمیدیم در تحریم هستیم یا داریم بمب هسته ای می سازیم؟! ما در تحریم هستیم، دشمن هیچ غلطی نمی تواند بکند، اصلا چرا بیرون بیاییم از تحریم؟ آمریکا! تو را به جان اسراییل، تحریم هایت را بیشتر کن! اما این را آویزه گوش خود قرار بده که شهادت را نمی توان تحریم کرد؛ زندگی را شاید! اما به کوری چشم تو ما در تحریم هم بهترین زندگی را می کنیم و با عزت زندگی می کنیم.

ما در تحریم بودیم و آمریکا برای انقلاب مخملی هزینه کرد و نتیجه اش شد ۹ دی. پولی که آمریکا حرام کرد برای انقلاب آرام در ایران، اگر خرج گرسنگان غرب می کرد ما الان در اروپا و آمریکا هیچ کارتن خوابی، نداشتیم. این همه بدبخت و بیچاره در غرب نداشتیم. اصلا خدا ما را به تحریم، عادت داده. ما در رنج، قد کشیده ایم. ما با زبان تشنه و شکم گرسنه، وقت افطار لب به طعام باز می کنیم. دشمن چقدر خر است که در آستانه ماه رمضان ما را تحریم می کند! ما به تحریم راضی نمی شویم؛ آمریکا مرد است با ما بجنگد. دل ما برای جنگ، تنگ شده. برای تفنگ. برای فشنگ. برای سنگرهای قشنگ. ما خیلی وقت است جهاد نکرده ایم. ما خیلی وقت است به شهادت نرسیده ایم. دشمن دارد ما را از آروزی مان می ترساند! همه تمنای ما شهادت در رکاب خامنه ای است. عشق ما، هستی ما، مستی ما خامنه ای است. با آل علی هر که در افتاد ورافتاد. لعن علی عدوک یا علی. از اولی بگیر بیا جلو اما زیاد به شیخ نزدیک نشو. نامرد بدون هیچ سندی، نقل  “یا سند من لا سند له”، ادعای تجاوز می کند!!

آمریکا! آمریکا! در جنگ بعدی، ما باز هم با نی ساندیس آمدیم، مثل شیخ نگویی تقلب شده ها! شیخ را بی خیال شو. پس فردا به خود شما هم تهمت می زند. از ما گفتن بود. نمک جمهوری اسلامی را خورد و در مصاحبه با بی بی سی، نمکدان شکست؛ نمک شما را کجا می خواهد بشکند، خدا عالم است. البته یک بار نمک شما را شکست و بر قانونی بودن دولت صحه گذاشت که چون کسی تحویلش نگرفت در گفت و گو با شما باز همان حرف های قبلی خود را تکرار کرد. خلاصه ای آمریکا! ما باز هم با اتوبوس نظام می آییم و با تو حکومتی می جنگیم. تا وقتی حاکم علی است، جنگ ما هم حکومتی است. ما در مواجهه با آمریکا، جز رهبر گوش به فرمان احدی نمی دهیم.

آمریکا! حریف هوندا ۱۲۵ بسیجی ها می شوی، بسم الله! ما با ماه، تو با یک لشکر گناه، بجنگ تا بجنگیم. آخ جون جنگ! تو بدبختی مرد جنگ نیستی و به جای دشمن اصل کاری ات، زورت را به مردم افغانستان و عراق می رسانی. طرف حساب تو ما هستیم. مردی، با ما بجنگ. عرق گیر اوباما را پرچم می کنیم. مسواک می زنیم به دهان بوش. ما فرزندان پدران مان هستیم. تندتر از آنها. ما از نسل مالک ایم. تندتر از بلال. ما دانیال های میدان شوش ایم. ما را یادت که نرفته؟ ما همانهایی هستیم که داغ انقلاب رنگی را به دل تو باقی گذاشتیم. به “نی ساندیس” فکر کن، ما یادت می آییم و باز هم نی ساندیس را فرو می کنیم در چشم ات. ما تندرو ترین فرزندان حیدر کراریم. چیزی از جنس مالک اما این بار به در خانه معاویه برسیم، خبری از برگشت نیست. چون علی تنها نیست. چون ما اهل کوفه نیستیم. دست خدا بر سر ماست. خامنه ای رهبر ماست. ما تندرو ترین بسیجیان تاریخ هستیم. صبر و حال و حوصله هم نداریم. قاطی کنیم، بد قاطی می کنیم. ما نی ساندیس نظام مان را چنان در چشم تو فرو می کنیم، که انتقام خون نوزاد فلسطینی هم گرفته شود. چه کنیم که تو مرد جنگ نیستی. فقط هارت و پورت می کنی.

سربازهای تو آنقدر سلاح به خودشان آویزان کرده اند که نا ندارند راه بروند اما ما سبکباریم. فقط ایمان به خدا داریم و یک ناخدای باخدا و یکی هم نی ساندیس. می خواهی چشم ات را کور کنیم، بیا جلو. جنگ در فضای سایبر ما را ارضا نمی کند. ما می خواهیم صدای سیلی مان برق ۳ فاز از کله ات بپراند. ما عادت کرده ایم به جنگیدن در حین تحریم و من گرسنه بودم که خبر شهادت پدرم را شنیدم.

اتفاقا آن روز هم، روز ۹ دی را می گویم؛ که نی ساندیس را فرو کردم در چشم تو روزه بودم و چون می خواستم تو تا فیها خالدون بسوزی، روزه ام را با “تی تاب” نظام مقدس جمهوری اسلامی باز کردم و تو ای امریکا! چون اساسی سوختی، گفتی؛ ما به عشق ساندیس آمده ایم. پس چی خیال کردی؟ ما به عشق ساندیس آمده بودیم دیگر. ما تا خدا را داریم، تو ما را از لات و عزی تحریم کن. ما تا خامنه ای را داریم، تو ما را از کدخداهای این دنیا تحریم کن. ما تا فرزندان رهبر را داریم، تو ما را از آقازاده ها تحریم کن. ما تا فلافل مسجد ارک داریم، تو ما را از مک دونالد تحریم کن. ما تا مسجد ارک را داریم، تو ما را از مسجد ضرار تحریم کن. ما تا نوای حاج منصور را داریم، تو ما را از صدای زلم زیمبو تحریم کن. ما تا حسین را داریم، تو ما را از یزید تحریم کن. ما تا کربلا را داریم، تو ما را از آمریکا تحریم کن. ما تا عاشورا را داریم، تو ما را از ۱۱ سپتامبر تحریم کن. ما تا ساندیس را داریم، تو ما را از هر ماده غذایی دیگر تحریم کن. ما تا نی ساندیس را داریم، تو ما را از هر سلاح نظامی دیگر تحریم کن. حالا کم آوردی سوت بزن!

و ما تا دود اگزوز موتور قراضه بچه بسیجی ها را داریم، تو ما را از شتر جنگ جمل تحریم کن. ما تا دوکوهه را داریم، تو ما را از کوهان شتر تحریم کن. تحریم کن دیگر! ما خودمان اهل روزه هستیم خنگ خدا! چه چیزی را می خواهی تحریم کنی؟ ما تا شهادت را داریم، تو ما را از زندگی تحریم کن. از مادر آخر زاییده نشده ای. ما نو گل بهار بودیم، تو هیچ غلطی نتوانستی بکنی، الان که هر کدام مان یک پا درختیم! کلفتی قطر درخت ما را می خواهی بفهمی، به ما حمله کن! ما که می گوییم؛ آخ جون، جنگ!

آمریکا! تو اگر جواب همین “آخ جون، جنگ” مرا توانستی بدهی، من از همه عقایدم دست برمی دارم. قلم که نیست؛ جوهر پر گوهر خون پدرم است. پدر من یک شهید حکومتی بود. هیچ کدام از سربازان تو، خاک بر سرت! حکومتی نیستند. کدام آمریکایی تا به حال به عشق کاخ سفید از جان خودش گذشته؟ من اما مستاجر نیستم؛ خانه ام بیت رهبری است و تو کم آوردی، سوت بزن. تو فقط به درد همین سوت زدن می خوری و البته گه زیادی می خوری و چون جرئت اش را نداری، فقط هارت و پورت می کنی. تو بی شماری؟ غلط کردی بی شماری. تو بی شعوری و زورت را فقط بلدی به دخترک صبرا و شتیلا نشان بدهی. اگر مردی، با ما بجنگ. ببخشیدها! اما آدمی خوب است وقتی حرف می زند، از دهانش حرف بزند. همین سینه زن های حاج منصور برای تو کافی هستند که سرت را روی سینه بگذارند. اغلب بچه جنوب شهرند. بچه جنوب شهر، می دانی یعنی چه؟ بچه جنوب شهری، با نی ساندیس نمی آید. با نیزه می آید و آپاندس ات را سوراخ می کند. تو از پس سینه زن های یک صحن مسجد ارک بر نمی آیی. ما لخت می شویم سینه می زنیم. حکایت “تن رها کن، تا نخواهی پیرهن”. ما را از تحریم پیرهن نترسان. کم آوردی سوت بزن!

به ما می گویند؛ “رایت العباس” ی های چیذر. تو حریف نوجوان های سینه زن حاج محمود کریمی نمی شوی. به بالاشهری بودن شان نگاه نکن. به کلفتی قطر درخت شان فکر کن. نو نهال اند اما شهادت را مثل “قاسم” از عسل شیرین تر می دانند. تو حالا برو ما را از عسل تحریم کن. ما خودمان در ایران چیزی که زیاد داریم زنبور است. گل هم به اندازه کافی داریم. اتفاقا بهترین عسل دنیا عسل سبلان است. کم آوردی سوت بزن! تو اصلا می دانی سبلان در کدام دیار است؟ سبلان در دیار اردبیل است. اردبیلی ها اما اساسی اباالفضلی اند. جهان پهلوان ما حسین رضازاده از همین دیار است. اردبیلی ها اما غیرتی تر از این حرف ها هستند. نه با نی می آیند نه با نیزه. می خواهی بیل را فرو کنیم در چشم هیلاری و شوهر بی غیرتش بیل، از سمت شمال غرب کشور یعنی اردبیل به ما حمله کن. می خواهی در دریا غرق کنیم تو را ۲ راه داری. یکی خلیج فارس ایران است که چون محل دفن ریگان است و الان دوره اوباماست، سالبه به انتفاع موضوع می شود. کم آوردی سوت بزن! البته یک راه دیگر هم وجود دارد؛ دریای خزر. از خزر که بیایی، زنان برنج کار شمالی، خیال نکن که زنند، تو دهنت می زنند. با چی؟ نه با نی ساندیس، نه با نیزه، نه با بیل که با داس و با رمز “قل اعوذ برب الناس”. کم آوردی سوت بزن! اصلا همین سوت را تحریم کن. ما اینجا چیزی که زیاد داریم حنجره است و من هنوز هم کودکی گستاخ و بازیگوش هستم که از گلوی شریعتی، “سوتک” ساخته ام و دارم در آن می دمم تا پریشان کنم خواب تو را.

آری، ما اینجا چیزی که زیاد داریم حنجره است و اتفاقا بهترین صوت صلاه جمعه از حنجره مولای ما خامنه ای بیرون می آید. آمریکا! تو هم “کمثل الحمار” ی. البته یک چیز به تو بگویم بد نیست؛ خواستی خر را هم از ما تحریم کن! ما اینجا خودمان گونه نادری از این حیوان زبان بسته داریم که به شما که عرض می کنم روزهای اول فتنه، نه که مدام در خطر تعرض بود، خیال کرده بود بی شمار است، جخ من همه شان را شمردم. چند تایی بیشتر نبودند. حکایت “غلط کردید بیشمارید”. کم آوردی سوت بزن!

بله آمریکا! عالم بی عمل را خدای ما کمثل الحمار خوانده. هر که می خواهد باشد. البته صد رحمت به خر. هیچ خری کشور بی بی دو عالم را به بی بی سی نمی فروشد! وطن فروشی فقط کار گونه های نادر و در حال انقراض است که اگر نیک بنگری، خطر انقراض را فقط فلامینگوهای دریاچه ارومیه تهدید نمی کند. اینجا کشور “شیخ مفید” است نه “شیخ مضر”. اینجا کشور مسجد ارک است، نه مسجد ضرار. اینجا کشور حیدر کرار است. سرزمینی پر از میثم تمار است. اینجا پر از عمار است که عمارها بعد از “این عمار”، خودشان را در ۹ دی، در ۲۲ بهمن، در ۱۴ خرداد نشان دادند.

جان قابل دار، جان رهبر ماست. این جان ماست که ناقابل است. هزار جان گرامی، فدای جان علی. جان ما ناقابل است. اندک آبرو را ما داریم. گور بابای آمریکا.

آقا جان! بگذار با تو سخن بگویم. ما هم اندک آبرویی داریم، که خود شما به ما داده ای. ما ستاره بی آبرویی بودیم که نور حبین تو ای ماه زیبا رو، به ما آبرو داده. ما تو را بیش از آنکه فکر کنی عاشق ایم. دلیل اش اشک های ماست. چند روز که برای ما سخن نمی گویی، دل مان برای صدای قشنگ ات تنگ می شود. تو آخر ای خامنه ای! بابای مایی. آقای مایی. سرور و سالار مایی. دلبر و دلدار مایی. ما وقتی دل مان برای پدرمان تنگ می شود، نگاه می کنیم به چهره تو و آرام می گیریم. چه کسی گفته جسم تو ناقص است؟ چه کسی گفته اندک آبرویی داری؟ چه کسی گفته جان ناقابلی داری؟ دست راست تو خودش به تنهایی پرونده اعمال ات است. بوسیدن این دست، یعنی بوسه بر دستی که در دست خداست؛ که دست خدا بر سر ماست. خدا از این “جنگ روزگار” خبر داشت که تو را در “روزگار جنگ” نگه داشت. تو وقتی برای ما وصیت نامه امام را خواندی و از قول امام گفتی؛ “با دلی آرام و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم”، من فهمیدم که چرا دل روح الله آرام است. چون خمینی می دانست که جانشین اش علی است و تاریخ تکرار نمی شود. ما هم مثل امام، ای حضرت آقا! دل مان آرام است. چون تو امام مایی. ما ایستادگی های تو پای بیرق شهدا را از یاد نبره ایم. از گورباچف روسی، به جای خادم ملت، یلتسین ایرانی درست کرده بودند، اگر تو نبودی. اگر تو نبودی، رای ما را عده ای که ملاک حال فعلی شان است، قربانی کرده بودند. تو اگر نبودی، که اینها همه در ماجرای میکونوس کم آورده بودند. ما گاهی که جواب خفاش ها را نمی دهیم به حرمت شان ماه است.

آقا جان! بگذار فاش بگویم؛ خفاش ها می خواهند با حمله به ولایت فقیه خودشان را بالا ببرند. کور خوانده اند. ما جواب جوجه ها را نمی دهیم. طرف حساب ما جوخه هاست. ما با آمریکا و اسراییل طرفیم. جوجه ها خودشان خواهند مرد. دشمن خیال کرده ما با تحریم خسته می شویم. آقا جان! قطعه قطعه هم شویم باز با آخرین نفس های مان فریاد می زنیم؛ “لبیک یا خامنه ای”. ما تو را دوست نداریم. حاج صادق آهنگران قشنگ گفت؛ “نقل عشق است”. تو برای ما همان امامی، نه یک کلمه کم که چند کلمه زیاد، که امام لااقل با مدعیان خط امام درگیر نبود. رسالت تو سخت تر است. تو فقط امام ما نیستی. امید حزب الله لبنان هم به شماست. امید هر آزاده ای به شماست. که شما ای امام خوبی ها! ولی امر مسلمین جهانی. نه، هیچ کس به اندازه ماه، نزدیک تر به خورشید نیست. ما در دوران غیبت، احدی را بزرگ تر از شما نمی شناسیم. بزرگ ما، پیر جمع ما، شمع ما پروانه ها، ماه ما ستاره ها، بابای ما فرزندان شهدا، فرمانده ما بسیجی ها، شمایی. ما حب و بغض مان به افراد فقط با سلم و حرب شما تعیین می شود. اگر در روز قطب عالم امکان راه ما را نشان می دهد، در شباهنگام غیبت، قطب نما فقط شمایی چون که ماه هستی برای مان.

آقا جان! هر کسی یک جور بسیجی است. ما اما بسیجیان پر شر و شوری هستیم. دانیال های میدان شوش. ریش توپی ها. باتوم به دست ها. فلافل خورهای مسجد ارک. راستش را بخواهی، ما این بار منتظر نمی مانیم تا محرم گردد. امر کنی، جلو می اندازیم عاشورا را. لب تر کنی برایت شهید می شویم. ما بیت رهبری را خانه خود می دانیم. حسینیه جماران ما، حسینیه امام حمینی شماست. ما هم راستش را بخواهی افتخار می کنیم به زیلوهای ساده حسینیه شما. به آن صندلی ساده و صمیمی که می نشینی روی آن و برای ما سخن می گویی. به آن بالکن قشنگ حسینیه که وقتی باب آنجا باز می شود و ما چشم مان به جمال شما روشن می شود، می دانم که قطرات اشک ما را می بینی. آخر آقای من! هر کس به کسی نازد، ما هم به علی نازیم. ما از همین الان داریم دل دل محرم را می زنیم که باز هم آیا خدا ما را دعوت می کند به بیت رهبری؟ آیا می شود زودتر بیاییم و شما را از نزدیک ببینیم؟ خوش به حال مسئولین که راحت کنارت می نشینند. زیاد پدر شهید می شناسم که تنها آروزی شان فقط یک بار دیدن شما از نزدیک است و بوسیدن همان دستی که در دست خداست.

آقا جان! بهترین غذایی که ما نوش جان می کنیم، غذای بیت رهبری است و بهترین نوشیدنی ما هم که خودت می دانی، ساندیس نظامی است که تو رهبر آنی. دشمن غلط کرده بخواهد برای این مرز و بوم شاخ و شانه بکشد. تو پشتت به عباس گرم است. “اباالفضل علمدار، خامنه ای نگهدار”، مستجاب ترین دعای ماست. قمر بنی هاشم، روی ما را زمین نمی اندازد. آقا جان! ما عاشق شماییم؛ چه کنیم؟ در همین حسینیه امام خمینی وقتی که سخن ات تمام می شود و از صندلی بلند می شوی، زود می روی. مختصر دستی برای ما تکان می دهی و زود می روی. هیچ کس بعد از خورشید، تقوای شما را ندارد. هر کسی این همه فدایی داشت، ادعاها می کرد برای خودش اما شما خودت را غلام قنبر علی می دانی. این از کرامت شماست اما آقا جان! شما افتخار علی هستی در این زمانه. فرزند زهرا شمایی. مدح شما شاد کردن دل مادر است. به خدا مدح ماه لیاقت می خواهد. آنهایی که ماه را انکار می کنند، لیاقت شان همان تاریکی است. از سر شکم سیری کسی اسیر ولایت نمی شود.

پدرم در وصیت نامه اش قشنگ نوشت: “ما زخم خوردگان تیره ترین، سردترین، بلندترین شبهای جور بودیم. ما شلاق خوردگان یلدای ستم بودیم. اولین شعاع فجر را که دیدیم خیز گرفتیم. عاشقانه به سوی شفق دویدیم تا در چشمه خونین خورشید زخمهای استخوان گداز خویش را بشوییم که ثابت کنیم سرخی بالاترین رنگ است“. آقا جان! اولین شعاع فجر ما، شمایی. سرخی فقط با شماست که بالاترین رنگ است. آقا جان! خونی که در رگ ماست، هدیه به شماست. هدیه ای ناقابل از جسمی ناقص و آبرویی اندک که خود شما به ما داده ای. آقا جان! ما یک طیب الله انفاسکم شما را به دنیایی نمی دهیم. بی ولایت، جمهوری اسلامی معنایی ندارد. این انقلاب بی نام شما هم راستش در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست. ما این نظام را که برایش پدران مان از جان ناقابل خود گذشتند، فقط به شرط ولایت قبول داریم. رای ما، راه ما، جان ما، همه هستی ما تنها به عشق شما تقدیم این نظام می شود.

آقا جان! شما این روزها قاعدتا باید با مبلغین اعزامی به سراسر کشور سخن بگویی. این سنت نیکوی شما در آستانه ماه مبارک است. ما که دل مان برای صدای شما یک ذره شده. این نقل عشق است. ما اهل خطریم. بالای خاکریز جنگ نرم. اتفاقا بچه بسیجی در رکاب مالک خودش را برساند دم خیمه معاویه و علی به آنها بگوید برگرد، این شرف دارد که علی به عده ای بگوید؛ مرد نامرد. ما خوب است مرد خطر باشیم و شما به برخی از ما بگویی؛ “به احدی ظلم نکنید”. این شرف دارد که شما ای مولای ما! به خواص بی بصیرت، به یاران بی خاصیت، به همان ها که با امام در هواپیما بودند، با امام در ترکیه و نجف و پاریس بودند، با امام در پلکان اول هواپیما بودند، با امام در پلکان دوم هواپیما بودند، با امام در آسانسور فرودگاه مهرآباد بودند، با امام در پاویون بودند، با امام در گروه سرود خمینی ای امام بودند، با امام در بلیزر بودند، با امام داشتند بلیزر را اسکورت می کردند، با امام گم شدند، با امام پیدا شدند، با امام رفتند بهشت زهرا، با امام رفتند جماران اما بی امام رفتند و کاخ نشین شدند، با امام عکس داشتند اما بر عکس امام، شما را تنها گذاشتند، به ناطقان ساکت، به مالکان ملک و املاک، به این جدا شده های از افلاک، به این عالیجنابان جام زهر، به این طلحه های سیلی نخورده، به این زبیرهای رنج ندیده، بگویی؛ “این عمار”. ما آقا جان! عمار تو نیستیم. غلام ولایتیم. ما دربست نوکر نائب امام زمانیم که فقط شمایی. بی ماه نمی توان به زیارت خورشید رفت. خفاشانی که تو را انکار می کنند، نور جبین تو برای چشم های شان ضرر دارد. اینها با انکار شما دارند تمرین می کنند برای انکار خورشید. کم اند اما زبان شان دراز است. زیاد رسا نیستند اما زیاد رسانه دارند. زیاد حنجره ندارند اما زیاد فریاد می کشند تا بلکه ما صدای شما را نشنویم.

آقا جان! امام گفت: “آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند”، اینها هم هیچ غلطی نمی توانند بکنند. چون ما شما را داریم. شما برای ما خمینی دیگری اما با یک تفاوت بزرگ که ما اجازه نمی دهیم قصه پر غصه جام زهر باز هم تکرار شود. شما برای ما خمینی دیگری و برای ما مهم رنگ چشم امام نیست، برق نگاه امام است که همان نگاه ماه است و ماه هم شمایی.

آقا جان! دشمن خمینی کافر بود اما دشمن شما منافق است. الله اکبر می گوید ولی بی “ولی” و در مسجد ضرار. الله اکبر بی ولایت، بت پرستی است، تعبد نیست، نوعی خودپرستی است که اگر جز این بود خدا انبیا را از طرف خود مامور ابلاغ دین اش نمی کرد. آقا جان! اولی الامر بعد از معصوم، ولی فقیه است و مصداق کامل آن شمایی. اثبات ولایت شما در سوز سینه ماست. من می خواهم بدانم دشمن عشق ما به شما را هم می تواند تحریم کند؟ آمریکا وقتی کم می آورد باید برود سوت بزند.

عشق به ولایت یک کالای وارادتی است که از کربلا بدون گمرک وارد سینه ما می شود. آمریکا این کالا را پیدا کرد، برود این را هم تحریم کند. آقا جان! اگر دست خدا در دست شما نیست، من مانده ام که چرا ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی دشمن حریف این ماهپاره علوی تبار ما که شما باشی، نمی شوند؟! آقا جان! دشمن اگر می تواند برود “کف العباس” را هم تحریم کند. آقا جان! ما روزه می گیریم به عشق شما. روزه بی ولایت کار مرتاض هاست که در هند بی شمارند اما اینجا غلط کردند بی شمارند که اینجا قوم ۷۲ ملت نیست. دیار عشق به ۷۲ شهید است که همه از یک کوچه اند؛ کوچه بنی هاشم. ما روزه می گیریم به عشق شما. نماز می خوانیم به عشق شما. شهید می شویم به عشق شما. شهید اولی ها، آری “شهید اولی ها” به جای “عند ربهم یرزقون”، “لیس لهم طعام الا من ضریع”، “لا یسمن و لا یغنی من جوع” اند، اما “شهید ۳۰۰ هزارتایی ها” مثل شهید حسین غلام کبیری “وجوه یومئذ ناعمه”، “لسعیها راضیه”، “فی جنه عالیه”، “لا تسمع فیها لاغیه”، “فیها عین جاریه”، “فیها سرر مرفوعه”، “و اکواب موضوعه”، “و نمارق مصفوفه”، “و زرابی مبثوثه” اند.

آقا جان! ما قرآن را هم به عشق شما می خوانیم. ما اجازه نمی دهیم قرآن باز هم روی نیزه رود. قرآن ناطق، علی است و ولایت فقیه، اساسی ترین قانون اساسی ماست. ما مسجد ارک می رویم، به عشق شما. بهشت زهرا می رویم، به عشق شما. ساندیس نظام را نوش جان می کنیم، به عشق شما. نی ساندیس را در چشم دشمن فرو می کنیم، به عشق شما. ۹ دی را “یوم الله” می کنیم، به عشق شما. راهپیمایی حکومتی می رویم، به عشق شما. با اتوبوس نظام به این راهپیمایی می رویم، به عشق شما. ما حتی اگر فقط برای خوردن غذای امام حسین به بیت رهبری برویم، شرف دارد در مصاحبه با بی بی سی، وطن فروشی کنیم.

آقا جان! اینهایی که دارند وطن فروشی می کنند، گاهی به شما که عرض می کنم تن فروشی هم می کنند و به نظام تهمت های ناجور می زنند. اینها می خواهند آقا جان! خودشان را دشمن نظام جا بزنند و شان جمهوری اسلامی را پایین بیاورند. ما به جیک جیک جوجه ها فقط می خندیم و در نبرد با سرجوخه ها منتظر امر شما می مانیم.

ما دشمنی بزرگ تر از لات داریم. محکم تر از عزی اما تا چون شما بزرگی، امام ماست، هر لاتی پیش ما شکلات است و عزی را به عزای مادرش می نشانیم. لات، آمریکاست که بت نیست، بت گری می کند و عزی، اسراییل است که مجسمه نیست، مجسمه سازی می کند. آقا جان! بتها قد کشیده اند. کار تبر ابراهیم نیست. با تبر ابراهیم فقط می توان بت شکست، بتگر و مجسمه ساز را باید با ذوالفقار علی ادب کرد. روح بابای من، خمینی بت شکن بود اما آقا جان! شما بتگر شکنی. شما هم روح منی. شما بارها شکسته ای کمر غرب را. ما یادمان نمی رود. راز کینه دیرینه آمریکا و اسراییل به شما به همین برمی گردد. آنها حق دارند از تو عصبانی باشند. این تنها فتوای شریح است که به دل یزیدیان امروز می نشیند. فتوای شما داغ بزرگی بر دل خصم نشانده. آنها باید هم از تو عصبانی باشند و ما منتظریم تا بعد از فتوای ولایت، فتوای جهادمان دهی، تا آمریکا و اسراییل از این عصبانیت بمیرند.

آقا جان! شما ماه مایی و احدی را یارای شمردن ستاره هایت نیست. پس ما بی شماریم و من معمولا نوشته هایم را با یک جمله آشنا خطاب به دشمن پایان می دهم که؛ ما سر آخر شما را ای خصم زبون! به عشق مولای مان خامنه ای به آروزی تان می رسانیم و لااقل شما را در یک جا یعنی در درکات دوزخ بی شمار می کنیم اما در اینجا راستش را بخواهید کور خوانده اید که پشت ماه ما به عباس بن علی گرم است و این یعنی اینکه با عرض معذرت؛ غلط کردید بی شمارید.

قطعه26



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 12 مرداد 1389-01:57 ق.ظ

نویسنده :کاربر

.


آرمان‌خواهی انسان مستلزم صبر بر رنج‌هاست.پس برادر خوبم، برای جان‌بازی در راه آرمان‌ها یاد

بگیر كه در این سیّاره‌ی رنج ، صبورترین انسان‌ها باشی.


شهید سید مرتضی آوینی




نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 12 مرداد 1389-01:56 ق.ظ

نویسنده :کاربر

شعبان میرود و رمضان می آید

   


نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 12 مرداد 1389-01:03 ق.ظ

نویسنده :کاربر

شعبان داره میره

سلام دوستان
تا حالا توجه کردی که یک هفته ای بیشتر نمونده به ماه رمضان
ای وای بر ما
که او قات طلایی رو از دست دادیم
اما نا امید نیستیم از این یک هفته باقی مونده......
برای  اینکه بدونیم که چه ماهی رو داریم از دست میدیم
خطبه شعبانیه رو مرور می کنیم:
حتما بخونید  بعدش هم بسوزید........


عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ یَوْمٍ فَقَالَ:

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

ای مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوی شما رو كرده است.
ماهی كه نزد خدا، بهترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش بهترین ساعتهاست.

هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ یُوَفِّقَكُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ.

ماهی كه در آن شما را به مهمانی خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده اید. نفسهای شما در آن ثواب تسبیح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذیرفته است و دعاهای شما مستجاب، پس، از پروردگار خویش با نیت های راستین و دلهای پاك، بخواهید كه توفیق روزه این ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنایت فرماید.

 فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِینِكُمْ وَ وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ وَارْحَمُواصِغَارَكُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ.

پس شقی و بدبخت، آن كسی است كه در این ماه بزرگ، از آمرزش خدا بی بهره شود. در این ماه باگرسنگی و تشنگی خود، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران و درماندگان كمك ویاری كنید.

به پیران و كهنسالان احترام و به كودكانتان ملاطفت و مهربانی نموده و با خویشاوندان رفت و آمد داشته باشید.

وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَكُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَكُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَى أَیْتَامِكُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ.

 زبان خود را از گفتار ناشایست نگاه دارید. دیدگان خود را از دیدن ناروا و حرام بپوشانید و گوشهای خود را از شنیدن آنچه نادرست است، باز دارید. با یتیمان مردم مهربانی كنید تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانی كنند. از گناهان خود به سوی خدا توبه و بازگشت كنید.

وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْ‏فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.

 در اوقات نماز، دستهای خود را به دعا بردارید، زیرا كه وقت نماز بهترین ساعتهاست و در این اوقات، حق تعالی با رحمت، به بندگانش می نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبیكشان گوید و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورَكُمْ ثَقِیلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَ الْمُصَلِّینَ وَ السَّاجِدِینَ وَ أَنْ لَا یُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ.

 ای مردم! جانهایتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنید. پشت شما از بار گناهان سنگین است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبك گردانید و بدانید كه حق تعالی به عزت خود سوگند یاد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در این ماه را عذاب نكند و در روز قیامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.

 أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ، قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَیْسَ كُلُّنَا یَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ

 ای مردم! هركه از شما روزه دار مؤمنی را در این ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته  اش را خواهد داشت.

برخی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نیستیم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهیزید اگرچه به نصف دانه خرما و یا به یك جرعه آب باشد.

أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ فِی هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِی هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَكَتْ یَمِینُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَیْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ كَفَّ فِیهِ شَرَّهُ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ أَكْرَمَ فِیهِ یَتِیماً أَكْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ.

 ای مردم! هركس اخلاق خود را در این ماه نیكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركس در  این ماه كارهای غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قیامت حساب او را آسان كند.
 هركس در این ماه از آزار رساندن به مردم خودداری كند، حق تعالی، روز قیامت،خشم خود را از او بازدارد.

 هركس در این ماه یتیم بی پدری را گرامی دارد، خدا او را در قیامت عزیز گرداند.

 وَ مَنْ وَصَلَ فِیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِیهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِیهِ بِصَلَاةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِیهِ فَرْضاً كَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِینَ فَرِیضَةً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.

 هركس در این ماه صله رحم كند و با خویشان بپیوندد، خدا او را در قیامت به رحمت خود واصل گرداند و هركس در   این ماه رابطه اش را با خویشان خود قطع كند،خداوند در قیامت رحمت خود را از او دریغ نماید.
 هركس در این ماه نماز مستحبی بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسی كه نماز واجبی بجا آورد، خداوند  ثواب هفتاد نماز واجب در ماههای دیگر را به او عطا كند.

 وَ مَنْ أَكْثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.

هركس در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگین گرداند.

وهركس كه در این ماه یك آیه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسی را دارد كه در ماههای دیگر قرآن را ختم كرده باشد.

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا یُغَلِّقَهَا عَنْكُمْ وَ أَبْوَابَ النِّیرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا یُفَتِّحَهَا عَلَیْكُمْ وَالشَّیَاطِینَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا یُسَلِّطَهَا عَلَیْكُمْ.

 ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهید كه آنها را بر روی شما نبندد.

و درهای جهنم در این ماه بسته است، از خدا بخواهید كه آنها را بر روی شما نگشاید.
شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.

 قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.

 علی علیه السلام می فرماید: در این حال از جا برخاسته و عرض كردم، ای پیامبر خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: ای ابا الحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است.

وسائل ‏الشیعة ج : 10 ص : 314

 



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 12 مرداد 1389-01:01 ق.ظ

نویسنده :کاربر

ادله قرآنی ضرورت حكومت

 
 

در مورد ضرورت تشكیل حكومت، آیات قرآنی زیادی وجود دارد كه در آنها یا به صورت صریح و یا با اشاره و غیرمستقیم به این موضوع پرداخته شده است كه در اینجا به برخی از اهم آیات قرآنی استناد می كنیم:
1-اهداف بعثت انبیاء
شناخت اهداف بعثت انبیاء و تحقق آنها، تلازم عقلی با برقراری و تشكیل حكومت دارد. قرآن كریم در سوره حدید آیه 25 از جمله اهداف انبیاء را استقرار قسط و عدل برشمرده است.
عبارت «لیقوم الناس بالقسط» از جمله غایت و غرض های ارسال رسل و انزال كتاب و میزان را اقامه قسط و عدل توسط مردم می داند. همچنین در آیات دیگری از قرآن، اهداف و وظایف انبیای الهی برقراری جامعه توحیدی ضدطاغوت، پرستش خدا و عبودیت (نحل-36) و... رهانیدن انسان ها از اسارت ها و حاكمیت مستضعفین(اعراف-157) و تعلیم و تربیت (جمعه-2) ذكر گردیده است. بی تردید پیاده شدن این اهداف، نیازمند سیاست گذاری، برنامه ریزی و فراهم نمودن امكاناتی است كه بدون تشكیل حكومت و دستگاههای حكومتی امكان پذیر نمی باشد.
2- قبح آشفتگی و شرایط هرج و مرج در جامع
در داستان بنی اسراییل می خوانیم هنگامی كه بر اثر هرج و مرج داخلی و نداشتن حاكمیت قوی و لایق، مؤمنان گرفتار ضعف و فتور و شكست شدند و دشمنان بر آنان مسلط گردیدند، نزد پیامبر خویش آمدند و گفتند:
«زمامداری برای ما انتخاب كن تا تحت فرماندهی او در راه خدا پیكار كنیم. پیامبرشان گفت: شاید اگر دستور جهاد به شما داده شود سرپیچی نمایید و در راه خدا پیكار نكنید. گفتند: چگونه ممكن است در راه خدا جهاد نكنیم در حالی كه از خانه و فرزندانمان رانده شدیم، شهرهای ما به وسیله دشمن اشغال شده و فرزندانمان اسیر گشته اند.(بقره-246)
قرآن با این تعبیر نشان می دهد كه بدون تشكیل حكومت با حاكمیتی قوی، رسیدن به آزادی و آرامش اجتماعی ممكن نیست. ممكن است تصور شود كه درخواست بنی اسراییل در اینجا تنها برای تعیین فرمانده لشگر بود، نه زمامدار! ولی باید توجه داشت كه تعبیر به ملك به معنای زمامدار در تمامی شئون اجتماعی است، هر چند برنامه اصلی او در این ماجرا پیكار با دشمنان خارجی بوده است.
3- جلوگیری از گسترش فساد
خداوند در همین ماجرا در چند آیه بعد(251) سخن از شكست لشگر جالوت در برابر بنی اسراییل به میان آورده است كه قسمت اخیر آیه به خوبی نشان می دهد كه اگر حكومت مقتدر و نیرومندی نباشد و جلوی طاغیان و سركشان را نگیرد، زمین پر از فساد خواهد شد. بنابراین حكومت عادلانه یكی از عطایای بزرگ الهی است كه جلوی مفاسد دینی و اجتماعی را می گیرد.

 

نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 12 مرداد 1389-12:52 ق.ظ

نویسنده :کاربر

توصیه های شنیدنی رهبر انقلاب درباره ازدواج

توصیه های شنیدنی رهبر انقلاب درباره ازدواج

اصل قضیه محبت است، دختر ها و پسرها این را بدانند. این محبتی که خدا در دل شما قرار می دهد ، این را حفظ کنید ، نگهدارید و به برکت محبت این بوستان خانواده را سرسبز کنید.



به گزارش جهان؛ بسیاری از دختران و پسران جوان مایلند که خطبه عقد آنان توسط رهبر انقلاب خوانده شود . مقام معظم رهبری با شرایط خاصی دختران و پسران را به عقد یکدیگر در می آورند که یکی از این شرایط، مهریه معین است.

البته ایشان پس از جاری کردن خطبه عقد به بیان علل نوع نگاه خویش در این زمینه می پردازند و با بیانی شیرین توصیه های بسیار مهمی به زوج جوان برای استحکام خانواده مطرح می کنند.

ایشان در یکی از این گفتگوها پس از مراسم عقد اینطور درباره مهریه و ازدواج مناسب توصیه کرده اند که : اگر بخواهید زندگی، زندگی خوبی باشد باید آن را از تشریفات و زوائد زندگی خالی کنید.

این که میگوئیم 14 سکه مهریه بیشتر نباشد، نه برای این است که 14 سکه بیشتر اشکالی ایجاد می کند نه،14 هزار سکه هم باشد ازدواج  اشکالی ندارد. فرقی ندارد. اما این برای این است که جنبه معنوی ازدواج غلبه پیدا کندبر جنبه مادی.

اصل قضیه محبت است، دختر ها و پسرها این را بدانند. این محبتی که خدا در دل شما قرار می دهد ، این را حفظ کنید ، نگهدارید و به برکت محبت این بوستان خانواده را سرسبز کنید

المرأة ریحانه، زن ریحانه است با گل چگونه رفتار می کنید ؟ مرد در چشم زن مظهر اعتماد ، نکته اتکاست  محبت خود را به او در این قالب ترسیم می کند.

خیلی از مردها هستند که زنهایشان؛ آنها را اهل بهشت می کنند و یا زنهایی هستند که مردهایشان آنها را اهل بهشت می کنند.بعضی ها هم به عکس است . پناه بر خدا.

باید مراقب باشید ، مواظب باشید ، یکدیگر را کمک کنید برای رفتن راه خدا و انشاء الله عمل به احکام الهی.

رهبر معظم انقلاب توصیه های شنیدنی دیگری را نیز خطاب به زوج جوان مطرح نمودند که می توانید از طریق دانلود فایل صوتی بشنوید.

نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 11 مرداد 1389-07:25 ب.ظ

نویسنده :کاربر

میرداماد و دختر فراری

حکایتی شنیدنی از میرداماد
شب هنگام محمد باقر -طلبه جوان-در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سكوت كند و هیچ نگوید.
دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان  نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی!
محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد...

شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ...
علت را پرسید. طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند. 

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود .

نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند . قران کریم می فرماید: نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند (سوره یوسف آیه 53) انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند.



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 11 مرداد 1389-06:41 ب.ظ

نویسنده :کاربر

آقای من

با خامنه ای کسی نگردد گمراه



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 11 مرداد 1389-01:45 ق.ظ

نویسنده :کاربر

اه یعنی حضرت آه، یعنی خامنه ای

 

در رانندگی ماشین آدم گاهی به طرف شانه خاکی جاده برود، بهتر از این است که خود آدمی برود سینه قبرستان. این اصل را در رانندگی رعایت کنید، به خصوص وقتی که دارید با ماشین جلویی شاخ به شاخ می شوید. و اما یکی از بهترین سواحل شمال، ساحل “حسن سرا” حد فاصل کلاچای و رودسر است که نه پولی است و نه شن هایش آنقدر نرم و ریز است که موقع بیرون آمدن از دریا اذیت شوی. ماشین را هم می توانی تا یک متری ساحل دریا ببری و اما شب نیمه شعبان با جناب باجناق و نوه همین جنیدی بزرگ که فرزند شهید حمید جنیدی است دل را زدیم به دریا و نیمه شب آمدیم شنا کنیم و خودمان را با آب و سکوت و شب و عشق و ماه و ستاره ها و اوج و موج آشنا کنیم. تا به حال ماه را این همه زیبا ندیده بودم و ستاره ها را این همه نورانی و زیاد. خودمان در آب بودیم و نگاه مان به آسمان. جسم مان ماهی بود و جان مان پرنده و برگ برنده مان دریا بود و آسمان. در روی امواج دریا خوابیده بودم و چشم از ماه بر نمی گرفتم و دیدم که ماه در شب همان اختیارات خورشید را دارد در روز. یعنی شاید گرما و نور خورشید را ماه نداشته باشد اما آنقدر ستاره دور و بر خود دارد که از پس تاریکی برآید و دیدم که الحق وقتی شب باشد و قتی دوران غیبت باشد و وقتی مهدی نباشد، این حضرت ماه، نائب بر حق خورشید است. به ماه نگاه می کردم که چه کامل بود. نقصی ندیدم در ماه و دیدم که چه بزرگ آبرویی دارد نزد ستاره ها و دیدم که ماه چه زیبا گفت خطاب به خورشید که؛ “این آبرو را هم خود شما به ما داده ای”. دیدن ماه، نگاه به دریا، خیره شدن به ستاره ها، دل زدن به دریا، چشم دوختن به آسمان، عبادت ما پروانه هاست و باز هم به ماه نگاه می کردم و می دیدم که انگار ستاره ها دارند دور ماه طواف می کنند و وقتی آن همه ستاره را گرد ماه دیدم خدا را شکر گفتم که ما اهل کوفه نیستیم. ما شکوفه های گل یاسیم. پر از احساسیم. عاشق عباسیم. خواستم بشمارم ستاره ها را. عدد کم آوردم و همانجا به دشمنان خامنه ای گفتم: بیشمار ماییم. شما غلط کردید بیشمارید. شما بی شعارید. بی شعور. بی عار. شما به جای طواف گرد ماه، لیاقت تان همان شب پرستی است. شب و ظلمت و تاریکی و خفاش با شما، ماه و نور ماه و عشق ستاره ها با ما. و باز به ماه نگاه کردم و دیدم تنها گناه ماه این است که بی خورشید قبول کرده رهبر ستاره ها باشد. یعنی منت گذاشته بر سر ما. یعنی افتخار داده به ما. خدا را در همان دریا شکر گفتم بابت نعمت ولایت و بابت مصداق این نعمت، رهبر عزیزمان خامنه ای. و همین طور خیره شده بودم به ماه که دیدم اگر شب بود و ماه نبود، شب پرستان، “نور” را سر می بریدند و فهمیدم اولین کسی که بابت رهبری خامنه ای به ایشان دست مریزاد می گوید مهدی فاطمه است. اولین سپاسگزار مولای ما، پادشه خوبان است. و دیدم که بیشترین آه را از فراق خورشید همین جناب ماه می کشد و دیدم که خداست آنکه بر سر مولای ما دست می کشد. خدایا شکرت بابت تحقق این شعار؛ “دست خدا بر سر ماست، خامنه ای رهبر ماست”. آری، خامنه ای رهبر ماست. هر کس به کسی نازد، ما هم به علی نازیم. تمام هستی ما خامنه ای است. عشق ما مستی ما خامنه ای است. با خامنه ای ما دنبال هیچ واسطه ای برای مهدی نمی گردیم. الکی عده ای خودشان را به خورشید وصل نکنند. عامل اتصال ستاره ها به خورشید فقط و فقط جناب ماه است. از ماه کسی نزدیک تر به خورشید نیست. و باز دیدم که ماه چقدر زیبایی داده به آسمان. ماه نباشد ما کجا می توانیم آسمان را ببینیم؟ گفت: “به علی شناختم من به خدا قسم خدا را”. و باز دیدم که بی ماه، هیچ راهی به الله ختم نمی شود که اگر در روز، قطب عالم امکان حضرت خورشید است، در شب، قطب نمای راه ما سرانگشتان جناب ماه است. ای شب! هر چه می خواهی تیره تر باش و ای لیل! هر چه می خواهی تاریک تر. ماه ما چون عباس نگهدار اوست، همه ظلمات تو را یک تنه حریف است. گفت: “آمریکا، آمریکا، تو با سلاح تزویر، ما با سلاح ایمان بجنگ تا بجنگیم”. ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی دشمن، بروند بمیرند که عمرا از پس این ماهپاره علوی تبار ما برآیند. تا ما ماه را داریم، روزگار شب پرستان سیاه است. یک بار نوشتم؛ ما این بار منتظر نمی مانیم تا محرم گردد. عاشورا را جلو می اندازیم و یک مو ز سر علی اگر کم گردد، سرتان را می گذاریم روی سینه تان. به امتحانش می ارزد. ما بدمان نمی آید شما را لااقل در یک جا بی شمار کنیم؛ در جهنم!

قطعه26



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 11 مرداد 1389-12:44 ق.ظ

نویسنده :کاربر

بازخوانی وصیت‌نامه شهید سید محمدتقی رضوی؛

بازخوانی وصیت‌نامه شهید سید محمدتقی رضوی؛
مسئولان در رأس همه كارهایشان خدمت به مظلومان را قرار دهند

  شاید سیدمحمد می‌دانست كه با دور شدن از حال و هوای دفاع مقدس، عده‌ای از مسئولان رنگ می‌بازند و از قطرات خونی كه برای آبیاری نهال انقلاب هزینه شده بود، پل‌هایی برای رسیدن به منویات خود می‌سازند؛ به همین خاطر نوشت كه؛ «مسئولان در راس همه كارهایشان خدمت به مظلومان را قرار دهند.»


   وقتی كه به پای كلام حضرت امام (ره) می‌نشینیم، در می‌یابیم جنگ ما دانشگاهی بود كه بسان كیمیایی مس وجود را طلا ‌كرد و در پرتو آن افلاكیان خاك نشین را به دیار معبود كشاند.
سخن گفتن از مردانی كه ایثار را نه در كلام بلكه در عمل به منصه ظهور كشاندند، نیاز به ظرافت خاصی دارد كه اگر به این نكته اهتمام ورزیده می‌شد، امروز شاهد الگوهای دروغین در جامعه نبودیم.
مردانی كه خدایی شدن را در طول زندگی خود تجربه كردند و آموختند كه نه یك شب، بلكه در طول زندگی باید ره صد ساله را یك شب طی كرد.
فهم این سخن از عقل ما زمینی‌ها كه روزگار عافیت‌طلبی، عقل معاش را چنان بر سیطره وجودمان حكم‌فرما كرده است، كاری دشوار و شاید هم محال به نظر برسد.
درست است كه گرد و غبار مادیات چنان بر تارك معنویات نشسته كه دیگر نشانی از حقیقت قابل دیدن نیست ولی حقیقت این است كه «عند ربهم یرزقون» شدن، هنری مردانی بود كه هرگاه ظلم را دیدن در برابرش ایستادند و به پای حق تمام دارایی خود را هزینه كردند.
نمی‌دانیم تا چه زمانی باید شخصیت شهید را در این جمله خلاصه كنیم كه فلان شهید در خانواده مذهبی دیده به جهان گشود و با شروع جنگ تحمیلی قدم در میدان جهاد گذاشت و در نهایت به آرزوی دیرینه‌اش نائل گردید.
آیا شهید به ما هو شهید را می‌توان در همین چند جمله بیان كرد؟ آیا پرداختن به سطح اقیانوس دفاع مقدس و غافل شدن از صدف‌های و مروارید‌های اعماق آن، كار عاقلانه‌ای به نظر می رسد؟
تلنگر معنایش معلوم است، ولی اثری كه از برآیند این حركت برمی‌خیزد، ملاك و معیار است و میزان صفای باطن و حقیقت‌طلبی را نمایان می‌كند.
تمام این جملات به خاطر سخن گفتن از مردی بود كه مثل تمام انسان‌های كره خاكی خلق شده بود تا زندگی كند و از دنیای خود مزرعه‌ای برای آخرتش سازد.
او نه قدیس بود و نه عارف، نه زهد شبانه‌اش مثال زدنی بود و نه ریاضت‌های روزانه‌اش؛ تنها صفتی كه قلم ما توان انشای آن را دارد معرفت حقیقی او به شخصیت امام (ره) و عشق بی‌ریایش به نگاه و كلام پیر جمران بود.
او فهمیده بود كه حضرت روح‌الله حق است و شاه همانند خلفای بی‌امیه و عباسی به ناحق بر مسند خلافت تكیه زده است؛ به همین خاطر عاقلانه برای یاری مولایش تدبیر كرد و در مسیر دفاع از ولایت عاشقانه به مبارزه پرداخت.
سید محمد از تكثیر نوارها و عكس‌های حضرت امام خمینی (ره) گرفته تا پاكسازی شهر مشهد از لوث عوامل طاغوتی و ساواكی نقش فعالی داشت تا نهال انقلاب اسلامی روز‌ به روز بارورتر شود.
انقلاب اسلامی به پیروزی رسید ولی او درك كرده بود كه «كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا»؛
سید محمد رضوی به دنبال این واقعیت، هیچ‌گاه در برابر ظلم سكوت نكرد و با آغاز جنگ تحمیلی ابتدا در ستاد شهید چمران و سپس در ستاد كربلا مشغول به انجام وظیفه شد.
وی پس از ماه‌‌ها خدمت در مسئولیت فرماندهی مهندسی جهاد سازندگی، به عنوان مسئول ستاد كربلا و فرماندهی مهندسی جنگ جهاد سازندگی به هدایت مهندسی‌ _ رزمی جنگ پرداخت.
سید اعتقادش این بود؛ هر قطره عرقی كه قبل از عملیات در امر مهندسی _ رزمی ریخته می‌شود در میدان جنگ، خون‌های كمتری بر زمین خواهد ریخت.
آن لحظه‌ای كه این‌گونه نوشت؛ «قدر اسلام، انقلاب، امام و مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران را بدانید و برای این قدر شناسی تا جایی كه می‌توانید خدمت كنید و سختی‌ها و ناراحتی‌ها را تحمل كنید و در جهت پیش‌برد انقلاب بكوشید» (رك: سیرت رضوانی؛ ص112)، در حقیقت به دنبال این بود كه امت شهید پرور ابران را آگاه سازد كه در فتنه‌ها طوفنده اسیر گردباد جهل و نادانی نشوند و همواره حق را با ملاك واقعی خود سنجش كنند.
شاید سیدمحمد می‌دانست كه با دور شدن از حال و هوای دفاع مقدس، عده‌ای از مسئولان رنگ می‌بازند و از قطرات خونی كه برای آبیاری نهال انقلاب هزینه شده بود، پل‌هایی برای رسیدن به منویات خود می‌سازند؛ به همین خاطر نوشت «كه مسئولان در رأس همه كارهای‌شان خدمت به مظلومان را قرار دهند كه همین‌ها هستند كه جبهه‌ها را گرم نگه داشته‌اند.» (رك: سیرت رضوانی؛ ص 113)
نگاه سید محمد رضوی در هنگام شناسایی منطقه عملیاتی كربلای 10 به آسمان بود تا راه رسیدن به معبود را پیدا كند.
در همین حال بود كه در اثر انفجار توپی در ارتفاعات كوه‌های سردشت یك پایش را از دست داد. وقتی كه هم‌رزمانش به كمك او آمدند، گفت« فایده‌ای ندارد، زحمت نكشید، من در آغاز راهی قرار گرفته‌ام كه هفت سال دنبالش بودم».
او در چشم به‌هم‌زدنی صدر نشین سفره سدرة المنتهی شد.
روحش شاد و یادش گرامی.

نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 10 مرداد 1389-07:41 ب.ظ

نویسنده :کاربر

زندگینامه سید حسن نصرالله

برای دیدن عکس بالا با سایز اصلی روی آن کلیک کنید

کلیپ تصویری زندگینامه سید حسن نصرالله

با فرمت wmv , با حجم ۴٫۵۹ مگابایت

لینک دانلود مستقیم



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 10 مرداد 1389-07:29 ب.ظ

نویسنده :کاربر

” حزب الله “دشنام سختی ست

  چه زیبا گفت زنده یاد سید حسن حسینی که :

امروز لفظ پاک ” حزب الله “

گوئیا در قاموس ” روشن فکر” این قوم

دشنام سختی ست

اما من خوب یادم هست

روزی که روشن فکر در کافه های شهر پر آشوب

دور از هیاهوها عرق می خورد

با جان فشانی های جانبازان ” حزب الله “

تاریخ این ملت ورق می خورد.



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 10 مرداد 1389-07:04 ب.ظ

نویسنده :کاربر

آیت الله سیستانی : پشتیبان ولایت فقیه باشید

 

آیت الله سیستانی در دیداری كه یكی از اعضای بیت امام اخیراً با ایشان داشت توصیه های قابل توجهی داشته اند.
به گزارش «جهان» آیت الله سیستانی در این دیدار با بیان اینكه مسائل ایران را از طریق سایت ها و رسانه های مجازی دنبال می كنند نسبت به برخی اخبار اظهار نگرانی كرد و با تاكید بر اینكه همواره نسبت به وحدت در كشور باید حساسیت داشت و برای تحقق این مهم تلاش كرد به این عضو بیت امام توصیه كرد كه همواره پشت سر رهبر انقلاب حركت كنند و پشتیبان ولایت فقیه باشند.
گفته می شود این عضو مهمان به بیت حضرت آیت الله سیستانی، سیدعلی خمینی بوده است. سال گذشته نیز آیت الله سیستانی، وی را به درس خواندن و پشتیبانی از رهبر انقلاب توصیه كرده بود.
آیت الله سیستانی مانند اغلب علما و مراجع، حكم ولی فقیه را كه ولایت شرعی دارد بر همه از جمله مجتهدین دیگر نافذ می داند.
آمریكا: از سبزها كاری ساخته نیست
وزیر اطلاعات و جهانگردی رژیم پهلوی گفت آمریكا از اینكه جنبش سبز و انقلاب مخملی بتواند برنامه هسته ای ایران را حل و فصل و مهار كند، ناامید شده است.
داریوش همایون (از اعضای صهیونیست دربار پهلوی و داماد زاهدی عامل كودتای 28 مرداد 32) با اشاره به شتاب برنامه هسته ای ایران گفت: در بیرون از كشور كسانی پیدا شده اند كه راه حل جنبش سبز و انقلاب مخملی را برای حل مسئله اتمی ایران به آمریكایی ها توصیه می كنند ولی آمریكایی ها نمی توانند منتظر انقلاب مخملی ای باشند كه برخلاف برنامه هسته ای ایران پیش بینی پذیر نیست. این راه حل سودی ندارد.
به گزارش گویانیوز، وی علت تعلل آمریكا در حمله به ایران را چنین عنوان كرد كه «هیچ كس نمی تواند پیامدهای حمله به ایران را پیش بینی كند و بی تردید اوضاع وخیم خواهد شد.» این ضدانقلاب فراری درباره دفاع ملت از كشور در برابر تهدید نظامی گفت: اراده دفاع از سرزمین نیرومند است. در واقع یكی از عوامل بازدارنده آمریكا از جنگ، دورنمای گردآمدن مردم در پشت جمهوری اسلامی در صورت تهدید نظامی است.
گفتنی است این سلطنت طلب فراری بارها از سران فتنه سبز حمایت كرده و حتی معتقد است در معارضه با جمهوری اسلامی نباید از این افراد پیش افتاد.
پیش از این نامور حقیقی از عناصر فراری مقیم كانادا تصریح كرده بود كه جمهوری اسلامی می تواند به جای امتیاز دادن به آمریكا، به اپوزیسیون سبز امتیاز بدهد. آمریكا و انگلیس و اسرائیل امیدوار بودند با تقویت فتنه سبز و تضعیف ایران بتوانند از جمهوری اسلامی امتیاز بگیرند.

 


نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 10 مرداد 1389-04:45 ب.ظ

نویسنده :کاربر

کتابهای جیبی آقای قرائتی


کتابهای جیبی آقای قرائتی


ادامه مطلب

نظرات() 

تاریخ:شنبه 9 مرداد 1389-12:03 ب.ظ

نویسنده :کاربر

به خود بیایید

 

 

به خود بیایید! بیاناتی از رهبر معظم انقلاب خطاب به سران اغتشاشات

 

 

 حجم : 813 كیلوبایت / فرمت  mp3

دانلود كلیپ صوتی

 

 

 

 

شادی روح امام و شهداء و سلامتی امام زمان (عج) و امام خامنه ای صلوات




نظرات() 

تاریخ:شنبه 9 مرداد 1389-01:09 ق.ظ

نویسنده :کاربر

یا مهدی

http://mouood.org/images/tarh_e_rooz/Mouood134.jpg


نظرات() 

تاریخ:شنبه 9 مرداد 1389-01:05 ق.ظ

نویسنده :کاربر

شعر سید خراسانی برای امامش

شعر سید خراسانی

برای

 امام زمان (عج)


در ادامه بخوانید......



ادامه مطلب

نظرات() 

تاریخ:شنبه 9 مرداد 1389-12:28 ق.ظ

نویسنده :کاربر

تو را چه به سران فتنه؟ 700 میلیون تومان را چی كار كردی؟!


تو را چه به سران فتنه؟ 700 میلیون تومان را چی كار كردی؟! (خبر ویژه)

اظهارات آیت الله جنتی مبنی بر كمك آمریكایی ها به سران فتنه، با سكوت این عده و در عین حال واكنش سؤال برانگیز مهدی كروبی مواجه شد. آیت الله جنتی اخیرا اعلام كرد كه آمریكایی ها برای براندازی، یك میلیارد دلار از طریق افراد سعودی به «سران فتنه» پرداخت كردند.
با وجود سكوت سران اصلی فتنه، مهدی كروبی كه بیشتر به عنوان بازیچه فتنه گران شناخته می شود ضمن حمله به آیت الله جنتی كوشید خود را جزو سران این جریان نشان دهد و در عین حال بدین ترتیب پس از مدت ها بی تحركی ابراز وجود كند.
رقیب ناكام آرای باطله در انتخابات سال 88 خطاب به آیت الله جنتی می نویسد: به اتهام بهتانی كه به سران به قول خودتان فتنه زده اید از شما شكایت می كنم آن هم در محاكم جمهوری اسلامی اگرچه امیدی به رسیدگی ندارم.
هرچند كه دلایل كروبی برای این واكنش شتابزده روشن است اما باید توجه داشت كه او از نگاه سرویس های جاسوسی بیگانه، فردی دم دستی كه به سادگی بازی می خورد و به اعتبار جاه طلبی و ناكامی ها و سرخوردگی هایش آماده همه گونه لجاجت و عداوت با جمهوری اسلامی است ارزیابی می شود و از این جهت وی در جایگاهی نیست كه برای برنامه ریزی فتنه حتی در حد چند صد دلار- چه رسد به میلیون ها دلار- به او كمك مالی شود بلكه كمك های مالی به كروبی كه قابل توجه نیز بوده است صرفا برای حركت های ساختارشكنانه وی علیه اسلام و انقلاب و امام به وی پرداخت می شده است. این در حالی است كه برخی عناصر بدنام و آلوده در انتخابات گذشته دور كروبی را در ستاد و روزنامه وی گرفته بودند و دارای ارتباطات وسیع با بیگانگان بودند.
بنابراین خوب است آقای كروبی به جای تحویل گرفتن خود به عنوان یكی از سران فتنه- به مثابه نرخ تعیین كردن وسط دعوا!- یا ترش كردن در قبال خبر كمك مالی آمریكا به فتنه گران، از برخی «رفقای از سر ناچاری» در فتنه سبز بپرسد كه دلارهای بی زبان را گرفته و چه بلایی سرش آورده اند. البته كروبی با ماجرای شهرام جزایری نشان داد كه اگر آب باشد شناگر قابلی است و به 300 میلیون تومان «نه» نمی گوید چه رسد به اینكه دلار هم باشد. وی 5 سال پیش با برخی حمایت ها، دنبال راه اندازی شبكه ماهواره ای در دوبی به همراه افخمی بود و حتی كمك مالی كلانی را نیز از دولت خاتمی دریافت كرده بود كه آن پروژه در میانه راه متوقف شد اما معلوم نشد پول دریافتی چه سرانجامی پیدا كرد. مبلغ این كمك 400 هزار دلار (400 میلیون تومان) بود كه كروبی هنوز درباره سرانجام آن توضیحی نداده است.
كروبی در انتخابات ریاست جمهوری هم ریخت و پاش های فراوانی انجام داد كه نهایتا به جذب 330هزار رای- حدود 150هزار برگه رای كمتر از آرای باطله- منجر شد. در واقع گردانندگان اصلی فتنه، از كروبی صرفا به عنوان ایجاد حاشیه امنیت برای موسوی و خاتمی بهره می بردند و اگر هر خرجی برای وی شده صرفا در راستای تحریك او برای فعالیت های انتحاری شهرت طلبانه بوده است.





 


نظرات() 

تاریخ:جمعه 8 مرداد 1389-01:28 ب.ظ

نویسنده :کاربر

تبعیت از حكم حكومتی ولی فقیه بر مراجع تقلید واجب است

آیت‌الله مكارم شیرازی در پاسخ به یك استقتاء:
تبعیت از حكم حكومتی ولی فقیه بر مراجع تقلید واجب است

  آیت‌الله مكارم شیرازی در پاسخ به این استقتاء كه آیا تبعیت از حكم حكومتی ولی فقیه بر مراجع تقلید واجب است یا نه، گفت: آری، واجب است.


به گزارش گروه "فضای مجازی " خبرگزاری فارس به نقل از شبكه ایران، آیت‌الله مكارم شیرازی در پاسخ به 3 استفتاء درباره مفهوم و جایگاه ولایت فقیه، فتوای خود را به شرح ذیل بیان كردند.

سوال: بیان می‌شود كه ولی فقیه دارای شأن اداره جامعه اسلامی از میان شئون ائمه (ع) می‌باشد، سوال من این است كه آیا این مطلب نوعی ورود به حریم ائمه (ع) نمی‌باشد؟
جواب: ما معتقدیم اداره شئون جامعه اسلامی باید از سوی خداوند كه خالق همه انسانها است اجازه داده شود. (هر چند پذیرش مردم وسیله پیشرفت این هدف است) و نیز معتقدیم كه ولی فقیه نماینده امام عصر علیه السلام در زمان غیبت است.

سوال: آیا تبعیت از حكم حكومتی ولی فقیه بر مراجع تقلید هم واجب است؟
جواب: آری، واجب است.

سوال: در صورتی كه در زمینه سیاسی یا اجتماعی حكمی از جانب رهبری جهت عامه شیعیان صادر شود آیا برای مقلدین دیگر مراجع تكلیف می‌آورد؟ در زمینه‌های دیگر چطور و چرا؟
جواب: در مسائل حكومتی حكم ولی فقیه مطاع است.

نظرات() 



  • تعداد صفحات :16
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic