تبلیغات
سرباز امام خامنه ای(سیدخراسانی)

برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت ...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 7 اسفند 1389-05:32 ب.ظ

نویسنده :کاربر

سلام مجدد

سلام به همه دوستان عزیزی که پیام گذاشتند و اظهار لطف کردند

راستش مدتیه که مشغول شدم وسرم خیلی شلوغه

از طرف دیگه اینترنتم قطع شده بود

ان شاءالله بزودی  طوفانی ظاهر خواهیم شد.

 



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 16 آذر 1389-08:38 ق.ظ

نویسنده :کاربر

صلی الله علیك یا اباعبدلله



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 9 آذر 1389-12:25 ب.ظ

نویسنده :کاربر

پشت پرده فتنه

 

سخنرانی سردار مشفق؛ یکی از مقامات مسئول امنیتی در خصوص ماهیت حوادث پس از انتخابات

فایل صوتی سخنرانی سردار مشفق (دریافت)

(این سخنرانی پاییز سال گذشته در جوار حرم رضوی و در جمع نخبگان و روحانیون ایراد شده است)

لینکهای مرتبط:

متن کامل سخنان سردار مشفق (قسمت اول)

متن کامل سخنان سردار مشفق (قسمت دوم)



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 27 آبان 1389-11:58 ب.ظ

نویسنده :کاربر

زلزله حجاز در راه است

http://tarikh-ayande.persiangig.com/lxb87eh2y1g.jpg

احادیث شریف از وقع زلزله ای بزرگ در حجاز در ایام نزدیک به ظهور خبر می دهند ، زلزله بسیار پر قدرت که نه تنها عربستان که تمام جهان و مخصوصاً کاخهای ظلم و جور را خواهد لرزاند ، زلزله ای که قلبهای منتظران و شیفتگان حضرت را بی تاب کرده و آنها را به صحنه حضور خواهد کشاند.

زلزله ای که تنها یک کشته خواهد داشت ، زلزله ای شادی بخش که نام و یاد و بشارت آمدن یار  را ورد زبان همه خواهد کرد.

مرگ ملک عبدالله پادشاه ظالم حجاز در آستانه ظهور که قرنها پیش توسط ائمه اطهار(ع) پیش بینی شده ، یکی از مهمترین نشانه های قریب الوقوع بودن ظهور است و در واقع می توان آن را کلید آغاز شمارش معکوس وقایع ظهور در نظر گرفت تا جائی که صادق آل محمد(ص) می فرمایند :

که هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند ، من ظهور را برای او تضمین می کنم!…(۱)

امام صادق (ع) :

آنگاه که مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبت به هیچکس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و این درگیرى بعد از کشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به کشمکش بین قبیله هاى حجاز مى شود. ( بحار ۵۲ ص ۲۱۰ و ۲۴۰ )

زلزله بزرگ عربستان در چه تاریخی ؟!

احادیث شریف برای مرگ عبدالله زمان مشخصی را ذکر نفرموده اند و ممکن است در هر روزی از ایام سال رخ دهد حتی در ذی الحجه و ایام حج ! انشاالله

اخرین خبر: شاه عربستان در بستر بیماری، ولیعهد زمام امور را به دست گرفت

منابع خبری از وخامت حال پادشاه عربستان و بستری شدن ملک عبدالله در بیمارستان خبر دادند.
به گزارش خبرگزاری ها، دربار عربستان با صدور بیانیه ای اعلام کرد: ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان به توصیه پزشکان باید تا اطلاع بعدی به دلیل تشدید بیماری ستون فقرات از اداره کشور فاصله و تحت درمان قرار بگیرد.

ادامه مطلب (مهم): از دست ندهید

شاه عربستان در بستر بیماری، ولیعهد زمام امور را به دست گرفت

منابع خبری از وخامت حال پادشاه عربستان و بستری شدن ملک عبدالله در بیمارستان خبر دادند.
به گزارش خبرگزاری ها، دربار عربستان با صدور بیانیه ای اعلام کرد: ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان به توصیه پزشکان باید تا اطلاع بعدی به دلیل تشدید بیماری ستون فقرات از اداره کشور فاصله و تحت درمان قرار بگیرد.
برپایه این گزارش در بیانیه دربار عربستان، ذکر نشده است که شاه فرتوت ۸۶ ساله آل سعود تا چه زمان بایستی در استراحت پزشکی به سر برد.گرچه در بیانیه دربار عربستان، ذکر شده است که ملک عبدالله به علت بیماری قادر به شرکت در مناسک حج نیست، اما هنوز از محل بستری شدن، نوع دقیق بیماری و مدت زمان مداوای شاه عربستان سخنی به میان نیامده است.این در حالی است که احتمال داده می شود، وخامت حال جسمانی پادشاه عربستان و اختلاف جانشینان آن در داخل دربار آل سعود به قدری بالاست که دربار عربستان با صدور این بیانیه تلاش می کند، زمینه روانی غیبت احتمالی یا حتی مرگ وی را در نزد افکار عمومی توجیه کند.

عربستان پس از مرگ عبدالله

ملک عبدالله عربستان

بخش سیاسی-در روزهای نزدیک به اوج مراسم حج خبری از سوی دستگاه سلطنتی عربستان پخش شد که دارای اهمیت به سزایی است.بر خلاف سنت هر ساله که ملک عبدالله پادشاه عربستان  همزمان با برگزاری ایام مبارک حج به همراه شماری از وزیران این کشور با توجه به حضور شماری از سران و مقامات کشورهای اسلامی در سرزمین وحی از ریاض (پایتخت) عازم مکه مکرمه می شد امسال ملک باید در بستر بیماری باشد . بنا بر اعلام دیوان سلطنتی عربستان، ملک عبدالله بن عبدالعزیز از روز گذشته برای مدت نامشخصی تحت درمان قرار گرفته است و پزشکان به پادشاه عربستان توصیه کرده اند که از امور دشوار فاصله بگیرد.

بنا بر اعلام دیوان سلطنتی عربستان، ملک عبدالله بن عبدالعزیز از روز گذشته برای مدت نامشخصی تحت درمان قرار گرفته است و پزشکان به پادشاه عربستان توصیه کرده اند که از امور دشوار فاصله بگیرد.

طبق خبر خبرگزاری العربیه وابسته به خانواده سلطنتی آل سعود بیانیه دیوان پادشاهی سعودی تاکید کرده است ملک عبدالله دچار بیرون زدگی درستون فقرات کمرشده است و بر اساس برنامه ای که پزشکان برای وی درنظرگرفته اند وی برای مدتی استراحت خواهد کرد.بر اساس این بیانیه ملک عبدالله بن عبدالعزیزاکنون ۸۶ سال سن دارد از همین رو باید به برنامه های درمانی عمل کند و در حال حاضر به استراحت نیاز دارد.

اما نکته مهم در این زمینه این است که به نظر نمی رسد این بیماری ناگهانی بر ملک عبدالله در این روز حادث شده باشد.چرا که حضور ‘سعود الفیصل’ وزیر امور خارجه عربستان در نشست گروه اقتصادی ۲۰ در کره جنوبی به نیابت از ملک عبدالله در چند روز گذشته نشان می دهد که پادشاه عربستان مدت ها است از این بیماری رنج می برد.

البته به نظر می رسد برای پادشاهی کهنسال با ۸۶ سال سن این مساله امری طبیعی باشد و بنا بر سنت نظام های پادشاهی در صورت هر گونه سانحه برای پادشاه ولیعهد حکومت را بر عهده خواهد گرفت. بر خلاف دیگر نظامهای سلطنتی جهان، پنجاه سال است که ارث بری برادر از برادر و نه پدر به پسر در عربستان سعودی ادامه دارد و پس از وفات ملک عبدالعزیز در ۱۹۵۳ که جانشینی‌اش به پسر ۳۵ ساله وی رسید، این برادران بودند که یکی پس از دیگری بر تخت پادشاهی سلطنت کردند.. ملک عبدالعزیز، پدر شاهان و ولی عهدان فعلی آل سعود منشوری دارد که به نام منشور عبدالعزیز معروف است . در این منشور آمده است: « تا زمانی که پسران من زنده‌اند قدرت به نوه‌هایم نخواهد رسید.»

در واقع ملک فهد شاه پیشین عربستان،ملک عبدالله شاه کنونی و شاهزاده سلطان ولی عهد همگی با هم برادرند.اما مساله اصلی اینجاست که در این موقعیت ولی عهد نیز از به دست گرفتن زمام امور ناتوان است.

ولی عهد سلطان بن عبدالعزیز

شاه ۸۶ ساله ،ولی عهد ۸۵ ساله!

شاهزاده ‘سلطان بن عبدالعزیز ‘ ولیعهد و وزیر دفاع این کشور نیز که از سال ۲۰۰۵ میلادی تاکنون به دلیل وخامت اوضاع جسمانی چندین بار تحت عمل جراحی قرار گرفته از حدود دو سال پیش تاکنون کمتر در صحنه سیاسی این کشور ظاهر شده است  . اگرچه خبرگزاری رسمی عربستان اعلام کرده  که شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز ۷۸ ساله است اما این در حالی می باشد که بیشتر محققان احتمال می دهند او ۸۵ ساله باشد .

ملک عبدالعزیز، پدر شاهان و ولی عهدان فعلی آل سعود منشوری دارد که به نام منشور عبدالعزیز معروف است . در این منشور آمده است: « تا زمانی که پسران من زنده‌اند قدرت به نوه‌هایم نخواهد رسید.»

در واقع ملک فهد شاه پیشین عربستان،ملک عبدالله شاه کنونی و شاهزاده سلطان ولی عهد همگی با هم برادرند.اما مساله اصلی اینجاست که در این موقعیت ولی عهد نیز از به دست گرفتن زمام امور ناتوان است.

آخرین مورد بیماری شاهزاده سلطان مربوط به ماه رمضان امسال می باشد. در پی شدت یافتن بیماری او و وخامت حال ولی‌عهد عربستان سعودی، وی به توصیه پزشکان عازم شهر “اغادیر ” در مغرب شد تا در کاخ شخصی خود به مدت دو ماه استراحت کند.در واقع  گزارشها  حاکی از این امر است که  وضع جسمانی ولی‌عهد عربستان، ضعیف‌تر از وضع جسمانی ملک عبدالله است که در اواسط دهه هشتاد عمر خود به سر می‌برد.

امیر نایف ولی عهد جدید؟

لذا به نظر می رسد با توجه به شرایط پیش آمده شاهزاده سلطان از عهده وظایف ولایتعهدی برنخواهد آمد و حتی در صورت مرگ ملک عبدالله او نیز سلطنتی طولانی نخواهد داشت.لذا کاندیدای بعدی می بایست وارد عرصه شود.

لذا پس از اعلام بیماری ملک عبدالله ،او از’نایف بن عبدالعزیز’وزیر کشور و معاون دوم خود در شورای وزیران این کشور خواست به نیابت از وی رسیدگی و نظارت بر امور مناسک حج تمتع امسال را بر عهده گیرد .  بنا  بر گفته تحلیلگران این انتصاب، وی را در موقعیتی مقتدرتر برای پذیرش ولایت عهدی یا پادشاهی قرار داده است. زمینه انتقال قدرت از ابتدای سال شمسی گذشته انجام شد.در فروردین ۸۸ آژانس خبری رسمی سعودی در یک خبر کوتاه و شگفت انگیز، انتصاب «امیر نایف» وزیر کشور عربستان را به عنوان معاون دوم ملک عبدالله اعلام کرد. این مسئله از آن نشان دارد که «ملک عبدالله» بدلیل کهولت سن برای آرام نگه داشتن حکومت خود از تلاطم جنگ قدرت بر سر جانشینی ولیعهدی و حتی پادشاهی در خاندان سعودی، با انتصاب غیررسمی «نایف بن عبدالعزیز» به جای «امیر سلطان»‌ ولیعهد بیمار عربستان ، گام برداشته است.

شاهزاده نایف بن عبدالعزیز

پس از اعلام بیماری ملک عبدالله ،او از’نایف بن عبدالعزیز’وزیر کشور و معاون دوم خود در شورای وزیران این کشور خواست به نیابت از وی رسیدگی و نظارت بر امور مناسک حج تمتع امسال را بر عهده گیرد .  بنا  بر گفته تحلیلگران این انتصاب، وی را در موقعیتی مقتدرتر برای پذیرش ولایت عهدی یا پادشاهی قرار داده است

نتیجه گیری:

احتمال در گیری های شدید  داخلی میان خاندان سلطنتی از نتایج احتمالی این وضعیت است.

بندر بن سلطان

اولین نشانه های بی ثباتی سیاسی در عربستان پس از آشکار شدن نشانه ها بیماری شاه و ولیعهد با ماجرای بندر بن سلطان شروع شد. بنا به اطلاعات منابع اطلاعاتی و امنیتی غرب ،شاهزاده بندر پسر شاهزاده سلطان ولی عهد فعلی عربستان پس از این که احساس کرد ممکن است پدرش به سلطنت نرسد تصمیم گرفت خود مستقیما وارد عرصه شود و قدرت را قبضه کند.او که سالها در آمریکا مسوولیت مهم سفارت عربستان را داشت بعد از مرگ فهد به عربستان بازگشت که شغلی برای خود دست و پا کند.اما عملا به شغلی بالاتر از رییس شورای امنیت ملی عربستان نرسید و ناراضی ماند. در اگوست سال ۲۰۰۹ میلادی، روزنامه انگلیسی “فایننشال تایمز” در گزارشی ویژه و مهم، از تلاش امیر بندر بن سلطان برای کودتا در عربستان سعودی خبر داد. این روزنامه با تأکید بر صحت این خبر نوشت که البته این خبر مربوط به گذشته است و پارسال روی داده است.

به نوشته این گزارش، هدف از این کودتا، تنها کوتای نظامی علیه ملک عبدالله نبوده، بلکه بندر قصد داشت تا کل نظام را تغییر دهد و قصد داشت از این طریق، قدرت را در عربستان در دست بگیرد.

منابع سعودی افشا کننده خبر این کودتا به فایننشال تایمز گفتند که سازمان اطلاعاتی روسیه نخستین جریانی بود که سرنخ‌های این تلاش را فاش کرده است.این کودتا قرار بود به مرکزیت پایگاه هوایی ریاض انجام شود.

گفته می شود در پی افشای این کودتا، افسران ارشد بسیاری از ارتش این کشور بازداشت شده و بندر بن سلطان نیز از عرصه سیاسی عربستان سعودی منزوی شده است. به همین دلیل  ناظران مسائل سیاسی عربستان، نسبت به آینده سیاسی این کشور به شدت نگران هستند زیرا اولا عربستان بزرگ ترین تولید کننده نفت در جهان است و در صورت بروز هرگونه مشکل سیاسی یا اقتصادی در این کشور، می تواند تأثیر منفی تکان دهنده ای بر تمام جهان بگذارد. دوما میان شاهزادگان سعودی برای تصاحب پست جانشینی «ملک عبدالله» مدتهاست که رقابت شدیدی وجود دارد.

در واقع نمونه بندر بن سلطان نشان می دهد که چقدر احتمال درگیری های داخلی بر سر قدرت در عربستان سعودی بالا رفته است.

http://tarikh-ayande.persiangig.com/lxb87eh2y1g.jpg

احادیث شریف از وقع زلزله ای بزرگ در حجاز در ایام نزدیک به ظهور خبر می دهند ، زلزله بسیار پر قدرت که نه تنها عربستان که تمام جهان و مخصوصاً کاخهای ظلم و جور را خواهد لرزاند ، زلزله ای که قلبهای منتظران و شیفتگان حضرت را بی تاب کرده و آنها را به صحنه حضور خواهد کشاند.

زلزله ای که تنها یک کشته خواهد داشت ، زلزله ای شادی بخش که نام و یاد و بشارت آمدن یار  را ورد زبان همه خواهد کرد.

مرگ ملک عبدالله پادشاه ظالم حجاز در آستانه ظهور که قرنها پیش توسط ائمه اطهار(ع) پیش بینی شده ، یکی از مهمترین نشانه های قریب الوقوع بودن ظهور است و در واقع می توان آن را کلید آغاز شمارش معکوس وقایع ظهور در نظر گرفت تا جائی که صادق آل محمد(ص) می فرمایند :

که هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند ، من ظهور را برای او تضمین می کنم!…(۱)

امام صادق (ع) :

آنگاه که مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبت به هیچکس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و این درگیرى بعد از کشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به کشمکش بین قبیله هاى حجاز مى شود. ( بحار ۵۲ ص ۲۱۰ و ۲۴۰ )

و اینک منتظران مقدم مهدی فاطمه(س) بی صبرانه در انتظار شروع سلسله وار حوادث ظهور با تحقق این نشانه هستند ، علی الخصوص با فجایع صورت گرفته توسط این خاندان منحوس و کشتار مظلومانه شیعیان بی دفاع یمن و عراق  که در واقع تیشه به ریشه خود زده و آخرین میخ را بر تابوت خود کوبیده اند.

تغییرات گسترده در خاورمیانه بدنیال مرگ عبدالله

فارغ از مسئله ظهور ، تحقق این واقعه تاثیری بسیار عمیق بر معادلات سیاسی ، اجتماعی منطقه خواهد گذاشت ، سالهاست که وهابیت منحوس و رژیم آل سعود چون دملهای چرکینی پیکر امت اسلامی را آزار می دهد ، ارتباطات گسترده با دشمنان خونی جهان اسلام مانند آمریکا و اسرائیل ، خلق و پشتیبانی  گروههای تروریستی در جای جای منطقه از افغانستان و پاکستان تا ایران و عراق و فلسطین و لبنان ، از القاعده و طالبان تا نصرالاسلام و  …  تلاش بی وقفه برای گسترش تفکر خشونت زای وهابیت  و گسیل سیل افراد فریب خورده انتحاری به نقاط مختلف جهان اسلام ،  نابودی فیزیکی و فرهنگی شیعیان با هزینه کردن میلیاردها دلار، ایجاد تفرقه و اختلاف در میان مسلمانان با تکفیر و فتواهای آنچنانی و … همه و همه گوشه ای از جنایات این دست پرورده های استعمار است.

و اینک اوضاع سیاسی اجتماعی عربستان در حال انفجار است ، وجود ۸۰ شاهزاده تشنه قدرت که مانند گرگهای گرسنه در انتظار فرصت برای حمله و ستیز هستند ، اوضاع بسته سیاسی عربستان که سالهاست حسرت آزادی و انتخاب و حق رای را بر دل مردم  عربستان گذاشته است، زمینه های بسیار مساعدی برای بحرانهایی عمیق است  که تنها با یک جرقه و حادثه ایجاد  خواهد شد. مرگ پاشاه هشتاد و خورده ای ساله عربستان که حتی کارشناسان عربستانی و آمریکایی مدتها پیش نابودی قریب الوقوع وی را پیش بینی کرده اند ، بمثابه خرابی ستون این بنای شیطانی خواهد بود. (لازم به ذکر است که در مدت چند سال گذشته ۱ یا ۲ نقشه ترور ملک عبدالله نیز فاش و خنثی شد)

احتمال وجود یک خطا

با مطالعه برخی کتب ومنابع مهدویت تا مدتها فکر می کردم که این واقعه مبارک در ماه ذی الحجه روی خواهد داد و در این ایام بی صبرانه انتظار آن را می کشیدم ولی دیروز که با استاد خادم الامام(عج) از محققین برجسته مهدویت در این زمینه صحبت می کردم ، ایشان به وجود یک اشتباه در این زمینه اشاره فرمودند و آن اینکه برخی گمان می کنند که فرد مورد اشاره در حدیث :

امام صادق(ع) :

هنگامی که مردم در عرفات وقوف کرده اند ، سواری که بر وسیله نقلیه تیزتکی سوار است ، از راه می رسد و مرگ خلیفه ای را خبر می دهد ، فرج آل محمد(ص) و فرج همه مردم در آن هنگام است.(۲)

http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Arabestan07.jpg

که در ماه ذی الحجه کشته خواهد شد ، ملک عبدلله است در حالی که ما فکر می کنیم این فرد صدام بوده است که چند سال قبل دقیقاً در همین ایام کشته شد ، ایشان می فرمود که بنده با سایت بنت جبیل که از سایتهای بسیار فعال در زمینه مصداق شناسی عصر ظهور بوده و محققین آن از رزمندگان حزب الله لبنان هستند ، همکاری دارم از اعضاء این سایت می فرمودند که رفقای ما از حزب الله لبنان در مراسم دو سال پیش حج که تشریف داشتند نقل می کنند که دقیقاً وقوع این حادثه را به چشم خود دیده اند زمانی که یکی از این وهابیون داغدار مرگ صدام سوار بر جیب آمریکایی وارد صحرای منی شده و خبر مرگ صدام را اعلام کرد و غوغایی در بین وهابیون طرفدار صدام ایجاد شد که چرا چنین فاجعه ای باید در روز عید قربان برای ما روی دهد ( عید قربان آنها مصادف با روز عرفه در ایران بوده است ).

البته این محقق عزیز می فرمود که بنده تصمیم دارم که مقاله آل سعود را که آماده است در طی هفته های آینده منتشر نمایم ، مقاله ای که دارای احادیثی عجیب و یقین آور در مورد تطبیق زمان ما با ایام نزدیک به ظهور است که بنده  با کسب اجازه از ایشان به یک موردش اشاره می کنم :

ایشان می فرمود حدیثی داریم در کتب قدیمی که کمتر مورد توجه محقیقن قرار گرفته است بدین مضمون که عربستان پادشاهی خواهد داشت که نام او نام یک حیوان است و پادشاه بعدی که برادر اوست عبدالله نام دارد و بعد از عبدالله ظهور خواهد بود ، ایشان می فرمود ما در فرهنگ لغت عرب که جستجو کردیم معنی «فهد» را یوزپلنگ ذکر کرده بودند.

البته امیدواریم این محقق عزیز در روزهای آینده مقاله آل سعود و این حدیث عجیب را بصورت کامل همراه با سند ، منتشر فرمایند.

زلزله بزرگ عربستان در چه تاریخی ؟!

احادیث شریف برای مرگ عبدالله زمان مشخصی را ذکر نفرموده اند و ممکن است در هر روزی از ایام سال رخ دهد حتی در ذی الحجه و ایام حج ! انشاالله

http://media.farsnews.com/Media/8609/Images/jpg/A0363/A0363616.jpg

البته امسال هم مانند سالهای گذشته بی صبرانه در انتظار پیام سالیانه نائب امام زمان(عج) به مراسم روحانی حج هستیم  باشد که به فضل الهی امسال نیز حضرتش مانند سالهای گذشته و انشاالله صریحتر و آشکارتر بشارت نزدیک بودن دیدار یار غائب را به عاشقان نور هدیه دهد.

…………

(۱)   – غیبت شیخ طوسی ص ۲۷۱ – بحار الانوار ج ۵۲ ص ۲۱۰

(۲)   – غیبت نعمانی ص۱۴۲ – بحارالانوار جلد ۵۲  ص ۲۴۰ ( روزگار رهایی ص ۹۲۰)

(۳)  – قابل ذکر است که خاندان آل سعود ریشه ای یهودی دارد از خاندان یهودیان مردخای که کینه عمیق و دیرینه آنها را نسبت به مسلمانان و علی الخصوص شیعیان قابل درک می سازد.




نظرات() 

تاریخ:شنبه 1 آبان 1389-08:36 ق.ظ

نویسنده :کاربر

نور ولایت در قم

 

 

                                

زندگینامه مشروح حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی)
 
حضرت آقا در بیان علمای ربّانی (کلیپ های صوتی و تصویری)

علامه حسن زاده آملی - حاج احمد آقای خمینی (ره) - آیت الله وحید خراسانی - آیت الله بهجت -  آیت الله سیستانی - آیت الله تبریزی - شهید دستغیب - علامه طباطبایی

تعابیر کوتاه و زیبای بزرگان و عرفا درباره آیت الله خامنه ای

فتو کلیپ/ 'با تو در این مسیر'

توفان ما اشارت انگشت توست‏ (شعری از مرحوم آغاسی)

*** گزارشهای تصویری سفر آقا به شهر قم

1- استقبال مردم قم از رهبر فرزانه انقلاب اسلامی(58 تصویر)

2- رهبر معظم انقلاب در جمع پرشور مردم قم(52 تصویر)

3- دیدار جمعی از علما و اساتید حوزه علمیه قم(15 تصویر)

4- دیدار پرشور خانواده های شهیدان و جانبازان استان قم(99 تصویر)

5- دیدار جمعی از علما و اساتید حوزه علمیه قم(29 تصویر)

6- دیدار هزاران نفر از طلاب و روحانیون قم(78 تصویر)

7- دیدار سه خانواده شهید قم(16 تصویر)

جملات قصار رهبر معظم انقلاب اسلامی

مجموعه حاضر، بیانات کوتاه و جملات تلخیص یافته رهبر معظم انقلاب اسلامی است که علاوه بر جنبه‌ کاربردی برای مؤسسات، نهادها، ناشران و مراکز، کلید واژه‌ای مهم برای محققان و پژوهشگران و مدخلی اساسی برای فهرست نمایه‌های موضوعی خواهد بود.

پوسترهای جدید از رهبر معظم انقلاب،امام خامنه ای(مدظله)

رهبری در آیینه تصاویر

گالری تصاویر مقام معظم رهبری(فلش)

خاطراتی به نقل از معظّم له

معناى نوروز - غبار فراموشى - احمد سوكارنو ما را با هم رفیق كرد - خانه پدر رئیس جمهور! - قصه اصحاب کهف را از شما یاد گرفتم! - بدتر از نسل هویدا! - از امریکا می ترسید؟!
...

 

ترجمه فارسی استفتائات مقام معظم رهبری

  برخی تفاوتهای فتاوای امام خمینی(ره) با مقام معظم رهبری 

کتب منتشر شده از ایشان

  شمیم یار در  تلفن همراه
خاطراتی از معظّم له

سیره معظم له در تبعید - الگویی شایسته - نفوذ معنوی در زندانبانان - هدایت و ارشاد غیرمستقیم - هدیه برای قرآن نخواندن - كَالْجَبَلِ الرّاسخ - گستره اطلاعات
...

جدیدترین اخبار پیرامون سفر مقام معظم رهبری به شهر مقدس قم


مه پاره انقلاب،
قم می آید

اسطوره عشق ناب، قم می آید

صد طعنه اگر زنند من می گویم

احیاگر آفتاب، قم می آید

پاسخ به شبهه ای درباره استقبال از رهبری

دیدار هوگو چاوز و احمدی‌نژاد با رهبر انقلاب در قم

دیدار پرشور خانواده های معظم شهیدان، جانبازان، و ایثارگران استان قم

حواشی دیدار رهبر انقلاب با خانواده‌های شهدا

رهبر معظم انقلاب در جمع خانواده شهدا و ایثارگران استان قم

تاکنون سه تن از مراجع تقلید به دیدار رهبری رفته‏اند

حاشیه‌هایی از دیدار علما با رهبر انقلاب

حاشیه های روز باشکوه شهر قم

هذیان گویی حامیان موسوی از حضور قمی ها

***بخش ویژه گزارشهای تصویری

4- دیدار پرشور خانواده های شهیدان و جانبازان استان قم(99 تصویر)

3- دیدار جمعی از علما و اساتید حوزه علمیه قم(15 تصویر)

2- رهبر معظم انقلاب در جمع پرشور مردم قم(52 تصویر)

1- استقبال با شکوه مردم قم از رهبر فرزانه انقلاب اسلامی(58 تصویر)



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 27 مهر 1389-09:33 ق.ظ

نویسنده :سرباز 22

عکس منتشر نشده از رهبرانقلاب

 

30024848-570829.jpg

 

 جانم فدای امام خامنه ای

سرباز 22 ساله

 



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 25 مهر 1389-10:55 ب.ظ

نویسنده :کاربر

یا علی ابن موسی الرضا

http://www.askquran.ir/gallery/images/36019/1_6lt5mhj.jpg


نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 25 مهر 1389-10:51 ب.ظ

نویسنده :کاربر

مقدسین روحانى نما

 للحق

طرح نوشت : نامه نوشتند به ” آقا ” که قم آمادگی پذیرایی از شما ندارد … آن دیگری بار سفر بست تا در انعکاس نور خورشید قرار نگیرد … حق هم داشت . چشمان شوم جغد طاقت تماشای آتشفشان خورشیدی را نخواهد داشت.

 آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانى نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است. روح خدا خمینی



نظرات() 

تاریخ:جمعه 2 مهر 1389-03:59 ب.ظ

نویسنده :کاربر

هفته دفاع مقدس گرامی باد

هفته دفاع مقدس گرامی باد
 

 



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 31 شهریور 1389-01:51 ق.ظ

نویسنده :کاربر

یامین پور: رسانه ملی در فتنه، بهتر از نهادهای دیگر عمل کرد

 

این تصویر، دقیقا مربوط به گفت گوی اختصاصی قطعه ۲۶ با وحید یامین پور است

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس

کاری از میلاد پسندیده

مصاحبه ای داغ با وحید یامین پور
حتما بخوانید

هنوز ساعاتی از قرار دوم مصاحبه نگذشته بود، که پیامک داد: “لطفا یک نکته را در تنظیم مصاحبه در نظر داشته باشید. هر جای حرف هایم بوی تکبر و خودستایی می دهد، حذفش کنید”. جواب ندادم پیامکش را، چون بوی تکبر و خودستایی نمی داد حرف هایش. درد داشت در دلش، با این حال بغض را در گلو تقیه کرده بود و اشک را در چشم. این جوان به دل آدم می نشیند. مشکل از صدا و سیماست که یک ارگان است، نه یک آدم، اگر “دیروز، امروز، فردا” ی “وحید یامین پور” دلش را زده. “دیروز، امروز، فردا” چه پس فردایی داشته باشد، چه نداشته باشد، فردا و فرداها از آن نسل وحید است. “۹ دی” نسل توحید است. تبر ابراهیم دست ماست. ذوالفقار علی دست سیدعلی. ما یک خدا داریم و یک رهبر. این تمام حرف نسل ماست. ناخدای کشتی انقلاب، هیچ کس مثل او باخدا نیست. جای این حرفها اتفاقا در اشاره مصاحبه با وحید یامین پور است. من و وحید هر ۲ از یک نسلیم. در یک سن و سال. من و وحید، هر ۲ دیر به دنیا آمدیم. دشمن ما “بعثی ها” نیستند، “بعضی ها” هستند. دشمن ما از ما ایرانی تر است. دست به او بزنی، می شود برادرکشی! حرف به او بزنی، در “دیروز، امروز، فردا” از گل نازکتر صدا کنی خار را، آلبوم عکس هایش را با “حضرت گل” در فرودگاه مارشال دوگل، می کوباند فرق سرت. سر درد گرفته وحید این روزها. برنامه ریخته بود و برنامه ساخته بود تا در رسانه ملی، علی تنها نماند اما باورش نبود که ستاره هم باشی، خفاشی هست که به نام ماه، تو را بزند. وحید چون در طول مصاحبه، خودستایی نکرد، بگذار من او را در اشاره مصاحبه بستایم. چه بسیار که در لیالی ارک، او را به هم نشان دادیم که؛ “نگاه کن، مجری صدا و سیما هم آمده حاج منصور”. مجری صدا و سیما حاج منصور نمی آید. می رود پارتی شبانه و “۹۰″ درجه، حال می دهد به کمرش. بلوتوثش هست. مجری صدا و سیما، دفتر دارد در رسانه ملی. کارت می زند. فیش حقوقی دارد. مزایا دارد اما وحید یامین پور مجری صدا و سیما نیست. صدا و سیما، کارمند جمهوری اسلامی می خواهد اما یامین پور، فرزند انقلاب اسلامی است. فرزند انقلاب اسلامی از صندلی جمهوری اسلامی بزرگتر است. وحید یامین پور، مجری صدا و سیما نیست. نماد نسلی است که در رسانه ملی، بهتر است و به مصلحت است، این نسل، نماد نداشته باشد. فیش حقوقی را کسان دیگری می گیرند و نیشش را وحید می شنود. یامین پور ناز هم که بلد نیست بکند. برای که ناز کند؟ برنامه اش در حال احتضار است و خودش به امید، زنده. امیدش به جمهوری اسلامی است که در آن آزادی برای همه هست الا حزب اللهی ها. امید دارد و یقین دارد به این حرف آوینی. “دیروز، امروز، فردا”، آدامسی بود که مسئولین، در ایام فتنه به دهان انداختند و حالا که فتنه، تمام شده، حالا که سران فتنه محاکمه شده اند، حالا که خبری از خواب و نامه و ناله و بیانیه نیست، حالا که قاتلین شهدای بسیجی، همگی اعدام شده اند، حالا که فصل وحدت است، باید در بصیرت دکترا گرفت و این آدامس را از دهان درآورد و انداخت سطل خاک. کم هم نمی آوریم؛ مایه می گذاریم از شمع تا پروانه را بکوبیم و از ماه تا ستاره را و از خامنه ای، تا بکوبیم برنامه “دیروز، امروز، فردا” را. اگر به اسم خمینی، به همت و باکری، روزی می گفتند منافق، چرا امروز به اسم رهبر، بسیجیان را نزنند؟ حق ات است یامین پور. حالا حالاها باید بخوری. اصلا چه کسی گفته تو بسیجی هستی؟ بسیجی واقعی، همت بود و باکری. تقصیر خودت است؛ دیر به دنیا آمدی. زود به دنیا آمده بودی، تو هم می توانستی، هر روز در صدا و سیما، به ما یاد بدهی، چگونه می توان قرمه سبزی پخت و یا از تخم شتر مرغ، در خیابان اغتشاش، چیزبرگر تهیه کرد. آقا وحید! به این می گویند؛ دیگرستایی، نه خودستایی. تو را به اندازه کافی دارند می زنند. بگذار من یکی تیشه نباشم. من ریشه را با تیشه، چون دسته اش از همان چوب درخت است، برادر نمی دانم. بعضی ها به نظر من از بعثی ها بدترند. دوربین صدا و سیما جلوی قلم من نیست. بگذار راحت باشم؛ کو آن سنگ غیرتی که بشکند این بصیرت شیشه ای را؟ جذب حداکثری به معنای دفن عمار نیست. همه اینجا فرزند یعقوب شده اند، جز یوسف. در راز بقا، جذب حداکثری شامل حال گرگ هم شده اما گور بابای “دیروز، امروز، فردا”. تو باید حق بدهی به مدیران رسانه ملی. “راز بقا”، فقط یک برنامه از هزاران برنامه صدا و سیما نیست؛ همه به بقا فکر می کنند. برنامه تو داشت عده ای را رو به فنا می داد. زیادی سرخ بود زبانت. تا تو باشی دیگر حاج سعید قاسمی را به رسانه ملی دعوت نکنی. فتنه بعدی، کمبوجیه را دعوت کن، تا برایت از کورش بگوید. اسکندر مقدونی هم راستش آدم خوبی بود. چنگیز هم. ابوموسی اشعری اما کلا عادت داشت به جا به جا کردن انگشتر. مالک اشتر، بی بصیرت بود و جلوتر از علی، خودش را رساند به خیمه معاویه که چه بشود؟ تو هم بی بصیرت بودی وحید که از وحید جلیلی دعوت کردی بیاید رسانه ملی. با آن موهای شانه نکرده اش، گند زد به سیماچوب. به تو رو می دادند لابد طلبه سیرجانی را هم دعوت می کردی. اینجا پسر خوب، صدا و سیماست، نه هفته نامه یالثارات الحسین. حسین شریعتمداری، خودش کیهان دارد. تو باید حسین کرد را دعوت می کردی تا برایت قصه بگوید.
***
مصاحبه اختصاصی قطعه ۲۶ با وحید یامین پور ۲ شقه شد. جلسه اول، هنوز نیم ساعتی از گفت و گو نگذشته بود، که یک تلفن مهم، یامین پور را روانه کیهان کرد. بگذریم که ترافیک تهران رحم نمی کند به قول و قراری. من هم یک ساعتی دیر به قرار رسیدم و الا یامین پور آدمی نبود که نیمه کاره رها کند مصاحبه را. با یامین پور هر ۲ بار در پارکی نزدیک محل کارش گفت و گو کردم. جایی خلوت و دنج که آواز می خواندند گنجشککان. پارک نزدیک محل کار یامین پور اما پارک ملت نبود که محل کار یامین پور اصلا صدا و سیما نیست. بار اول که یامین پور بلند شد و رفت، پیرمردی آمد و به من گفت: این یارو(!) وحید یامین پور نبود؟ گفتم: وحید یامین پور بود اما “یارو” نبود. گفت: چه جور آدمی است؟ گفتم: یاروها دارند جارویش می کنند. گفت: اتفاقا مرا هم یاروها جارو کردند. گفتم: عصا گرفتی دستت برای چه؟ گفت: آخر عصای دستم، در جنگ شهید شد. گفتم: اجازه می دهی ضبط را روشن کنم. گفت: ضبط کن فقط در دل ات. گفتم: بگو. گفت: من خودم هم با محمد رفته بودم جنوب … اینها را جایی که نقل نمی کنی؟ … نری پس فردا بنویسی در روزنامه. دیگر حوصله سر و کله زدن با یاروها را ندارم.
***
قرار دوم مان با وحید افتاد دیروز. به او گفتم ماجرا را. گفت: حتما در مصاحبه بیاور. این بار اما بعد از اتمام گفت و گو، من هم خیلی زود با وحید از پارک رفتم. بیداد می کند سوژه ها، این روزها، در این کوچه ها. دل من چقدر صدای درد، ضبط می توان کرد؟ … این مصاحبه پر از صدای درد است. درد یک مرد. مردی از نسل ۹ دی. نسلی که آلامش، از آمالش مقدس تر است. نسلی که اگر چشم را از او دریغ نکنند، اشک دارد و اگر حنجره را از او نگیرند، فریاد. خار در اشک و استخوان در بغض.
***

*ابتدا و بنا بر قولی که به بچه های قطعه ۲۶ داده بودم، اول برویم سر وقت پرسش های این دوستان.
من در خدمت شما و این دوستان هستم.
*وقتی می روی، مسجد محل پدر خانم، چرا با بچه های مسجد گرم نمی گیری؟
مسجد خودمان هم هست. خانه خودمان همان جاست. نه، من جواب سر بالا به کسی نمی دهم. اغلب هم خودشان متوجه می شوم که از دور مرا به همدیگر نشان می دهند و جلو نمی آیند. اتفاقا با تعدادی از بچه های مسجد رفیقم. کسی اگر ادعایی دارد که من مثلا تحویلش نگرفته ام، بیاید خودش را معرفی کند.
*دلیل قطع برنامه؟
دلیل اصلی اش “مگو” است.
*راست است که می گویند شما می خواهید “۹۰ سیاسی” درست کنید؟
خوشم نمی آید از این تعبیر. اسم کار ما را نباید در نسبت با اسمی دیگر سنجید که من حس خوبی به آن ندارم.
*آیا شما اسیر این صحنه آرایی خطرناک می شوید؟
جانباز می شوم؛ البته امیدوارم نفله نشوم!
*آیا لابی آقای مشایی در تعطیلی برنامه “دیروز، امروز، فردا” هم ماشاالله هزار ماشاءالله فعال بوده؟
من خبر ندارم.
*این یکی البته سئوال خودم است؛ ماشاالله هزار شمس الواعظین چی؟
آن را هم خبر ندارم.
*پرسیده اند از شما که سختی های پشت صحنه کار چه بوده؟
برای اولین بار قرار است در یک برنامه تلوزیونی، معتبرترین آدم های یک سیستم حکومتی، لااقل از حیث ظاهر را به چالش بکشی. کار بسیار دشواری است. من تعجب می کنم که گاهی عده ای این برنامه را با برنامه های ورزشی و سینمایی مقایسه می کنند. آدم ها و جریانات سیاسی شوخی بردار نیستند ولی رویکرد ما چالش با ایشان بود. کسی که سیاست را بشناسد، سختی جلوی صحنه و پشت صحنه و بعد صحنه و ۲ ماه بعد صحنه را درک می کند.
* بهترین خاطره شما در این رابطه؟
ارتباط قلبی و عاطفی مردم و به خصوص متدینین با برنامه. گاهی که مقداری خسته و دلسرد می شدم، مادر شهیدی، رزمنده دفاع مقدسی، روحانی اهل دلی وقتی مثلا می گفت؛ نذر کرده برای روی پا ماندن برنامه و یا رفته و یک دعای مفصلی برای خود من خوانده، من تازه می فهمیدم که این قصه، قصه شخص من نیست و من فقط مجرایی برای این اتفاق مبارک و این ارتباط میمون هستم و دوباره برمی گشتم سر خط.
*و یک خاطره پشت صحنه ای؟ مثلا چیزی از این جنس که در فاصله برنامه، به شما تذکری داده شود که …
یادم نمی آید در این فاصله ای که شما گفتی، تذکری به من داده شود که منجر به عوض کردن روند بحث گردد اما در یکی از برنامه ها مهمان برنامه آنقدر از سئوالات من کلافه شده بود که مدام می گفت: کی برنامه تمام می شود، من دیگر کم آوردم. البته این “کم آوردم” را رسما نمی گفت. می گفت: کی برنامه تمام می شود.
*آن وقت این مهمان محترم چه کسی بودند؟
اسم که نمی توانم ببرم.
*حالا.
شاید درست نباشد اسم ببرم.
*اما تا نگویی، نمی روم سراغ سئوال بعدی. من به پرسش های خودم حساس نباشم، به سئوالات بچه های قطعه حساسم. بگو و خلاص.
حالا یکی!
*از شما اهالی قطعه ۲۶ پرسیده اند؛ مهمترین مهمانی که به برنامه دعوت کردید و نیامد، چه کسی بود؟
رحیم پور ازغدی.
*چرا قبول نکرد؟
استدلال خودش را داشت. می گفت: من زیاد روی آنتن هستم و اینکه در یک برنامه گفت و گو محور هم بیایم، شاید اجحاف در حق دیگران باشد. این دلیل را به من گفتند. شاید دلایل دیگری هم داشتند که به من نگفتند.
*چند درصد کسانی که دعوت کردید، نیامدند؟
۳۵ درصد.
*بیشتر از کدام جناح بودند؟
اغلب دوم خردادی بودند.
*سخت ترین برنامه تان در “دیروز، امروز، فردا”.
مناظره زاکانی و اطاعت.
*این مال برنامه “رو به فردا” بود.
“دیروز، امروز، فردا” سخت ترین برنامه ام، حاج سعید قاسمی بود.

*احساس می کنم در آن برنامه، آنقدر غرق صحبت های حاج سعید شده بودی که انگار جز گوش دادن به سخنان ناب حاج سعید، وظیفه دیگری نداشتی؟
وقتی حاج سعید به برنامه آمد، راستش دست پاچه شده بودم.
*یعنی از شر عواقب حضور حاج سعید در برنامه، دوست داشتی دعوتت را قبول نکند؟ نکند دعوت کردن تو از حاج سعید، تعارف شاه عبدالعظیمی بود که زد و گرفت؟
نه، من که خیلی اصرار کردم بیاید ایشان اما این مثل کسی می ماند که می داند فقط یک ربع دیگر زنده است. چه کار می تواند بکند؟ من چنین حسی داشتم. در دلم می گفتم؛ حاج سعید فقط یک بار در چنین برنامه ای آفتابی می شود و من نباید بگذارم این یک بار برای همیشه باشد. از طرفی هم دوست نداشتم فرصت این حضور را از دست بدهم. واقعا مانده بودم، چه کنم. وقتی هم نبود. در یک ساعت اول برنامه اما من واقعا داشتم دیوانه می شدم؛ هر کاری می کردم حاج سعید حرفی نمی زد و از بحث فرار می کرد یا وارد بحث نمی شد. واقعا داشتم دیوانه می شدم. الان یادم نیست با چه سئوالی از طرف من و یا چه اتفاق ناخودآگاهی، یک دفعه قطار درد دل های حاج سعید افتاد روی ریل. به اینجا که رسید من ترجیج دادم ۲۵ دقیقه سکوت کنم. این سکوت طولانی توسط گرداننده یک برنامه، در تلوزیون بی سابقه است. خاطرم هست مدیر شبکه همان زمان زنگ زده بود به عوامل پشت صحنه، که به گوش من برسانند، همین طوری ساکت بمان. هیچی نگو! یعنی بگذار هر چه دوست دارد بگوید.
*راستش را بگو؛ در این سکوت، عمدی داشتی و یا واقعا غرق صحبت های حاج سعید شده بودی؟
به نوعی هیچ کدام. اصلا نمی دانستم چه کار باید بکنم. همه اش می ترسیدم یک حرف نا به جا و یا حتی به جا از طرف من، رشته کلام حاج سعید را که بد جوری گرم شده بود، پاره کند. این بود که از قامت شخص گفت و گو کننده، بیرون آمدم و ترجیح دادم یکی از سخنرانی های داغ حاج سعید را، نه در فلان دانشگاه، که در رسانه ملی گوش کنم.
*من می خواهم یک چیزی بگویم؛ خوب صحبت های حاج سعید در آن برنامه یادم هست. آن حرف ها را قبلا هم حاج سعید زیاد زده بود اما وجه تمایزش این بود که آن حرف ها داشت از تلوزیون و به صورت زنده پخش می شد.
قطعا همین طور است.
*این پرسش را بچه ها جور دیگری پرسیده بودند اما من چون آدم متواضعی هستم، به گونه دیگری مطرح می کنم؛ چرا از نسل خودت از نسل ۹ دی دعوت نکردی در برنامه؟ مثلا؛ مسئول بسیج دانشجویی فلان دانشگاه. بچه های هم سن و سال خودت که بار اصلی خواباندن فتنه روی دوش همین نسل بود.
این چند دلیل دارد. مهم ترینش اینکه من این احساس را داشتم که مخاطب، به خصوص مخاطب عام چنین انتظاری از ما ندارد. این مخاطب از من توقع داشت خواص را به برنامه دعوت کنم اما جنس نو، تازه و بکری از خواص. ما در “دیروز، امروز، فردا” یک پله مهم در این باره بالا آمدیم. یعنی خواص معروف را به برنامه نیاوردیم. طیف جدیدی از خواص را رونمایی کردیم که در عین خاص بودن و خواص بودن، حداقل در رسانه ملی غریب بودند. خواص خاصی که اتفاقا در فتنه ۸۸ بر خلاف دیگر خواص جامعه، عالی عمل کردند. حالا اگر من یک پله دیگر هم می خواستم جلو بیایم و نسل سومی های اهل بصیرت و خواص هم نسل خودم را به برنامه دعوت می کردم، به نظرم جایش در آن برنامه نبود و مثلا یک برنامه دانشجویی تری، جوانانه تری می طلبید. اگر بگذارند، به فکر چنین برنامه ای از همین حالا هستم.

*بچه های قطعه از شما پرسیده اند؛ ضرغامی، دارابی و یا دست های پشت پرده، کدام یک برنامه محبوب شان را به این حال و روز انداخته؟
گفتم که “مگو” است.
*حالا می شود بگویید.
فقط این را می گویم که این حال و روز، هیچ ربطی به بهانه تراشی های عده ای ندارد.
*می توانم این بهانه ها را حدس بزنم؛ اینکه مثلا از شعاع ماه مایه بگذارند برای کوبیدن شعار ستاره.
تعابیر زیبای شما همیشه حرف دل ما بوده است. بله؛ شایعه کرده اند برنامه برای این تعطیل شده که مورد نظر رهبر نبوده و یا از بیت رهبری تذکر داده اند. هرگز چنین نبوده و بر عکس، افتخار این برنامه این بوده که به قول شما؛ شعارش فقط در شعاع نور ماه بوده و از این صراط مستقیم بیرون نرفته.
*این اما جواب سئوال من نبودها؟
شما مگر چی پرسیدید؟
*من چیزی نپرسیدم. بچه های قطعه از شما پرسیدند؛ ضرغامی، دارابی و یا …
اجازه بدهید … شاید برنامه ادامه داشته باشد.
*اگر گفتن “مگو” هزینه اش تعطیلی کامل برنامه است، خب نگویید اما این را هم نگویید که برنامه می خواهد به یک شیر بی یال و دم و اشکم تبدیل شود.
زیر بار این که نمی روم قطعا.
*به نظر شما مشایی در رسانه ملی هم آدم دارد؟
اطلاع ندارم.
*خوشم می آید که سیاست داری! بچه ها پرسیده اند؛ آیا “آقا” نظری درباره برنامه داده؟ و آیا خودتان چیزی شنیده اید؟
در ابتدای کار نظراتی به ما منتقل می شد. البته به ما نمی گفتند که این نظر مستقیم “آقا”ست. با واسطه نزدیکان بیت و مدیران سازمان و در قالب مشاوره، نظراتی به گوش ما می رسید.
*خب این یعنی چی؟
یعنی هیچ وقت به من نمی گفتند “آقا” این نظر را درباره برنامه شما داده.
*دلیلی نمی بینم برای این کار.
با واسطه مدیران سازمان تذکراتی به من ابلاغ می شد.
*من نظر خود “آقا” را پرسیدم، نه تذکرات با واسطه این و آن را.
قطعا رهبر از کنار چنین برنامه ای، راحت عبور نمی کنند. منتهی به من نظر مستقیم “آقا” را ندادند، ولی از طرف نزدیکان، تذکراتی به من داده می شد با واسطه مدیران سازمان.
*چه تذکراتی؟
راجع به جهت گیری های کلی برنامه. راجع به موضوعات مورد بحث. کلیت کار را مورد قبول می دانستند و تذکرات جهت تکامل کار بود. این البته برای روزهای ابتدایی برنامه است. مال سال هشتاد و هشت.
*من نمی دانم اما این روزها زیاد با این جمله ام صفا می کنم؛ “عده ای به اسم شمع، پروانه را می زنند”. این را ول کنیم. از کسانی بگو که پشت پرده، اجازه ندادند برنامه ادامه پیدا کند.
سئوالت را چند بار می پرسی؟
*آنقدر که هم جواب بدهی و هم برنامه با قوت و اقتدار ادامه پیدا کند.
اول گفتند برنامه تعطیل است. بعد گفتند تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
*این را که به رسانه ها هم گفته بودید. من می گویم چه کسانی این را گفتند و با چه دلیلی این را گفتند؟
اولی اش “مگو” است و دومی اش را فقط گفتند صبر کنید تا به یک ساختار جدید در ارائه این برنامه برسیم. شاید بخشی از این ساختار جدید تعویض من باشد. البته اطلاعی ندارم ولی حدس می زنم این اتفاق بیافتد. بعدها من جست و جو کردم که اصلا کار به چه دلیل به اینجا کشیده شد. یکی از مدیران سازمان، دلایلی را به من گفت که به واقعیت ماجرا نزدیک می نمود. آن دلایل فعلا قابل گفتن نیست. الان گفتن آن مفسده دارد. شاید روزی گفتم.
*و آوینی هم روزی گفت: “در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب الهی ها”. وحی منزل است این جمله. شک نکن وحید.

چه بگویم؟
*برنامه شما شخص محور بود. شما را بردارند، لطف اش را از دست می دهد. مردم به این برنامه با وحید یامین پور عادت کرده اند. شما را از این برنامه بردارند، کمک کردند به محبوبیت بیشتر شما ناشی از مظلومیت بیشتر شما در رسانه ملی.
این حرف شما نفس مرا حال می آورد ولی واقعا نمی دانم این گونه باشد یا نه چون خیلی ها هم که صاحب نفوذ هستند و تصمیم گیر، به کار من انتقاد دارند و دوست دارند من نباشم.
*من یک جمله معروفی دارم که کاربردش مال همین وقت هاست.

چه جمله ای؟

*به ایشان البته یک طوری که حمل بر بی ادبی نشود بگو؛ غلط کردید بیشمارید! … از شما پرسیده اند که چرا در این مدت، واکنش تان به تعطیلی برنامه، محافظه کارانه بوده است؟ آیا دوربین سیما، روی شجاعت و گستاخی مثبت تان تاثیر منفی داشته و یا نسبت به برنامه تان تعصبی ندارید؟
من روی این برنامه تعصب دارم. شاید هیچ کس اندازه من دلش برای “دیروز، امروز، فردا” نسوزد اما سئوالی که تو گفتی، چند دلیل دارد؛ ببینید! اینکه من خودم برای ادامه این برنامه چانه بزنم، شاید خیلی درست نباشد و پیام خوبی نداشته باشد؛ علی الظاهر انگار که من ذینفعم برنامه دوباره روی آنتن برود. لذا من سکوت می کنم. دیگر اینکه واکنش مردمی به تعطیلی این برنامه، نمی گویم کافی بوده اما بسیار چشمگیر است. این هم باز مرا مجاب می کند که خودم بیشتر سکوت بکنم. دلیل سوم و از همه مهمترش اما همان دلیل “مگو” است.
*کشتی تو هم ما را با این “مگو”. بگو ببینیم تا به حال در کوچه کثیف، فلافل خوردی؟ اینکه دیگر “مگو” نیست؟
در دوران نوجوانی، چرا. دهه ۷۰ چند باری گذر ما هم به کوچه کثیف افتاد.
*چرا می خندی؟
هیچی! این فلافل های کوچه کثیف یک طرف، کله پاچه های میدان راه آهن یک طرف.
*تو را به خدا حال ما را به هم نزن!
یادم است یک بار از مجلس دعای کمیل حضرت سیدالکریم برمی گشتیم. این مال ۱۵ سال پیش است. نزدیکای اذان صبح بود. رفتیم و یک کله پاچه خوردیم و چشم تان روز بد نبیند؛ ما را تا دم مرگ برد.
*کله پزی های میدان راه آهن را کاری ندارم اما تمام مزه فلافل کوچه کثیف، به همین کثافت کوچه کثیف برمی گردد.
آن کله پاچه اما یک چیزی آن طرفتر از کثافت بود، منتهی خواب مان می آمد، نفهمیدیم چی خوردیم.
*بچه های قطعه پرسیده اند؛ جای خالی “دیروز، امروز، فردا” را با چه برنامه ای پر کنیم؟
پر نکنند. خالی بگذارند، شاید برگشتیم.
*راز سعه صدر شما در برنامه در مواجهه با افرادی که با تفکر شما همسو نبودند، چه بود؟
من به ذکاوت مردم اعتقاد دارم. مردم ایران خیلی باهوش اند. خودشان از فحوای کلام، از حس چون منی در برنامه، همه چیز را درست برداشت می کنند. البته این چیزی که شما به آن می گویی “سعه صدر” برایم درد سر هم داشته. یک روز در نماز جمعه تهران، همین سعه صدر کار دست مان داد و دوستانی که یک مقدار آتشین مزاج بودند، چیزی نمانده بود به جانم بیافتند. می گفتند؛ تو اصلاح طلبی! من فرار کردم و الا کتک بدی خورده بودم.
*در این مملکت برای هر نفسی که می کشی باید به ۲۰۰ نفر جواب پس بدهی. بگذریم؛ شما وقتی حسین شریعتمداری را با سمنان پرست معروف، در یک برنامه جمع می کنی، عالم و می دانند که تفکر شما به سمت کدام یک از این دو، گرایش دارد. این علقه آیا به وظیفه حرفه ای شما لطمه نمی زد؟ و دیگر اینکه باعث نمی شد شما بی عدالتی کنید؟ به هر حال شما در چنین برنامه ای حتی اگر نتوانید بی طرف باشید، لااقل باید عدالت را رعایت کنید.
سئوال سختی است اما منصف هایی که در این باره دیدگاه سیاسی مرا نمی دانستند و البته نظرسنجی های مان، موید این است که من بی عدالتی نکردم. هفتاد درصد بینندگان برنامه معتقدند؛ من اصول حرفه ای را قربانی سلیقه سیاسی خودم نکرده ام. با این حال من کتمان نمی کنم که گرایش سیاسی خودم را دارم. در عین حال چون جوان هستم، حق هیجانی شدن هم برایم محفوظ است. گاهی پیش می آمد که از روی هیجانی شدن، حرفی را می زدم، که از نظر حرفه ای بهتر بود نمی زدم. با این همه وقتی آقای اطاعت، آخر برنامه روی مرا می بوسد که؛ شما عادلانه برخورد کردی، باعث می شود که …
*در نماز جمعه کتک بخوری!
بله، در نماز جمعه کتک بخورم.
*حسابی خندیدی ها!
قشنگ گفتی … این را هم بگویم؛ من کد آوردن از سخن امام و یا “آقا” را نه غیر حرفه ای می دانم و نه بی عدالتی. برخی رعایت عدالت را دست کشیدن ما از ولایت می دانند.
*من حتم کردم که صدا و سیمایی نیستی.
چرا؟
*به “آقا” نمی گویی؛ مقام معظم رهبری. می گویی؛ “آقا”.
البته در رسانه ملی هم …
*خواهش می کنم شما دیگر شعار نده. ما خودمان میزان خوب بودن اهالی رسانه ملی را از بریم. سئوال کرده اند؛ آیا شده بود که مهمانی را به برنامه دعوت کنید و متاثر از مباحث مطرح شده در برنامه و احیانا دعوا و مرافعه، برای شما بعدا درد سر درست کند؟
اذیت ملموس نه، ولی دو سه مورد شده بود که پیام های بدی ازشان دریافت کردم. یعنی حرف های تحقیرآمیزی درباره من زدند و رفتار نامناسبی از خود بروز دادند. این هم بوده که به بعضی ها گفته بودند که حال فلانی را فلان جا که دیدیش بگیر.
*اینهایی که می گویی، از کدام جناح بودند؟
متاسفانه از هر ۲ طرف بودند؛ هم اصلاح طلبان و هم اصول گرایان.
*مثل اینکه تا در نماز جمعه کتک نخوری، اصلاح نمی شوی! … یکی پرسیده؛ ما با رسانه ملی قهر بودیم. برنامه شما تقریبا ما را با رسانه ملی آشتی داد. حالا چه کنیم؟
قهر نکنند. اعتماد کنند. صبر کنند. کمک کنند. رسانه ملی گاهی بیشتر از این از دستش برنمی آید. این حرف من هم یک کنایه است و هم اشاره ای به معذورات خاص رسانه ملی.

*یکی از دوستان قطعه ۲۶ پرسیده؛ راستش را بگویید. قبلا هم حاج منصور می رفتید یا بعد از چهره شدن، پای تان به ارک باز شد؟
من از سال ۷۲ مسجد ارک می روم. آن موقع ولی با توجه به سن و سال کم من و زمان شروع مراسم مسجد ارک، طبعا زیاد اجازه نداشتم تا دیر وقت از خانه بیرون باشم. سال های دبیرستان که یک مقدار قد کشیده بودیم، اما به جز مسجد ارک، به صنف لباس فروش ها هم می رفتم؛ سه شنبه صبح ها و چه می چسبید صبحانه آنجا. نان سنگک و پنیر و چای در این استکان قدیمی ها. گاهی هم می رفتم شهرری. دعای کمیل. مجالس سعید هم از قبل اینکه حسینیه امام حسن را به این شکل درست کنند، می رفتم. آن ایام هم فرصتم بیشتر بود و هم حوصله ام.
*چند سال دارید؟
۳۰ سال.
*پس، از قبل زمینه های کوچه کثیف در وجود شما بود؟
اولین باری که رفتم حاج منصور یک چک از رفیقم خوردم.
*چرا؟


ادامه مطلب

نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 28 شهریور 1389-12:25 ق.ظ

نویسنده :کاربر

بیداری رو بچسب

بسم الله الرحمن الرحیم
ملازمت با ولی زمان امری است كه به سادگی هیچ فردی به توفیق آن نائل نمی‌شود و همواره بزرگانی عالم و مكرم توفیق همراهی ولی زمان و بخصوص در عصر حاضر همراهی امام(ره) و رهبری را داشته‌اند و دارند لكن متأسفانه گذر زمان علتی می‌شود تا از این همراهی در راهی غیر راه ولی و ولایت و مساعدت با ولی و كمك به توفیق آن و در جهت امیال و غایات شخصی استفاده شود كه این خود از غرض‌ورزی‌های شیطان رجیم و نفس اماره است.

متاسفانه عده‌ای با نام و اسم یاری امام خمینی(ره) كه تا ابد یاد و سیرت و صورتش در اذهان ملت ایران است سعی در سو استفاده از مقام والای ایشان برای لاپوشانی افعال و اذكار خود داشته‌اند كه نمونه مبرهن و واضح آنان را در فتنه 88 دیدیم. اشخاصی با نام نخست وزیر و یار امام آنقدر رذالت خود را به اوج رساندند كه به تمثال روح خدا رحم نكردند و آن را در آتش غضب شهوت و غصب قدرت سوزاندند.

مع الاسف این بار جناب آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری پس از اجلاس اخیر در حرم امام راحل سخنانی را مطرح كرده‌اند كه به نظر ما شایسته شخصیتی كه ولایت مداری و همراهی امام و رهبری را شاخصه اصلی خود می‌دانند، نیست.


دانشجویان و دانشگاهیان؛
آقای هاشمی این بار بر خلاف گذشته كه از تریبون نماز جمعه 26 تیر برای ابراز نظر و منویات شخص خود استفاده كردند، در حرم امام راحل به تعریف خواب پرداخته و گرچه سعی در احیای نام و یاد امام داشته‌اند اما به نظر ما اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان این رفتار و گفتار خطرناك برای موجه نشان دادن و مقرب نشان دادن خود با حضرت روح‌الله است تا بر شمردن خصایص و وی‍ژگی‌های آن بزرگ مرد تاریخ.

گر چه آقای هاشمی گفته‌اند: " نمی‌‌دانم چه شده است كه امسال در ماه رمضان امام را زیاد خواب می‌‌دیدم... معمولاً خواب امام را بعد از هنگام سحر، گاهی در حال سخنرانی، درس یا مانند وقتی به محضرشان می‌رسیدیم، " به نظر ما شاگرد امام باید بیش از آنكه به خواب و رویاهای خود استناد كند به سخنان امام در زمان حیات عمل كند و چه بسا از آقای هاشمی كه ارتباط بیشتری نسبت به ما دانشجویان به حضرت روح الله داشته‌اند، انتظار می‌رود سیره عملی ایشان را بیشتر واقع گردانند.

متأسفانه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر حسب زمان و شیطنت اطرافیانشان بارها نظام و حتی شخص خود را فدای خانواده و دوستان ناخلفی كرده‌اند كه هیچ‌گاه برایشان نه نظام مهم بوده و نه هاشمی.

گرچه ما دانشجویان با حسن ظن به سخنان و حتی رویاهای رئیس مجلس خبرگان گوش فرا می‌دهیم تا از سخنان امام كه در ایشان موثر بوده است پند گیریم اما برای ایشان یادآور می‌شویم كه فائزه هاشمی در جمع 2 خرداد 88 رئیس جمهور ملت ایران را به خواب بینی و رمالی و توهمی متهم كرده بود كه نتیچه باور و اعتقاد به معنویات بوده است.

دانشجویان مسلمان ایران!

ما نیز به رویای صادق و به خواب دیدن حضرت امام توسط عوام و خواص معترفیم اما حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و ما دانشجویان می‌دانیم كه بهترین راه برای وحدت كه امروز مدنظر امام خامنه ای(حفظه الله) و مردم و حتی ایشان است تمسك بیشتر و روز افزون به ولایت مطلقه فقیه و راه و روش امام در برخورد و مواجهه با دشمن داخلی و خارجی است كه "ان الله علیم بذات الصدور ".

البته اعتقاد داریم كه حضرت امام(ره) به خواب آقای هاشمی می‌آیند البته نه برای تشكر و دلجویی بلكه برای گله برای رنجش از افعال ایشان كه بیشتر آن را متأثر از شیطنت فرزندانشان می‌دانیم.

آری امام به خواب آقای هاشمی می‌آید تا گله كنند از فرزندی كه با حصار فولادی پدرش كه با همین نام امام است برای خود ساخته و خون جوانان بسیاری را پایمال كرده و در لانه فتنه‌گران مامن گزیده است.

آری امام به خواب آقای هاشمی می‌آید تا گله كنند از آن نماز جمعه 26 تیرماه كه به خواست بدخواهان به محل كف و سوت منافقان تبدیل شد و محلی شد برای شاد شدن دل اسرائیل غاصب و آمریكای خونخوار.

آری امام به خواب آقای هاشمی می‌آید تا گله كنند و آخرین بند وصیت خود را برای آقای هاشمی این یار قدیمی خود یاد آور شوند كه "میزان حال فعلی افراد است ".

ما دانشجویان پیش از این نیز نامه‌ای خطاب به ایشان ارسال كرده بودیم ولی احتمال قریب به یقین می‌دهیم به دلیل شیطنت‌ها و احتمالا لاپوشانی‌ها و وسوسه انگیزی‌های اطرافیان ایشان آن نامه ما به سمع و نظر ایشان نرسیده و الا "العاقل یكفی بالاشاره " و شخص آقای هاشمی را عالم‌تر از اطرافیانشان در خصوص موضع گیری و نحوه بیان و ایراد نظری كه به نفع انقلاب و امام و رهبری باشد می‌دانیم.

در پایان اعلام می‌كنیم كه ما دانشجویان آغوشمان بنابر امر مولایمان سید علی خامنه‌ای برای همه باز است و از جناب آقای هاشمی رفسنجانی این یار قدیمی امام و رهبری نیز می‌خواهیم وسوسه‌ها را با شدتی كه از ایشان سراغ داریم از خود دور كنند كه بی شك نصرت و پیروزی با ملت و مسئولینی است كه تحت زعامت ولی فقیه زمان در جهت رشد و شكوفایی ایران و اسلام قدم می‌نهند.

بی شك كسانی نیز كه سعی دارند در این وحدت و اتفاق خللی ایجاد كنند، مخاطبان این آیه شریف هستند كه: "خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ "

نظرات() 

تاریخ:جمعه 26 شهریور 1389-01:00 ب.ظ

نویسنده :کاربر

از قطره اشک تا دریای عشق

http://img.b-zone.ro/images/60464236602379073824.bmp 
مردم ما برای رهبر فقط از جان خود نمی گذرند، مال و دارایی خود نیز ارزانی راه ولایت فقیه و امر ولی فقیه کرده اند؛ نشان به آن نشان که؛
۱- آقاصمد و فاطمه خانم ۳ دختر دارند و ۲ پسر. یک دخترشان در مقطع راهنمایی درس می خواند و آن ۲ دیگر دانشجو هستند و دم بخت. از پسرها یکی ازدواج کرده و دیگری سال اول دانشگاه، مدیریت بازرگانی می خواند. فاطمه خانم خانه دار است و آقاصمد کارمند وزارت نیرو. با حساب مزایا و اضافه کاری، حقوق آقاصمد سرجمع می شود ۷۰۰ هزار تومان که از این پول، هر ماه ۳۰۰ هزار تومان هزینه اجاره خانه می شود. آقاصمد از روی ناچاری و آبروداری عصرها با پرایدی که دارد تا پاسی از شب مسافرکشی می کند تا صورت خود و خانواده را لااقل با سیلی سرخ کند. آقاصمد ساکن منطقه قلعه مرغی تهران است و در انتخابات، خودش و خانمش و پریسا و مریم به احمدی نژاد رای دادند. مینا و محسن و خانمش به موسوی و حسن به محسن رضایی. آقاصمد ۴ سال سابقه جبهه دارد اما نه شهید شده، نه اسیر و نه جانباز اما هم در ثامن الائمه بوده و هم در فتح المبین و هم در بیت المقدس و هم در رمضان و هم در خیبر و هم در کربلای چهار و هم در کربلای پنج و هم در مرصاد. آقاصمد غروب عید فطر بچه ها را، همه بچه ها را همراه با عروسش دور خود جمع کرد و از بغض “آقا” گفت. دیروز پنج شنبه سهم خانواده آقاصمد و فاطمه خانم از کمک به مردم پاکستان، این اقلام بود؛ ۲۰۰ هزار تومان پول نقد. یک فرش که پیش از این فرش یکی از ۲ اتاق خانه اجاره ای ۶۵ متری شان بود. مقداری لباس. ۲ انگشتر طلا و حلقه ازدواج محسن. ماه پیش شنیده بودم از یک واسطه که آقاصمد به دلیل تنگی معیشت، از ۲ بانک تقاضای وام کرده است و همین امشب فهمیدم که هنوز به این درخواست جواب مثبت نداده اند.
۲- محمد دانشجوی بسیجی دانشگاه شهید بهشتی تهران است و عضو جمعیت هلال احمر. او دیروز در چادر این جمعیت واقع در سه راه آذری تهران، هدایای نقدی و غیر نقدی مردم را جمع می کرد. سطور زیر بخشی از واقعیاتی است که محمد برای مان تعریف می کند؛
•  پیرزنی آمده بود که چادرش وصله داشت. آمد جلو به من گفت: این ۳ تا النگو را خودت برو پسرم بفروش، پولش کن، بریز در صندوق. من با این سن و سال حوصله طلافروشی ندارم. به پیرزن گفتم: جاجیه خانم! حالا برای شما زیاد واجب نیست. جوابم داد: ما از اسب افتاده ایم، از اصل که نیافتاده ایم؛ بغض خامنه ای بیش از این می ارزد.
• خانمی مانتویی و جوان آمده بود و مقداری هدایای غیر نقدی آورده بود. هدایای خود را داد و رفت اما دقایقی بعد برگشت و از انگشتانش ۲ حلقه طلا در آورد و گفت: بیایید، اینها را هم می دهم. گفتم: همان ها هم که اول دادید بس بودها. روسری اش را مرتب کرد و گفت: نه، بس نبود؛ اگر بس بود آقای رهبر بغض نمی کرد.
•  ساعت ۱۲ یک ربع کم، زن وشوهری از ماشین مدل بالای خود پیاده شدند و گفتند: هنوز می توانیم کمک کنیم؟ به شوخی گفتم: تمدید شده زمان رای گیری! حالا به کی می خواهید رای بدهید؟ زن گفت: این بار می خواهیم به جای موسوی، به وجدان خودمان رای بدهیم. مرد گفت: چرا سیاسی اش می کنی زن؟ الان پای شرف و انسان دوستی مطرح است. چقدر کمک کنیم حالا؟
۳- امشب خانه مادرم در شهرک شهید محلاتی بودم. موقع برگشت اگر بگویم حجم کمک های مردم بدل به یک رشته کوه بلند بالا شده بود، دروغ نگفته ام، چقدر فرش، چقدر پول، چقدر لباس، چقدر آذوقه، چقدر وفا. آری، بغض “آقای رهبر” اگر چه اشک را بر چشم ایشان جاری کرد اما آن چند قطره، قبل از آنکه بر گونه مبارک “آقا” بنشیند، یک ملت خریدار داشت. در وادی ولایت، از قطره اشک تا دریای عشق، فاصله ای نیست. با این پروانه ها، شمع فقط آبی آسمانی می سوزد.



قطعه26


نظرات() 

تاریخ:جمعه 26 شهریور 1389-12:57 ب.ظ

نویسنده :کاربر

شیطان در گذر زمان



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 23 شهریور 1389-06:59 ب.ظ

نویسنده :کاربر

تو کشیده ای به آتش، دل عاشقان، نه قرآن

»» تو کشیده ای به آتش، دل عاشقان، نه قرآن
»» I pulled to the fire, the heart of lovers, not the Quran

(*لطفا با تکثیر و انتشار این شعر و طرح ها در فضای نت، در ثواب اینکار شریک شوید…)

                                                                                                                            *طرح از: دوئل

fanus-16

تو کشیده ای به آتش، دل عاشقان، نه قرآن
ز چنین سیاهکاری، شده رو سفید شیطان

بخدا مسیحیان هم ز چنین جفا مَلولند
ز چنین جفا که کردی،توی بی حیا به فرقان

تو چه می کشی به آتش، کلمات دین و دل را؟
که خداست صاحب آن و خودش بر آن نگهبان

نه به کاغذ و نه دفتر، که کتاب آسمانی
شده حک به جان عاشق، شده حک به قلب انسان

تو پلید و رو سیاهی، که کنی چنین گناهی
که چنان تو، گاه گاهی، بکنندمان پریشان

از چنین سیاه کاری، تو جهان به خشم آری
همه ی جهان بماند؛ چه کنی به خشم ایران؟!

برو ای حرامزاده، ز کف آبرو نهاده
همه تُف کنند بر تو، ز مسیحی و مسلمان

ش. امیرعاملی

 

:شعر به لاتین*

you pulled to the fire, the heart of lovers, not the Quran

G Syahkary such, it has a white devil

God, Christians also preach such Mlvlnd

G such anguish that you've, to my shameless Criterion

What you draw fire, the words faith and heart?

That God is the owner and its own guard

Neither paper nor office, the holy book

Engraved by John Love, has carved a human heart

You filthy and black, so that you sin

So that you, sometimes, distressed Bknndman

Such a black thing, you enrage the world, yes

Keep all the world; what you outrage to Iran?

Go to a bastard, G floor established prestige

They spit on you all, Christian and Muslim



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 23 شهریور 1389-01:06 ق.ظ

نویسنده :کاربر

لگد نکنید این همه موسی و عیسی را


 

چه کشید ماه، آن شب که  می سوخت خیمه ها و به آسمان می رفت آه ستاره ها

آهای مردک! که شیر خورده ای از پستان گوساله سامری که این چنین هار شده ای. پای نجس خود را بردار از روی این کتاب. این کتاب، کلام همان خدایی است که به تو روزی می دهد. تو اگر یهودی هستی، کتاب مقدس ما مسلمین سرشار است از سخن خدا با کلیم الله. موسی را لگد نکن که تو داری لگد به پیامبر خود می زنی. حواست کجاست؟ تو اگر مسیحی هستی، کتاب مقدس ما مسلمین سرشار است از اسم عیسی. آتش نزن دامن مریم را. نکن این کار را. تو یک بار در اورشلیم سهم پیامبرت را با طعنه به مریم دادی و به دروغ از قول خودت انجیل نوشتی و نوشتی که عیسی پسر خداست. موسای کوچک از شر شما به نیل پناه برد و عیسی را اگر با شما باشد عاقبت روزی بر دار می کنید. ما در ابوغریب فهمیدیم که شما مسیحی نیستید و در غزه و کرانه باختری حتم کردیم که شما یهودی نیستید. شما “مسیحی – صهیونیست” هستید. پدرتان فرعون است اما مادرتان آسیه نیست. شما را گرگ پرورش داده و شیطان اگر به خاطر شما گرگ دبلیوز پلنگ زادگان بر آدم سجده نکرد، حق داشت اما شیطان هم مثل شما عوضی بود و به خاطر “محمد” که سلام و درود خدا بر او باد، بر آدم سجده نکرد. کتاب آسمانی محمد، معجزه محمد، قرآن است. ما نیازی به این نداشتیم که پیامبرمان مرده زنده کند برای مان و نیاز نداشتیم که محمد در دامن گهواره زبان به سخن باز کند. پیامبر ما از گهواره تا گور ما را سفارش به دانش کرده است، شما اما در عرض یک روز چندین و چند پیامبر کشتید تا ثابت کنید بنی اسرائیل، از پیکر بنی آدم نیست. آهای مردک! نیازی به آتش زدن قرآن نیست. ما شما را از آن زمانی شناختیم که به مادر پیامبرتان تهمت بد زدید. ما از روزی که شما موسی را آواره سینا کردید، گرگ بودن تان برای مان ثابت شد. لطفا بیش از این عیسی و موسی را لگد نکنید. قرآن ما سرشار از قصص انبیاست و نسل شما به یوسف برنمی گردد. برمی گردد به چاه. از عیسی هر معجزه ای خواستید برای تان آورد اما چون شما گرگ بودید، حقیقت مسیح را به خرافه صلیب فروختید. موسی اگر کلیم الله شد، چون دیگر خسته شده بود از سخن گفتن با گرگ هایی مثل شما. آهای مردک! این قرآن که داری آن را می سوزانی، همان انجیل تحریف نشده است، همان تورات اصل. لطفا رحم کن به حال کتاب پیامبر خود و موسی و عیسی را بیش از این شرمنده محمد نکن. محمد که سلام و درود خدا بر او باد، اگر نبود، موسای شما را نیل با خود برده بود و عیسی هنوز داشت در اورشلیم از سلامت دامن مریم دفاع می کرد. یهودی واقعی ما هستیم، که چون موسی ایمان آوردیم به آیین محمد و مسلمان شدیم. مسیحی حقیقی ما هستیم که چون عیسی پذیرفتیم که محمد فرستاده خداست و اسلام آوردیم. شما کاریکاتور کشیده اید با این مزخرفات از انجیل و تورات. شما کاریکاتوری هستید از یهودیت و مسیحیت. حواریون عیسی امروز مسلمین اند و هواداران موسی هنوز هم مثل آن نبی گرامی، وقتی پای به وادی مقدس کربلا می گذارند، درمی آورند کفش های خود را. شما اما گرگ هستید و به جای “فاخلع نعلیک”، لگد می کنید زیر دست و پای تان قصه های عیسی و موسی را. لطفا بیش از این لگد به بخت خود نزنید. روزی قرآن ما روی طاقچه بود اما خمینی و خامنه ای، کتاب الله را جهانی کردند. شاید بتوانید قرآن را بسوزانید اما با این آمار چه می کنید که پر فروش ترین کتاب آسمانی حتی در غرب، قرآن ما مسلمین است؟ شما نتوانستید این بار در آخرای صفین از خوارج بازی بگیرید و به جای بردن قرآن روی نیزه، به جای روباه شدن، مجبور شدید باز هم گرگ شوید و قرآن را بسوزانید. شما اما چه مقدساتی دارید که ما به آن توهین کنیم؟ هیچ! مقدس ترین چیز نزد شما مسیحی – صهیونیست ها گوساله سامری است. عیسای شما مدت هاست که دیگر عیسای شما نیست و عصای دست دوزادهمین فرزند پیامبر ماست. همان عیسی که شما به دروغ از او دم می زنید، سردار سپاه امام زمان ماست. همین موسی که شما از او دم می زنید، قصه خودش را فقط در صفحات قرآن ما می خواند. لگد نکنید این همه عیسی و موسی را. شرم کنید. ما یهودی بودن شما را ندیدیم اما گوساله پرستی تان را دیدیم. ما مسیحی بودن شما را ندیدیم اما فهمیدیم کشیش های شما اغلب همجنس باز از آب درآمده اند. عیسی مدت هاست که فقط پیامبر ما مسلمین است. شما عاشق چشم و ابروی عیسی نیستید، عیسی را شعبده بازی می خواستید که هر روز برای تان معجزه جدید بیاورد. شما دل تان برای موسی نسوخته. شما از همان قوم و قبیله اید که هزاران موسی را کشت تا ثابت کند بویی از آدمیت نبرده است. هارون این روزهای موسی ما مسلمین هستیم. انجیل عیسی قرآن ماست و تورات موسی نیز. لگد نکنید این همه عیسی و موسی را. اعجاز پیامبر ما یک کتاب بود. گفت: “نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت، به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد”. محمد نبود نه عیسایی خلق شده بود و نه موسایی، که حالا شما بخواهید قصص این ۲ پیامبر را لگد کنید. آهای مردک! راستش را بگو. چقدر از بوش پول گرفتی تا برای اوباما برقصی؟ عروسی تان را به زودی عزا خواهیم کرد. ما عیسی را و موسی را به زودی از زیر چکمه شما آزاد خواهیم کرد. شما برده گیر آورده اید این ۲ پیامبر اولی العزم را و الا “ماه فرو ماند از جمال محمد، سرو نباشد به اعتدال محمد”. لگد کدام گرگ، پای کدام درنده به قامت سرو رسیده است؟  دست کدام خفاش به دامن آسمانی و روح مسیحایی ماه رسیده است؟ بردارید پای تان را از روی موسی و عیسی. شما دارید خودتان را بی خود زجر می دهید. ترک برداشته کسرای سفید. بخت سیاه، همین چهره اوباماست که مثل بختک افتاده روی کاخ سفید. “مرگ بر آمریکا” را جهانیان به چند زبان دیگر ترجمه کنند، سقوط شما حتمی است. شما در “باتلاق تلمود” دارید دست و پا می زنید تا مگر مرگ تان به تاخیر بیافتد، غافل از آنکه همین دست و پا زدن، همین قرآن را آتش زدن، همین لگد کردن عیسی و موسی، جلوتر می اندازد مرگ شما را. شما به این فکر می کنید و در این رویای خام به سر می برید که جهان را با پیروزی خود به اتمام برسانید اما ما بعد از شکست دادن شما، تازه می خواهیم طرحی نو دراندازیم و دنیایی پر از عدل و داد بسازیم. ما بعد از کندن گور شما، بعد از مرگ شما، تازه سنگ زندگی را به سینه خواهیم زد و آن روز عیسای شما تنها یکی از یاوران مهدی ماست. آن روز هم موسی به جای تورات و تلمودی از مزخرفات، قصه هارون را فقط در قرآن ما خواهد خواند که موسای ظهور به نیل افتاده است و اندکی دیگر در ساحل فرات، انتظار به سر خواهد رسید. ما منتظریم و شما مضطرب و دیر نیست که دست عزرائیل، از آستین غیرت ما بیرون آید و انتقام همه پیامبران را از بنی اسرائیل بگیرد. انتظار ما با ظهور به پایان خواهد رسید و اضطراب شما را پایانی نیست که گرگ حتی از سایه شیر هم می ترسد.

قطعه26



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 23 شهریور 1389-12:55 ق.ظ

نویسنده :کاربر

پیام ولی امر مسلمین جهان در پی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف در آمریكا

  
مطالبه همه مسلمانان، مجازات توهین‌كنندگان به قرآن مجید از سوی آمریكاست

 


 
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحكیم
انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون
ملت عزیز ایران، امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز و مشمئزكننده به قرآن مجید در كشور آمریكا كه در سایه امنیت پلیسی آن كشور اتفاق افتاد حادثه تلخ بزرگی است كه نمی‌توان آن را تنها در حد یك حركت ابلهانه از سوی چند عنصر بی‌ارزش و مزدور به حساب آورد.
این یك اقدام محاسبه شده از سوی مراكزی است كه از سالها پیش به این طرف سیاست اسلام هراسی و اسلام‌ستیزی را در دستور كار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی به مبارزه با اسلام و قرآن پرداختند.
این حلقه دیگری از زنجیره ننگینی است كه با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حركت كارتونیست خبیث دانماركی و دهها فیلم ضد اسلام ساخته شده در هالیوود ادامه یافت و اكنون به این نمایش نفرت‌انگیز رسیده است.
پشت صحنه این حركات شرارت‌بار كیست و چیست؟
مطالعه این روند شرارت كه در این سالها با عملیات جنایت‌بار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاكستان همراه بود تردیدی باقی نمی‌گذارد كه طراحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق‌ فكرهای صهیونیستی است كه از بیشترین نفوذ در دولت آمریكا و سازمان‌های امنیتی و نظامی آن و نیز در دولت انگلیس و برخی دولت‌های اروپایی برخوردار است.
اینها همان كسانی‌اند كه پژوهش‌های حقیقت‌یاب مستقل، روز به روز بیشتر انگشت اتهام را در ماجرای حمله‌ به برج‌ها در یازده سپتامبر به سوی آنان متوجه می‌كنند. آن ماجرا بهانه حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتكار وقت آمریكا داد و او اعلام جنگ صلیبی كرد و همان شخص بنابر گزارش‌ها، دیروز اعلام كرده است كه این جنگ صلیبی با ورود كلیسا به صحنه كامل شد.
هدف از اقدام نفرت‌انگیز اخیر آن است كه از سویی مقابله با اسلام و مسلمین در جامعه مسیحی به سطوح همگانی مردم كشیده شود و با دخالت كلیسا و كشیش رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه‌ای از تعصبات و تعلقات دینی بیابد و از سوی دیگر ملت‌های مسلمان را كه از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه‌دار می‌شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازند.
این اقدام كینه‌توزانه نه آغاز یك جریان بلكه یك مرحله از روند طولانی‌مدت اسلام‌ستیزی به سركردگی صهیونیزم و رژیم آمریكا است. اینك همه سران استكبار و ائمة‌الكفر در برابر اسلام قرار گرفته‌اند.
اسلام، دین آزادی و معنویت انسان و قرآن، كتاب رحمت و حكمت و عدالت است. وظیفه همه آزادیخواهان جهان و همه ادیان ابراهیمی است كه در كنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام‌ستیزی با این شیوه‌های نفرت‌بار مقابله كنند.
سران رژیم آمریكا نمی‌توانند با سخنان فریبنده و میان‌تهی خود را از ادعا و همراهی با این پدیده زشت تبرئه كنند.
سالهاست كه مقدسات و همه حقوق و حرمت میلیون‌ها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاكستان، عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار كشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شكنجه، هزاران كودك و زن ربوده شده و میلیون‌ها معلول و آواره و بی‌خانمان قربانی چه چیزی شده است؟ و با همه این مظلومیت‌ها چرا در رسانه‌های جهانی غرب مسلمان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود می‌كنند؟ چه كسی باور می‌كند كه این توطئه گسترده بدون كمك و دخالت حلقه‌های صهیونیستی درون دولت آمریكا ممكن و عملی است؟
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم می‌دانم این چند نكته را به همه متذكر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان می‌دهد كه آنچه كه امروز آماج حمله نظام استكبار جهانی است اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است.
صراحت مسكتبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استكبار است و تظاهر آنها به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است.
آنان با اسلام و هرآنكس كه به آن پایبند است و هرآنچه نشانه مسلمانی است دشمن‌اند.
ثانیاً: این سلسله‌ كینه‌توزی‌ها با اسلام و مسلمین ناشی از آن است كه از چند دهه پیش تاكنون نور اسلام از همیشه تابنده‌تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی غرب از همیشه بیشتر شده است ناشی از آن است كه امت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملت‌های مسلمان اراده كرده‌اند زنجیره‌های دو قرن استعمار و تجاوز مستكبران را پاره كنند.
حادثه اهانت به قرآن و پیامبر عظیم‌الشأن (ص) با همه تلخی در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پرفروغ قرآن روزبه‌روز بلندتر و درخشنده‌تر خواهد شد.
ثالثا: همه باید بدانیم كه حادثه اخیر ربطی به كلیسا و مسیحیت ندارد و حركات عروسكی چند كشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان بنویسیم.
ما مسلمان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی خواسته دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه‌وار است درس قرآن به ما در نقطه مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه همه مسلمانان امروز دولت آمریكا و سیاستمداران آن است. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را كه دل 1.5 میلیارد مسلمان را به درد آورده‌اند به گونه‌ای شایسته به مجازات برسانند.
والسلام علی عبادالله الصالحین
سیدعلی خامنه‌ای
22 شهریور 1389


نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 21 شهریور 1389-11:58 ب.ظ

نویسنده :کاربر

عیسی و موسی باز هم پیش محمد شرمنده شدند …

آتش زدن قرآن توسط آمریکایی ها!!!

قرآن را علی با پر می نوشت، نه روی چرم که بر لوح دل ما. اینکه خفاشان برمی دارند صفحات قرآن را پرپر می کنند و آن را به آتش می زنند، ناشی از برنتابیدن نور است و اینکه نور کور کرده چشم شان را. نور اگر بر ظلمت و ماه اگر بر ظلم و ستاره اگر بر ستم غلبه نکرده بود، شب پرستان این چنین خود را به آب و آتش نمی زدند. این بار دشمن علی نتوانست در آخرای صفین از خوارج بازی بگیرد و قرآن را روی نیزه بَرَد، رفت و قرآن را سوزاند. این دود، اولین چشمی که نابود خواهد کرد، چشم مسیحی صهیونیست های کاخ سفید است. ما نیز برای جنگ با خفاشان آماده ایم. خون مان به جوش آمده است. مسیحی صهیونیست ها این بار و برای این غلط زیادی، هزینه بزرگی خواهند پرداخت. این هزینه شمارش معکوس برای مرگ شان است. هان ای عزرائیل! آستین غیرت ما آماده است؛ دستت را فرو کن در حلقوم غرب وحشی و انتقام خون سپیده را سحر را از شب پرستان بگیر. نه ما که حتی تو و دیگر ملائک، همه و همه مدیون قرآنیم. تو فرشته خدایی و قرآن کلام خداست. به قرآن، دیگر جای صبر و سکوت نیست. نازل شو.

کلیپ های تصویری از این هتک حرمت

- گزارش تصویری از این اقدام صهیونیستی

کلیپ با فرمت ۳gp با حجم ۷۵۰ کیلوبایت

لینک دانلود مستقیم

- کلیپ تصویری ۱۱ سپتامبر (۹سال پیش از حمله به افغانستان شروع و حالا آتش زدن قرآن!!)

کلیپ تصویری با فرمت ۳gp ، با حجم ۱٫۷۰ مگابایت

لینک دانلود مستقیم

کلیپ تصویری با فرمت mp4 ، با حجم ۱۴٫۷ مگابایت

لینک دانلود غیرمستقیم

(ارسالی دوستان)

* پیشاپیش از وجود صحنه هایی که باعث به درد آمدن قلب مسلمانان میشود عذر میخواهم*

دانشجویان دانشگاه‌های تهران در اعتراض به هتک‌حرمت قرآن‌کریم در آمریکا، فردا مقابل دفتر حافظ منافع این کشور در ایران (سفارت سوئیس) تجمع می‌کنند.

دانشجویان دانشگاه‌های تهران در اعتراض به اقدام کشیش‌های آمریکایی در توهین به قرآن‌کریم، مقابل سفارت سوئیس در تهران تجمع می‌کنند.
این تجمع اعتراض‌آمیز با حضور دانشجویان دانشگاه‌های تهران و تشکل‌های دانشجویی فعال از ساعت ۱۶ فردا دوشنبه ۲۲ شهریور مقابل دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران (سفارت سوئیس) برگزار می‌شود.



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 18 شهریور 1389-04:05 ق.ظ

نویسنده :کاربر

ای به فدای گریه قنوتت ای یار خراسانی

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/10101/C/13890619_0410101.jpg

 
من که میدانم دلیل بغضهایت سیل پاکستان نبود...این لطافت از کسی در عالم امكان نبود... ای امیرم، رهبرم، مولای من، ای سرورم! در قنوتت اشکهایت داد میزد... هیچکس محرم نبود... اللهم احفظ لنا سیدنا ومولانا نور اعیننا الامام خامنه ای ...

سیل زده ماییم و سیل، قطرات اشک ماه بود، آه ماه بود که خراب کرد دل ما را و آن سیل زده بی نوای پنجاب باید به حساب دل ما به جای لباس و آذوقه و پول، “عشق” بریزد.  الا ای شما ستاره ها! ماه، ولی امر مسلمین جهان است و مسئولیت هر ستاره ای در هر کجای این گیتی، وقتی که خورشید نباشد، با “آقا”ست که هر جا ستاره ای باشد، آنجا قلمرو حکومت ماه است. ملیت ستاره ها را با شناسنامه نمی شناسند. ملیت هر ستاره ای کشورش نیست. ملیت همه ستاره ها، آسمان است و ماه رهبر همه ستاره هاست. کجایی “اقبال” که “لاهور” را سیل برد و همزمان سمرقند و بخارا و خوارزم و بیرون و طوس و خمین و خامنه دل شان شکست. نه عزیزان! پیامک های تان را دیدم و ممنون از کامنت های تان اما اتفاقا می خواهم بگویم؛ دلیل آن بغض “آقا”، فقط سیل پاکستان بود، آخر الگوی خامنه ای در رهبری “علی” است و فقط به مسجد کوفه و مسجد ضرار و کوفه و فتنه و نجف و کربلا و مکه و مدینه و قدس و مشهد و تهران فکر نمی کند. به همان دلیل که “آقا” با لباس مبدل به بم می رود تا از حال و روز غم زدگان از نزدیک با خبر شود، درست به همان دلیل، بغض گلویش می شکند از سیل پاکستان، که خامنه ای فقط رهبر ما ایرانیان نیست؛ ولی امر مسلمین جهان است. هر ستاره ای از ماه توقع نور دارد و هر سوسویی از نور، انتظار سرکشی. کودک آواره شتیلا، سیل زده بی پناه پاکستانی، آن آمریکایی تازه مسلمان شده طلبه قم، پیرزن بوسنیایی، شیعه بحرینی، سنی افغانی، مسلمان اندونزیایی، آن الجزایری الاصل سیه چهره ساکن جنوب پاریس که نام فرزندش را گذاشته روح الله، جوانک کشمیری و حتی سید حسن نصرالله، فقط و فقط به امید خامنه ای زنده اند. با وجود این ماه تابان، شب پرستان بیهوده دارند تاریکی می پرستند. ۲۵۰۰ ماهواره خواستند از ظلمت بت بسازند اما ماه ما این ماه پاره علوی تبار بت شان را شکست. ماه ما بزرگ است و از ایشان هر ستاره ای، امید نور دارد. کرامت ماه، مختص همه ستاره هاست. هر ستاره ای ماه را دوست دارد و از ماه انتظار دارد. خامنه ای ولی امر مسلمین جهان است اما هیچ کجا، هیچ کجای این هستی، اندازه ایران فدایی ندارد. حزب الله لبنان، پروانه ای است که عاشقی گرد شمع را از چمران و متوسلیان یاد گرفته. امروز هم همین است. جوانان لبنان “۹ دی” را می بینند و رسم ستارگی می آموزند. ما افتخار می کنیم که خامنه ای ولی امر مسلمین جهان است و بیت رهبری، نه فقط خانه ما، که خیمه همه ستاره هاست اما کاشانه همه ستاره ها در ایران عزیز ماست که ام القرای جهان اسلام اینجاست. بزرگی آدم ها را به اندازه وسعت بغض شان می شناسند. قطرات اشکی هم هست که ماه، دور از چشم ستاره ها و فقط نزد خورشید می ریزد. این، آن بغض و اشکی است که شما دوستان گفتید. پس بیاییم و “بغض فطر” را بد تفسیر نکنیم. این بغض فقط به سیل زده های پاکستان اختصاص داشت؛ فقط. آن قطره اشک قنوت هم، رازی است میان ماه و الله که کشف آن راز فقط کار خورشید است.(قطعه26)

کلیپ تصویری با فرمت های متفاوت با توجه به پهنای باند هر کاربر


لینک دانلود مستقیم با کیفیت متوسط و فرمت Wmv و با حجم ۵۴٫۰ MB
لینک دانلود مستقیم با کیفیت متوسط و فرمت Flv و با حجم ۲۶٫۹ MB
لینک دانلود مستقیم با کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم ۲۲۲٫۲ MB

کلیپ های صوتی مراسم به همراه خطبه ها:

اقامه نماز عید سعید فطر (کلیپ صوتی نماز عید)
لینک دانلود مستقیم با کیفیت پایین ۱۶K و حجم ۵٫۳۰ مگابایت
لینک دانلود مستقیم با کیفیت متوسط ۶۴K و حجم ۱۰٫۶۰ مگابایت
لینک دانلود مستقیم با کیفیت بالا ۱۲۸K و حجم ۲۰٫۹۶ مگابایت

به کمک سیل زدگان پاکستان بشتابید…
لینک دانلود مستقیم با کیفیت پایین ۱۶K و حجم ۱٫۲۱ مگابایت
لینک دانلود مستقیم با کیفیت متوسط ۶۴K و حجم ۲٫۴۱ مگابایت
لینک دانلود مستقیم با کیفیت بالا ۱۲۸K و حجم ۴٫۸۲ مگابایت

خطبه های نماز عید سعید فطر
لینک دانلود مستقیم با کیفیت پایین ۱۶K و حجم ۵٫۸۳ مگابایت
لینک دانلود مستقیم با کیفیت متوسط ۶۴K و حجم ۱۱٫۶۱ مگابایت
لینک دانلود مستقیم با کیفیت بالا ۱۲۸K و حجم ۲۳٫۵۷ مگابایت

منبع:

KHAMENEI.IR – پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای

*مطالب مرتبط*

بغض ولی امر مسلمین بر مصیبت مردم پاکستان - لینک ورود

حاشیه‌های نماز عید سعید فطر در دانشگاه تهران - لینک ورود


 

 





نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 17 شهریور 1389-01:37 ب.ظ

نویسنده :کاربر

وقتی “ماه” تویی، اخترشناسان دنبال چه می گردند؟

 

من مستاجر نیستم؛ خانه ام بیت رهبری است و “ماه” ایستاده دم در خانه من و دارد کجا را نگاه می کند؟ عشق به خامنه ای عشق به همه خوبی ها نیست. خوب ترین عشق عالم، عشق به خامنه ای است. اصلا معنای عشق، خامنه ای است. بابای ما نیست که هست. نائب خورشید نیست که هست. حضرت ماه نیست که هست. علمدار انقلاب نیست که هست. ضربان قلب ما با عشق به رهبر تنظیم می شود. دیدن ماه نباشد، به چه کار آید چشم؟ شنیدن نور نباشد به چه کار آید گوش؟ بصیرت آقا نباشد به چه کار آید هوش؟ مدح ماه نباشد به چه کار آید قلم؟ راه علی نباشد به چه کار آید قدم؟ روی زیبای ماه نباشد به چه کار آید نگاه؟ تو ماهپاره علوی تبار مایی. آقای مایی. دست خدایی بر سر ما. فرزند زهرایی. بشکند دست مسئولینی که اوقات تو را تلخ می کنند. قدر تو را مادر شهیدان جنیدی می داند. ستاره می داند قدر ماه را. ما حواریون ماهیم و نمی گذاریم آه تو با سینه چاه گره بخورد. ما به عشق تو راهپیمایی نمی کنیم، پشیمان می کنیم شب پرستان را از نفس کشیدن. ما چرا باید یک جان داشته باشیم برای تقدیم؟ کاش در تقویم، هر روز، روز شهادت ما بود. روزه ما بی ولایت تو عبادت نیست. الله را بی کمک نور ماه نمی شود دید. تو نبودی دلتنگی غروب آدینه می کشت ما را. درب خانه ات، چقدر ساده است. مثل خانه آن شهید روستایی. هر چه می گردم پلاکی نمی بینم. پلاک خانه تو در جاده اهواز – خرمشهر گردن پدر من بود. پلاک خانه تو همین چفیه ای است که روی دوش می اندازی. این چفیه حرف می زند با آدم. زنگ در خانه ات چقدر ساده است. خوب شد که تو ویلا نداری و فرزندانت “آقازاده” نیستند. تو از بحران عبور کردی و کتابش را یکی دیگر نوشت. تو با امام بودی و پزش را نخست وزیر داد. تو از امام نامه داشتی و یکی دیگر ناله سر داد. ما به تو می گوییم ماه اما امام می گفت تو خورشیدی و مثل خورشید می درخشی. امام می دانست که تو می شوی ناخدای باخدای کشتی انقلاب و الا با دلی آرام و قلبی مطمئن نمی رفت. اطمینان قلب امام، تو بودی. آرامش دل امام، تو بودی. شادی روح امام، تو بودی. امیدواری ضمیر امام، تو بودی. اگر به عکس گرفتن است، هیچ کس اندازه تو با امام عکس ندارد. اگر به خط امام است، این فقط خط علی است که خط امام است. اساسی ترین قانون ما دستخط توست. ما تو را فقط وقت فتنه یاد نمی کنیم. در روز هم قدر ماه را باید دانست و من دارم ثانیه شماری می کنم که تو باز هم در مقابل این در آفتابی شوی و بیایی و برای ما نماز عید فطر بخوانی. اخترشناسان این روزها به تکاپو خواهند افتاد تا مگر ماه را ببینند. ماه ما اما تویی و ما ستاره شناس نیستیم؛ خود، ستاره ایم. کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را. کی گشته ای نهفته که پیدا کنم تو را. آسمان، قلب ماست و زمام قلب ما دست امام خامنه ای است. عده ای بی خود دارند دنبال ماه می گردند. ماه تویی. آه تویی. تو ماه بنی انقلابی و ماه بنی هاشم با چشمانش هر روز تو را رصد می کند. وقتی مادر شهید روستایی دعا می کند؛ “اباالفضل علمدار، خامنه ای نگهدار”، باب الحوائج کارش را بلد است. دشمن خامنه ای، طرف حسابش عباس است. خامنه ای بصیرت خود را از عمویش حضرت “نافذ البصیره” به ارث برده است و من مستاجر نیستم؛ خانه ام بیت رهبری است.  خانه ای ساده، صمیمی، با باغچه ای کوچک و چند عدد گل پیچک و صاحبخانه ای که رهبر یک مملکت است اما ویلا ندارد و هنوز هم باشکوه ترین جای خانه اش، کتابخانه اش است. گفت: هر کسی ماهی مثل ما داره، بیاره. بیاره بیاره. یه سر زلف تو رو تموم عالم نداره. نداره. نداره.

قطعه26



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 16 شهریور 1389-05:31 ب.ظ

نویسنده :کاربر

حمله سازماندهی شده طرفداران علی ‌محمد دستغیب به راهپیمایان شیراز


حمله سازماندهی شده طرفداران علی ‌محمد دستغیب به راهپیمایان شیراز

فیلم برخورد وحشیانه شاگردان و مریدان علی محمد دستغیب از نمایی نزدیک

“لطفا اطلاع رسانی شود”

کلیپ ها با دو کیفیت و دو فرمت متفاوت

کلیپ تصویری با فرمت wmv ، با حجم ۸٫۸۶ مگابایت

دانلود غیرمستقیم

کلیپ تصویری با فرمت ۳gp ، با حجم ۳٫۲۴ مگابایت

لینک دانلود مستقیم

منبع کلیپ تصویری:

کلیپ موبایل زلزلهفیلم برخورد وحشیانه شاگردان و مریدان علی محمد سربی با مردم روزه دار

* پیشاپیش از وجود صحنه های زشت و زننده ای که در کلیپ فوق وجود دارد عذر میخواهم ولی باید همه مردم از وجود این عناصر در کشور مطلع شوند*

لینک های مرتبط:

اثبات سازماندهی چماقداران برای حمله با انتشار متن کامل سخنان دستغیب

حمله سازماندهی شده طرفداران علی‌محمد دستغیب به راهپیمایان شیراز

تصاویر جدید از حمله طرفداران علی‌محمد دستغیب به راهپیمایان شیراز




نظرات() 



  • تعداد صفحات :16
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...