برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت ...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1389-11:22 ب.ظ

نویسنده :کاربر

حقیقت


اگر حقیقت را مگویی


حقیقت تو را محاکمه خواهد کرد.


نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1389-04:43 ب.ظ

نویسنده :کاربر

راز ماندگاری ایران، ماموریت ایران است


   
 همة كسانی كه طیّ سال جاری توفیق سفر به مكّه و مدینه و انجام اعمال عبادی و زیارت را یافتند، شاهد بودند كه گرداگرد حرمین را مبلّغان جوان، اعمّ از دختر و پسر و مسلّط به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و اردو گرفته بودند. آنها با شیوه‌هایی نو و منظّم، به طور شبانه روزی، برنامه‌های دیكته شده را كه بر محور انذار شیعیان و نشر آموزه‌های سلفی و وهّابی استوار بود به اجرا می‌گذارند.

جز این، وعّاظ و خطبای صحن«مسجدالحرام» و «مسجدالنّبی» نیز مطابق معمول بر كرسی خطابه تكیه زده و از شرك مشركان می‌گفتند. پر واضح بود كه آنها مخاطب خود را برای طرد و نفی شیعیان و باورهای شیعی مهیّا می‌ساختند. شاید در نزد خود این تصوّر را داشتند كه اگر به تكلیف شرعی خود عمل نكنند، «مردم همه می‌فهمیدند». از این مزاح سرایندة منظومه‌های طنز عصر مشروطیت كه بگذریم، آیا هیچ به گسترة فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری مبلّغان مذهبی مسلمان و غیر مسلمان طیّ سال‌های اخیر اندیشیده‌اید؟
آیا آماری از كمیّت و كیفیت این مبلّغان در جهان حاضر در اختیار دارید؟

از نیمة دوم قرن بیستم، بروز سلسله‌ای از وقایع و رخدادها، موج بزرگی از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری را در غرب و جهان مسیحی به راه انداخت. كاتولیك‌ها و پروتستان‌های مسیحی از سویی و فرق مختلف مذهبی مسلمان از دیگر سو، پای در میدان گذاشته و در ابعادی بزرگ و با استفاده از جدیدترین وسایل، شروع به تبلیغ و تبشیر و جذب مخاطبان در سراسر جهان كردند.

موج بنیادگرایی مبلّغان اوانجلیك وابسته به كلیسای پروتستانی «ایالات متّحدة آمریكا» و «انگلستان» نه تنها تمامی پهنة «آمریكای شمالی»، «آمریكای لاتین» و بخش‌هایی از «اروپا» را درنوردیدند، بلكه با مدد جستن از رسانه‌های نو پدید مانند: تلویزیون، ماهواره و شبكه‌های اینترنتی از مرزهای غرب گذشتند و پای در «آسیا» و «شبه قارّة هند» گذاشتند و در جست‌وجوی مخاطب و جذب آنها از هیچ اقدام فرهنگی و مادّی دریغ نورزیدند. به جرئت می‌توان گفت كه : كمیّت و كیفیّت فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری این عصر به هیچ روی قابل مقایسه با قرون ماضی نبوده است.

ورود به شرایط تاریخی جدید و آشكار شدن زمینه‌های اقبال عمومی برای استماع گفت‌و‌گوهای مذهبی و معنوی، حرص و ولع ویژه‌ای را برای گسترده ساختن دامنة فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری مذهبی را فراهم آورد.

ظهور نشانه‌های بحران در دیوارهای فرهنگ و تمدّن غربی و بن‌بست‌های حاصل از ایدئولوژی‌های دست‌ساز انسانِ بریده از آسمان و بالأخره نزدیك شدن هزارة سوم میلادی در بروز رویكردی عمومی به معنا و مذهب در جهان غرب بی‌تأثیر نبوده است. چنانكه؛ واقعة شریف انقلاب اسلامی ایران در سال 57، نقطه عطفی را باعث شد كه طیّ سی سال اخیر نه تنها تمامی حوزة فرهنگی و تمدّنی غربی را به چالش كشیده بلكه، بروز انتظار جدیدی را در میان آسیا و شرق اسلامی برای تجربة «حكومت مبتنی بر آموزه‌های دینی» و نفی سكولاریزم (جدایی دین از سیاست) باعث بوده است.

اجازه دهید دفتر آمار و اطّلاعاتی را بگشایم كه حسب همة آنچه عرض كردم طوفانی از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری را در میان مسیحیان، مسلمانان و سایر فرق به راه انداخته است.

از احیای اوانجلیسم كلیساهای پروتستانی ایالات متّحده شروع می‌كنم. شایان ذكر است كه جمعیّت حدّاكثری ساكن در ایالات متّحدة آمریكا و انگلستان پروتستانند و ملكة انگلستان خود رئیس كلیسای پروتستانی نیز هست.

فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری مبلّغان ابتدا موجی از حملات را در آخرین دهه از قرن، (بین سال‌های 1993 ـ 1994) علیه مراكز سقط جنین و همجنس‌بازان به راه انداخت. آنها حتّی با تأسیس سازمانی به نام «عملیات نجات» با رهبری مردانی چون راندل نزی، عملیات فراوانی را برای هدف قرار دادن پزشكان طرّاحی كردند.

نباید فراموش كرد كه اوانجلیك‌ها، موضوع ظهور مجدّد حضرت مسیح و آماده شدن برای ظهور ایشان را به عنوان یكی از محورهای اصلی تبلیغ و تبشیر فراگیر می‌شناسند. طبق نظرسنجی «مؤسسة گالوپ»، در دهة آخر از قرن بیستم، 70 میلیون  نفر در ایالات متّحدة آمریكا بینندة شبكه‌های تلویزیونی یا همان كلیساهای دیداری مذهبی بودند. راه‌اندازی قریب به 1700 شبكه و ایستگاه رادیویی و تلویزیونی، 1300 دفتر انتشاراتی، 7000 كتابفروشی در سراسر آمریكا با فروش سالیانه سه میلیارد دلار و بالأخره تأسیس 20000 مدرسة ابتدایی، راهنمایی و متوسّطه و بالأخره 257 كالج و دانشگاه تنها بخشی از فعّالیت‌ها و سرمایه‌گزاری‌های مبلّغان اوانجلیك در ایالات متّحدة آمریكا بوده است.

فروش و هدیة سالیانه انجیل در آمریكا 425 تا 650 میلیون دلار است. آمریكایی‌ها سالانه 20 میلیون انجیل جدید خریداری می‌كنند تا به چهار انجیلی كه در خانه دارند، بیفزایند. اوانجلیك‌ها، در فضای بیرون از آمریكا، توجّه خود را بر جایی متمركز كرده‌اند كه آن را پنجرة 10/40 می‌خوانند و منظورشان نواری از جهان اسلام در آفریقا و آسیاست كه بین خط‌های استوایی 10 و 40 قرار دارد.

برخی از اوانجلیك‌‌ها قرآن‌های ساختگی درست كرده‌اند تا در فكر مسلمانان تردید ایجاد كنند. در حال حاضر، از انجیل 900 ترجمة انگلیسی در دست است و جز آن، انجیل به 2426 زبان ترجمه شده است و 95% جمعیّت جهان را زیر پوشش خود می‌آورد.
به گزارش «اكونومیست»، اكنون پر بركت‌ترین تولید كنندة مسیونرهای مسیحی به نسبت هر نفر یك مسیونر، «كرة جنوبی» است. «برزیل» و كرة جنوبی، بزرگ‌ترین تولید كنندة انجیل هستند. یك شبكة به هم پیوسته، مركّب از 40 مجموعة ملّی و محلّی به نام جوامع انجیلی bible societies  برای این هدف مشترك كه «در دست هر مرد، زن و كودك روی سیارة زمین یك انجیل» بگذارند، منبع فراهم می‌كنند.

این همه، تنها سهم اوانجلیك‌های وابسته به كلیساهای پروتستانی ایالات متّحده را برای شكار مستضعفان غرب و شرق جهان بود. سهم كلیسای كاتولیك با محوریّت «واتیكان» را جدا محاسبه می‌كنیم.

سخنگوی واتیكان، آقای جوسكین نفارد والز، در گزارش خود در سال 1995م. دربارة فعّالیت‌‌های تبشیری در آفریقا می‌نویسد: «به درستی كه شأن آفریقا، شأن آمریكای جنوبی است و این قارّه، در آینده محلّ تجمّع و خزانة كاتولیك‌ها خواهد بود.» 

او با ذكر پاره‌ای از آمار و اطّلاعات می‌نویسد: «در سال 1901م.، آغاز قرن بیستم، در كلّ آفریقا 1/1 میلیون كاتولیك وجود داشت. یعنی یك درصد جمعیّت آفریقا، امّا، امروزه ما در هر سال دو میلیون كاتولیك به عدد قبلی اضافه می‌كنیم. در حال حاضر 65 میلیون نفر یا به عبارتی 16% از جمعیّت كلّ آفریقا كاتولیك هستند و ما انتظار داریم كه تعداد آنها تا پایان قرن حاضر به یكصد میلیون نفر برسد.»

نباید فراموش كنید كه جمعیّت حدّاكثری آفریقای سیاه را، مسلمانان تشكیل می‌دادند. كلیسای كاتولیك 32 میلیارد دلار در طرح‌های تبلیغی مسیحی هزینه كرده است. همچنین آنها، انجیل را به 625  زبان و لهجة آفریقایی ترجمه كرده‌اند و حتّی برای بی‌سوادان نیز از طریق سیستم‌های صوتی، انجیل تدارك دیده‌اند.

در گزارش اكونومیست آمده بود كه، افزایش جمعیّت مسیحیان از طریق مسیحی كردن كشورهای در حال توسعه صورت می‌گیرد. در سال 1900م.، حدود 80% مسیحیان در كشورهای اروپایی و آمریكایی زندگی می‌كردند ولی، در حال حاضر، 60% مسیحیان در كشورهای در حال توسعه زندگی می‌كنند.

سخنان پاپ قبلی، یعنی آقای ژان پل دوم، كه به مناسبت سالگرد میلاد حضرت مسیح(ع) در رم و در سال 1993م. ایراد شد هر وجدان خفته‌ای را برمی‌انگیزد ، او اعلام كرد: «ای اسقف‌ها! بر دوش شما مسئولیت بزرگی قرار دارد و آن مسیحی كردن كلّ آفریقا در سال 2000م. است.»

مطابق گزارش سخنگوی واتیكان، تعداد 2340 ایستگاه رادیویی و تلویزیونی به طور شبانه‌روزی تعالیم انجیل را در مناطق مسلمان نشین آفریقا، منتشر می‌كنند؛ اگر مطّلع شوید كه كلیسا در این نقطه از جهان بر فعّالیت‌های 11000 مهد كودك اشراف كامل داشته و به جان كودكان سیاه، مسیحیت را القا می‌نماید، می‌توانید حدیث مفصّلی از این مجمل بخوانید.

اینك اگر در ازدحام روزان و شبان خیابان‌ها كمی آهسته و با تأمّل به اطراف خود بنگرید درمی‌یابید كه بیش از یكصد رادیو به صورت بیست و چهار ساعته برنامه‌های مسیحیت را به زبان فارسی و حتّی با لهجه‌های ایرانی همچون لری، اصفهانی و یزدی تبلیغ  می‌نمایند. چنانكه بیش از 2000 سایت اینترنتی هماره در كار شبهه افكنی اعتقادی میان جوانان ایرانی‌اند.

این همه كه برشمردم تنها بخش‌هایی از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری عصر ما هستند. استراتژی كلیسا در هزارة سوم كه اینك در آن دست و پا می‌زنیم مسیحی كردن ساكنان آسیاست. آیا هیچ می‌دانید كه دیگر «فلیپین» به عنوان كشوری كه حدّاكثر جمعیّت آن را مسلمانان تشكیل می‌دادند، قابل شناسایی نیست؟

متأسّفانه، پیرامون ما، بیش از یكصد رادیو، به صورت بیست و چهار ساعته برنامة مسیحیت را به زبان فارسی و حتّی با لهجه‌های ایرانی همچون لری، اصفهانی و یزدی تبلیغ می‌كنند.
به این مجموعه، توزیع میلیون‌ها لوح فشرده به زبان فارسی و انجیل را كه در میادین اصلی شهر توزیع می‌شود، اضافه كنید و مجموعه‌ای از كتب مذهبی مسیحی كه شبانه در خانه‌ها ریخته می‌شود.
در میان خیابان‌های شهر ما، مسافربرهایی را می‌توان یافت كه همچون یك كلیسای سیّار به تبلیغ و تبشیر و دعوت مشغولند و در كمین بیماران، معتادان، زنان و گروه‌های اجتماعی ضعیف و درمانده می‌نشینند تا آنان را شكار و جذب نمایند.
این از سنّت‌های ثابت و لایتغیّر خداوندی است كه هر فرد و گروهی میوة همّت، تلاش و برنامه‌ریزی دقیق خود را خواهد چید.

واقعة انقلاب اسلامی در سال 1357، به ناگهان جهان اسلام و ساكنان آسیا را به خود آورد. موج بیداری مستضعفان فراگیر شد و نوعی طلب و تشنگی ویژه را برای مقابله با استعمار، پس زدن مظاهر غرب‌زدگی و احیای سنّت‌های اسلامی در میان معاملات و مناسبات فرهنگی و مادّی باعث شد. شتاب این نهضت و قیام خون‌بار مردان این دیار به زودی ایران و ایرانیان را مبدّل به اسوة مقاومت و اسلامخواهی ساخت، امّا، ...

هیهات كه احساس امنیّت، كسب قدرت و راندن بازمانده‌های طاغوت، ما را از مأموریت اصلی و جدّی غافل ساخت. از همة آنچه برای حفاظت از حقوق مستضعفان، نشر معارف اسلامی، شكار فرصت‌ها و انجام امر تبلیغ در عهده گرفته بودیم، در همین فرصت‌ها كه جملگی حاصل مجاهدت‌های ساكنان این مرز و بوم بودند با چراغ سبز غرب، سلفی‌ها و وهابیون وابسته به دستگاه قدرت مملكت عربی سعودی به بهره‌برداری مشغول آمدند و با باز كردن چتر تبلیغی در میادین فراهم آمده و میان مردمان تشنة اسلام و آزادی، بخش بزرگی از میوه‌های درخت انقلاب اسلامی را از دست ما، از دست شیعیان و از دست حجّت حیّ خداوند ربوده و مصادره به مطلوب كردند.

آنان، برای مقابله با ایران اسلامی و مبارزه با شیعیان از همة فرصت‌ها بهره جستند و در میان صفوف مسلمانان تفرقه افكندند.

بد نیست به سرفصل‌های فعّالیت یك سالة آنها نگاهی بیندازیم تا بدانیم در كجای زمین سیر می‌كنیم:
. اعزام 2000 مبلّغ در یك سال و انجام 290000 فعّالیت تبلیغی؛
. انجام 5200000 فعّالیت تبلیغی در سال 1418ق. در عربستان؛
. برگزاری 1418 جلسه سخنرانی در «قطر»، 6000 برنامة تبلیغی در «فجیرة امارات»، 165296 مورد برنامه و فعّالیت تبلیغی در «پاكستان» در سال 1417ق.؛
. انجام 13290 فعّالیت تبلیغی و از جمله برگزاری 10800 درس علمی در مدارس، زندان‌ها و بیمارستان‌های بریتانیا؛
. ساخت صدها مسجد در«بوسنی»، فلیپین، «بلژیك»، «چچن» و از جمله سهیم شدن در ساخت 1359 مسجد در سایر نقاط جهان؛

بد نیست بدانید كه تنها تعداد 3891 دانش‌آموخته، از دانشسرای علوم اسلامی و عربی «اندونزی» فارغ‌التحصیل شده‌اند.

اجازه می‌خواهم از ذكر سایر نمونه‌ها خودداری كنم. اطّلاع از وجود قریب به 40000 سایت ضدّ شیعه پشت هر انسانی را می‌لرزاند.

به گزارش «شیعه نیوز»، در پی اجرای طرح هجرت، قریب به 4000 مبلّغ وهابی كه در مراكز آموزشی چچن آموزش دینی و چریكی دیده بودند، وارد ایران شدند. آنها برای بیست هزار پایگاه تبلیغاتی روستایی برنامه‌ریزی كرده‌اند.
جز اینها، به گزارش «آتی نیوز»، در حال حاضر سه میلیون طلبه آموزش دیده در پاكستان، حضور دارند.

وهابیون در سال 1383، یازده هزار مدرسه در افغانستان تأسیس كرده و به آموزش كودكان و نوجوانان مشغول شده‌اند.

تنوّع و تكثّر شبكه‌های تلویزیونی و سایت‌های اینترنتی كه رقم آنها به بیش از چهل هزار می‌رسد، پرده از گسترة كمّی و كیفی فعّالیت‌های تبلیغی سلفی‌ها برمی‌دارد.

وجود هزاران نسخه كتاب شبهه افكن و ضدّ شیعی این شبكه‌های اینترنتی بلافاصله ما را به همان جوانان دختر و پسری پیوند می‌دهد كه به زبان‌های فارسی، انگلیسی و اردو پیرامون حرمین شریفین در تردد و در حال تبلیغ و انذارند.
شبكة ماهواره‌ای mbc، برای مخاطبان ایرانی و ضدّیت با شیعه و تبلیغ مفاهیم طالبانی به طور مرتّب فیلم پخش می‌كند. این شبكه را سرمایه‌داری سعودی و وابسته به خاندان سلطنتی سعودی تأسیس كرده است.
سخن خود را با طرح چند سئوال پایان می‌دهم، سازمان‌های فرهنگی رسمی، حوزه‌های علمیّة «قم»، «مشهد»، «شیراز» و سایر بلاد را مخاطب خود می‌سازم و همگان را به تأمّل دربارة این سؤالات فرا می‌خوانم.

. فعّالیت‌های تبلیغی و آموزش‌های مذهبی ما بر اركان كدام استراتژی استوار است؟
. به شرط وجود استراتژی، چه تعریفی از جغرافیای فرهنگی، ارضی، تحصیلی، مخاطبان محلّی، منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای ارائه كرده‌ایم؟
. چه ارزیابی مشّخصی از تاكتیك‌ها و روش‌های تبلیغی تجربه شده به صورت رسمی در داخل و خارج كشور وجود دارد؟
. چه آماری از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری ارائه شده به صورت رسمی و غیررسمی سازمان‌ها و نهادهای حقوقی و شخصیت‌های حقیقی می‌توان ارائه كرد؟
. مبلّغان مبتنی بر كدام دیدگاه و برداشت از شرق و غرب و كدامین خاستگاه مخاطبان و مطالبات و نیازهای مردم آموزش دیده‌اند؟
. چه ارزیابی مشخّصی از فعّالیت‌های مبلّغان اعزامی و كمیّت و كیفیت آنان صورت پذیرفته است؟
. خارج از نظام آموزش طولانی حوزوی كه به تربیت مجتهدان عالی مقام می‌انجامد، چه تعدادی مركز تربیت مبلّغ برای رویارویی با شرایط حاضر و پاسخ‌گویی به شبهات و سؤالات جاری و روز تأسیس شده است؟
. چه نوع شناختی از میزان، كیفیت، پراكندگی شبهات مذهبی جاری در میان مردم داریم؟ و چه تعداد از مبلّغان ما قادر به پاسخ‌گویی به این شبهات هستند؟ در حالی كه تنها در حوزة معارف مهدوی بیش از پنج هزار سؤال و شبهه را می‌توان دسته‌بندی كرد.
. رسانه‌های مدرن مانند رادیو، تلویزیون، ماهواره و شبكه‌های اینترنتی موجود ما، چه گستره‌ای از ساكنان جهان اسلام را پوشش می‌دهند؟
. مبلّغان جوان ما از چه میزان آشنایی با ادوات روز، ادبیات روز و اطّلاعات روز برخوردارند و كدام نهاد وظیفة به روز نگه‌داشتن اطّلاعات و اخبار آنان را عهده‌دار است؟
. آیا هیچ گاه به راه‌اندازی شبكه‌های فیلم ایرانی با زیرنویس عربی و ... به صورت گسترده اندیشیده‌ایم؟
. آیا هیچ به ظرفیت موجود در میان اشخاص حقیقی و حقوقی و مردمی كه قادر به تأسیس رادیو، تلویزیون، شبكه‌های اینترنتی و ماهواره‌ای در امر تبلیغ مذهبی هستند، اندیشیده‌ایم یا همچنان میل به حفظ انحصارات ویژة رسانه‌های بزرگ در دستان خود، ما را از این ظرفیت‌ها دور نگه داشته است؟

تجربه نشان داده است كه نهادهای مردمی در امر تبلیغ و تبشیر به مراتب موفّق‌تر از سازمان‌های رسمی هستند. سازمان‌هایی كه مبتلای بیماری مزمن كارمندزدگی هستند. مگر جز این است كه امروزه موفّق‌ترین نشریات مذهبی و قوی‌ترین محصولات مكتوب و غیر مكتوب دینی، توسط ناشران و مدیران غیردولتی اداره می‌شوند؟

آن هنگام كه دشمنان شما در ابعاد جهانی علیه شما وارد نبرد می‌شوند، شما نمی‌توانید در ظرفیت شهری و محلّی خود با آنها به مقابله بپردازید. اجازه دهید در همین حد بسنده كنم.
خداوند هیچ عهد و پیمانی برای یاری و مساعدت تنبلان، كاهلان، بی‌نظمان و بی‌خبران امضا نكرده است و دشمن نیز، برای سلطه، هیچ امكان و لحظه‌ای را از دست نمی‌دهد.

و بالأخره آنكه:
قبل از فوت شدن همة فرصت‌ها باید به راه افتاد. ضرورت دارد دیدگاه خود را وسعت بخشیم و از افراط و تفریط بپرهیزیم. بی شك هیچ چوپانی راضی به از دست دادن حتّی یك بزغالة كوچك وامانده از گله نیست .
چگونه است كه گاه هفته‌ها و ماه‌های طولانی را صرف گفت‌وگو و حتّی اعتراض و تحصّن دربارة موضوعی كوچك می‌سازیم امّا در وجهی دیگر در برابر حوادثی بزرگ و وقایعی در ابعاد جهانی كه تمامیت دین و مذهب را به خطر می‌اندازد، لب فرو می‌بندیم و آن همه را ندیده می‌گیریم.

در قرون وسطا، علمای مسیحی، در حالی كه مسیحیت از ریشه دچار بحران شده بود، ساعت‌های متوالی را صرف گفت‌وگو از امكان نشست و برخاست تعداد زیادی ملك و فرشته بر سر یك سوزن می‌كردند.

اسماعیل شفیعی سروستانی
رادیو معارف 1/5/1389 


نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1389-01:09 ق.ظ

نویسنده :کاربر

آوای وحش

 



 



باز هم موسوی این پیر منافق برای خوش خدمتی اربابان غربیش پارس کرد !!!


اگر ما کاملا دین و اعتقادات را کنار بگذاریم و بعنوان یک انسان لائیک به این مسئله نگاه کنیم باز هم نتیجه خواهیم گرفتم که اینها از حیوان نیز پست تر می باشند ...شما اگر از این منظر به فتنه ?? و موضع گیریهای سران منافق فتنه نگاه کنید خواهید دید که در فرهنگ هیچ انسانی این کارهای کثیف جایی ندارد....کسانی که به اموال مردم حمله کرده و آنان را به آتش میکشند و چادر از سر زنان و دختران بر میدارند و اینهمه جنایت میکنند آیا باید آنان را آزادمرد نامید ؟در کدام فرهنگ اغتشاشات ?? قابل توجیه است ؟


چیز حسین موسوی در پیامی به زندانیان منافق و اغتشاشگر مجرم گفت :آزاد مردان! به اعتصاب خود پایان دهید!!!!!!!!!
اگر اینطوره و آزادمردی به هلهله کردن در عاشورا و شعار بر علیه ولایت فقیه و آتش زدن اموال مردم و دروغ پردازی و شایعه و کشته سازی و خوش خدمتی به اربابان آمریکایی و اروپایی و ........می باشد..


نتیجه میگیریم که از نگاه موسوی شمر و یزید بهترین آزادمردان جهانند!!!!!!!!!!!!!!


در جای دیگری این پیر منافق بیعقل و دیوانه میگوید :


((آزاد مردان زندانی! همه آزادی خواهان و حق طلبان پیام شمارا شنیدند و استواری شما را بر سر مطالبات انسانی و مشروع مشاهده کردند. درود بر شما! ایستادگی شما گواه بر آن است که می توان بدن ها را به محبس کشید، اما نمی توان بر جان آن ها چیره شد.))


آهای پیر لا یعقل : از کدام جان سخن میگویی ؟ این مجرمین فریب خورده که امواال مردم را به آتش کشیدند اگر جانی داشتند که الان اینطور مانند خود شماها درمانده و بی همه کس نمیشدند !!!!


آنانی در کارهایشان جان دارند و محبس برایشان گلستان است که هدفی والا و الهی و ارزشی داشته باشند نه شیطانی .....شماها که هدفتان حکومت سکولار و یارانتان بهاییها و غربیها و فاسدان و هوس پرستان هستند آیا از جان سخن میگویید ؟


به من بگو ببینم خودت چند روز زندانی کشیدی ؟ الان که این حرفها را میزنی با زهره خانم کاظمی در کدام ویلای شمال مشغول عشق و حال هستید ؟ کدام آزادی ؟ کدام ایستادگی ؟ اون بدبختهای فریب خورده را که پول دادید تا اغتشاش کننند الان حاضرند هر چی دارند بدهند تا آزاد شوند و دیگه هم فریب سخنان منافقانه شماها را نخواهند خورد...


میخواهم بگویم که آهای پیرحسین منافق : در کجای تاریخ جهان دیدی که سران اغتشاشگر بعنوان رهبر در بیرون در ویلاهای خود آزادانه زندگی کنند و اما چندتا بدبخت بیچاره فریب خورده در زندان باشند ؟ واقعا رو که نیست و خجالت هم اصلا در کار نیست .....


تو که در دوران انقلاب حتی یک سیلی هم نخوردی.....اگه راست میگی خودتم برو اون تو یه چند صباحی با زندانیان زندگی کن و چند سیلی بخور  تا بفهمی یک من ماست چقدر کره دارد؟


  لازم بذکر می باشد چیز حسین موسوی وزهره کاظمی یا همون رهنوردد !! در سالهای 1356 و 1357، بدون قصد تحصیل و دانشجویی، یک سال و نیم در آمریکا زندگی کرده اند. کشوری که مهد فراماسونری و سازمانهای شبه ماسونی است و از جمعیت نزدیک به 240 میلیونی آن در سال 1980، حدود 4 میلیون نفر، ‌عضو لژهای فراماسونری بوده اند.....


انصارکلیپ



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 17 مرداد 1389-03:59 ق.ظ

نویسنده :کاربر

تازه ترین اظهارات مشایی و پاسخ كیهان

 

 
اسفندیار مشایی با لحنی عصبانی تلاش كرد آلودگی های فراوان موجود در همایش ایرانیان مقیم خارج را بپوشاند.
مشایی كه چند روز پس از آغاز انتقادات روزنامه كیهان از این همایش و با لحنی كاملاً پریشان و عصبانی در جمع خبرنگاران سخن می گفت، با متهم كردن كیهان به دروغ گویی، دعوت از هوشنگ امیراحمدی به همایش ایرانیان مقیم خارج را تكذیب كرد. مشایی گفت: «اگر امیراحمدی، به این همایش دعوت شده بود حتماً در آن شركت می كرد. دعوت نامه ای كه در روزنامه كیهان منتشر شد جعل و دروغ بزرگ است. این روزنامه قبلاً هم به من اتهامی زده بود و حالا به زور می خواهد اتهام قبلی خود را تایید كند. این روزنامه تا حالا اگر جمع بزنیم حدود 30 دروغ آشكار به من نسبت داده كه البته اهمیتی ندارد و ما توجهی به آن نمی كنیم.»
مشایی ادامه داد: همه مردم می دانند من به اندازه كافی شجاع هستم. من وقتی بخواهم اثبات كنم كه بار قبل هم او را دعوت نكرده ام و حتی علیه روزنامه كیهان شكایت كرده ام آیا این بار از امیراحمدی دعوت می كنم تا شكایت خود را نقض كنم؟ مشایی با بیان این كه مسئولان كیهان بدون فكر كردن حرف می زنند افزود: اگر من قبلاً آقای امیراحمدی را دعوت كرده بودم دیگر از روزنامه كیهان شكایت نمی كردم و حال كه شكایت كرده ایم می گویم كه كیهان به من دروغ بسته است.
مشایی با بیان این كه كسی این حرف ها را از روزنامه كیهان باور نمی كند تصریح كرد: متن دعوت نامه ای كه روزنامه كیهان منتشر كرد واقعیت ندارد زیرا فرمت دعوت نامه این همایش چیز دیگری بود و این كه بخواهیم عنوانی را تایپ و متن را به عنوان دعوت نامه جا بزنیم صحیح نیست.
مشایی با بیان اینكه اگر امیراحمدی به این همایش دعوت شده بود پس چرا در جلسات آن شركت نكرد؟ گفت: من افسوس می خورم كه در كشور ما كسانی هستند كه هنوز به ظرفیت های ایرانیان عزیز ما آگاه نیستند.
اگر چه ادامه بحث با مردی چون مشایی خصوصاً بعد از اظهارات گهربارشان در تجلیل از اوباما و جایگزین كردن مكتب ایران با مكتب اسلام برای كیهان هیچ جذابیتی ندارد و همه آنها كه باید حقیقت موضوع را دریابند مدت هاست به نتیجه رسیده اند لیكن فقط از باب روشن شدن این موضوع كه «آدم وقتی عصبانی است نباید حرف بزند» چند نكته را به اطلاع خوانندگان محترم می رسانیم:
1- مشایی خود خوب می داند كه ایمیلی شبیه آنچه كیهان به عنوان دعوت نامه اولیه مشایی منتشر كرده برای تمامی میهمانان همایش قبل از ورود به ایران ارسال شده و اصل انجام چنین اقدامی مطلقاً قابل انكار نیست. چند تن از مهمانان همایش كه شدیداً از تركیب دعوت شدگان و اقدامات ضد اخلاقی صورت گرفته از جانب آنها در مدت حضور در ایران گله مند بوده اند و آن را «باور نكردنی»توصیف می كردند ایمیل های دریافتی خود را در اختیار كیهان گذاشته اند. مهم تر از این، IP كامپیوترهایی در تهران كه این ایمیل ها از آن ارسال شده موجود است و یك مقایسه ساده نشان می دهد ایمیل ارسالی به امیراحمدی از همان كامپیوترهایی است كه بقیه ایمیل ها از آن ارسال شده است.
2- آقای مشایی در حین افشای دروغ های كیهان- بدون تردید سهواً(!!)- یك موضوع ساده را فراموش كرده اند و آن هم این است كه كیهان از شكایت قبلی وی در مورد باز كردن راه ورود هوشنگ امیراحمدی به كشور تبرئه شد و در حالی كه وی قبلاً اعلام كرده بود مسلمانی خود را در گرو این موضوع می گذارد و گفته بود اگر كیهان را محكوم نكنم مسلمان نیستم!! و البته همان هنگام نیز نظر كیهان این بود كه ایشان نباید مسلمانی خود را در گرو محكومیت كیهان بگذارد!
3- درباره حضور امیراحمدی در تهران هم اگر ضرورت پیدا كند كیهان اطلاعات جزئی ارائه خواهد كرد كه وی چگونه صبح روز اول همایش جلوی درب هتل استقلال حضور داشت و در حالی كه بقیه میهمانان با اتوبوس به محل همایش منتقل شدند، یك زانتیای مشكی به سراغ او آمد و... چیزهایی هم می توان گفت درباره شركای تجاری آقای امیراحمدی در كیش و خواندنی است اظهاراتی كه خود او در این باره داشته و... كه فعلاً بماند تا بعد.
4- مهم ترین نكته اما این است كه مشایی اصرار دارد خطاها و مشكلات عجیب و غریب همایش ایرانیان را در موضوع خاص هوشنگ امیراحمدی خلاصه كند در حالی كه حقیقت مسئله بسیار فراتر از اینهاست. كیهان در این زمینه چند درخواست ساده از آقای مشایی دارد كه اگر اجابت شود بسیاری چیزها روشن خواهد شد.
اولاً خوب است آقای مشایی لیست كامل میهمانان همایش را منتشر كند تا مردم خود قضاوت كنند كه خانم پ- س همسر یك بهایی شناخته شده، آقای ر-د متهم به جاسوسی یا فلان مقام مسئول رژیم پهلوی و... در میان آنها چه می كرده اند؟ ثانیاً آقای مشایی خوب است توضیحی در این باره بدهد كه چگونه به وزارت اطلاعات و بقیه نهادهای مسئول اجازه نداد حتی گذرنامه این افراد را كه پس از 30سال به ایران می آمدند نگاه كند؟! ثالثاً آقای مشایی این را هم خوب است به مردم بفرمایند كه كل هزینه این مراسم- كه ظاهراً جز دو سخنرانی ایشان هدف دیگری نداشته- چقدر بوده است؟ فقط یك عدد به مردم بگویند، چیز دیگری لازم نیست! و رابعاً این هم موضوع مهمی است كه اعلام شود افرادی كه در همایش دو سال قبل به ایران آمدند و به طور میلیاردی از آنها پذیرایی شد، چند دلار در ایران سرمایه گذاری كردند، چقدر از ایران در جامعه جهانی دفاع نمودند و تا چه حد چهره ایران را بهبود بخشیدند؟!
5- فقط برای احترام به وقت خوانندگان ادامه این بحث و خصوصاً پرداختن به این نكته را كه اساساً تیم منحرف اسفندیار مشایی نهایتاً در پی چه اهدافی است را به زمانی دیگر وا می نهیم.

 

نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 17 مرداد 1389-03:54 ق.ظ

نویسنده :کاربر

آقای مشایی ! باز هم انكار می كنید ؟! اسناد جدید در كیهان امروز


آقای مشایی ! باز هم انكار می كنید ؟!
اسناد جدید در كیهان امروز

در پی انتشار متن دعوتنامه شورای عالی ایرانیان مقیم خارج كشور از هوشنگ امیراحمدی برای شركت در دومین همایش این شورا كه نشان می داد ادعای آقای مشایی مبنی بر این كه نامبرده به همایش دعوت نشده كذب محض است، روابط عمومی شورای یاد شده جوابیه ای برای كیهان ارسال كرده و كوشیده است دعوت از عنصر ضد انقلاب یاد شده را انكار كند، متن كامل جوابیه شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از كشور و توضیحات كیهان از نظرتان می گذرد.
جناب آقای حسین شریعتمداری
مدیرمسئول محترم روزنامه كیهان
با سلام
با عنایت به مطلب مندرج در آن روزنامه به تاریخ 14/5/89 با عنوان «مشایی: امیراحمدی را دعوت نكرده ایم، متن دعوت نامه در كیهان امروز»، مستند به تصویر یك سند جعلی، بدینوسیله پاسخ مربوط ایفاد می گردد. شایسته است برای تنویر افكار عمومی و حسب قانون مطبوعات، نسبت به چاپ در نخستین شماره آن روزنامه دستور اقدام فرمایند:
1- كلیه مدعوین محترم همایش بزرگ ایرانیان خارج از كشور كارت دعوت (تصویر پیوست1) راكه با امضای دبیركل محترم شورای عالی امور ایرانیان خارج از كشور و رئیس همایش صادر شده است دریافت نموده اند، بنابراین هرگونه دعوتنامه دیگری برای شركت در این همایش سندیت ندارد. ضمن آنكه میهمانان محترم كارت رسمی و تأیید شده حضور در همایش را نیز اخذ نموده اند (تصویر پیوست2)، لذا براساس قاعده فقهی «البینه علی المدعی» ارایه اسناد مربوطه برای اثبات مدعای آن روزنامه و صحت سند منتشره ضرورت دارد.
2- حضور نامبرده در هتل استقلال براساس اقدام شخصی بوده است كه در این خصوص توجه مخاطبان محترم را به نامه شماره 2601/101 مورخ 14/5/89 مدیریت محترم هتل مزبور (تصویر پیوست3) در پاسخ به استعلام این شورا جلب می نماید. ضمن آنكه در فهرست اعلام شده به هتل استقلال جهت رزرو اتاق میهمانان همایش نامی از شخص مورد نظر وجود ندارد.
3- كلیه برنامه های همایش، اعم از افتتاحیه، سخنرانی ها، پنل های تخصصی، اختتامیه و... با پوشش تصویری مدعوین و حضار محترم، همراه بوده و اسناد صوتی- تصویری آنها موجود است كه در روز پایان همایش در یك لوح فشرده به حاضران تقدیم شده است. این اسناد، مدعای آن روزنامه را در خصوص حضور فرد موصوف در همایش مردود می داند. چنانچه آن روزنامه محترم سند دیگری در اثبات مدعای خود در اختیار دارد، در اسرع وقت نسبت به انتشار آن مبادرت ورزد.
4- مخاطبان محترم در قبال ادعای حضور فرد مورد نظر در همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج از كشور كه با قید «قابل انكار نبودن» بدان اشاره شده، به طور منطقی خواهان ارایه اسناد در این خصوص هستند كه با عنایت به قطعیت عدم شركت نامبرده در این همایش، ادعای روزنامه كیهان كذب محض است. در همین راستا ارایه اسناد مربوطه برای تنویر افكار عمومی از سوی آن روزنامه موكداً مورد تقاضاست.
در پایان ضمن یادآوری اهمیت و نتایج پربار و غیرقابل انكار همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج از كشور در تامین منافع ملی، رعایت اخلاق اسلامی و حرفه ای در انتشار مطالبی از این دست كه از مصادیق بارز نشر اكاذیب منجر به تشویش اذهان عمومی است، توصیه می شود.
حسن بوشهریان
سرپرست اداره كل روابط عمومی
كیهان: اگر چه اصرار آقای مشایی بر تكرار یك دروغ بزرگ سؤال برانگیز است و البته با اسنادی كه در اختیار داریم، نگرانی ایشان برای ما قابل درك است ولی باید از ارسال جوابیه شورای عالی امور ایرانیان خارج از كشور - بخوانید آقای مشایی- تشكر كنیم چرا كه این جوابیه فرصتی برای بازگو كردن برخی دیگر از ابعاد ماجرا در اختیارمان می گذارد و امیدواریم چنانچه همتی در میان مسئولان و مراكز مربوطه وجود داشته باشد- كه به یقین وجود دارد- از تكرار موارد مشابه جلوگیری شود.
و اما درباره جوابیه شورای یاد شده اگر چه گفتنی های بسیاری هست ولی تنها به چند نمونه از آن بسیارها اشاره می كنیم؛
1- ادعا كرده اند سند دعوت از هوشنگ امیراحمدی كه در كیهان منتشر شده است، «جعلی»! است و توضیح نداده اند كه چرا؟! این سند متن دقیق و بی كم و كاست «ایمیل» شورای ایرانیان خارج از كشور است كه خطاب به هوشنگ امیراحمدی ارسال شده و از وی برای شركت در دومین همایش ایرانیان خارج از كشور دعوت به عمل آمده است. در جوابیه نوشته اند «كلیه مدعوین محترم همایش بزرگ ایرانیان خارج از كشور كارت دعوت را كه با امضای دبیركل محترم شورا و رئیس همایش صادر شده است دریافت نموده اند» كه در آن تردیدی نیست ولی آقایان عمداً توضیح نداده اند كه كارت مورد اشاره در تهران به شركت كنندگان داده می شود و تمامی آنها ابتدا از طریق «ایمیل» به همایش دعوت می شوند و بعد از انجام امور مقدماتی نظیر تهیه بلیط، رزرو هتل، تعیین تاریخ پرواز و... وارد كشور شده و به محض ورود كارت شركت در همایش را دریافت می كنند. و سند منتشر شده در كیهان نشان می دهد كه «ایمیل» مورد اشاره برای هوشنگ امیراحمدی نیز ارسال شده است. گفتنی است كه سایر دعوت شدگان نیز ابتدا ایمیلی دقیقا با همان متن را دریافت كرده اند و سپس مقدمات ورود آنها انجام پذیرفته است. بنابراین آقای مشایی چگونه ایمیل یاد شده را جعلی! می نامد و مسیر مورد اشاره برای دعوت از میهمانان همایش را دروغ!! معرفی می كند؟!
2- تعداد دیگری از میهمانان دعوت شده نیز كه نسبت به هویت ضد انقلابی شماری از دعوت شدگان و مواردی از فساد پیرامونی همایش اعتراض جدی داشته اند، ایمیل های دعوت خود را در اختیار كیهان قرار داده اند و نكته درخور توجه كه تیم آقای مشایی از آن غفلت كرده اند این كه «IP» همه ایمیل ها یكسان است و نشان می دهد از یك سیستم كامپیوتری واحد برای میهمانان ارسال شده است.
3- در جوابیه با بهره گیری ناشیانه از قاعده فقهی «البینه علی المدعی» یعنی ارائه دلیل برعهده ادعاكننده است، از كیهان خواسته اند برای اثبات ادعای خود دلیل و سند ارائه كند كه باید گفت؛ كیهان متن سند خود- یعنی ایمیل دعوت از امیراحمدی- را ارائه كرده و اسناد دیگری نیز در همین آورده است و مطابق قاعده فقهی یاد شده، آقای مشایی كه ادعا می كند این سند جعلی است باید برای ادعای خود دلیل و سند ارائه كند. به بیان دیگر كیهان سند ارائه می كند و آقای مشایی فقط به حرف خود استناد می كند!
ما در این زمینه به آقای مشایی كمك می كنیم و راه كار نشان می دهیم. ایشان برای اثبات ادعای خود مبنی بر جعلی بودن سند كیهان می تواند- البته اگر جرأت داشته باشد- متن چند ایمیل دیگر كه برای سایر دعوت شدگان ارسال كرده است را منتشر كند تا مردم با مقایسه آن ایمیل ها و ایمیل منتشر شده در كیهان دروغگو را بشناسند.
خوانندگان عزیز نگران نباشند كه مبادا شورای یاد شده ایمیل های جعلی منتشر كند، چرا كه كیهان متن چند ایمیل دیگر را در اختیار دارد و جعل احتمالی ایمیل از جانب آنها شبیه جعل اسكناس 32 تومانی خواهد بود! كه به آسانی قابل تشخیص است.
4- اگر آقای مشایی هنوز هم اصرار دارد كه از هوشنگ امیراحمدی دعوت نكرده است می تواند به «ایمیل» زیر كه امیراحمدی در همان روز دعوت از وی برای مسئولان همایش ارسال نموده و در آن ثبت نام خود را تایید كرده است توجه كند؛
«ضمن سلام و تشكر از پذیرش درخواست بنده برای شركت در همایش بزرگ ایرانیان خارج از كشور، اطلاعات داده شده در فرم ثبت نام صحیح می باشد. اینجانب بلیط خود را شخصا خریداری نموده ام و اطلاعات آن را هم به پیوست این ایمیل دوباره می فرستم. برابر مقررات شما هزینه بلیط را در ایران دریافت خواهم كرد.
ارادتمند
هوشنگ امیراحمدی»
5- و اما، علاوه بر موارد یاد شده، تصویر «فرم ثبت نام متقاضیان شركت در همایش» كه هوشنگ امیراحمدی بعد از دریافت ایمیل دعوتنامه، آن را پر كرده و برای مسئولان همایش ارسال كرده است نیز در دست است كه كلیشه آن را در همین صفحه ملاحظه می فرمائید. نام، مشخصات، عكس، شماره پرواز، شركت هواپیمایی، تاریخ و ساعت ورود به فرودگاه امام خمینی و....
اكنون باید از آقای مشایی پرسید؛ باز هم دعوت از این عنصر ضد انقلاب را انكار می فرمائید؟!
6- ادعا كرده اند كه برای هوشنگ امیراحمدی در هتل استقلال یعنی محل اسكان میهمانان جا رزرو نشده است! كه باید گفت؛ ایشان در هتل استقلال ساكن بوده و بعد از انتشار یادداشت كیهان با عنوان «آنجا چه خبر است؟!» كه روز دوشنبه 11 مرداد ماه، همزمان با آغاز همایش منتشر شده بود، از ایشان خواسته می شود در همایش آفتابی نشود كه البته می شود و پس از این توصیه با عصبانیت اعلام می كند اگر دعوت از وی را انكار كنند، متن دعوتنامه را منتشر خواهد كرد. وی با خبرنگار یكی از خبرگزاری ها در لابی هتل استقلال مصاحبه می كند كه ضبط و دوربین خبرنگار مصاحبه كننده را توقیف می كنند. ولی مصاحبه دیگری از سوی یك خبرنگار دیگر انجام شده كه متن آن موجود است و البته كیهان با توجه به اسناد غیرقابل انكاری كه در اختیار دارد از استناد به این مصاحبه بی نیاز است.
ضمناً گفتنی است كه هوشنگ امیراحمدی در ضیافت باشگاه وزارت امور خارجه كشورمان كه به افتخار ایرانیان دعوت شده برپا شده بود، حضور داشته است و...
7- آقای مشایی نمی تواند دعوت از هوشنگ امیراحمدی را انكار كند و نهایتاً این كه می تواند اعتراف كند كه بعد از دعوت وی به این نتیجه رسیده است كه حضور آشكار او در همایش با توجه به هویت شناخته شده نامبرده می تواند برخی از اهداف این همایش را زیر سوال ببرد و به این علت دعوت علنی از وی را پس گرفته و به حضور غیرعلنی وی بسنده كرده اند. این نكته اگرچه از ناپسندی و زشتی دعوت وی نمی كاهد ولی دستكم نشان می دهد كه دست اندركاران همایش هنوز برای روح بلند مردم ایران اندك احترامی قائل هستند. اما چرا چنین نمی كنند؟! شاید به این علت كه ماجرای همایش و برخی از موارد سوال برانگیز آن منحصر به دعوت از هوشنگ امیراحمدی نیست ... بخوانید.
8- در این همایش از برخی چهره های ایرانی و خارجی كه مرتكب جرایم قابل پیگیری قضایی شده و به محض ورود بایستی بازداشت و تحت پیگرد قرار می گرفتند نیز دعوت شده است كه معلوم نیست مراكز اطلاعاتی و امنیتی كشور چگونه و با كدام توصیه احتمالی از انجام وظیفه قانونی خود درباره آنها سر باز زده اند؟!
در این باره اگرچه گفتنی هایی هست ولی فقط به عنوان مثال باید پرسید، چرا از آقای «وحید-گ» كه در سال 88 تظاهرات عوامل ضد انقلاب در مقابل سفارت ایران در استرالیا را به حمایت از سران فتنه سازماندهی كرده بود برای شركت در همایش دعوت شده و یا «محمد-پ»، «عباس-ع» و... با چه انگیزه ای دعوت شده اند؟! و...
9- سوال اساسی تر آن كه چرا باید در شرایط كنونی با هزینه نجومی و هنگفتی بالغ بر 80 میلیارد ایرانیان خارج از كشور را برای شنیدن سخنان شرك آلود آقای مشایی گردهم آورد؟! و این اظهارات شرم آور و ضد انقلابی را در پوشش دیدگاه جمهوری اسلامی ایران به خورد آنان داد؟! چه كسی به آقای مشایی اجازه داده است كه 80 و چند میلیارد پول بی زبان بیت المال را از حلقوم محرومان و مستضعفان بیرون بكشد و برای سخنان آمریكا و اسرائیل پسند خود مستمع جمع كند؟! راستی! وزارت اطلاعات، وزارت امور خارجه، دستگاه قضایی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مخصوصا شخص ریاست محترم جمهوری چه پاسخی برای این پلشتی آشكار دارند؟!
درباره سخنرانی آقای مشایی در همایش یاد شده گفتنی های جداگانه ای هست كه به آن خواهیم پرداخت ولی فقط در این اظهارنظرها دقت كنید؛
«از مكتب اسلام دریافت های متنوعی وجود دارد و من بر مكتب ایران اصرار دارم»! آیا این، همان دیدگاهی نیست كه طی 32 سال گذشته آمریكا و اسرائیل برای قبولاندن آن همه توان خود را به كار گرفته اند؟ تقابل ایران و اسلام!، دست كشیدن از اسلام در پوشش رویكرد به مكتب ایران! اساسا چرا نفی اسلام؟! و عجیب آن كه در قالب ایران دوستی مطرح می شود!
و یا این كه «اندیشه آقای احمدی نژاد حذف رژیم صهیونیستی از نقشه جغرافیایی نیست، بلكه ما معتقدیم آمدن اسرائیل مبنا ندارد، این رژیم زوركی آمده و موقت است»... آیا این دقیقا همان شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»! نیست؟! یعنی اسرائیل خودش رفتنی است و نباید در پی مقابله با آن بود! صهیونیست ها مگر چه می خواهند؟! آیا آقای احمدی نژاد با محو اسرائیل كه دیدگاه قطعی امام راحل(ره) است مخالفند؟! به یقین پاسخ منفی است. پس ادعای آقای مشایی چیست؟!
10- و بالاخره؛ آقای مشایی اصرار دارد كه خود را ترجمان آقای احمدی نژاد معرفی كند و با این ترفند انتقاد و اعتراض به خود را نشانه مخالفت با ریاست محترم جمهوری قلمداد كند! ایشان بارها این ترفند را به كار گرفته و از جمله انتقادات كیهان به خود را نشانه مخالفت با ریاست محترم جمهوری جا زده است و حال آن كه كیهان بیشترین حمایت ها را به حق از آقای دكتر احمدی نژاد داشته است و در بسیاری از موارد كه رسانه های وابسته به دولت از حمایت ایشان دریغ كرده اند یك تنه به مقابله با بدخواهان و حمایت از دولت شتافته است و البته، انتقادها را نیز در جای خود مطرح كرده است. سران و عوامل فتنه از این ترفند باخبرند ولی دوستان خودی باید به این نكته توجه داشته باشند و فریب این ترفندها را كه برای بدنام كردن رئیس جمهور تدارك شده است، نخورند.



نظرات() 

تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-11:39 ق.ظ

نویسنده :کاربر

عنصر غیر قابل هضم دولت


مشایی: مکتب ایران باید به جای مکتب اسلام تبلیغ شود
این جمله ایست که رئیس دفتر رئیس جمهور در همایش ایرانیان مقیم خارج بر زبان آورد. این دومین جمله ی حیرت آور بعد اعلام دوستی ما با مردم اسرائیل است که از این نابغه و متفکر بزرگ قرن می شنویم! جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از کشور، جملاتی عجیب رو بیان کرده که من به نقل از کیهان (پنج شنبه 14 مرداد) براتون می نویسم:
«در برخی جاها انسان برای خدا نفی می شود که به نظر من این انحراف است و در مکتب ایران وجود دارد چرا که در مکتب ایران انسان برای خدا هضم نمی شود» 
زیاد فکر نکنید چون ما بی سوادتر از آن هستیم که قادر به درک این جمله ی فیلسوفانه باشیم...! اما شاهکار دیگر این عالم دهر این است که عنصری ضدانقلاب و اسلام را جهت شرکت در همایش مذکور با احترام فراوان آن هم به خرج من و شما دعوت کرده اند. حال این سئوال مطرح است که علت دعوت هوشنگ امیر احمدی که بخشی از سوابق آن رابطه وی با سیا و اهانت های مکرر او به اسلام، انقلاب و امام و تبلیغات گسترده بر علیه جمهوری اسلامی می باشد چه بوده؟
از آن مهمتر حالا ما مسلمانیتان را باور کنیم یا وطن پرستیتان را؟ (حکایت همان قسمو ، خروس و دم)
در پایان سجده شکری بر ما واجب است که امام حکیم و با بصیرتمان، ما را از داشتن چنین معاون اولی محروم کرد...



نظرات() 

تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-11:35 ق.ظ

نویسنده :کاربر

قرآن

امام خامنه ای




نظرات() 

تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-11:29 ق.ظ

نویسنده :کاربر

فواید حضور شیخ بی سواد در فضا

 

 
چند وقت پیش یعنی حدود سه هفته پیش رئیس جمهور در جمعی گفت: ما تا سال ۹۸ می توانیم برای نخستین بار یک ایرانی را وارد سفینه کنیم و بفرستیمش فضا. در جمعی دیگر اما رئیس جمهور ۲ سال وعده خود را جلو انداخت و گفت: سال ۹۶ این اتفاق می افتد. حالا که این سفر دارد همین طور جلو می افتد حکما به عمر شیخ بی سواد قد می دهد و شیخ می تواند دل خودش را خوش کند که قبل از اجرای حکم، می تواند یک تک پا مسافرتی هم به فضا داشته باشد. اما براستی رفتن شیخ بی سواد به فضا چه فوایدی می تواند داشته باشد؟ نگاه که می کنی، می بینی همچین هم بی فایده نیست؛
۱- از آنجایی که مهندس معمولا روزی چند بار به فضا می رود، شیخ هم می تواند با حضور در سفینه فضایی و مهاجرت از دیار فانی به دیار خلاء، خودی نشان دهد. گفتنی است؛ شاپور بختیار هم در رفتن به فضا ید طولایی داشت. بالاخره ۲ جور می توان به فضا رفت؛ یکی با سفینه فضایی و به خارج از جو، و دیگری با منقل و به داخل هپروت!
۲- از آنجایی که کابین سفینه به وسیله دوربینهای مداربسته با “مرکز کنترل” سازمان فضایی کشور در ارتباط لحظه به لحظه است، شیخ نمی تواند ادعا کند که دور از چشم ساکنین کره زمین، کسی آنهم در فضا به وی تعرض کرده است. لازم به ذکر است صحت کار این دوربینها همواره چک می شود. قابل توجه آدم فضایی ها که اگر دیدند شیخ بی سواد به ایشان تهمت تجاوز زد می توانند خواهان بازبینی فیلمهایی موجود شوند.
۳- شیخ می تواند با حضور در فضا جریان اصلاحات را از موضع بالاتر رهبری کند و از همان بالا عملکرد فرقه سبز را مد نظر قرار دهد.
۴- حال سئوال اینجاست که اگر در طول مسافرت به فضا برای شیخ مشکلی پیش آمد، وی چگونه می تواند بر مشکلات خود فائق بیاید. فرض کنیم الان شیخ در سفینه فضایی است و برای او مشکلی پیش آمده؛
کابین سفینه: مرکز کنترل! رهبر اصلاحات با شما سخن می گوید.
مرکز کنترل: به گوشم.
شیخ بی سواد: می خواهم یک بیانیه بدهم. به شما که عرض می کنم؛ کدام دکمه را فشار دهم.
مرکز کنترل: نمی خواهد دکمه ای را فشار بدهی، فقط بلند بگو؛ “جیمبو”.
شیخ بی سواد: جیمبو.
مرکز کنترل: حالا بگو: جییییییییییمبو.
شیخ بی سواد: جییییییییییمبو. من کلا چند دقیقه وقت دارم؟
۵- پیشنهاد می شود سازمان فضایی ایران با کشیدن یک سیم به شبکه مستند تلوزیون و پخش زنده و لحظه به لحظه حضور اولین فضانورد ایرانی در فضا زمینه شادی و سرور ملت را فراهم نماید. ابتدا و برای جلوگیری از کدورتهای بعدی سازمان فضایی و صدا و سیما باید درباره حق پخش این مستند به یک تفاهم فی مابین برسند. البته در مورد تعرفه های آگهی برای این برنامه باید نکات زیر را مد نظر قرار دارد:
•  آگهی ها باید متناسب با شان برنامه باشد. مثلا تبلیغ “پوشک بزرگسالان” بعد از صدور بیانیه های شیخ بی سواد به منزله اهانت به لوح و قلم و مقام استاد تلقی می شود. نیز پخش آگهی “فلاش تانک ایران” بعد از بیانیه های شیخ، به معنای سیفون کشیدن بر مقام شامخ کتابت می باشد.
•  پیامهای بازرگانی بهتر است قبل و بعد از پخش برنامه باشد. پیامهای میان برنامه، ممکن است رشته افکار بیننده را پاره کند.
۶- جدای از همه این موارد با حضور شیخ در فضا مصرف تخمه مردم بالا رفته، این کار کمک می کند به توسعه صنعت خشکبار کشور. ضمنا ستون روزخند روزنامه با رفتن شیخ بی سواد به فضا، دست بر قضا “بیمه شیخ” می شود.


قطعه26


نظرات() 

تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-11:26 ق.ظ

نویسنده :کاربر

مکتب ما "خامنه ای "است

چرا ما از فلانی بدمان می آید؟ سینه ما پر از مهر ولایت است و دل ما لبریز از خامنه ای. برای شناخت یار از اغیار نیازی به اخبار نیست؛ خدا به دل ما می اندازد که از چه کسی خوشمان بیاید و از چه کسی نه. دل به دل راه دارد؛ گمراه است دلی که به دل ماه راه ندارد. ما می دانیم فرق سینه های پر از سکینه را با سینه های پر از کینه را. ما با یک نگاه به چشم حضرت ماه، همه دوستان و دشمنانش را می خوانیم. ما کاری با “خبر” نداریم؛ از دل خود خبر داریم. دل ما راست می گوید که فلانی بد است. دلی که سرشار از عطر مولاست، خب طبیعی است اگر مهر و محبتی به بددلان نداشته باشد. ما را نه با “مکتب ایران” کاری است، نه با “مکتب اسلام”. ایران و اسلام و قرآن سیاسی و قانون اساسی ما فقط و فقط متجلی در “مکتب ولایت” است. ما برای خامنه ای تب نمی کنیم، می میریم. مکتب ما خامنه ای است. الکی برای خود مکتب خانه راه نیاندازید. ما مسجد ضرار داریم، عیبی ندارد؛ بگذار “مکتب ضرار” هم داشته باشیم. تا وقتی مکتب ما “علی” است، هیچ ضرری، خطری برای ما ندارد. آب در هاون نکوبید، فقط کم آوردید سوت بزنید!


قطعه26


نظرات() 

تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-11:21 ق.ظ

نویسنده :کاربر

باز هم سوتی مشایی!

دانلود کلیپ سخنرانی داغ و آتشین آیت الله علم الهدی در رابطه با حرف مشایی در مورد مکتب ایرانی
در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ – مشهد مقدس
حتما دانلود کنید (بسیار ویژه)

کلیپ صوتی با فرمت mp3 , با حجم ۱٫۲۰ مگابایت

لینک دانلود کلیپ سخنرانی

منبع : پایگاه دانلود اسلامیآیت الله علم الهدی “نقد مشایی و مکتب ایرانی؟!!”



نظرات() 

تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-01:00 ق.ظ

نویسنده :کاربر

ولایت فقیه

برخی اوقات بر سر دوراهی قرار میگیریم و نمیدونیم کدام درست است تا انجامش دهیم و دوست داریم راه درست را انتخاب کنیم تا دچار اشتباه نشویم و کلی وقت میذاریم، اما تشخیص درست از نادرست گاهی سخت  میشود .

متاسفانه برخی اوقات  مسیر را اشتباهی طی میکنیم و برای این کار اشتباه دلایل مختلفی بیان میکنیم که به قول ابن سینا: برای هر کار اشتباهی اگر هزار دلیل بیاوری میشود هزار و یک اشتباه.

به نظر من در فتنه های اخیر نیز بسیاری از افراد دچار سردرگمی شده و بر سر یک دو راهی قرار گرفتند که انتخاب را برایشان دشوار مینمود . در هر دو طرف افرادی وجود داشتند که  به شخص مورد نظر رای دادند و بعد پشیمان شدند . ( البته در این مورد تعداد افرادی که به آقای موسوی رای دادند و از کار خود پشیمان شدند بسیار بیشتر از طرف مقابل بود )

جالب اینجاست در فتنه اخیر بیشتر بحث روی ارزشها بود و هر دو طرف خودشان را بر حق وارزشی میدانستند و این امر با توجه به سوابق و حال دو طرف اصلی ماجرا ، انتخاب را برای بسیاری از افراد مشکل کرده بود .

بنده با توجه به فرمایشات امام خمینی ( ره ) دو شاخص  بسیار مهم و شفاف برای تشخیص حق از باطل در فتنه اخیر بیان میکنم :

مهمترین شاخص این است : کاری که انجام میدهیم چقدر در بین دشمنان اسلام و ایران باعث خوشحالی یا تنفرخواهد شد .

مثال اینکه اگر در  مسیری حرکت کردیم که مورد حمایت صهیونیستهای جنایتکار و دست نشانده های آنان بود ، بدانیم راه اشتباه است.اگر در مسیری برویم که صهیونیستها دوست نداشته باشند سر به تنمان باشد و به خون ما تشنه باشند یعنی مسیر دست است.

http://masjedqoba.persiangig.com/image/yaranesabz.jpg


سوال اینجاست !

چرا از خودمان نمیپرسیم: چرا امریکا و اسرائیل و غربی ها و وهابی ها و منحرفین و منافقین و تروریستها هم از جنبش سبز حمایت میکنند؟

 آیا منافع مشترکی میبینند؟ آیا به اهداف مشترکی رسیدند ؟

مگر میشود بدون دلیل این کشورهای مادی گرا و فاسد از یک گروه خاص حمایت کنند؟

پشت چهار راهی که چراغش قرمز است قرار داریم . چراغ سبز شد و میخواهیم حرکت کنیم که پلیس دستور توقف می دهد .دراین هنگام کار سخت می شود و ناراحت میشویم و در حال غر زدن هستیم  چرا چراغ سبز شده و ما نباید بریم و نمیدانیم که پلیس با دلیل و چشم بصیرتی بالا این دستور را داده است.

حالا اگر توجه نکنیم و حرکت کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟تصادف؟ ترافیک و غیره

در نظام جهموری اسلامی ولایت فقیه است که حکم پلیس را دارد و با چشم بصیرت بالای خود در حال هدایت جامعه اسلامی می باشد که سرپیچی و گوش به فرمان نبودن باعث ضرر امت اسلامی خواهد شد.

بهترین جمله در این خصوص می توان جمله امام خمینی را بکارگفت :پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد.

درسهای فراوانی در این خصوص در تاریخ است که بهترین مثال نادیده گرفتن سخنان امیرالمومنین (ع)در مقابل قرآنهای روی نیزه عمر و عاص و معاویه میباشد که همچنان تاریخ از این اشتباه و سرپیچی درحال سوختن و تاوان است .

در فتنه اخیر دشمن و منافقین ولایت فقیه چنان آماج حملات مختلف قرار دادند و هر کسی و هر مقامی توانایی مقابله با آن را نداشت مگر ولایت فقیه شجاع و با تقوایی مانند امام خامنه ای که توانست کشتی انقلاب را از فضای آلوده فتنه با سربلندی هدایت کنند و برخی منافقین جدید مانند منافقین دوره امام خمینی از این کشتی خارج گردیدند.

http://haji68.persiangig.com/image/emam1.jpg

نکته آخر و مهم آنکه گوش به فرمان ولایت بودن درسی است برای ظهور آقاامام زمان (عج) و امتحانی است که آیا ما با ظهور ایشان توانایی اجرایی مطلق اوامر ایشان را داریم یا خیر؟



نظرات() 

تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-12:46 ق.ظ

نویسنده :کاربر

مستند علائم ظهور

 

 

 

قسمت اول :

مستقیم   و   غیر مستقیم

قسمت دوم :

مستقیم   و   غیر مستقیم

قسمت سوم :

مستقیم   و   غیر مستقیم

قسمت چهارم :

مستقیم   و   غیر مستقیم

قسمت پنجم :

مستقیم   و   غیر مستقیم

دوستان به دلیل اهمیت این کلیپ ها از کاربرانی که وبلاگ و یا وبسایت دارند تقاضا می شود این کلیپ ها را در وبشون قرار دهند.



نظرات() 

تاریخ:جمعه 15 مرداد 1389-07:05 ب.ظ

نویسنده :کاربر

انتقاد آیت‌الله خاتمی از مواضع یك مسئول دولتی و پاسخ به رجزخوانی آمریكا

 
انتقاد آیت‌الله خاتمی از مواضع یك مسئول دولتی و پاسخ به رجزخوانی آمریكا

  امام جمعه موقت تهران با اشاره تلویحی به سخنان یك مقام مسئول دولتی، قرار دادن مكتب ایران مقابل مكتب اسلام را ملی‌گرایی شرك‌آلود نامید و در ادامه خطبه‌های خود تأكید كرد كه آمریكا در زمینه رویارویی نظامی با ایران هیچ غلطی نمی‌تواند بكند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، آیت‌الله سیداحمد خاتمی خطیب موقت نماز جمعه تهران طی سخنانی در خطبه دوم، از ویژگی‌های برتر نظام جمهوری اسلامی را اسلامیت نظام دانست و اظهار داشت: این اسلامیت نظام بود كه سرانجام منجر به نظام اسلامی شد، این مسئله خیلی مهم است و به تعبیر امام راحل نهضت ما اسلامی است قبل از آنكه ایرانی باشد.

* قرار دادن مكتب ایران مقابل مكتب اسلام ملی‌گرایی شرك‌آلود است

وی در ادامه با بیان اینكه اصلاً ایران با اسلام هویت خود را پیدا كرد، گفت: متقابلاً هم اسلام خدمتی بزرگ به ایران كرد؛ خدمات متقابل اسلام و ایران شهید مطهری برای اثبات این واقعیت و این ارتباط متقابل است. در ابتدای انقلاب یكی از سیاسیون گفته بود كه فرق ما با امام(ره) این است كه امام(ره) ایران را برای اسلام می‌خواهد و ما اسلام را برای ایران. این سخن همان ملی‌گرایی شرك‌آلود است كه امام(ره) آن را نهی می‌كرد و می‌فرمود ملی‌گرایی خلاف اسلام است و خلاف دستور خداست و بر خلاف قرآن مجید است. ایرانی كه بخواهد در برابر اسلام قرار گیرد، ملی‌گرایی شرك‌آلود است.
خطیب موقت نماز جمعه تهران همچنین با تأكید بر اینكه روشن است كه وطن‌دوستی غیر از ملی‌گرایی است، یادآور شد: ملی‌گرایی به این مفهوم كه انسان اسلام را در مقابل ایران قرار دهد و بگوید كه اسلام مكتب‌های مختلف دارد و یك مكتب ایرانی دارد. این با وطن‌دوستی متفاوت است وطن دوستی قابل قبول است و در متن اسلام هم آن را نشانه ایمان دانسته‌اند. اما مكتب ایران در برابر مكتب اسلام همان ملی‌گرایی شرك‌آلود است كه امت مسلمان ما هرگز نپذیرفته و نخواهد پذیرفت.
وی ادامه داد: ما دلداده اسلام و ایران اسلامی هستیم ما همه چیزمان اسلام است، مقصد ما مكتب ماست؛ بنابراین زمزمه‌های این‌چنینی تبار آن‌چنانی دارد كه اول انقلاب یكی از سیاسیون می‌گفت و سرانجامش هم جمهوری ایرانی است این حرف هیچ تفاوتی با جمهوری ایرانی ندارد.
آیت‌االله خاتمی در عین حال عنوان كرد: ما همه چیزمان اسلام است. مدافع ایران اسلامی هستیم. همین متدینین هستند كه همواره از وطن حمایت كرده‌اند و تاریخ هم نشان داده كه در عرصه دفاع از وطن متیدنین در خط اول دفاع از وطن بودند و بسیاری از ملی‌گرایان و مدعیان ملی‌گرایی به این وطن خیانت كردند.

* نقل مرثیه دردناك حجاب توسط آیت‌الله خاتمی و انتقاد به افتتاحیه‌های مبتذل برخی جشنواره‌ها

آیت‌الله خاتمی بر همین اساس با بیان اینكه "این پنجمین خطبه‌ای است كه بنده می‌خوانم و مرثیه دردناك حجاب را سر می‌دهم "، به مقابله با بدحجابی اشاره و تصریح كرد: دلیل آن هم این است كه متأسفانه روز به روز شاهد خبرهای هنجارشكنانه در این رابطه هستیم؛ برگزاری برخی جشنواره‌های مبتذل و برخی افتتاحیه‌های مبتذلی كه در آن خواننده‌های زن و مرد دف بزنند. یا خبرهای نگران‌كننده از برخی سواحل دریاها می‌رسد. یا خبر دوچرخه سواری بانوان در خیابان‌های عمومی تهران، یا به وجود آمدن فروشگاه‌های آن‌چنانی در برخی مناطق تهران از جمله شمال كه فروشندگان زن با لباس مبتذل و بد برای جلب مشتری حاضر می‌شوند.

وی اضافه كرد: گاهی به بنده گفته می‌شود وقتی اثر ندارد چرا می‌گویی؟ ما تكلیف داریم منكر را بگوییم و در برابر منكر تحمل نكنیم. در این چهار خطبه حرف‌های خود را زدیم الان دو كلمه بیشتر نمی‌گویم. اول این كه دلسوزی‌هایی كه دلسوزان این نظام و دین و مراجع عظام تقلید و امامان جمعه و متدینین دارند برای ایجاد انگیزه بیشتر برای یافتن علاج این معضل است. معتقدیم مسئولان عالی نظام ما درد دین دارند. هیچ كدام از مسئولان عالی نظام این وضعیت نابه هنجار حجاب را نمی‌پسندند؛ بنابراین هرگز نباید برداشت از این صحبت‌ها این باشد؛ كسانی كه این اعتراض‌ها را می‌كنند می‌خواهند دولت را تضعیف كند.

امام جمعه موقت تهران در عین حال با تأكید بر حمایت از دولت، عنوان كرد: این دولت بر آمده از حضور چهل میلیونی و بیش از 24 میلیون رأی است. دولت قانونی و مشروع است و باید او را كمك كرد. جریان فتنه تمام تلاشش این است كه حتی اگر بتوانند یك روز از عمر این دولت كم كنند، اما ما معتقد به تقویت دولت قانونی به همراه رهبری هستیم، ولی حمایت به‌به و چه‌چه كردن نیست.

* حمایت ما از دولت "حمایت ناصحانه " است

وی تأكید كرد: حمایت ما ناصحانه است و این خدمت به كشور بقیه‌الله‌الاعظم است. این حرف‌هایی كه زده می‌شود خیر و صلاح مملكت است، امنیت روانی اجتماعی و خانوادگی را در رعایت این اصل می‌دانیم.

آیت‌الله خاتمی با تأكید بر فعالیت فرهنگی و كار اجرایی كردن همزمان در مقابله با بدحجابی، گفت: صحبت این نیست كه برخی می‌گویند كار فرهنگی انجام دهیم و برخی می‌گویند كار انتظامی باید انجام شود. طرح این مسئله به این شكل غلط است. كدام عالم دینی است كه بگوید در مقابله با بدحجابی از همان اول بزن بزن كنیم؟ هیچ عالم و رساله این را نمی‌گوید، بلكه تأكید بر كار فرهنگی و كار اجرایی به صورت همزمان است. ما هرگز نگفتیم فقط كار اجرایی شود.

* نباید طوری حرف بزنیم كه بدحجاب‌ها و بی‌حجاب‌ها دلشان خنك شود

به گفته وی، سخن ما این است كه امثال من كه تریبون داریم، طوری حرف نزنیم كه بدحجاب‌ها و بی‌حجاب‌ها احسنت بگویند و بگویند كه دل‌مان خنك شد. بلكه باید طوری حرف بزنیم كه متدینین مطمئن شوند مسئولین هم این درد را دارند. آ‌ن‌ها هم بدحجابی را خطر می‌دانند و سخنان ما باید مایه آرامش متدینین باشند كه صاحبان اصلی انقلاب هستند.

* بدحجاب‌ها و بی‌حجاب‌ها روز خطر صحنه را خالی می‌كنند

آیت‌الله خاتمی با بیان اینكه "در روز خطر و روز حادثه آن‌ها كه ایستادگی می‌كنند متدینین هستند "، گفت: بدحجاب‌ها و بدپوشش‌ها روز خطر نه تنها صحنه را خالی می‌كنند بلكه دست تسلیم بلند می‌كنند؛ بنابراین كار فرهنگی و اجرایی هر دو لازم است.

* برای مبارزه با بدحجابی و بی‌حجابی كار فرهنگی كافی نیست

وی تأكید كرد: برای مبارزه با بدحجابی و بی‌حجابی فقط كار فرهنگی صرف جواب نمی‌دهد اگر این است، شما بفرمایید درباره شرب خمر ما كار فرهنگی كنیم. اگر كار فرهنگی جواب می‌دهد، چرا شما با دزد مقابله فرهنگی نمی‌كنید؟ خاتمی یادآر شد: متن اسلام می‌گوید كار فرهنگی كنید، حدود الهی را هم اجرا كنید و مسئولین برای كارهایی كه در این زمینه كرده‌اند، گزارش دهند. بنده خبر دارم كه كارگروه ویژه درباره حجاب كار می‌كنند مسئولان باید كارهای فرهنگی و اجرایی را به مردم گزارش دهند تا مردم آرامش و امنیت پیدا كنند. در عمل ببینند كه در مقابله با بی‌حجابی و بدحجابی عزم و اراده و فعالیت‌هایی وجود دارد.

* خبرنگاران چشم و گوش ملت هستند

وی همچنین به 17 مرداد و روز خبرنگار اشاره كرد و در این زمینه متذكر شد: خبرنگاران چشم و گوش این ملت هستند؛ آن‌ها با گزارش دیده‌ها و شنیده‌های‌شان و با ارائه گزارش صادقانه‌شان می‌توانند خدمتگزار صدیق این كشور در عرصه تصمیمات درست باشند. خبرنگاران در عرصه‌های مختلف حضور مثل دوران دفاع مقدس و بعد از آن خوش درخشیده‌اند و ما یاد و خاطره‌ همه شهیدان این عرصه را گرامی می‌داریم.

آیت‌الله خاتمی خطاب به خبرنگاران گفت: اصل صداقت و امانت‌داری در نقل خبرها و اصل مقابله با شایعات و رعایت مصالح نظام اسلامی در گزارش‌های‌تان به عنوان اصول پذیرفته شده و اساسی باشد و قطعا از این رهگذر خدمات شایسته‌ای خواهید كرد.

* سخنان آمریكا مبنی بر جنگ علیه ایران یك جنگ‌روانی است

این عضو هیئت رییس مجلس خبرگان در بخش دیگری از سخنان خود به اظهارات اخیر رئیس ستاد ارتش آمریكا اشاره كرد و گفت: رئیس ستاد ارتش آمریكا به صراحت گفت كه طرح حمله نظامی به ایران را در اختیار دارد و بلافاصله اضافه كرد كه چشم‌انداز حمله به ایران نگران‌كننده است. نماینده آمریكا در آژانس هم بلافاصله گفت كه تهدیدهای رییس ارتش آمریكا را جدی نگیرید.

وی افزود: سخن این است كه تهدیدهای شما چه جدی و چه شوخی و چه جنگ روانی باشد، ما نه تهدیدهای شما را تهدید می‌دانیم و نه مذاكره‌های‌تان را جدی‌می‌گیریم. دولت آمریكا دولتی فریب‌كار و دروغگو و غیرپایبند به ارزش‌های بین‌المللی است. از طرفی آمریكا تمام شیطنت خود را به كار می‌برد كه در شورای امنیت قطعنامه علیه ایران صادر شود. تحریم‌های یك‌جانبه هم اعمال می‌كند. از سوی دیگر هم می‌گوید كه خواهان مذاكره با ایران است. این یعنی همان دست چدنی با روكش مخملی و دروغگویی و فریب.

خطیب موقت نماز جمعه تهران همچنین با بیان اینكه تمام شواهد نشان می‌دهد كه این سخنان جنگ روانی است، خطاب به دولتمردان آمریكایی گفت: شما در 31 سال گذشته در موارد زیادی تا نزدیكی حمله رفتید و حمله نكردید این به مفهوم آن است كه شما نتوانستید غلطی كنید و از این به بعد هم نخواهید توانست.

* در صورت حمله به ایران منافع آمریكا در سراسر جهان به خطر می‌افتد

وی خاطرنشان كرد: جا دارد رییس ارتش آمریكا از حمله به ایران نگران باشد؛ چون می‌داند حمله به ایران همان و به خطر افتادن منافع آمریكا در سراسر جهان همان. اگر بخواهد بچه مردنی خود یعنی رژیم صهیونیستی را به جان ما بیندازد خواهد دید كه فرمایش امام راحل كه فرمود اسراییل باید از صحنه روزگار محو شود، تحقق می‌یابد.

وی تأكید كرد: همه هستی رژیم صهیونیستی از آمریكاست اگر آمریكا یك روز كمكش را به این رژیم قطع كند، نمی تواند ادامه حیات دهد در حمله سی و سه روزه رژیم صهیونیستی به لبنان آمریكا پل هوایی به این كشور زده بود و سلاح تزریق می‌كرد. اوباما چندی پیش گفت اتحاد ما با اسرائیل فوق استراتژیكی و هم پیمانی است. پس شما معترفتید كه با این رژیم یكی هستید. پس منتظر باشید اگر رژیم صهیونیستی متعرض ایران شود مواجه با خطر طوفانی و براندازانه ایران اسلامی مواجه شوید.

* رژیم صهیونیستی بزرگ‌ترین خطر برای صلح جهانی است

آبت‌الله خاتمی همچنین به حمله هفته‌ پیش رژیم صهیونیستی به لبنان و غزه اشاره كرد و گفت: در هفته گذشته رژیم صهیونیستی به لبنان و غزه حمله كرد. ارتش لبنان هم جانانه مقاومت كرد و بعد از چند ساعت رژیم صهیونیستی آتش‌بس را قبول و مفتضحانه عقب‌نشینی كرد.
وی گفت: حرف ما این است اگر دنیا نگران صلح جهانی و آرامش جهانی است، بداند خطر اساسی علیه صلح جهانی رژیم صهیونیستی است اگر می‌خواهند آرامشی بر جهان حاكم باشد بدانند تا این رژیم جنایت كار هست، صلحی حاكم نخواهد شد. رژیمی كه پایبند به هیچ قانون بین‌المللی نیست به كاروان آزادی حمله می‌كند، خانه مردم را سرشان خراب می‌كند، به كودك و زن و پیر حمله می‌كند. این خطر علیه صلح جهانی است و جهان باید علیه او بپاخیزد.

نظرات() 

تاریخ:جمعه 15 مرداد 1389-03:18 ب.ظ

نویسنده :کاربر

بعضی کارای ما خیلی جالبن!

بعضی کارای ما خیلی جالبن!


·      خیلی جالبه که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

·    خیلی جالبه که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

·    خیلی جالبه که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت  می گذره!

·    خیلی جالبه که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

·    خیلی جالبه که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

·    خیلی جالبه که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !

·    خیلی جالبه که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

·    خیلی جالبه که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

·    خیلی جالبه که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باور می کنیم!

·    خیلی جالبه که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

·    خیلی جالبه که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!

              جالب نبود؟!


نظرات() 

تاریخ:جمعه 15 مرداد 1389-03:17 ب.ظ

نویسنده :کاربر

أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم


با سلامی صمیمانه و عرض ادبی دوستانه

مکتب توحید
دو بال دارد که در کنار هم انسان را به بارگاه قُدس الهی میرساند : یکی بالِ محبت به

دوستان خدا
ودیگری بالِ برائت از دشمنان خدا


مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ

أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ
رُحَماءُ بَیْنَهُم



*** صحیفه امام، ج‏21، ص: 68 و 69

جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائیل نیست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شیوخ خلیج فارس نیست؛ جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراكش نیست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرتهاى شرق و غرب نیست؛ جنگ ما، جنگ مكتب ماست علیه تمامى ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامى نابرابریهاى دنیاى سرمایه دارى و كمونیزم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگى علیه خوشگذرانیهاى مرفهین و حاكمان بى ‏درد كشورهاى اسلامى است. این جنگ سلاح نمى‏ شناسد، این جنگ محصور در مرز و بوم نیست، این جنگ، خانه و كاشانه و شكست و تلخى كمبود و فقر و گرسنگى نمى‏داند. این جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهاى اعتقادى- انقلابى علیه دنیاى كثیف زور و پول و خوشگذرانى است. جنگ ما، جنگ قداست، عزّت و شرف و استقامت علیه نامردمیهاست


*** پیام امام (ره) در سالگرد كشتار خونین مكه (29 تیر 1367) صحیفه امام، ج‏21، ص: 74 الی 100
... ملت عزیز و دلاور ایران مطمئن باشند كه حادثه مكه منشأ تحولات بزرگى در جهان اسلام و زمینه مناسبى براى ریشه كن شدن نظامهاى فاسد كشورهاى اسلامى و طرد روحانى‏نماها خواهد بود. و با اینكه بیشتر از یك سال از حماسه برائت از مشركان نگذشته است، عطر خونهاى پاك شهداى عزیز ما در تمامى جهان پیچیده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده مى‏كنیم. حماسه مردم فلسطین یك پدیده تصادفى نیست ...  شكى نیست كه این آواى «اللَّه اكبر» است، این همان فریاد ملت ماست كه در ایران شاه را و در بیت المقدس غاصبین را به نومیدى كشاند. و این تحقق همان شعار برائت است كه ملت فلسطین در تظاهرات حج دوشادوش خواهران و برادران ایرانى خود فریاد رساى آزادى قدس را سر داد و «مرگ بر امریكا، شوروى و اسرائیل» گفت؛ و بر همان بستر شهادتى كه خون عزیزان ما بر آن ریخته شد او نیز با نثار خون و به رسم شهادت آرمید. آرى، فلسطینى راه گم كرده خود را از راه برائت ما یافت. و دیدیم كه در این مبارزه چطور حصارهاى آهنین فروریخت، و چگونه خون بر شمشیر و ایمان بر كفر و فریاد بر گلوله پیروز شد
...
 امروز خمینى آغوش و سینه خویش را براى تیرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشكهاى دشمنان باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درك شهادت روزشمارى می‏كند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمیشناسد. و ما باید در جنگ اعتقادى‏مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم‏
...
فرزندان انقلابى‏ام، اى كسانى كه لحظه‏اى حاضر نیستید كه از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى‏گذرد.مى‏دانم كه به شما سخت مى‏گذرد؛ ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى‏گذرد؟ مى‏دانم كه‏ شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست؛ مگر براى این خادمتان این گونه نیست؟ ولى تحمل كنید كه خدا با صابران است. بغض و كینه انقلابى‏تان را در سینه‏ ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانید كه پیروزى از آن شماست

و در آخر برای درکِ معنای عملیِ  برائت از دشمنان خدا جهت حفظِ نظامِ حاکمیت حضرت حقّ ، از مواضع مقتدرانه  امام روح الله که کاملا با حجّت محکم الهی اتخاذ میشد و دستوراتی که در برخورد با ناکثین (لیبرالهای وابسته) و قاسطین (طاغوت ها) و مارقین(منافقین و خوارجِ در لباس دین) داشتند ، یک مورد بسیار سخت و سنگین آن را یادآوری میکنم تا کمی با خودمان بیاندیشیم و مراقب فتنه های زمانه باشیم

دستور امام روح الله برای اعدام منافقین زندانهای سراسر کشور بعداز افشای ارتباط آنان با منافقین خارج در جریان اجرای عملیات فروغ جاویدان (مرصاد 67/5/5)ء

پس از عملیات نا موفق "فروغ جاویدان" از سوی سازمان مجاهدین خلق در تابستان سال 67 که با هدف آزاد سازی تهران! و سرنگونی جمهوری اسلامی انجام شد، با اعترافات برخی از دستگیر شدگان مجاهدین خلق و هم چنین اسناد بدست آمده مشخص شد که در جلسات مربوط به چگونگی فتح تهران از سوی مجاهدین خلق و با حضور مسعود رجوی، رییس این گروهک تروریستی زندانی های سیاسی درون زندان به خصوص زندان های تهران را از نیروهای بالقوه منافقین برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی به حساب می آورده است (سازمان مجاهدین خلق، از پیدایی تا فرجام ج 3 ص 312) و پس از این ماجراست که رهبر کبیر انقلاب برای قطع کردن امّیدهای منافقین کوردل به اذناب داخلی خود در حمله ی نظامی به ایران و کشتار ملّت مظلوم ، درتابستان سال 67 با حکمی حکومتی ضمن تآکید بر عدم اعدام افرادی که از موضع گذشته خود و محاربه با نظام اسلامی بازگشته و توبه نموده اند، اعلام می دارند:

بسم الله الرحمن الرحیم

از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند ، ... ، رحم بر محاربین ساده اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و كینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمائید، آقایانی كه تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و تردید نكنند و سعی كنند “اشداء علی الكفار” باشند. تردید در مسائل قضائی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاك و مطهر شهدا می باشد. والسلام


در پشت این برگه ی دستور ، آقای حاج احمد آقا خطاب به امام نوشتند :

پدر بزرگوار حضرت امام مدظله العالی

پس از عرض سلام، آیت الله موسوی اردبیلی در مورد حكم اخیر حضرتعالی درباره منافقین ابهاماتی داشته اند كه تلفنی در سه سئوال مطرح كردند:

1.       آیا این حكم مربوط به آنهاست كه در زندانها بوده اند و محاكمه شده اند و محكوم به اعدام گشته اند ولی تغییر موضع نداده اند و هنوز هم حكم در مورد آنها اجرا نشده است، یا آنهایی كه حتی محاكمه هم نشده اند محكوم به اعدامند؟

2.      آیا منافقین كه محكوم به زندان محدود شده اند و مقداری از زندانشان را هم كشیده اند ولی بر سرموضع نفاق میباشند محكوم به اعدام میباشند؟

3.      در مورد رسیدگی به وضع منافقین آیا پرونده های منافقینی كه در شهرستانهائی كه خود استقلال قضائی دارند و تابع مركز استان نیستند باید به مركز استان ارسال گردد یا خود میتوانند مستقلا عمل كنند؟

و در زیر همین خطوط امام روح الله جواب نوشته اند که :


بسمه تعالی

در تمام موارد فوق هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است، سریعا دشمنان اسلام را نابود كنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده ها در هر صورت كه حكم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است .

روح الله الموسوی الخمینی (تصویر سوال حاج احمد و پاسخ امام)


طی اجرای این حکمِ بسیار سخت و سنگین ، قریب 2000 نفر از اذناب منافقین کوردل که در زندانهای کشور بودند و همچنان بر موضع نفاق خود پافشاری میکردند (و بعضا ارتباطهایی با منافقین خارج در جهت همکاری با آنها در جنگ برقرارکرده بودند) ، اعدام شدند ؛ و این حکمی بود بسیار سخت که بمانند حکم امیرالمؤمنین در جنگ با خوارج ، کسی جز امام از آن برنمی آمد ، که فرمودند :  أنا فقأت عین الفتنة «من بودم که چشم فتنه را از جای کندم و کور نمودم»  و كسی را جز من جرأت چنین كارى نبود، و اگر من نبودم، اهل نهروان و اهل جمل نابود نمى‏شدند ... (خطبه 93 نهج البلاغه)

***  صحیفه امام، ج‏21، ص: 326
... من بارها اعلام كرده‏ام كه با هیچ كس در هر مرتبه‏ اى كه باشد عقد اخوت نبسته‏ ام.
چهارچوب دوستى من در درستى راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب اللَّه اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهورى اسلامى است. ما باید مدافع افرادى باشیم كه منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت كسانى باشیم كه پرونده‏ هاى همكارى آنان با امریكا از لانه جاسوسى بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. كسانى كه از منافقین و لیبرالها دفاع مى‏ كنند، پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهى ندارند. اگر ایادى بیگانه و ناآگاهان گول خورده كه بدون توجه بلندگوى دیگران شده ‏اند، از این حركات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچ گونه گذشتى طرد خواهند كرد

خدایا
 ما را مانند صحابه ی سربلند امیرالمؤمنین علیه السلام ، در جنگ با خوارجِ زمان پیروز گردان و در امانمان بدار تا لحظه ای پایمان نلغزد
آمین







نظرات() 

تاریخ:جمعه 15 مرداد 1389-01:19 ق.ظ

نویسنده :کاربر

رد پای ماسونها در رشت

http://www.imgsrc.com/imgbank/a4.jpg

رد پای ماسونها در  رشت

به ادامه مطلب بروید…

در ابتدا از شما دوستان خواهشمندم که این پست رو به طور کامل مطالعه کنید

____________________________________________________________________________



ادامه مطلب

نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 14 مرداد 1389-05:34 ب.ظ

نویسنده :کاربر

مناجات شعبانیه



سلام
 اینم یه مناجات زیبا از نوع شعبایه اش
حتما گوش بدین
شعبان داره میره ها............................



مناجات شعبانیه
10,194 kb
0:57:59




بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُكَ وَ أَقْبلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُكَ

خدایا! بر پیامبر و دودمان پاكش درود فرست، و آنگاه كه تو را می‏خوانم و صدایت می‏زنم، صدا و دعایم را بشنو و اجابت كن،و آنگاه كه با تو نجوا می‏كنم، بر من عنایت كن.

فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْكَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْكَ مُسْتَكِینا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَیْكَ رَاجِیا لِمَا لَدَیْكَ ثَوَابِی

من از همه به سوی تو گریخته و در پیشگاه تو ایستاده‏ام،در حالی كه دلشكسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو امیدوار.

وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لا یَخْفَی عَلَیْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی

آنچه را در دل من می‏گذرد می‏دانی، از نیاز من آگاهی، ضمیر و درونم را می‏شناسی و فرجام و سرانجام زندگی و مرگم از تو پنهان نیست. آنچه را كه می‏خواهم بر زبان آورم و از خواسته‏ام سخن بگویم و به حسن عاقبتم امید بندم، همه را می‏دانی.

وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُكَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَكُونُ مِنِّی إِلَی آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلانِیَتِی وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی

در آنچه تا پایان عمرم و از نهان و آشكارم خواهد بود، قلم تقدیرت نافذ و جاری است و افزونی و كاهشم و سود و زیانم، تنها به دست توست.

إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی

خدایا! اگر محرومم سازی، كیست كه روزیم دهد؟ و اگر خوارم كنی، كیست كه یاریم كند؟

إِلَهِی أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ

خدایا! از خشم و فرا رسیدن غضبت، به خودت پناه می‏آورم.

إِلَهِی إِنْ كُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ

خدایا! اگر شایسته رحمت تو نیستم، تو سزاواری كه رحمت گسترده‏ات را بر من عطا كنی.

إِلَهِی كَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِی عَلَیْكَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ‏] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِكَ

خدایا! گویا چنانم كه در پیشگاه لطف تو ایستاده‏ام و سایه‏سار توكل نیكویم بر من بال گشوده و آنچه را تو شایسته آنی گفته‏ای و مرا در هاله‏ای از بخشایش خویش پوشانده‏ای.

إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَی مِنْكَ بِذَلِكَ

خدایا! اگر ببخشایی، كیست كه از تو سزاوارتر به عفو باشد؟

وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی [یَدْنُ‏] مِنْكَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْكَ وَسِیلَتِی

و اگر اجلم فرا رسیده و كار شایسته‏ای نداشته‏ام كه مرا به تو نزدیك سازد، اعتراف به گناه را وسیله آمرزش تو ساخته‏ام.

إِلَهِی قَدْ جُرْتُ عَلَی نَفْسِی فِی النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا

خداوندا! با مهلت و میدانی كه به نفس داده‏ام، بر خویش ستم كرده‏ام، پس اگر مرا نیامرزی، پس وای بر من.

إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّكَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّی فِی مَمَاتِی

خدایا! همواره در طول زندگی، از لطف و احسانت‏برخوردار بوده‏ام، پس از مرگ هم، لطف خویش از من دریغ مدار.

إِلَهِی كَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی‏] إِلا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی خدایا! چگونه مایوس باشم از اینكه پس از مرگ هم نگاه لطف و احسان تو بر من خواهد بود، در حالی كه در طول حیاتم، با من جز احسان و نیكی نكرده‏ای.

إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ

خدایا! كار مرا آنگونه به سامان برسان كه تو سزاوار آنی (نه آن سان كه من در خور آنم).

وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِكَ عَلَی مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ

و با بزرگواریت، به من عنایت كن، بر گناهكاری كه در لجه جهل خویش فرو رفته است.

إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْكَ فِی الْأُخْرَی [إِلَهِی قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیَ‏] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ فَلا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ

در دنیا گناهانی را بر من پوشانده‏ای كه در آخرت، نیازمندترم كه پرده پوشش خود را بر آنها افكنی. خدایا! چون گناهانم را پوشاندی و بر هیچ یك از بندگان شایسته‏ات فاش نساختی، بر من نیكی كردی، خدایا، پس در روز قیامت نیز رسوای خلایقم مگردان.

إِلَهِی جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی

خدایا جود و بخشش تو، دامنه آرزوهایم را گسترده است و بخشایش تو، برتر از عمل من است.

إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِكَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِكَ خدایا! آن روز كه میان بندگانت‏به داوری می‏پردازی، با دیدار چهره رافت‏خود، مسرورم ساز.

إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ

خدایا! پوزش‏طلبی من به درگاهت، عذرخواهی كسی است كه از عذرپذیری تو بی‏نیاز نیست، پس عذرم را بپذیر، ای كریمترین بزرگواری كه زشتكاران، به درگاهش عذر گناه می‏برند.

إِلَهِی لا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِی وَ أَمَلِی

پروردگار من! حاجت و نیازم را رد مكن و دست امید و آرزویم را از درگاه خویش، كوتاه مگردان.

إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی

خداوندا! اگر می‏خواستی خوارم كنی، هدایتم نمی‏كردی. و اگر می‏خواستی رسوایم سازی، از عقوبت دنیا معافم نمی‏كردی.

إِلَهِی مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْكَ خدایا! باور ندارم كه در حاجتی دست رد به سینه‏ام بزنی، حاجتی كه عمر خویش را در پی آن گذراندم و عمری از تو طلبیدم.

إِلَهِی فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی

خدایا! ستایش ابدی و ثنای سرمدی تنها از آن توست، سپاسی همواره فزاینده و بی‏كم و كاست، آنگونه كه تو دوست داری و می‏پسندی.

إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ

خدایا! اگر مرا به جرمم بگیری، دست‏به دامان عفوت می‏زنم.

وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ

و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كنی، تو را به بخشایشت‏بازخواست می‏كنم.

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّكَ

اگر در دوزخم افكنی، به دوزخیان اعلام خواهم كرد كه تو را دوست دارم.

إِلَهِی إِنْ كَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِی فَقَدْ كَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِی

خدایا! اگر در كنار طاعتت، عملم كوچك است، امید و آرزویم بزرگ و بسیار است.

إِلَهِی كَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوما وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاةِ مَرْحُوما

خدایا! از آستان تو چگونه تهیدست و محروم برگردم، با آنكه گمان نیك من نسبت‏به جود تو، آن است كه نجات یافته و رحمت‏شده مرا باز گردانی.

إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِكَ وَ رُكُونِی إِلَی سَبِیلِ سَخَطِكَ

خدایا! عمرم را در رنج غفلت از تو تباه ساختم،جوانی‏ام را در سرمستی دوری از تو هدر دادم،خداوندا! آن روزها كه به كرم تو مغرور شدم و راه خشم تو را سپردم، از خواب غفلت‏بیدار نگشتم.

إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَیْكَ

پروردگارا! من بنده توام و زاده بنده تو. در آستان بزرگیت ایستاده‏ام و كرمت را وسیله تقرب به حضور تو قرار داده‏ام.

إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِكَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ

خدایا! بنده‏ای زشتكارم كه به عذرخواهی آمده‏ام، از نگاه تو شرم نداشته‏ام، اینك از تو بخشش می‏طلبم، چرا كه عفو، صفت‏بزرگواری توست.

إِلَهِی لَمْ یَكُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِكَ إِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِی فِی كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ

آفریدگارا! توان آن نداشته‏ام كه از نافرمانیت دست‏شویم،مگر آنگاه كه به عشق و محبت‏خویش بیدارم ساخته‏ای، یا آنگونه بوده‏ام كه تو خود خواسته‏ای. تو را سپاس، كه مرا در كرم خویش وارد كردی و دلم را از آلایشها و كدورتهای غفلت از خودت را پاك نمودی.

إِلَهِی انْظُرْ إِلَیَّ نَظَرَ مَنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ

پروردگارا! مرا بنگر، نگاه آنكه ندایش دادی پس پاسخت گفت، و به طاعتش فراخواندی و به یاریش گرفتی پس مطیع تو گشت.

یَا قَرِیبا لا یَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ یَا جَوَادا لا یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ

ای خدای نزدیك; كه از مغروران و فریفتگان دور نیستی،ای بخشنده‏ای كه نسبت‏به امیدواران جود و بخششت، بخل نمی‏ورزی،

إِلَهِی هَبْ لِی قَلْبا یُدْنِیهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَانا یُرْفَعُ إِلَیْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَرا یُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ

خدایا! مرا قلبی بخش كه شوق و عشق، به تو نزدیكش سازد،و زبانی عطا كن كه صداقت و راستی‏اش به درگاهت‏بالا رودو نگاهی بخش، كه حقیقتش، زمینه‏ساز قرب به تو گردد!

إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوكٍ [مَمْلُولٍ‏]

خدایا! آنكه به تو معروف گردد، ناشناخته نیست،آنكه به تو پناه آورد، خوار و درمانده نیست،و آنكه تو، به او روی عنایت آوری برده دیگری نیست،

إِلَهِی إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِیرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ یَا إِلَهِی فَلا تُخَیِّبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لا تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِكَ

خدایا! آنكه از تو راه را یافت، روشن شد و آنكه پناهنده تو شد، پناه یافت،خداوندا! من به تو پناه آورده‏ام، از رحمت‏خویش مایوس و محرومم مساز و از رافت و مهربانیت محجوبم مگردان.

إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وَلایَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّیَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ

خداوندا! در میان اولیاء خویش، مرا مقام كسی بخش كه آرزوی محبت افزون‏تر تو را دارد.

إِلَهِی وَ أَلْهِمْنِی وَلَها بِذِكْرِكَ إِلَی ذِكْرِكَ وَ هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ

خدایا! مرا شیفته یاد خود ساز و همتم را در نشاط دستیابی به نامهایت و قرارگاه عظمت و قدست قرار بده.

إِلَهِی بِكَ عَلَیْكَ إِلا أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَی الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ فَإِنِّی لا أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعا وَ لا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعا

خداوندا! تو را به خودت سوگند، كه مرا به جایگاه اهل طاعتت‏برسان و به منزلگاه شایسته و پسندیده خویش، رهنمون باش، كه من، نه می‏توانم شری را از خویش دور سازم و نه سودی به خویش رسانم.

إِلَهِی أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِیبُ [الْمَعِیبُ‏] فَلا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ

كردگارا! من، بنده ناتوان و گنهكار توام و برده عیبناك تو، كه بسویت آمده‏ام. پس مرا از آنان مگردان كه چهره لطف خویش از آنان برگردانده‏ای و اشتباهاتشان حجاب بخشایش تو گشته است.

إِلَهِی هَبْ لِی كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْكَ حَتَّی تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ

خدایا! مرا كمال گسستن از غیر و پیوستن به خودت عطا كن‏دیده دلهایمان را با فروغ نگاه به خود، روشن سازتا دیده‏های بصیرت دل، حجابهای نور را از هم بر درد و به كانون عظمت‏برسد و جانهای ما آویخته درگاه عزت و قدس تو گردد.

إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَكَ جَهْرا

خدایا! مرا از آنان قرار ده كه ندایشان كردی، پاسخت گفتندو نگاهشان كردی، مدهوش جلال تو گشت،با آنان، راز گفتی و نجوا كردی، آشكارا برای تو كار كردند.

إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَی حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ الْإِیَاسِ وَ لا انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ كَرَمِكَ

خداوندا! هرگز نومیدی را بر حسن ظن خویش مسلط نساخته‏ام،و هرگز امیدم از كرم نیكو و زیبایت نگسسته است.

إِلَهِی إِنْ كَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْكَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَكُّلِی عَلَیْكَ

پروردگارا! اگر گناهان مرا در پیشگاه تو خوار و پست كرده، پس به سبب توكل و اعتماد نیكویم به تو، از من درگذر.

إِلَهِی إِنْ حَطَّتْنِی الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقِینُ إِلَی كَرَمِ عَطْفِكَ

آفریدگارا! اگر گناهان، مرا از لطف والای تو دور ساخته، اما یقین به كرم و عنایتت، آگاه و امیدوارم ساخته است.

إِلَهِی إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ

خدایا! اگر خواب غفلت، از آمادگی برای دیدارت، باز داشته، معرفت‏به نعمتهای ارجمندت، بیدارم داشته است.

إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَی النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِی إِلَی الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِكَ

خداوندا! اگر عقوبت‏سنگین تو، به آتش دوزخم فرا می‏خواند، پاداش فراوانت، به بهشتم دعوت می‏كند.

إِلَهِی فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ

آفریدگارا! من از تو می‏خواهم و تنها به آستان تو دست نیاز برمی‏آورم و تو را خواستارم.

وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِكْرَكَ وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ

از تو می‏خواهم كه بر محمد و دودمانش درود فرستی و مرا از آنان قرار دهی كه همواره به یاد تواند و پیمان تو را نمی‏شكنند و از سپاس تو غافل نمی‏شوند و فرمانت را سبك نمی‏شمرند.

إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفا وَ مِنْكَ خَائِفا مُرَاقِبا

خدایا! مرا به فروغ نشاطبخش عزت خود بپیوند تا تنها شناسای تو باشم و از غیر تو روی برتابم و تنها از تو ترسم و بیم تو داشته باشم.

یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما كَثِیرا.

ای شكوهمند و بزرگوار! بر محمد و خاندان پاكش درود تو باد، و سلام بی‏پایان و بسیار.


نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 14 مرداد 1389-05:27 ب.ظ

نویسنده :کاربر

ما ایستاده ایم



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 13 مرداد 1389-11:50 ق.ظ

نویسنده :کاربر

مستند روشنگری


کلیپ تصویری روشنگری مربوط به فتنه

سخنرانی حجج الاسلام علیرضا پناهیان و روح الله حسینیان در این کلیپ ها استفاده شده است

لینک دانلود مستقیم قسمت اول با فرمت ۳gp ، با حجم ۱٫۶۶ مگابایت

لینک دانلود مستقیم قسمت دوم با فرمت ۳gp ، با حجم ۲٫۴۶ مگابایت

لینک دانلود مستقیم قسمت سوم با فرمت ۳gp ، با حجم ۳٫۳۸ مگابایت






نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 13 مرداد 1389-11:39 ق.ظ

نویسنده :کاربر

"فارسی 1 " كجا را نشانه گرفته است؟

 

"فارسی 1 " كجا را نشانه گرفته است؟

  كافی‌ است كمی به تكنیك‌های به كار برده شده در این شبكه نگاه كنیم آنگاه به عادی سازی ناهنجاریها و هنجارشكنیها پیخواهیم برد.





ادامه مطلب

نظرات() 



  • تعداد صفحات :16
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic